سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 9 بهمن 1400
    26 جمادى الثانية 1443
      Saturday 29 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۹ بهمن

        مهرخدا...

        شعری از

        قاسم پیرنظر سلیم

        از دفتر سکوت سایه نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰ ۱۱:۵۵ شماره ثبت ۱۰۴۸۷۵
          بازدید : ۴۴   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        دلاکمتر خرافی باش  اگرمهر خدا داری
        منیت را سبو بشکن ؛ مگر قصدریاداری
        مزن بر طبل بدعهدی که بعدعهدان بدآئینند
        جوانه بر خزان مفروش اگر یک جوحیاداری
        بهار از جنگ میترسد؛ خزان  شمشیر روبسته
        ندارد حاصلی جزغم میان آن دو ؛ پیکاری
        مثال ابر باران زا که با طوفان هم آمیزد
        سوار اسب ویرانی شقایق را میازاری.؟
        میان شمع وپروانه که قاضی وسعت عشق است
        طواف شعله را کم کن ؟ پراست از رقص تکراری
        حقیقت‌را به کاو  ای دل فضای قصه بحرانی ست
        عدالت پای زنجیراست ؛ تودر دنبال انکاری
        جهان در اوج آگاهی شتابان تابع علم است
        بس است این جنگولک بازی ؟  رهاباش از خودآزاری

        پیرنظر (سلیم) 
        پائیز ۴۰۰
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۱۶:۴۴
        درود استاد عزیز
        آموزنده و زیبا بود
        موفق باشید خندانک
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۰۷

        سلام و درود

        نصیحت نامه زیبایی بود خندانک
        طوبی آهنگران
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۰۶:۴۹
        در وجود ما هزاران گرگ و خوک

        صالح ناصالح و خوب خشوک

        حکم آن خورست کآن. عالی ترست

        چون که زر پیش از مس آند آن زرست

        ساعتی گرگی در آید در بشر

        ساعتی یوسف رخی. هم چون. قمر

        دل ترا در کوی اهل دل کشد

        تن تو را در حبس آب گل کشد

        هین غذای دل بده از هم دلی

        رو بجوی اقبال را از مقبلی

        آب گل خواهد در دریا رود

        گل گرفت پای آب را می کشد

        گر رهاند پای خود را از دست گل

        گل بماند خشک و او شد مستقل

        آب ما محبوس گل مندست هین

        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        سلام این شعر زیبا از حضرت مولا نا

        بس می گوید شیرین از حال ما

        کی شود ما از گل برمانیم جان

        سوی در یا رقس کنان چون موجها

        ما چه محبوس مانده ایم در نفس خیش
        بحر رحمت جذب کن مارا از طین

        کاش یر آن شتابیم تا نگردد در ما درشت

        چو در وجود ما می گردد تا به کشت
        و از فریدون مشیری

        هر که گرش را بیندازد به خاک

        رقته رفته می شود انسان پاک
        فاطمه بهرامی
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۵۰
        درود
        بسیار زیبا بود
        علیرضا مرادی( مراد )
        شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ۰۹:۴۳
        سلام و درودها استاد ادیب بزرگوار
        سروده ای زیبایی بود
        خندانک خندانک خندانک
        سعید اکبری فرامندی (مسکین)
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۰۸:۰۰
        منیت را سبو بشکن ، احسنت بر شما💐💐💐
        رضا رضوی تخلص (دود)
        يکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰ ۱۰:۴۱
        سلام و درود
        زیباست
        شاد باشید و سلامت
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0