سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 14 تير 1401
  • روز قلم
7 ذو الحجة 1443
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Tuesday 5 Jul 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۱۴ تير

    عینکِ رؤیایی

    شعری از

    بهمن بیدقی

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۱ ۰۵:۴۸ شماره ثبت ۱۰۹۰۵۵
      بازدید : ۴۸   |    نظرات : ۶

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر بهمن بیدقی

    عینکِ رؤیایی
     
    چه زیبا میشود این دنیا ،
    ز پشتِ این عینکِ رؤیایی
    چه زیبا میشود این خیالِ عریان ،
    ز پشتِ این خواب مانندِ رؤیایی !
     
    چقدر احساسِ قدرت میکنم ، در رؤیا
    بدونِ اما و اگر و ،
    همه پوریایی
     
    دیگر با داشتنِ این تابلوفرشِ نفیس ،
    ز یارِ ابریشمینِ ریزبافت ام ،
    که حتی میکروسکپ هم ،
    قادربه دیدنِ گره هایش نیست ،
    چه غم دارم
    که در خانه ی عبورین ام ،
    انداخته باشم به زیرِ این چند لحظه ماندن ،
    بوریایی
     
    میگویم " چند لحظه " ،
    از گفتنش هم ، هیچ خجالت نمی کشم
    جایی که روزِ خدا هزارسال است ،
    مگر چند لحظه است ،
    عمرِ منِ مومیایی ؟
     
    وقتیکه یارم او باشد ،
    چرا باید افکارم را به هرز بگردانم ،
    به حول و حوشِ فرشته سانانِ حوریایی ؟
     
    چرا باید خودم را اسیر کنم ،
    به عقده‌هایی نامکشوف ؟
    که مریض گردد اندیشه ام ،
    به بیماریهای سادیسمی و،
    مالیخولیایی
     
    چرا شیرین نباشم دراین ماهِ رمضان ؟
    همچو خوشمزه گی های ،
    بامیه ای و، زولبیایی
     
    منِ ژولیده ،
    شوریدگی ام زعشقِ خداست
    بگذار مردم بگویند که چرا ،
    همچون کُولیایی ؟
    بگذار بگویند که از تبارِ لولیایی
    بگذار اصلاً بگویند
    که از شدتِ حرفهای آشفته ی نَفّاخ ،
    گوشت کوبیده ای هستی ،
    پُر ازحضورِ افکاری ، نخود لوبیایی
     
    بگذار هرچه خواستند بگویند
    عینِ خیال ام نیست
    دهان مردم را که نمیتوان بست
    مدتی ست که چشمانم ،
    به آن نقطه قفل شده
    نمی بینی ! آنچه را که من می بینم ؟
    آری آنجا ،
    همان نوری که بی اراده ،
    بسویش رهسپارم
    همان نورِ زیبای رؤیایی
     
    بهمن بیدقی 1400/12/10
    ۱
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۱۰
    درود استاذ عزیز
    شورانگیز و زیبا بود
    موفق باشید خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۶:۲۰
    با سلام و عرض ارادت استاد گرانقدر
    خیلی بزرگوارید
    سپاس بیکران از الطاف بیکرانتان
    مؤید باشید
    ارسال پاسخ
    محمد باقر انصاری دزفولی
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۰:۴۷
    سلام بزگوار واستاد دانا
    خواندم ولذت بردم
    سرودبسیار زیبایی بود
    درودبر اندیشه نابتان
    شاعر گرامی
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۱:۵۷
    با سلام و عرض ارادت استاد گرانقدر
    خیلی بزرگوارید
    سپاس بیکران از الطاف بیکرانتان
    همیشه سلامت باشید و شادمان
    ارسال پاسخ
    مرضیه  رضایی (رها)
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۳:۰۳
    سلام ودرود بر شما جناب بیدقی گرامی و ارجمند بسیار عالی بود 🌹🌹🌹
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    يکشنبه ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ ۱۶:۱۹
    با سلام و عرض احترام هنرمند گرانقدر
    خیلی بزرگوارید
    سپاس بیکران از الطاف بیکرانتان
    همیشه سلامت باشید و شادمان
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0