سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 22 مهر 1398
    16 صفر 1441
      Monday 14 Oct 2019
      • روز جهاني استاندارد
      هنر، همكاری میان خدا و انسان است و در این همكاری، زمانی كه انسان كمتر دخالت می كند، نتیجه عالی تر است. آندره ژید

      دوشنبه ۲۲ مهر

      هیج ایسم

      شعری از

      نیروانا دوست

      از دفتر من کلاغ ها را زیسته ام نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۲۰۰
        بازدید : ۳۷   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر نیروانا دوست

      خالی از حجم
      و کالبدی تنیده شده از استخوانهای آهنی
      موسیقی ناهنجار قطره هایی شبیه آب
      درون دالان ها و حفره های تو در توی
      خواب قیلوله ام را  می رباید .
      همه جا سرد است
      تاریک و نمور
      کسی صدایم می کند
      به زبانی که نمی دانم !
      چیزی در من می شکند
      جوانه ای نحیف
      گنگ و مبهوت
      ریشه هایش را
      درونم  می دواند
      و من جاری می شوم در خاک
      و من پراکنده میشوم در هوا
      و من صدا می شوم در پرنده
      بخشیده می شود روح حیوانی ام به پروانه
      بخشیده می شود روح نباتی ام به درخت
      بخشیده می شود روح انسانی ام به جویبار 
      ذره ای معلق در انتظارِ انفجاری بزرگ .
      و این منِ کمتر
      در امتدادِ رقصِ شعله هایِ آتش
      در نجوایِ شبانه یِ باد با جنگل
      در لذتِ هم آغوشیِ دو تن
      در تناسخ بینِ دو سنگ
      در هفت اُمین برگِ لوتوس هایِ آبی
      متجلی می شوم
      ابر را آبستن می کنم به باران
      می بارم ...می بارم... م ی ب ا ر م ...
      .
      نعره می شوم در حنجره یِ ماده شیرِ خفته
      خواب می شوم در چشمانِ مردِ مسافرِ ژولیده
      خنده  می شوم بر لبانِ کودکِ گرسنه یِ نالیده
      رود خانه می شوم بر پوستِ چروکِ زمینِ خشکیده
      آغوش می شوم در دستانِ تنهایِ زن رقصنده
      باد را آبستن می کنم به گردباد
      رها ..... رها.... ر  ه  ا .....
      و دوباره باز می گردم
      و سه باره باز می گردم
      و هزار باره باز می گردم
      این وعده ایست که درآخرین بوسه یِ معشوق به سرباز دادم
      این وعده ایست که در آخرین وداعِ مادر به کودک دادم
      این وعده ایست که در آخرین رویشِ شقایق به بهار دادم
      ذره‌ای معلق در خلسه ی انفجاری بزرگ
      و این منِ کم تر
      خود را آبستن می کند به هیچ
      هیچ .... هیچ .... ه  ی  چ
      و تنها
      ه
      ی
      چ
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بانو
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      سلام شاعروادیب بزرگوار
      خواندن شعرای زیبا وفاخرتان
      بسیارلذت بخش است
      جانتان مانا وزبانتان گویا
      رقص قلمتان ماندگار
      هزاران درود برشما
      شاعر بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      ۲ هفته پیش
      عهد و پیمان تو با ما و وفا با دیگران
      ساده دل من که قسم های تو باور کردم

      به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
      زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
      __________________________________ . شهریار
      سلام دخترم
      سروده ات بسیار زیباست ... درود خندانک
      اما با کمی ویرایش و اختصار زیبا تر میشود
      هنری داودیان
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      اعظم قارلقی
      يکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ ۱۲:۲۲
      و این منِ کم تر
      خود را آبستن می کند به هیچ
      هیچ .... هیچ .... ه ی چ
      و تنها
      ه
      ی
      چ
      درود خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1