سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 6 تير 1398
    25 شوال 1440
    • شهادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام، 148 هـ ق
    Thursday 27 Jun 2019
      هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

      پنجشنبه ۶ تير

      نامه 45 - نامه به عثمان بن حُنَيف انصارى، كارگزارش در بصره - نهج البلاغه ...

      شعری از

      ولی اله بایبوردی

      از دفتر اشعار ولی اله بایبوردی نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۷۳۹۲۹
        بازدید : ۶۹   |    نظرات : ۱۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر ولی اله بایبوردی

      خبر رسیده به من این چنین که ابن حنیف
      به خوان مرد جوانی بخوانده اند به ضیف

       
      گمان به فهم نکردم قبول فرمایی
      که مستحق به جفا رانده اند ز مهمانی

       
      نگر کجایی و علت چه بود سفره رنگ
      مقابلت به تماشا شکم گرفتی تنگ

       
      به خورد لقمه گرفتی که هست لقمه حلال
      حرام را به نظر دیدی و تو گشتی لال

       
      نگفتی از پس این ضیف قصد مردم چیست
      تو عامل علی و حکمران بباید زیست

       
      به هوش باش به دنبال من روانه شوی
      به نور و دانش من فهم را جوانه زنی

       
      چرا که پیرو من گشتی و خطا بروی
      خطِ صراط خدا را به شبهه ها ببری

       
      مگر علی به دو قرص نان و جامه فرسود
      بسنده کرد نه دنیا فریفت نه که وجود

       
      اگر چه قصد من از زندگی ره عدل است
      شما به یاری من پارسا توانید رفت

       
      که من در این گذر عمر راه را دیدم
      به کهنه جامه یِ خود کهنه ای نیفزودم

       
      نه زر نه چیز دگر را ذخیره ننمودم
      به قصد و قربت الله توشه ای چیدم

       
      فدک به دست علی بود ساقی کوثر
      که بَکر بخل نمود و نمود محو اثر

       
      چه صحبت است مرا از فدک غیر فدک
      که هست در بر من ناز ها کنم من دک

       
      به یاد آخرت افتم که آدمی است اسیر
      گرفته دام بلا را گرسنه است نه سیر

       
      به نفس چاره کنم آخرت خریدارم
      اگر چه لغزش و لرزش خطاست بیدارم

       
      به خاکِ تشنه، لبِ گور، گورها چینم
      که صید خاک شده است صیدها برون بینم

       
      توان مصرف گندم بَریشم و شیره
      به ذهن آید و لکن نشد مرا چیره

       
      به شهد نوش نسازم که در حجاز و یمن
      کسی به حسرت نانی شده اسیرِ دَمَن

       
      مروّت است اسیر شکم شوم مردم
      به سینه سوز هزاران رعی است در بودم

       
      نصف دگر شعر بخوان تا علن
      مفتعلن مفتعلن فاعلن

       
      درد تو این بس که بخوابی تو سیر
      گوشه دیوار نبینی اسیر

       
      با شکم خالی و خونین جگر
      در طلب پوست بز پوست گر

       
      خوش شوم امروز که مردم مرا
      رهبر خود کرده ندارم جزا

       
      رهبر مؤمن که شریک غم است
      زندگی سخت مرا مرهم است

       
      زاده شدم خورد و خوراکم دهند
      فکر خودم باشم و نانم دهند

       
      بی خودی نیست گر چه بود این چنین
      خلق به یک خُلق بگویند یقین

       
      ابن ابیطالب از این خورد و خواب
      جنگ تواند که کند آب و تاب

       
      همچو درختم که در این روزگار
      رشد نمودم چو گلی داغدار

       
      خشکی صحرای مرا آتشی است
      نغمه مرغی شنوم آیتی است

       
      ما دو تن از شاخه آن رویش ایم
      همچو دو آرنج با بازو خوش ایم

       
      گر چه عرب پشت شوند یکدگر
      جنگ کنم با همه تا زودتر

       
      دانه ز ریگی بکنم منفصل
      نور حقایق بکنم مشتعل

       
      بین حق و کفر صراطی کشم
      در خود و با دوست سمایی شوم

       
      دور شو از من که مهارت به دوش
      فارغ از این دست شده هوش هوش

       
      هر چه کنی جلوه نخواهی فریفت
      زیور و زیبت نشده چشم دوخت

       
      من ز طناب تو شدم رست خیز
      فارغ از این یهر شدم تند و تیز

       
      آن همه مهتر که فریبش دهی
      حال و مضی را ز خودت وا رهی

       
      شوخی جانانه کنی جان دهی
      حیله یِ مکّاره شوی دل بری

       
      در لحد و مهد اسیرش کنی
      زود بزایی و زوالش کنی

       
      رام تو شد هر که جهالت خرید
      خام تو شد از تو سعایت خرید

       
      عقل در این واقعه رامت نشد
      منزلتش دید که خامت نشد

       
      تربیت نفس سزاوار توست
      فاتحِ عقل تو نگهدار توست

       
      در ره تسلیم رضا شاد باش
      همچو علی جلوه در این داد باش

       
      دوزخ خود را که کنی بر کنار
      دولت حق را تو شوی پاسدار

       
      ابن حُنیف از من والی شنو
      خدمت دل کن به چنین ضیف مرو
       
      ولی اله بایبوردی
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      حکیمانه و زیبا بود خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام استاد عزیز
      سپاس از خوانش محبت آمیزتان
      علی یارت
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فرحناز راسخ
      حدود ۱ ماه پیش
      به خورد لقمه گرفتی که هست لقمه حلال
      حرام را به نظر دیدی و تو گشتی لال

      نگفتی از پس این ضیف قصد مردم چیست
      تو عامل علی و حکمران بباید زیست

      👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻افرین
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام خانم راسخ
      سپاس از خوانش محبت آمیزتان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مریم محبوب
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها خندانک

      در ره تسلیم رضا شاد باش
      همچو علی جلوه دادار باش

      خندانک خندانک خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام خانم محبوب
      ممنون از خوانش صمیمانه تان

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      حدود ۱ ماه پیش



      درود ها بزرگوار خندانک خندانک خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام استاد انصاری عزیز

      سپاس از خوانش محبت آمیزتان

      طاعت و عبادات قبول خالق یکتا

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شعله(م جلیلی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استادگرامی
      بسیار پند اموز و زیبا بود
      چه بسیار انسانهایی که دارن از جایگاهشون در این مملکت سواستفاده میکنن
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام خانم جلیلی

      ممنون از خوانش صمیمانه تان

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی
      حدود ۱ ماه پیش


      سلام و عرض ادب و احترام استاد گرامیم
      بسیار عالی و ارزشمند قلم زده اید خندانک
      دستمریزادبزرگوار خندانک
      طاعات و عبادات قبول حضرت حق خندانک
      التماس دعا خندانک
      در پناه خدا خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک



      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام آقای رفیعی بزرگوار
      عزّت زیاد
      سپاس از خوانش صمیمانه تان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      همایون طهماسبی (شوکران)
      حدود ۱ ماه پیش
      درودتان
      بسیار زیبااااا
      خندانک خندانک خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام آقای طهماسبی عزیز
      ممنون از خوانش گرم تان
      علی یارت خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      کبری یوسفی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام ودرود براستاد بزرگوار
      دس درست بسیار عالی وزیبا
      درودتان موفق باشیدودرپناه خدای مهربان
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ولی اله بایبوردی
      ولی اله بایبوردی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام سرکار خانم یوسفی ارجمند
      سپاس از خوانش صمیمانه تان
      طاعات و عبادات قبول حق تعالا
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0