جمعه ۱۰ اسفند
|
دفاتر شعر مهدی خدایی (آیدین)
آخرین اشعار ناب مهدی خدایی (آیدین)
|
وقتی
صدای پای تو
شعر می شود
آتش ، آب می شود
و یوسف ،
یعقوب!
___________
حباب شاد
آرزوی باران داشت
بر سطح دریا
ندانست
طاقت سقف
خانه اش را...
.........
تبلور حضورت
در من شعر
و در شب
ستاره می شود...
........
ساحل آرام ،
که تنها لرزش قلب
ماهیگیر
موجی می شود
بر روی دریا...
.......
تو که می آیی
حوریان زشت می شوند
چون شبی تار
در مقابل
خورشید...
.............
ای صبح !
عشق
بوسه می زند
بر گامهایت
از غم
صاحب دلان
خاموش...
...............
شمس !
غروب
جرعه ای می نوشد از جام
چشمانت،
شهریاری نیست
در کوچه های تاریک شهر!
.............
شهر
پر بود
از صدای کلاغهایی که
خم می شدند
در برابر
آشیانه
مترسک پیر...
.........
شب که می رود
باران دلتنگ بغضهایم می شود
و فرشته ها
دلتنگ
بوسه هایم...
.......
تمام هستی ام
یک کاسه تهی از من بود
و یک سبد از خیال چشمانت
که در اتاق تنهاییم
غزلی از نور
جاری می ساخت
در دفترم...
.......
مرگ سفیدی است
کشتن احساس
قبل از حضور
شب !
.
بداهه هایی که با حس اشعار عمیق استاد فکری عزیز نوشتم...
که ان شالله بنده رو بخاطر این دستخط ناتوانم خواهند بخشید ...
.
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.