سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 1 آبان 1400
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
18 ربيع الأول 1443
    Saturday 23 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۱ آبان

      بهشت

      شعری از

      مهلا اهورایی

      از دفتر نارینه نوع شعر شعرناب

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ ۱۸:۵۰ شماره ثبت ۱۰۱۹۲۴
        بازدید : ۴۲   |    نظرات : ۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهلا اهورایی

      قدم در کدامین گلستان گذاشته ام 
      که طوفانیم 
      عطر یاس است و نیاز 
      سیاه جامه و عاشق گونه 
      شاید  همین جا بهشت  است ...
      محرم ۱۴۰۰
      مرداد 
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۰۸:۳۴
      درود بانو
      کوتاه و زیبا بود خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۱۱

      خندانک خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      يکشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۴۴
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شمابزرگوار
      می سرایی
      اشعار کوتاه کلام
      به مه شعر شما
      من دارم سلام
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۱۵
      سلام و درود، خدا قوت،
      افغانستان، ایران خاوری، زیر چکمه های طالبان ابوسفیانی قرار دارد و حالا که ما، بُهت زده، سوختن سرزمین مولانا و خواجه عبدالله انصاری، سرزمین جگرگوشه ی فرهنگی خود را تماشا می کنیم، ای کاش دست کم، هریک، سروده ای در تسلیت به افغانستان بپردازیم و در این عاشورای حسینی، زینب وار، هِلهِله های یزیدیان زمان را خُنثی کنیم.
      تقدیم به افغانستان مظلوم، تقدیم به جبهه ی ضد نادانی سترگ (آن هم به نام مقدس اسلام) و تقدیم به شما:

      شرمنده ام که باز گرفتار می شوی
      شرمنده ام که مَطلع خونبار می شوی

      شرمنده ام که مهر نمی خوانَدَت به مهر
      هم بی نگاهِ ماهِ مددکار می شوی

      شرمنده ام از این همه تنهایی و غمت
      شرمنده ام که فتنه ی اَشرار می شوی

      افسوس! باغ پارسیِ پارسا سرِشت!
      پوشیده از کلاغ سیَهکار می شوی

      همسایه، هم تبار، هم آواز، هم نَشیب!
      دشتی که رو به دلهُره، هموار می شوی

      خاکِ فغان زده که به تاراج...! صبر کن
      چندی اسیرِ طالبِ آزار می شوی

      این بوف ها به طالعِ فردا نمی رسند
      سیمرغ وار جلوه ی اسرار می شوی

      آرام باش یوسف معصوم بی پناه!
      فرمانروای مردم بازار می شوی.
      #محمدعلی_رضاپور
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0