سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 28 تير 1398
    18 ذو القعدة 1440
      Friday 19 Jul 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        جمعه ۲۸ تير

        تناقض

        شعری از

        مسعود معادی

        از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۷ ۱۶:۲۴ شماره ثبت ۷۱۲۷۳
          بازدید : ۸۵   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود معادی

        خدایا 
        چه حالی رو به تو دارم 
        صدایم قاصد بغضی ست نابخشودنی 
        از سنگ توبه 
        تو را می جویم آنجا که 
        دلی بشکست 
        حقیقتی مرد 
        پرونه ای از دست شمع اش جست
        تو را می جویم آنجا که ...
         
        خدا تنهاست 
        تنهایی اش را دوست دارد یا نه
        صدایی می رسد از راه 
        از آن کوه است یا دریا 
        فراخ کن گوش و روشن دل که می بایست
        صدای آشنا باشد
        بگو هان کوه سر افراز کوه
        چه می خواهی ؟
        "خدا با ماست تنها نیست 
        شاهی مهربان برپاست 
        خاموش نیست
        صدای تسبیح شباویزش فراموش نیست
        دلی روشن می خواهد 
        کمی هم بندگی آنجاست 
        همه اش زیر سر دنیاست 
        با آن ژرفای پهنایش"
         
        خدایا!!!!ببخش از من اشک ریزان
        جویدم پوزه ی شیطان 
        اما درکت دشوار است 
        چرا آن مادر پنج طفل 
        کنار شوار مرده اش بیمار است
        کمی آهسته تر وایسید 
        آن خشکیده سایه چیست که با گردو در جنگ است
        سپیدار است
        """ببین ثمر ببین برگم 
        ببین سایه ی سترگم 
        نمی دانم تو را کی کاشت 
        دهقان نیست بیکار است"""
         
        خدایا 
        چه حالی رو به تو دارم 
        سبک روحم چو قاصدک 
        نسیمی از تو می جویم 
        تیه ها بیابان ها 
        جهانی را می پویم 
        تا در معراج تو بنشینم 
        طواف خشت خشت آنجا 
        کنم گر رود چین هم
         
        چه زیباروست چیست آنجا؟
        من میرم
        یوسف است یا مریم ،نمی دانم
        ولی پشت سرش جالب 
        چرا رو می پوشانی 
        مگر نیستی در این دنیا در این قالب؟
        تو را ای چرکیده رو ،دردت چیست؟حاجت چیست؟
        چرا افسرده دل سردی
        خدات آنجاست‌‌‌...
         
        """خدایم نه !
        منو از خود رهاننده 
        جزامش را نصیب من 
        به روی من پوشانده 
        گریزانم از او از خلق""
        بگو تو چیستی ای شی
        بهاییم یا که انسانی 
        شبه یا مرغ خواشخوانی 
        که می پرسی ز حال ما""
         
        نترس ای مرد سمیرغم 
        نه اینجایم نه آنجایم 
        به سوی قاف در راهم 
        می پرسم ز حال تو از آن گردو از آن مادر
         
        صدایی می رسد از راه
        از آن کوه است یا دریا 
        بگو
        ای خشم موج افشان چه می خواهی؟
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ۰۷:۴۰
        خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ۱۳:۲۲
        سلام بزرگوار
        بسیار زیبا سروده اید
        موفق باشید
        درپناه حق خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷ ۱۴:۳۵
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0