سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 16 فروردين 1404
    7 شوال 1446
      Saturday 5 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        شنبه ۱۶ فروردين

        باژاله های سیمین

        شعری از

        شرمینه بهاروند

        از دفتر دخترها هنوز... نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ ۱۸:۲۰ شماره ثبت ۲۹۲۴۵
          بازدید : ۸۱۴   |    نظرات : ۹۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شرمینه بهاروند

        رفتن توفعل مجهول خدا نبود 
        سیمین بانو
        مصدرمرخم پشت شعرهای من  بود
        تشدیدفوبیای  رنگ پریدگی اسم فاعل بودبرای شاعر
        درسرمن
        نبود«امید» و «بامداد»رادرگرمی خورشیدهای تو
        بودم 
        وژاله را نواختم تا معلم خوبی باشم
        به لنگه شلوارهای  تاخور  ده نگاه کردم به نیابت تجربه های مردمی شاعرانه 
        و غافل نماندم 
         ازدردهاو رنجهاو کمبودها
        زنان روسپی رادل سوزاندم همچون تووعیسی
        عشق و غروروشرم و حیارارعایت کردم درجایگاه خودشان 
        ودهان بازکردم به شهامت ، گاهی
        و بستم به صبوری درشبهای طولانی تیزدندان 
        به امیدپگاهی دورو گرم
        وحالا
         بی توچگونه تاب بیاورم ؟
        روزهای اول است و دلم مشغول بودنت برخاک 
        جانم سوخته است بانو
        دعامی کنم بمانم
        بخوانم 
         و بدانم 
        ومثل تو
        باشکوه
         بی تاو بیتاب
        باغیرت و عظمت 
        باشم و بمیرم 
        گفتی همه اوازهایت راخوانده  ای 
        همه شعرهایت راسروده ای 
         وامی نداری 
         می روی 
        من چه کنم بانو
         که هیچ کاری نکرده ام 
         ژاله رابنوازم ؟
        حورالعین دیروزاین کارراکرد
        به روسپی به دیدترحم    نگاه کنم ؟
        به مردیک پا
         ولنگه شلوارتاخورده اش ؟
         به کولی چطورنگاه کنم ؟
         به پسری که قلب مادرش را ازسینه بیرون کشیدو دنبال عشقش رفت ؟
         به زنی که کاسه زهررااشتباهابه فرزندش داد؟
         هنوزراه نیفتاده ام بانو 
         چه کنم ؟
        ___________________________
        شرمینه بهاروند- 28/5/93 درفقدان شاعربزرگ بانوسیمین بهبهانی 
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1