سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 22 فروردين 1400
    29 شعبان 1442
      Sunday 11 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        يکشنبه ۲۲ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        کوتاه، عجیب اما واقعی
        ارسال شده توسط

        مصطفی رضائی

        در تاریخ : شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۰۳:۲۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۰ | نظرات : ۰

        بارون  آهسته آهسته میبارید. زمین و آسفالت  خیس و چرب و لیز شده بود. پسرم اومد دنبالم. طبق معمول بعد از سلام گفت :چطورین بابای دختر دوست؟ (و من اونو به اندازه دخترام دوست دارم). گفتم خوبی پسرم؟ فقط کمی با احتیاط برو. پیچید تو بلوار و گاز رو گرفت. به آرامی گفتم : دیوونه نشو. کمی آرومتر.
        خندید که :پیرمرد بازی درنیار و...
        بله. ماشین وسط آیلند و پهلوش کوبیده به درخت وسط بلوار و از کار و زندگی افتادن و جریمه شهرداری و تعمیر ماشین.
        پیاده شدم. گفتم من باید به جلسه برسم. با عصبانیت داد زد که :برو دختر دوست. اگه دخترت بود که.... 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۵۱۱ در تاریخ شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ۰۳:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0