سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 9 مهر 1399
  • روز همبستگي و همدردي با كودكان و نوجوانان فلسطيني
13 صفر 1442
    Wednesday 30 Sep 2020
    • روز جهاني ناشنوايان
    • روز جهاني دريانوردي
    دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

    چهارشنبه ۹ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    بعد از تو مرد نیستم اگر بخندم...!
    ارسال شده توسط

    علی کشاورز ( فریاد )

    در تاریخ : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۱۶
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷۳ | نظرات : ۲۱

    پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!
    دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
    پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
    دختر : واااای... از دست تو!!!
    پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟
    ... د: اه... اصلا باهات قهرم.
    پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
    د: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
    پ: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
    د: ... واقعا که...!!!
    پ: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
    د: لوووووووس...
    پ: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه قهر کنی، دیگه نازکش نداری ها !
    د: بازم گفتی این کلمه رو...!؟؟؟
    پ: خوب تقصیر خودته...! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم... هی
    نقطه ضعف میدی دست من!
    د: من از دست تو چی کار کنم...
    پ: شکر خدا...! ، دلم هم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ لیلی قرن
    بیست و یکم من!!!
    د: چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه.
    پ: صفای وجودت خانوم .
    د: می دونی! دلم تنگه... برای پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن توی مغازه های
    کتاب
    فروشی و ورق زدن کتابها... برای بوی کاغذ نو... برای شونهبه شونه ات راه رفتن و
    دیدن نگاه
    حسرت بار بقیه... آخه هیچ زنی، که مردی مثل مرد من نداره!
    پ: می دونم... میدونم... دل منم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای
    بستنیهای
    شاتوتی که با هم می خوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش
    بودم...!
    د: یادته همیشه به من میگفتی «خاتون»؟
    پ: آره... یادمه، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
    د: آخ چه روزهایی بودن... ، چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده... وقتی توی
    دستام گره می خوردن... مجنون من.
    پ: ...
    د: چت شد؟ چرا چیزی نمی گی ؟
    پ: ......
    د: نگاه کن ببینم...! منو نگاه کن...
    پ: .........
    د: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
    پ: خدا ن... (گریه)
    د: چرا گریه می کنی...؟؟؟
    پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
    د: گریه نکن... من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند
    دیگه...، بخند...
    زود باش بخند.
    پ: وقتی دستاتو کم دارم چه جوری بخندم... کی اشکاموکنار بزنه که گریه نکنم ؟
    د: بخند... وگرنه منم گریه می کنما .
    پ: باشه... باشه... تسلیم. گریه نمی کنم... ولی نمیتونم بخندم .
    د: آفرین ، حالا بگو برام کادوی ولنتاین چی خریدی؟
    پ : تو که می دونی... من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد... ولی امسال برات کادوی
    خوب آوردم.
    د:چی...؟ زود باش بگو دیگه... آب از لب و لوچه ام آویزون شد.
    پ: ...
    د: باز دوباره ساکت شدی...!؟؟؟
    پ: برات... کادددووو...(هق هق گریه)... برایت یک دسته گل رُز!،
    یک شیشه گلاب!
    و یک بغض طولانی آوردم...!
    تک عروس گورستان!
    پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره...!
    اینجا کنار خانه ی ابدیتت می نشینم و فاتحه می خوانم.
    نه... اشک و فاتحه
    نه... اشک و دلتنگی و فاتحه
    نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... و مرور خاطرات نه چنداندور...
    امان... خاتون من!!!تو خیلی وقته که...
    آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من....
    دیگر نگران قرصهای نخورده ام... لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بیخوابیم
    نباش...!
    نگران خیره شدن مردم به اشکهای من هم نباش...!
    بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...!

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۷۶۲۰ در تاریخ شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۱۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۵:۴۴
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    درودبرادرخوبم
    سیوش کردم تاسرفرصت بخونمش خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۵:۵۴
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    سیاوش اسفندیاری
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۰۹:۵۳
    رمان کوتاه و زیبایی بود خندانک خندانک خندانک

    بعد از تو دیگر مرد نیستم گر بخندم
    یا اینکه بر غیر تو من دل را ببندم
    میمانم پا بند،تو من در کنار تربت پاکت
    میشویم با اشک دیده ، تا ابد خاکت
    ارام بخواب خاتون زیبا، ای تو دلبندم
    بعد از تو دیگر مرد نیستم گر بخندم خندانک خندانک خندانک بداعه
    فرهاد مهرابی
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۰:۰۸
    درود خندانک خندانک خندانک خندانک
    ابراهیم ساجدی
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۳:۴۵
    خندانک خندانک
    درودبرشما خندانک خندانک
    علی کشاورز ( فریاد )
    شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۵:۱۹
    درود بر شما جناب ساجدی
    ممنونم از حضورتون!
    خندانک خندانک خندانک
     آرزو محمدزاده
    يکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ ۰۹:۰۲
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    علی کشاورز ( فریاد )
    علی کشاورز ( فریاد )
    يکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ ۱۳:۱۲
    درود بر شما خانوم محمد زاده خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    باقر رمزی ( باصر )
    دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ۱۸:۰۸
    د: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
    پ: خدا ن... (گریه)
    د: چرا گریه می کنی...؟؟؟
    پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    علی کشاورز ( فریاد )
    علی کشاورز ( فریاد )
    سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۰۰:۴۴
    عرض ادب استاد عزیزم خندانک خندانک خندانک
    ممنونم از حضورتون
    زنده باشید!
    ارسال پاسخ
    آزاده بازوبند
    سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۱۸:۴۰
    تلخ بود وغمگین
    دلتون شاد باشه ایشالا
    علی کشاورز ( فریاد )
    علی کشاورز ( فریاد )
    سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۲۲:۴۴
    درود بر شما خانوم بازوبند خندانک خندانک خندانک
    این مطلب رو برای شما عزیزان از یه سایت عاشقونه
    گرفتم!شرح حال بنده نیست خدایی نکرده
    ممنونم از حضور پرمهرتون
    زنده باشید به عشق!
    ارسال پاسخ
    فاطمه گودرزی(لیا)
    سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۱۱
    چه گفتگوی زیبایی بود با پایانی تلخ خندانک
    گاهی شعر سراغم را میگیرد ٬ گاهی هوای تو
    تفاوتی نمیکند ، هر دو ختم میشوید به دلتنگی من

    همیشــــه دلتنگی
    به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست
    گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ
    که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ

    کــــــــــاش
    روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــن
    مثل ِ “دوست داشتن های” تو کوتاه می شد
    کــــــــــاش…
    پیروز بااشید خندانک خندانک
    علی کشاورز ( فریاد )
    علی کشاورز ( فریاد )
    سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۲۳:۳۲
    درود بر شما خانوم گودرزی عزیز خندانک خندانک خندانک
    ممنونم از حضور گرمتون
    ایشالا که همیشه دلتون شاد باشه!
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    لمیا سبتی پور (صحرا)
    پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ۱۴:۳۱
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    انتخاب زیبایی بود خندانک
    سپاس خندانک
    علی کشاورز ( فریاد )
    علی کشاورز ( فریاد )
    پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۳۰
    درود بر شما خانوم سبتی پور مهربان
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و تحلیل شعر شاعران

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0