سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        اهدا اعضا
        ارسال شده توسط

        رضا نظری

        در تاریخ : يکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۵۸ | نظرات : ۶۹

        هفته ی گذشته تعطیلات را همراه با خانواده رفتیم خوزستان، به خاطر شغل مرحوم پدرم که ژاندارم بود خانواده ام جاهای مختلفی زندگی کرده اند، یکی از این ها هم آبادان ، البته اواخر دهه ی چهل و اوایل دهه ی پنجاه، حدود چهار سال، هنوز هم با صاحبخانه ی آبادان مان ارتباط داریم، می رویم، می آیند..
        آنجا خیلی دوست داشتم میثم دانایی را ببینم، قرار بود بروم بهبهان برای دیدنش... اما خب،... نشد... قرار شد میثم بیاید آبادان... که باز هم نشد..
        قضیه از این قرار بود که به خاطر آلودگی هوا در آن روزها که واقعن وحشتناک بود، عموی میثم  دچار مشکل تنفسی شده و متاسفانه به کما می رود... چند روزی به همین وضعیت طی شد تا اینکه پزشکان معالج مرگ مغزی ایشان را اعلام می کنند  با یک پیشنهاد...
        اهدا اعضا...
        حتم دارم شرایط، شرایط سختی بوده... همسری پنجاه و چند ساله...پدری که باید سایه ی مهرش حالا حالاها روی سر فرزندان باشد... یک برادر... عموی میثم... اما خانواده تصمیم می گیرد... مردی مهربان، مهربانانه خانواده و دنیا را ترک کند...
        اعضای بدن ایشان چند انسان را به زندگی برمی گرداند...
        شاید پدری تا سایه اش بر سر فرزندانش بماند...
        شاید مادری تا همچنان آغوش پر مهرش گرمترین جای دنیا برای فرزندانش باشد...
        شاید فرزندی... نَفَس  ِ پدر و مادرش...
        گفتم نفس... نام انجمنی که...
        شما بگویید...
        و یک فاتحه نثار روح مهربان عموی میثم دانایی...

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۵۰۹۳ در تاریخ يکشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۳ ۱۱:۳۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1