سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 16 فروردين 1404
    7 شوال 1446
      Saturday 5 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        شنبه ۱۶ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        وروجک 1
        ارسال شده توسط

        منوچهر مجاهدنیا

        در تاریخ : چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۳ ۱۴:۴۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۴۴ | نظرات : ۱۶

        طنز دنباله دار!
         
        به مناسبت گشایش مدارس ! تقدیم به همه دانش آموزان کلاس اولی ، لطفا بزرگترها نخوانند بد آموزی داره !
         
        هی آقاهه !هنوز فرصت نکردم برم اسمم را توی کلاس اول مدرسه بنویسم . به کوری چشم حسود روز جمعه می رم اسم می نویسم . وبلاگ هم باز نمی کنم تا وقتی سال آینده  که می رم کلاس دوم دلم بسوزه که وبلاگم را مجبور بشم ببندم . خرخونی هم نمی کنم ، خب تو خنگ بودی که نمره هات زیر ده بود . مال همینه که حالا رفتی به قول خودت ( جون عمه ات با این شعرهات )  شاعر شدی . بابای من صبح که میره بازار عصر که میاد خونه فقط تراول می ریزه جلو مامانم . تو این قدر کاغذ سیاه کن و خط بزن تا جونت در بیاد ! تازه چشم ات کور به شعرهات هم ایراد می گیرن. آخه  حتمآ ایراد داره ! حالا چرا ناراحت میشی ؟ تمام اونایی که میان وگیر میدن  بهت  حق دارن ، آخر تو هم به اینا می گی شعر! نه بابا خیالات ورت داشته ، اینا شر و وره ، برو  تو هم مثل من اسم ات را کلاس اول دبستان بنویس ، بعد که تربیت شدی و سواد یاد گرفتی شعر بگو ! دیگه حوصله ام را سر بردی میخام برم یه بازی جدید خفن اومده بگیرم بیام .
         
        - هی آقاهه ! دوباره امروز صبح اول صبحی رفتی کامنت گذاشتی و وراجی راشروع کردی ؟
        - ببین بچه با ادب باش ! درست حرف بزن ! منو مجبور کردی برات یه اسم هم بزارم . " وروجک " . خوشت میاد ؟
        - بروبابا دل ات خوشه ، توی دوستان و فامیل هرکی هر اسمی بخواد روی من می زاره، من از این بیدها نیستم که با این نسیم ها بلرزه . اهه اینو باش .
        - بچه جون با ادب باش . پدر مادرت یادت ندادند با بزرگترهات چه جوری صحبت کنی !
        - اولندش به تو مربوط نیست . دومندش پدر مادر من دموکراسی فکر می کنند فکر کردی مثل تو عقب مونده اند . خودشون کُلی متلک به هم می گن . دیروز دادشم بزرگم داشت به تلویزیون ور می رفت بابام بهش گفت کره.... آروم بنشین . داداشم برگشت گفت ، بابایی این دفعه را خودتی ، دیدی ما چقدر روشنفکرانه فکر می کنیم !
        - وروجک به این می گن ابلهانه . اصطلاحات را اشتباه یادت دادند .
        - هی ، بگو ببینم اصطلاحات یعنی چی ! این همون اصلاحاته که بعضی وقتا توی تلویزیون میگن !
        - نه بچه اون یه چیز دیگه ست . مگه توی مدرسه لغات را یادت ندادن !
        - بابا تو چه قدر گیجی من که اون دفعه گفتم تازه میخام برم مدرسه اسممو بنویسم راستی ، روز جمعه رفتم دم یه مدرسه دیدم درش بسته س  ، زنگش کار نمی کرد ، یه سنگ برداشتم تاق وتاق کوبیدم به در ، یه آدم پیره اومد در رو وا کرد گفت : چه خبرته بچه صبح جمعه ای ! گفتم تو کی هستی! گفت : بابای مدرسه هستم .
        گفتم اهه بابا راباش چرا اینقدر زهوار درفته ای . گفت : بچه جون برو سر به سرم نزار فردا با پدر یا مادرت بیا اسمتو بنویس .گفتم : اولا پدر مادر من وقت ندارن بیان ، مامانم از صبح تا  بعدازظهر که بابام میاد خونه ، گوشی تلفن بیسیم دستشه ، یا با خاله سپیده ام حرف می زنه یا با خاله الهه ام ، تازه وقتی هم که شارژ تلفن تموم میشه ، میره سراغ گوشی موبایلش . باباهه هم که بعدازظهراز فروشگاهش میاد خونه. از توی کیف دستی اش پول ها می ریزه رو میز و دسته می کنه که صبح ببره بانک بریزه توی حسابش .
        - خب جونم فردا صبح خودت با شناسنامه ات بیا اسمتو بنویس . گفتم : شناسنامه ام گم شده ، میشه مال مامانم را بیارم اسمش را بنویسین اونوقت من به جاش بیام مدرسه ؟ گفت : عزیزم نمیشه . من که دیگه خیلی دفرس شده بودم گفتم : به درک ! آدم پیره هم درو بست و رفت .
        - بچه تو توی کدام از ماه های سال به دنیا اومدی ؟
        - به تو چه ، برا چی میخای ، فضولی ! ماه عقرب !
        - خب مال همینه که این قدر حرفات نیش داره ! امروز دیگه حوصله ات را ندارم فردا دوباره باهات صحبت می کنم .
        - باشه ، فردا که اومدی روی وبت اونجا حسابت را می رسم . برو دیگه به کارات برس ظهر بایستی نون بگیری ببری خونه که اگه دیر کنی ، تازه زنت هم دمار از روزگارت در میاره...!
         
        ادامه دارد ...
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۴۴۵۹ در تاریخ چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۳ ۱۴:۴۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1