سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 10 مرداد 1400
    23 ذو الحجة 1442
      Sunday 1 Aug 2021
      • روز جهاني شير مادر

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      چنانچه دروغ می گوئید لطفا آن را زیبا بگوئید.! شاید وجدان حقیقت دلش به رحم آید.احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۱۰ مرداد

      روزی خورشید خواهد شکفت

      شعری از

      برهنه در بارانِ دره ی کومایی

      از دفتر برهنه در بارانِ درّهٔ کومایی نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۱:۰۷ شماره ثبت ۱۰۰۰۰۲
        بازدید : ۷۷   |    نظرات : ۱۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      آخرین اشعار ناب برهنه در بارانِ دره ی کومایی

      "روزی خورشید خواهد شکفت"
       
      صدایِ گام های نور از میان پنجره ها می آید.
      شب با تنِ عریانش به آن سوی شیشه می گریزد.
      گام ها در راهند.
      خواب از بسترش بر می خیزد
      و تنهایی را که کنار او آرام گرفته تکانی می دهد:
      "برخیز.بگریز.نور می آید !".
       
       
      شب از سایه ها سرشار بود،
      سرشار از طاعون و وَبا.
      گریه امان نمی داد شباویز به خواب برود.
      ماه،سیاه بود،سیاهِ سیاه.
      مرگ می گردید
      و پا بر زمین°کوبان می رقصید.
      ستاره ارغنونش را گم کرده بود
      زارِ زار می گریست.
      رفتم از طوفان نشانی بگیرم
      در بسترِ خارها خوابش برده بود..
       
       
      صدایی جز طنینِ تبر نمی آمد.
      چشمه پر از وزغ و دُم جنبانک شده بود.
      دِشنه خواب نداشت
      گُلِ مرگ می کاشت.
      آسمان را کلاغ ها سیاه کرده بودند
      سیاهِ سیاه.
      آسمان حتا اشکی نداشت که بر داغِ خونینِ شقایق بریزد.
       
       
      صدای قدم های اندوه در کوچه ها طنین انداز بود.
      کوچه به خواب رفته بود.
      خواب،غرقِ دود بود
      و رویا پر از موش و مار.
      نور به صُلابه کشیده شده بود در زندانِ پر دود.
       
       
       
      اما یک غروبِ آبی بود
      که قاصدک ها خبر آوردند:
      "صدای گام های نور می آید،نور می آید نور !".
       
      شباویز برخاست
      گُل به سینه آراست
      تنهایی عریان شد
      تیرگی گریان شد
      آسمان شادان شد.
       
       
      اندوه خندید
      خدا رقصید
      دِشنه ترسید.
       
      و در کوچه های رویا جار زدند:
      "نورها در راهند
      غول ها در چاهند
      نور می آید نور !".
       
       
       
      (برهنه در بارانِ دره یِ کومایی)
       
      فخرالدین ساعدموچشی
       
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۰۷:۵۵
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۸

      🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
      ارسال پاسخ
       برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۳۸
      درود مهربانم مانده نباشی
      همیشه به من نِگَرِ اِشغ و محبت داری.
      هرمزدت در پناه خود دارد
      ارسال پاسخ
       برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۴۶
      دروَتات مهربانم خستَگ نباشی.سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۸
      سلام و درود بیکران

      زیباست مثل همیشه سوررئال و طبیعت پرداز

      به جای بسترِ خارها به نظرم گهواره ی خارها بهتر است باتوجه به جریان وزش باد

      سلامت باشید و سرافراز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
       برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۵۰
      درود مهربانو
      روزگارت به سربلندی،شادی و پیروزی باد.


      سپاسگزارم از نگرتان و گوشه ی چشم داشتن و اِشغ و واکاوِش این بخش از سروده

      سپاس
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۱:۵۶
      درود برشما
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۳:۱۸

      🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
      ارسال پاسخ
       برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      برهنه در بارانِ دره ی کومایی
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۱۷:۴۰
      درود گران سنگ
      ماندَگ نباشی
      بسیار سپاسگزارم
      سپاس
      ارسال پاسخ
      مجتبی شهنی
      يکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۲۰:۳۴
      *درود بزرگوار*
      *بسیار*
      *زیبا*
      *بود*🌹
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0