سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 28 شهريور 1398
    21 محرم 1441
      Thursday 19 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        پنجشنبه ۲۸ شهريور

        گربه صفت

        شعری از

        شقایق رضازاده

        از دفتر از چشمهایت تا ناکجا آباد نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷ ۱۲:۴۶ شماره ثبت ۷۰۶۲۵
          بازدید : ۱۲۳   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شقایق رضازاده
        آخرین اشعار ناب شقایق رضازاده

        وفا را
        لوس ترین گربه ی شهر
        توی آغوشت
        هجی می کرد
        وقتی سبیلهایش را
        برای پرت شدن روی سینه ات
        از ته قیچی می کرد
        و هرچه بیشتر نوازشش می کردی و
        به خودت می فشردی،
        عاشقتر می شد و
        چشمهایش
        بیشتر برق می زد؛
        بی خبر از این که
        گربه صفتی را
        پشت مردمک چشمهایت
        پنهان کرده بودی و
        درست
        همان لحظه ای که
        دست روی موهایش می کشیدی و
        از دستپختش تعریف می کردی،
        به فکر رفتن بودی و
        می خواستی
        تمام کوچه پس کوچه های شهر را
        برای یافتن لقمه ای لذیذتر
        زیر پا بگذاری!
        و او
        خوش باورانه
        پنج شنبه ها
        توی امامزاده
        شمع روشن می کرد و
        دعا میکرد
        به پای هم
        پیر بشوید!
        بدون این که بداند
        شاید روزی
        گربه ها
        رام بشوند
        اما تا کنون
        هیچ گربه صفتی
        با دعا
        پابند هیچ خانه ای 
        نشده است
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۲۲
        درود بانو
        زیبا و جالب بود خندانک خندانک خندانک
        وحید کاظمی
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۰۹:۲۷
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی معصومی
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۱۱:۰۷
        درود بانو
        رضازاده گرامی


        خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۱۴:۴۱
        درودتان
        زیباااااااااا
        خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۱۷:۳۳
        سلام مهر بانوی عزیز
        زیبا سروده اید
        بر قرار باشید
        درپناه حق خندانک خندانک خندانک
        علی ناصری(عین)
        پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷ ۲۱:۵۵
        باسلام
        خندانک خندانک درودبرشمادر نگاره های زیبا خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۰۳:۴۲
        درود و صد درود
        خندانک خندانک خندانک

        احسنت به طبع زیبا و اشعار شیوای شما
        عالی
        عالی
        عالی
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        محمد ترکمان(پژواره)
        جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۱۶:۵۱
        ... وفا را
        لوس ترین گربه ی شهر
        در آغوشت هجا...
        و سبیلش را
        برای پرت شدن
        روی سینه ات
        از ته قیچی می کرد!
        مجید شیاسی  مجید
        جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۱۸:۲۵
        سلام بسیارزیبا درود برشما
        شعله(م جلیلی)
        جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷ ۲۰:۵۴
        شعر نو زیاد نمیخونم
        درونمایه قشنگی داشت
        راستش گربه هم بی صفت نیست ولی خیلی ها هستند که بی صفتن
        محمدزبیر براهویی (میم دادخواه)
        شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷ ۰۹:۲۴
        درود بانو
        قلمتان جاری باد
        زیبا سروده اید خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) مرامی دارد این سنیه پر از عشق و محبت او ااااا به رسم عشق می خواند نه در فکر خیانت او
        ترانه ماندگار تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی کن از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم
        مسعود میناآباد ( مسعود م ) تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است جان به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
         محمد جانی نژاد (علی مهدوی) رهایی خواهد این سینه ولی افسوس یاری نیست ااا به زیرِ تیغم و پردرد خدایا رستگاری چیست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس) تو شعرت را بگو شاعر وَ روزت هم گرامی باد من از گیراییِ شعرت هماره می‌شوم دلشاد زلالِ سینه‌ی تو ارج دلرد چون به زیبایی کنی حقّ و عدالت را در امواج دلت فریاد فراموشی نگیری از بیان جوششِ احساس تو را باشد به پیوسته صفای شور دل در یاد نکو حال و نکو سیرت تویی تو چون که آتش‌وار بسوزانی تو با شعرت سرای ظالم از بنیاد سرود مهر را می‌خوانَد احساست به وقتِ خود سرودی که از اعماق دل و اندیشه‌ی تو زاد درودی را سرودم بهر تو من با تمام دل به پایان باز هم می‌گویم این روزت گرامی باد زهرا حکیمی بافقی بداهه در مشاعره گروهی سایت ادبی شعر ناب یست و هفت شهریورماه نودوهشت روز شعر و شاعری گرامی باد سپاسگزارم از استاد فکری ارجمند برای تشکیل این سایت ادب پرور

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0