سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 10 اسفند 1402
    21 شعبان 1445
      Thursday 29 Feb 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        پنجشنبه ۱۰ اسفند

        فراتر از حَدِ تصور

        شعری از

        شیما رحمانی

        از دفتر تو نوع شعر متن ادبی

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۱ ۱۷:۵۳ شماره ثبت ۱۱۳۳۷۱
          بازدید : ۱۵۳   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        تو را پیش تر از اینها میشناخته اِم.
        خیلی خیلی پیش تر .
        قبل از هُبوطَم.
        قبل از هُبوطَت.
        هر زمان که بیهوده دلتنگ‌ میشدم،
        میشوم و یا خواهم شد!
        بی گمان ردِ پایِ تو وجود داشته،
        دارد
        و خواهد داشت.
        هرگاه که پروانه ای را بِنشَسته بر برگ گلی دیده اَم،
        خیره در چشمانم،
        تو،
        خود، آن پروانه بوده ای.
        هر پگاه که یاکریمی در پشتِ پنجره یِ اتاقم، هوهوهوهو هو کرده و می کند،
        می دانم، این یاکریم نیست که آمده مژده ی سحر را به من بدهد،
        بلکه خودِ تویی که آمده ای طلوعِ دلِ انگیزِ صبح را برایم به خیر گردانی.
        تمامِ شب هایی که چشمانم میل بر هم آمدن ندارند و با نهایت توان زور میزنند که حتی برای لحظه ای،
        بیشتر باز بمانند، مطمئن هستم که از شوقِ دیدن توست.
        تویی که در گوشه ای از اتاق لمیده ای،
        دستانت را زیرِ چانه ی خود تکیه گاه کرده و با لبخندی مهربان خیره در چشمانم نگاه می کنی.
        و اما شگفت انگیزترینش این بوده و هست که هرگاه آمدم،
        می آیم، دست بر کلیدِ برق بگذارم تا پس از خاموشی، سَر بر بالینِ بی کسی اَم آرام گیرد،
        جرقه ای که از برخوردِ انگشتانم با کلید زده میشد و میشود،
        چیزی نبوده و نیست جز شراره هایِ  برخوردِ انگشتانِ تو با من.
        که:
        اِی یار، آسوده بخواب
        چون در آغوشِ مَنی.
        وجودِ تو، هیچ گاه منحصر به یک مکان و زمان نبوده، نیست و نخواهد بود.
        وجودِ تو، چیزیست فراتر از حد تصور!
        ✍شیما.ر
        شهریور یکهزار و چهارصد و یک خورشیدی
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        شاهزاده خانوم
        دوشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۱ ۰۹:۰۳
        سلام دوست خوبم خندانک

        زیبا بود و بااحساس خندانک خندانک خندانک
        شیما رحمانی
        شیما رحمانی
        دوشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۱ ۱۴:۴۶
        سلام دوست مهربونم. ممنونم از لطفت🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        دوشنبه ۲۱ شهريور ۱۴۰۱ ۲۳:۱۴
        درود .
        موفق باشید .
        خندانک
        شیما رحمانی
        شیما رحمانی
        سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ ۱۵:۳۵
        درود بر شما. سپاس🙏🌹
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ ۰۱:۱۵
        درود بر شما خندانک موفق باشید و سلامت
        نبض قلمتان سبز
        شیما رحمانی
        شیما رحمانی
        سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ ۱۵:۳۶
        درود دوست عزیز. بزرگوارین🙏🌹
        ارسال پاسخ
        هواجان جاویدان
        سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ ۱۲:۲۷
        درود بر دوست گرامی خانم رحمانی
        شیما رحمانی
        شیما رحمانی
        سه شنبه ۲۲ شهريور ۱۴۰۱ ۱۵:۳۶
        درود بر شما دوست عزیز🙏🌹
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0