سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 28 خرداد 1398
    16 شوال 1440
      Tuesday 18 Jun 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۲۸ خرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        ترانه چیست
        ارسال شده توسط

        منوچهر منوچهری (بیدل)

        در تاریخ : جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۶:۳۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۸۳ | نظرات : ۱۸

        شرح ترانه..زلال وترانه دوستان
        تَرانه به شعر و آهنگي که براي هم ساخته شده باشند و خواننده‌اي شعر آن را تحت قواعد موسيقيايي اجرا کرده باشد گفته مي‌شود.
        به گفتهٔ ديگر هر شعري که قابليت موسيقيايي داشته باشد را مي‌توان ترانه دانست.
        ترانه يکي از زيباترين نوع موسيقي شعر مي باشد ولي ترانه خود زير مجموعه اي از شعر است و همين ترانه سرايي است که به شعر اعتبار بخشيده است ترانه خود سبکي مستقل از ديگر سبک ها است و بهترين نوع از قالب هاي شعري است که با لحن موسيقايي طراوت و با زيبايي خاصي که دارد ابزاري براي بيان احساسات و انديش هاي سياسي و اجتماعي است. ترانه در واقع ريشه در شعر دارد و يک سري از قوانين شعر را رعايت مي کند ولي خود به تنهايي داراي تعريفي مشخص مي باشد. ترانه همانند شعر داراي قافيه مي باشد. داراي وزن ولی مثل غزل نیست بعضی از ترانه ها شعر دل است میتوانید درد دل خود را در شعر بگنجانید ولی در غزل نه  از اين حيث شباهت بسياري به شعر دارد ولي تفاوت عمده شعر و ترانه اين است که ترانه داراي يک پيوند دروني با موسيقي است از ديگر ويژگي هاي عمده ترانه بايد به زبان ساده آن اشاره کرد. يکي ديگر از مواردي که ترانه سرا را مجبور به ساده نويسي مي کند اين است که چون ترانه بر روي موزيک و آهنگ قرار مي گيرد و با صداي خواننده به گوش مردم مي رسد ؛ در نتيجه تمام ذهن شنونده متوجه معني ترانه نيست بلکه قسمتي از آن متوجه موزيک ترانه و قسمتي متوجه صداي خواننده مي باشد. از ديگر نکاتي که در ترانه بايد رعايت گردد استفاده از کلمات و زبان روز مردم است و دوري کردن از زبان کلاسيک. بطور مثال ما در مکالمات روزانه خود نمي گوييم : " ز ره رسيدي" بلکه مي گوييم : "از راه رسيدي" پس بايد در ترانه سرايي به اين نکته توجه داشت که زبان و ادبيات فولکوريک ابزار ترانه سرا قرار گيرد. بر خلاف تصور اکثر مردم با توجه به نکاتي که گفتم ترانه سرايي از شعر سرودن مشکل تر است.
        شاعري که هنوز نام ادوات موسيقي را نمي داند و ريتم و هارموني در موسيقي را نفهميده و با اين هنر حتي به طور عام آشنايي اندکي ندارد نبايد به ترانه شدن شعرش راضي شود . اهميت تلفيق شعر و آهنگ را نبايد از خاطر برد . اين تلفيق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده بايد توأم انجام دهند .
        گنجاندن مضامين اجتماعي و تصوير سازي در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بيفتد کار دشواري است . شعر کلاسيک ، وزن يکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگوني هاي روحي که وظيفه ي موسيقي است در آدمي برقرار کند مگر گاهي اوقات در سرودهاي آييني و مقامي . معمولا مثله کردن شعر هم راه به جايي نمي برد. هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نيستند مگر تعداد انگشت شماري و همين تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه اي گفته اند نافذ و ماندگار .
        ساختار اصلي ترانه
        استخوان بندي يک ترانه شامل چندين بخش مي‌شود که اين بخش‌ها در جايي به هم وابسته‌اند يا اصولا مستقل از هم هستند:
        ۱: وزن مناسب
        ۲: طرح اصلي (موضوع ترانه)
        اصلي‌ترين تقسيم بندي طرح اصلي عبارست از:
        عشق
        اجتماع
        آميزه‌اي از هر دو
        ۳: شخص (طرز بيان)
        که منظور از آن طرز بيان موضوع ترانه‌است و به دو شکل اول شخص و سوم شخص در ترانه جريان دارد و در مواردي تلفيقي از اين دو.
        ۴: زبان سرايش
        که مي‌تواند زبان گفتاري باشد يا زبان معيار نوشتاري.
        و همچنين از ويژگي هاي يک ترانه ماندگار:
        1 – هم خواني با صداي خواننده
        2 – سادگي و رواني در عين داشتن صور خيال
        3 – همخواني با ملودي و سرعت آهنگ
        4 – تنوع و رنگ آميزي در ميزانها
        5 – عدم تکرار بيش از حد بندها
        6 – ارتباط قوي طولي
        7 – تازگي عبارات برجسته ي شعر ترانه
        8 – تنوع در وزن
        در دوران معاصر، قافيه‌دار بودن و سازگار بودن شعر با عروض ديگر از پيش‌شرط‌هاي ترانه بودن يک شعر نيست.
        درون‌مايهٔ ترانه‌ها معمولاً توده‌اي و عاميانه و احساسي است. فراق، غربت، عشق و محبت، دشمني، دادخواهي، مبارزه با ظلم و ستم، آموزش و ... از موضوعات اصلي ترانه‌ها هستند.
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۴۷۱۴ در تاریخ جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۶:۳۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۳:۴۸
        درود استاد عزیز و گرامی
        گفته میشود که در ایران باستان سروده ها بر اساس آهنگ ها تنظیم میشدند
        بدین معنی که آهنگ به شعر نظم میداده است. متناسب با آهنگ میتوانسته اند هجایی را کشیده یا کوتاه در نظر بگیرند
        دوبیتی و رباعی دستمایه بیشتر سروده های بومی محلی بوده اند
        عروض و قافیه بعد ها با سروده های ایرانی همراه شده و نقادان عرب قرون اولیه شیوع فارسی دری این دوقالب را برسمیت نمی شناختند
        که شاید برخاسته از خوی اشغال گری اعراب باشد
        در زمان ما اشعار شاعران جاودان مانند حضرت حافظ ،مولوی ،فردوسی و غیره دستمایه موسیقی دانان جهت خوانش در دستگاه های موسیقی پارسی بود
        سروده شاعران معاصر نیم قرنی استکه به موسیقی راه یافته و همگی نیز تا قبل از همه گیر شدن پاپ تابع قافیه و عروض بوده اند
        شاد و خرم باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ژاکان باران ملکشاهی
        جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۴:۱۳
        درود بر شما بزرگوار
        در محضرتان اموختيم عزيز
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        فرحناز راسخ
        جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۱۷:۳۳
        درود بر شما اقاى منوچهرى عزيز
        میثم دانایی
        جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۳ ۲۱:۱۵
        درودها..اموختم از مقاله پربارتان ..احسنت استاد خندانک خندانک
        منوچهر مجاهدنیا
        شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳ ۱۱:۱۲
        درودها بر جناب منوچهری گرانقدر
        دست مبارک درد نکند . خندانک خندانک
        معصومه عرفانی (عرفان )
        شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳ ۱۶:۴۱
        سلام استاد و برادر گرانقدرم جناب بیدل ممنونم از راهنمایی شما بزرگوار خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد حسین پژوهنده
        يکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳ ۰۶:۴۹
        درود بر استاد منوچهري (بيدل) عزيز! خندانک خندانک خندانک
        شما هر چه لازم بود در مورد ترانه و فرق آن با شعر گفتيد و تقريباً چيزي نمانده كه اضافه شود.
        فقط اجازه بدهيد اين جمله شما : «هر شعري که قابليت موسيقيايي داشته باشد را مي‌توان ترانه دانست» را توضيح بدهم كه مراد از موسيقيايي پذيرش موسيقي ساز و آواز است نه موسيقي به معناي علمي آن زيرا شعر به طور كلي چه قابليت پذيرش موسيقي به اين معنا را داشته باشد يا نداشته باشد بايد از دو يا چهار موسيقي برخوردار باشد كه اهم آن ها موسيقي لفظي و موسيقي معنوي است.
        موسيقي لفظي يعني برخورداري از وزن و ميزان در قالب اوزان و بحور عروضي. و موسيقي معنوي انطباق با قواعد معاني بيان و بديع كه بيشتر به تناسب در نسبت ها و وجوه اسنادها مثل تشبيه و كنايه و استعاره و تجوز و ... بر ميگردد. به عبارتي ديگر هم ريخت لفظي آن بايد درست و منطقي باشد و هم ريخت معنايي آن معقول و خردپسند باشد.
        بديهي است كه اين نوع موسيقي هم در ترانه و هم در شعر ضروري است (البته به استثناي ميزان و قافيه كه برخي در ترانه دور جديد ضروري ندانسته اند) پس مراد استاد از موسيقي عنوان اصطلاحي آن است.
        ببخشيد استاد اگر زياده گويي كرده ام عذرميخواهم! خندانک خندانک خندانک
        محمد حسین پژوهنده
        يکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳ ۰۹:۰۴
        با سلام و اداي احترام . تا جايي كه بنده اطلاع دارم چنين چيزي بطور مطلق واقعيت ندارد و نظر رهبر معظم انقلاب تفكيك بين حرام و حلال آن است. در زير خاطر مبارك را به چند فقره از پاسخ هاي معظم له جلب مي كنم:
        * ... غنا که در شرع اسلام حرام است، اشاره به شکل ندارد؛ بلکه اشاره به محتوا می کند. اصلاً وقتی می خواهید دنبال غنا بگردید، آن آهنگ را از لحاظ شکل مطالعه نکنید تا بگویید حرام است یا حلال است؛ بلکه آهنگ را به لحاظ محتوا مطالعه کنید. یعنی غنا یک امر محتوایی است، نه یک امر قالبی.
        (در دیدار اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی - ٢۶/١١/١٣۶٠)

        * آنچه مطرح است ، این است که از قول امام (ره) نقل شد: ایشان در مورد بعضی از آهنگهایی که حتی با ساز همراه بود فرمودند این مقدار اشکالی ندارد... چنین استنباط کردیم که نظر امام بر این است که: ساز به طور مطلق حرام نیست و ترانه هم همین طور. یعنی ترانه ای که محتوای درستی دارد و با یک ساز ملایمی همراه است، این اشکالی ندارد. اما اگر یک ساز جلفی بود و محتوای نادرستی هم داشت، هر کدامش موجب حرمت می شود.
        ( در دیدار اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی - ٢۶/١١/١٣۶٠)

        * ... آن چیزی که در اسلام حرام است، غناست نه موسیقی. موسیقی هر آهنگ و صدایی است که از حنجره یا از وسیله ای، به یک شکل حسابشده بیرون می آید. اما آن چیزی که حرام است، نوع خاصی از موسیقی است که غنا باشد.
        علت اینکه نظرات [در باب موسیقی]، مختلف است این است که در مورد غنا، ما آیات و روایات صریحی که مشخص کند غنا چگونه چیزی است نداریم؛ لذا استنباط فقهی از غنا متفاوت است . غنا آن چیزی است که مخصوص مجالس لهو باشد.
        (بیانات پس از اجرای برنامه سرود در استانداری شیراز - ٧/٩/١٣۶۶)

        * من در باب موسیقی، فقط یک کلمه به شما بگویم: ببینید، آن موسیقی‌یی که انسان را غافل می‌کند و داخل خلسه‌ی شهوانی می‌برد، حرام است؛ چه موسیقی ایرانی باشد، چه موسیقی فرنگی باشد، چه موسیقی هندی باشد، چه موسیقی عربی باشد؛ فرقی ندارد. آن چیزی که در اسلام ممنوع است، این است؛ حالا شما ببینید چگونه چنین موسیقی‌یی به‌وجود می‌آید ... غافل شدن از خدا که می‌گویند، معنایش این است؛ یعنی انسان ناگهان از همه‌ی ارزشهای الهی غافل بشود. بنابراین، موسیقی‌یی که انسان را از خدا غافل کند، موسیقی بدی است.
        (بیانات رهبر معظم در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌ - 5/۱2/۱370)

        * آن چیزی که انسان را از حقایق عالم غافل می‌کند و به عالم توهمات و خیالات می‌برد، یا به شهوات می‌کشاند، لهو و حرام است. موسیقی‌یی که وقتی برای دختر و پسر جوان، یا حتّی غیر جوان نواخته بشود، یا عرضه بشود، یا خوانده بشود و او را به ملاهی و مناهی و فساد و شهوات بکشاند و از آن نزاهت مطلوب اسلام خارج کند، حرام است؛ این می‌تواند موسیقی سنتی باشد، می‌تواند موسیقی غربی باشد، می‌تواند موسیقی محلی - یا به قول شماها موسیقی مقامی - باشد؛ فرقی نمی‌کند؛ هر موسیقی‌یی که این‌طوری باشد، مصداق بارز حرام است. آن موسیقی‌یی که این خصوصیات را ندارد، حلال است؛ مثلاً خواننده‌ی خوب و خوش‌صدایی، شعر خوش‌مضمونی را می‌خواند و نوازنده‌یی هم می‌نوازد و آن مضمون شعر، شنونده را به سمت حقایق اسلامی و الهی و عرفانی و حقایق زندگی - ولو خارج از مسائل عرفانی و الهی باشد - نزدیک می‌کند؛ این قطعاً اشکال ندارد و حرام نیست.
        (بیانات رهبر معظم در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌ - 5/۱2/۱370)
        * مردم ما به شعرهای اخلاقی محتاج اند؛ شعرهای صائب و مثل شعرهای سبک هندی از جمله، اشعار واعظ قزوینی. این شعرها، هم از لحاظ رتبه شعری بالاست.این شعر می تواند یک آهنگ را که می توانست آهنگ حرام باشد، حلال کند.
        (بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی - 17/9/1371)

        * موسیقی به معنای یک هنر، چیز با ارزشی ست.اما همچنان که یک شعر بد، مردود است –ولو یک هنر است –یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز مردود است –ولو این هنر است –یک موسیقی گناه آلود و گناه آموز نیز، هم حرام و هم مردود است؛ ولو اینکه یک هنر هم باشد. این را حمل نکنند بر ضدیت با هنر؛ که «آقا؛ فلان با هنر مخالف است» ما با گناه مخالفیم. چرا با هنر مخالف باشیم؟ تا گفته می شود « فلان موسیقی حرام است» می گویند: «آه اینها باز هم آخوند بازی و شیخ بازی در آوردند. مقدس بازی در آورند.» نه آقا موسیقیِ خوب چیز خوبی است. مگر ندیدید جلو چشم امام آلات موسیقی بردند و بنا کردند زدن و خواندن. امام هم مثل کوه نشستند و نگاه کردند .
        (بیانات رهبر معظم انقلاب در بازدید از صدا و سیمای جمهوری اسلامی - 17/9/1371)
        * درخواست من از شما آقايان موسيقي دان ها و افرادي که در اين زمينه بسيار مهم صاحب نظر و هنر هستيد، اين است که احساس مسئوليت کنيد و موسيقي را نجات دهيد. البته من دلم نمي خواهد مفاهيم با هم مخلوط شود. بعضي از موسيقي دان هاي سنتي اصيل و ريشه دار، گاهي مي گويند که موسيقي قبل از انقلاب دچار ابتذال شده بود؛ ولي در دوران انقلاب الحمدا... آن ابتذال از بين رفت. من اين را نمي خواهم بگويم. از ديد يک متخصص، همان است که موسيقي دچار ابتذال شده بود. خوشبختانه، به خاطر محدوديت هاي قهري انقلاب، آن ابتذال ها از پيکر موسيقي فرو ريخت. من تقسيم ديگر را مي خواهم مطرح کنم. چون تنها به اين که آن ابتذال ها از بين برود، قانع نيستم. بلکه مي گويم: در همين موسيقي غير مبتذل سنتي عالمانه هم شما وظيفه داريد جهت گيری درست ايجاد کنيد.
        (بیانات در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 9/5/1375)

        * توقع من از شما، هدف دار کردن موسيقي است. من اين توقع را هم از آقايان آهنگ ساز و موسيقي دان دارم.اگر شما توانستيد اين کار را بکنيد، بدانيد خشتي را خواهيد گذاشت که نه براي تمدن ايران اسلامي، بلکه براي کل جهان محفوف به همان سياستي که قبلاً عرض کردم، مبارک خواهد بود.
        (بیانات در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 9/5/1375)

        * من دعوت به غم انگيز بودن و بي ذوقي نمي کنم؛بلکه دعوت من، به متعالي شدن و پديده موسيقي را از ابتلائات مادي بشر بيرون کشيدن و فراتر آوردن است. اميدوارم به اين دعوت، جواب مثبت داده شود و موسيقي را به سمت متعالي شدن سوق دهيد. اگر شما هم اقدام نکنيد بالاخره گروهي مي آيند و به اين روش تکاملي عمل مي کنند. به هر حال، بشر در زندگي ناگزير از تکامل است.
        (بیانات در بازدید از صدا و سیما و در جمع اهالی موسیقی - 9/5/1375)
        ببخشيد از اين كه مصدع اوقات شريف گرديدم. خندانک خندانک خندانک
        پیمان سلیمی
        يکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳ ۱۷:۴۲
        زیبا بود استفاده کردم.استاد اگه در زمینه ترانه مطالبی دارید باز هم بنویسید خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        3