سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

توپ طلا شوتوته (ترانه ایی کودکانه در سن ۱۲سالگی۱۳۷۴)

شعری از

محمد حسن زاده چلچله

از دفتر شادی فروش دوره گرد(اشعار کودکی و نوجوانی) نوع شعر آزاد

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ ۲۱:۴۴ شماره ثبت ۱۳۵۴۹۲
  بازدید : ۱۲۶   |    نظرات : ۲

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

توپ طلا شوتوته
(ترانه ایی کودکانه در سن ۱۲ سالگی-سال ۱۳۷۴)
 
ماه به زمین خسته
توپ طلا ببسته
ستاره ای که مسته
آسمونو شکسته
خورشید اون بالا بالا
خورده هلو بی هسته
گفته منم تو بازی
تو بازی بازی بازی
باد و نسیم با منند
ستاره تو تیم ماه
هر کی بزنه ماهو گل
داره پیشم یه هدیه
یه هدیه خوشمزه
باده پرسید از نسیم
هدیه خورشید چیه
گفت نسیم که شاید
یه هلوی بی هسته
ماه به ستاره ها گفت
باید که پیروز بشیم
حالا دیگه وقتشه
شب رو تن روز بشیم
خورشید و ماه تو بازی
رفتن رو موج آبی
اما یهو زمین رفت
بین دو تا تو بازی
نگو که شد ماه تاریک
ستاره ها ناپدید
جغد  دانا رو درخت
رو کرد به ماهِ قشنگ
گفتش بش که ای ماه
خُفته زیبای ما
هرگز نجنگ با خورشید
که نور توست ز آفتاب  
خورشید اگه نباشه
از چشم می‌اُفتی عزیز
ماه که دونست خطاشو
یه کم خجالت کشید
گفت که ای طلایی خورشید
نور من از هم پاشید
من را ببخش زیبا تن
نورت بتاب تنِ من
که من بی تو سیاهم
 یخ زده و تنهایم
خورشید بوسید روی ماه
با شعله های تب دار
گفت ای قشنگْ ماه من
مال تو هست مال من
هر چی دارم و ندارم
تا وقتی من زنده ام
توام هستی پیش من
نوکرتم ماهکم
تا ته خط باهاتم
حالا بریز نورمو
تو شبهای تنهایی
بزار که دلهای پاک
تو رو نوازش کنند
تو اوج تاریکی ها
تو رو ستایش کنند
برو بالا نور بتاب
به قلبای عاشقا
تا که نباشه تنها
یک نفر از آدما
آفتاب رو کرد به مهتاب 
گفتش بهش دوباره
مهتاب هوا چه خوبه
بیرون بریم از خونه
یه وقتی نه نیاری
نشی یه وقت ضد حال
بیا بیرون از اون حال
بیا بریم به فوتبال
توپو بزن شوتوته
هوا کن تو فولوته
بگو امروز یه روزه
تازه از راه رسیده
شادی فقط یه روزه
یه امشب  و امروزه
یه وقت به بادش ندی
این یه شب و امروزو
که فردا خیلی دوره
امروز فقط میمونه
 تازه اگه شوتوته
این یه روزم تا تهش
 خون تو رگات بمونه
جون تو بدن بمونه
دیگه نشین تو خونه
برو تو شهر و کوچه
یکم بکن ولوله
یکم بکن هلهله
بکن توپو شوتوته
هوا کن تو فولوته
 
۱۳۷۴تابستانی داغ و زیبا 
۱
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۰۹:۴۰
درود بزرگوار
بسیار زیباست خندانک
حمید شیخی
سه شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۳ ۱۴:۴۷
درود ، برای ۱۲ سالگی خوبه خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رضااشرفی فشی

میهمان غریب جمله این زندگانیم ااااا ویرگولی به زندگانی تو میهمانیم ااااا جز غصه هیچ یافت نشوددر غمار تو ااااا من خود غمار غصه این زندگانیم
ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0