سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        دو غزل و یک رباعی

        شعری از

        مهدی ملکی الف

        از دفتر اشعار مهدی ملکی الف نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۹ آذر ۱۴۰۳ ۱۱:۵۵ شماره ثبت ۱۳۴۰۸۲
          بازدید : ۶۶   |    نظرات : ۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        دو غزل و یک رباعی از مهدی ملکی الف



        دردِ فراوان

        باز هم پر شده این شهر ز بارانِ غمت
        خانه یکباره فروریخت ز طوفانِ غمت

        موج اندوه تو بر ساحل دنیای من است
        چه کنم بعد تو با سختی و طغیانِ غمت

        حالِ مطلوب ندارم به خداوند قسم
        قلب زارم برسد کاش به پایانِ غمت

        اندکی در دل من تاب و توان نیست دگر
        باطلم ساخت شبی دردِ فراوانِ غمت

        سوز و سرماست در این کلبه‌ی تاریکِ دلم
        باز هم مانده چرا فصلِ زمستانِ غمت



        چشم تو

        چشم‌های هیچ کس زیباتر از چشمت نبود
        شعر حتی خوب و پر معناتر از چشمت نبود

        چشم‌های بی کرانت موج‌های ناب داشت
        هر چه دریا دیده‌ام دریاتر از چشمت نبود

        بس تلاطم داشت دائم چشم‌های محشرت
        قعرِ اقیانوس هم بالاتر از چشمت نبود

        در تمام نیمه شب‌هایی که بودی پیش من
        ماه حتی اندکی پیداتر از چشمت نبود

        بی گمان در ذهن من دریا و اقیانوس و ماه
        ذره‌ای گیرا و پابرجاتر از چشمت نبود



        گیج و بی قرار

        برگرد که من در انتظارم عمری‌ست
        دیوانه و گیج و بی قرارم عمری‌ست

        پایان بده این عذاب‌ها را ای عشق
        انگار که در شکنجه زارم عمری‌ست


        شاعر: مهدی ملکی الف
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۰۷:۱۵

        سلام و درود

        زیبا و ناب و مآثربیان سرودید زنده باشید.

        شاهزاده خانوم
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۰۶
        هر سه زیبا بخصوص رباعی... خندانک
        درود بر شما خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۳۹
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بودند خندانک
        محمد اکرمی (خسرو)
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۰۸:۰۰
        درود جناب ملکی
        هر سه شعر زیبا و دلنشین است
        پیروز و دلشاد باشید و به مهر بسرایید
        خندانک خندانک خندانک
        جواد مهدی پور
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۰۸:۵۹
        درود بر شما جناب ملکی الف گرامی

        زیبا سرودید

        زنده باشید

        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        مرتضی میرزادوست
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۱۱:۴۷
        سلام و عرض احترام خندانک
        دلنشین و زیبا سرودید
        خندانک خندانک
        شهرام بذلی
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۱۵:۳۱
        درود وواحترام
        زیبا بود موفق باشید
        محمدرضا آزادبخت
        يکشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۳ ۱۹:۰۷
        خندانک
        محمد منصوری بروجنی
        سه شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۱۵:۲۰
        درود خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1