سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 24 شهريور 1398
    17 محرم 1441
      Sunday 15 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        يکشنبه ۲۴ شهريور

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        پائولو مالدینی و جانباز ایرانی
        ارسال شده توسط

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        در تاریخ : چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۱۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۲۹ | نظرات : ۷

        جانبازی شیمیایی در خاطراتش چنین گفته است: تاکسی که مرا از ترمینال جنوب تا خانه ام آورد ۱۰۰ تومان بیشتر گرفت. چون می گفت باید ماشینش را ببرد کارواش. گرد و غبار لباس خاکی من را میخواست بشوید!!!
        همان روز باید می فهمیدم که چه اتفاقی افتاده!
        اما طول کشید …
        زمان لازم بود …
        همین چندی پیش آژانس گرفته بودم تا بروم جایی. راننده پسر جوانی بود که حتی خاطره آژیر خطر را هم در ذهن نداشت. ریه هایم به خاطر هوای بد تحریک شد و سرفه ها به من حمله کردند. از حالم سوال کرد.
        کم پیش می آید که وضعیت جسمانیم را برای کسی توضیح بدهم …اما آن شب انگار کسی دیگر با زبان من گفت …گویی قرار بود من چیزی را درک کنم و بفهمم با تمام وجود ...!!!
        گفتم که جانباز شیمیایی هستم و نگران نباشد و این حالم طبیعی است.
        سکوت کرد …به سرعت ضبط ماشینش را خاموش کرد و خودش را جمع و جور …
        وارد اتوبان که شدیم …حالم بدتر شد … سرفه ها امانم را بریده بودند …
        ایستاد و مرا پیاده کرد و گفت که ممکن است حالم بهم بخورد و ماشینش کثیف شود و او چندشش میشود …و…رفت …
        من تنها در شبی سرد ... کنار اتوبان ایستاده بودم و با خودم فکر میکردم که چرا؟ پدر و مادر او مگر از ما برایش نگفته اند؟ معلمانش چه!؟
        یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام و در یکی از بیمارستانهای شهر رم بستری شده بود.
        از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش مالدینی است. این جانباز ابتدا تصور می کند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی تواند جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و از خانم پرستار می پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ.ث. میلان نسبتی داری؟ و خانم پرستار در پاسخ می گوید: پائولو برادر من است!
        جانباز ایرانی در حالی که بسیار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می دهد تا برایش تهیه کند، اما جالب ترین بخش داستان صبح روز بعد اتفاق می افتد...
        هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود، کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می بیند که با یک دسته گل 💐به انتظار بیدار شدن او نشسته است و ... باقی اش را دیگر حدس بزنید!
        راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره میلان از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدود ششصد کیلومتر دارد رفت، تا از یک جانباز جنگی ایرانی را که خواستار عکس یادگاری اوست، عیادت کند؟
        روز جانباز گرامی باد

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۵۵۹۳ در تاریخ چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۱۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        نجمه طوسی (تینا)
        چهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۴ ۱۹:۰۵
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دردناک و زجر آور است . کاش اول انسان بشویم بعد چهره .
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        فرهاد مهرابی
        پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۰۷:۳۴
        درود بر سید ملحق گرامی
        تلخ بود
        درود بر مالدینی و بزرگان بی ادعا...
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رضا نظری
        پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۵۸
        درود بر همه کسانی که از همه چیز خود گذشتند تا من امروز با خیالی آسوده بگویم و بخندم و....
        مالدینی در تیم منتخب قرن گذشته که فیفا انتخاب کرد به عنوان بهترین مدافع چپ تاریخ فوتبال جهان انتخاب شد...انسان ارزشمندی ست، چون برای دیگران ارزش قائل است...
        خندانک خندانک
        طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
        پنجشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۴ ۱۴:۴۶
        حانبازان و رزمندگان غیور ایرانی در دل ما جای دارند و تا ابد مدیون
        شجاعت و شهامت این سربداران عشق و ایمان هستیم.
        درود بر شما جناب فکری ارجمند که یاد و خاطره ی آنها را زنده کردید.
        تاریخ گواه این سالاران عاشق است.
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        کیوان رادفر
        جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴ ۰۵:۴۸
        داستان جالب و عبرت انگیزی بود
        کاش بیاموزیم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        احمد رشیدی مقدم (گمنام)
        جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴ ۱۳:۳۲
        درود استاد وسید بزرگوار خیلی جالب است
        لذت بردم ؛
        ببین تفاوت ره از کجا تابه کجا
        ما خودرا شیعه ودوستدار علی (ع)
        میدانیم دست حق نگهدار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1