سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 7 مهر 1401
  • روز آتش نشاني و ايمني
  • شهادت سرداران اسلام: فلاحي، فكوري، نامجو، كلاهدوز و جهان‌آرا، 1360 هـ ش
4 ربيع الأول 1444
    Thursday 29 Sep 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      پنجشنبه ۷ مهر

      در حیرتم!

      شعری از

      یوسف ساعدموچشی

      از دفتر غم و غم خانه نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۱۱۳۶۵۴
        بازدید : ۶۲   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر یوسف ساعدموچشی

      گذر زمان را در حیرتم که چنان بی رحمانه به جلو می تازد که همه را پیر وفرتوت ساخته و  رمق از توانمان ربوده است.هر چه به خود می نگرم گرد و غبار پیری کم کم دارد مرا در خود فرو می برد و مرا یارای هیچ کاری نیست. چه جانکاه است که آدم از دست برود ولی به آمال و آرزوهای دور ودراز خود نرسدچه احمق آن کسی که خرپول است ولی نتواندآن طور که شایسته است حق خدا وخلق را  ادا نماید..در حیرتم که چرا برخی در اوج ناز ونعمت به سر می برند و بی شمار مردمانی که در تنگ روزی خود،سخت به تنگ آمده اند.در حیرتم که چرا برخی از مردمان چنان عاقل و فرزانه اند ولی کثیری از خلایق برجهل مرکب خود سوارند.در حیرتم که چرا برخی از مردمان چنان با ایمان و عاقبت  به خیرند و خیل عظیمی از مردمان بی دین و عاقبت به شر.و....
      هر چه فکر می کنم این مسائل برای من حل شدنی نیست پس چرا بی خودی سرم را به درد می آورم .مگر من از طرف خدا آمده ام نخیر من هم یکی از این خلایقم که نمی دانم عاقبتم چه خواهد بود؟ولی بس  مصرانه برسر این شعر قدیمی از شاعران اولیه فارسی گوی پای می فشارم که :
      چرا زیرکانند بس تنگ روزی
      چرا ابلهانند بس بی نیازی
      چرا عمر طاووس ودراج کوته
      چرا مار و کرکس زید در درازی
      صدو اند ساله آن مرد غرچه
      چرا شصت وسه زیست آن مرد تازی
      جهانا همانا فسوسی وبازی 
      که با کس نسازی وبر کس نپایی
      اگر آزمایمت صد بار دیگر 
      همانــــــــــــی همانــــــــــــی  همانــــــــــــــــی
       
      یا که این شعر که باب دل کباب من است :
      اگر غم را چو آتش دود بودی 
      جهان تاریک بودی جاودانه
      در این گیتی سراسر گر بگردی
      خردمندی نیابی شادمانه
      آری  من هم مثل این شاعران فریاد برمی آورم که گوش و پرده ی آسمان را  کر کند که :  ای خدا یا  ما  را در یاب مگر ما نیز از جمله ی بندگان  تو نیستیم...
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۷ روز پیش
      درود بزرگوار
      جسارتا شعر دیگران و توضیحات مربوطه در قسمت مطالب
      آورده میشود
      در این بخش سروده های خود دوستان ارایه میشود خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۴ روز پیش
      درود شاعر عزیز
      رحلت جانگداز و جانسوز حضرت رسول اکرم محمد مصطفی (ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر ایشان، کریم اهل بیت، حضرت امام حسن مجتبی(ع) را بر همه شیعیان و رهروان ایشان تسلیت عرض می نماییم
      خندانک خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      ۷ روز پیش
      سلام خندانک
      فریاد شما قطعا تا حالا به خدا رسیده خندانک
      بهتره ذهنتون رو درگیر این ترازوی سبک و سنگین دنیا نکنید.. محوریت خود شمایید.. جایگاه خود را پیدا کنید.. به جهان درون خودتون رجوع کنید.. با آگاهی باهاش برخورد کنید.. اونوقت می‌بینید این سوالات پیش پا افتاده‌اند و اصلا زیاد هم مهم نیستند خندانک
      البته این نظر منه خندانک
      ممکنه اشتباه باشه خندانک
      در پناه خدای مهربان باشید خندانک
      سید هادی محمدی
      ۶ روز پیش
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0