سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 30 شهريور 1398
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
23 محرم 1441
    Saturday 21 Sep 2019
      امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

      شنبه ۳۰ شهريور

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      استادستان ! با مُهرِ استاندارد ! مخصوص صادرات ...
      ارسال شده توسط

      علیرضا آیت اللهی

      در تاریخ : چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۲۷
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۸۳ | نظرات : ۲۷

      شعرناب (2) - طنز
      ( کامنت های مدیریت برای خوشآمد گوئی )
       
      مدیر ، « مدیر » است که اگر فی الذات والتجربه ! مدیر نبود کدخدای چنین دهکده ای ! یا مدیر یک چنین سایت « ادبی » ئی نمی شد ؛ هم از دیدگاه عام یک مدیر است و هم از دیدگاه خاص واقعا" ادیب . می داند که در یک سایت ادبی ادب از بالا شروع می شود و همیشه مؤدب ترین و ادیب ترین یعنی بالاترین . الناس علی دین ملوکهم ؛ وحرمت امامزاده به متولی آن است . در کمال ادب رفتار می کند تا همان خشت اوٌل را هم راست نهاده باشد : ادب + اخلاق = انسانیت . منتهی یک کمی ادب ایرانی ِ دوره قاجاری ... ؛ گاه هنوز یکی ، چون آیت ، نرسیده و نشناخته  می شود « هنرمند » ! ، « سرور ارجمند » ! « شاعر بزرگ » ! یا فقط همان « استاد » که به اصطلاح هوا برش می دارد ؛ و جواب سلامت را نمی دهد که مگر نمی بینی به بنده می گویند استاد ! غافل از این که در یک سایت ادبی است و شرط اوٌل قدم ؟ تواضع و رعایت ادب ، پاسخ دادن به سلام دیگران ! ؛ « سرها در گریبان است » ؟ ؛ خوب ، تو بگو پاسخ من تا بوزد باد بهار ...
      عزیز من ، اوٌلا" به رسم ادب فرموده اند « استاد » ! ؛ ثانیا" فرموده اند استاد و نگفته اند معصوم پانزدهم بدون کوچکترین غلط املائی ( حال فرض کنیم تایپی ) و انشائی ! فرهنگ معین را کنار دستت داری ؟ دستور زبان فارسی پنج استاد را خوانده ای ؟ از قواعد اشعار کهن پارسی که حتی نیمائی هم مشمول آن می شود . یک کتاب در « بدیع و قافیه و عروض » را حتی ورق زده ای ؟ جناب عالی که به صرف « تعارف » لقب استادی دوستان و این مدرک مردمی ! و دموکراتیک ! نسبت به شعر این و آن فتوای حکٌ و اصلاح و تصحیح و تکمیل  می دهی کتاب راهنمای نگارش و ویرایش امثال یاحقی و ناصح را حتی دیده ای ؟ حدٌ اقل نگاهی اجمالی به کتاب تاریخ ادبیات دکتر صفا داشته ای ؟ نکند مثل من باشی که حتی مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد ادبیات فارسی هم نداری و همین که به تو می گویند استاد باورت می شود و بادی به غبغب می اندازی و به منبر می روی ؟!!! عزیزم من نگاهی به شناسنامه ام می اندازم که بدانم از نسل جدید و شعر مافوق موج و فرامدرنیته نیستم ؛ تو هم یک نگاهی به پروفایلت بینداز ! برای من « بدون اطلاعات » است برای خودت هم بدون اطلاعات است ؟! آمار خودت را هم نداری ؟! .
      رئیس فرموده اند « فقط رودر واسی نکنید و هرچه به ذهنتان آمد بنویسید » ! ، حوب ، اگر بنویسم که به قول آقای عباسی ، « استادان ناراحت می شوند » ؛ میگویند حالا که مقیم تهران هستی امروز بعداز ظهر قرارمان چهارراه اسلامبول ، جلوی مغازه ی حسن کبابی ، تا حرفهایمان را با هم بزنیم !!! . من پیر مرد 68 ساله با 50 کیلو وزن چه کنم ؟ ! .
      رودر بایستی نکنم رئیس ؟ فکر می کنید چند نفر در سایت داشته باشیم که حالا حتی سعدی و حافظ و مولانا را هم قبول ندارند . بیت :
       گفتنِ « استاد » از لطف شماست - جنبه باید داشت امٌا : حرفِ راست ! .     
      قدیم ها در غرب تهران ؛ حدود سلسبیل شمالی ، می نشستیم . آن روزها تلویزیون و اینترنت و...و...و... نبود و بچٌه محل ها همیشه دورهم جمع بودیم و روابط بسیار صمیمی که یادش به خیر ؛ منتهی گاهی یکی زورش به ما می چربید یا حتی نمی چربید و فکر می کرد که میچربد ! . زور می گفت ! . چه کنیم ؟ ما هم بهش می گفتیم پهلوان ! آنهم باورش می شد و می رفت محله بغلی و.... کتکی می خورد که نگو ! ؛ ولی ما به روی خود نمی آوردیم ؛ بازهم بهش می گفتیم پهلوان ! تا خودش آمارش به دستش بیاید ... ( داشتیم ؟ رئیس ؟! ) .
      زیادی رفتم ؟ ، خوب ، برمی گردم ... ببخشید ! . 
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۳۳۵۶ در تاریخ چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۳:۲۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ۲۲:۴۹
      استاد ایت خدا وکیلی استادید الکی هم نمیگیم برید محله دیگه کتک بخورید بیاید فدائی دارید بزرگوار کتک خوریمون عالی عالی بیست خندانک خندانک
      عزیزان می دانند یکی از شاخص های اساسی در سایت ناب حفظ و رعایت مهربانی و ادب است بخصوص پیشکسوتانی چون شما گرانقدران محترم خندانک
      ورنه اینجا همه دانش اموزیم وسراسر غم! هرکدام مان به دنبال لیلای خود می گردیم که چگونه یاد گیریم فن تور زدن را خندانک یکی را با استادی به قول شما یکی با جانم و سرورم و عزیزم قربانت گردم والی اخر..
      حرکات عاشق بی سبب نیست معشوق فتنه می خواهد!!
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۴:۴۹
      درود استادآیت اللهی عزیز
      از مطالب مفید و ارزشمند شما بزرگوار آموختم و بهره بردم
      و همچنین از موارد ذکر شده توسط اساتید گرانقدر حاج فکری عزیز، و عباسی گرامی و دوست بزرگوار جناب دانایی که همیشه شکسته نفسی می فرمایند خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      شاد و خرم باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاها محبی (حزین)
      سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ۲۲:۴۳
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      درود بزرگوار
      فرید  عباسی
      سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ۲۳:۰۲
      درود بر هر دو استاد هم بیانات استاد عزیز و به حق بزرگوار جناب آقای آیت اللهی بسیار متین و زیبا بود و هم تک بیت پایانی استاد احمدی زاده ی عزیز
      جناب استادآیت اللهی من در یک جایی نوشته بودم در کشور عشق هیچ کس سرور نیست و اینکه جناب احمدی زاده ی مهربان دوستان خود را استاد لقب می دهند از تواضع ایشان است و گرنه اینجا همه دانش آموزیم و حتی شما بزرگوار ...چون آدمی تا می میرد باید دانش آموز باشد .. و ما افتخار می کنیم که در جمعی چنین با محبت هستیم این کمینه ی کمترین بارها از ته دل رنجیده ام که برخی از عزیزان استاد م گویند چون نه ان را بر قامت حقیر خویش می بینم و نه در ان حد هستم ولی شما و اساتید دیگر که سالها عمر عزیز خود را صرف تعالی روحیو ذهنی خود نموده اید به حق استادید و این حق را نباید از شما و جناب فکری و برخی دیگر از اساتید گرفت
      من بیشتر به این خاطر وارد این بحث شدم که مطلب پایانی شما اشک از چشم من جاری نمود ونمیدانم چرا هر وقت تصویری از قدیم می بینم سخنی از دوران طلایی باستانی و ساکت و آرام ایران زمین می شنوم بغض دلم را می فشارد منی که اصلا آن دوران را هم ندیده ام ولی به هر جهت فرمایش شما بسیار زیبا بود و من بسیار مشتاق بیانات شما هستم و هر جا ببینم به سویش نا خود آگاه می شتابم پاینده باشد و جاوید خندانک خندانک
      میثم دانایی
      سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ۲۳:۲۷
      درودبرشما استاد بزرگوار...فرمایشات شما هم رندانه بودوهم شوخ طبعانه..بهرجهت ما قضیه رو گرفتیم خندانک
      چه کنیم استاد..بنده حقیر که هرچه خواندم وورق زدم افاقه نکرد ویاد نگرفتم ...یکبار استاد بزرگوار عباس حاکی فرمودند زمان ما 20هزاربیت شعر رو که درحد خفظ کردن میخواندیم تا ملکه ذهنمان بشود وبتوانیم اوزان وقواید عروضی را یاد بگیریم ولی امروز هیچ کس دنبال این حرف وحدیث ها نیست..
      ولی استاد گفتن من هم به صرف احترام وادب است وهم صرف فاصله از زمین تا اسمان بودن من نسبت به شما بزرگواران....
      استاد ایت الهی ازاینکه شما استاد تمام دانشگاه بودید ما قصد داشتیم همین روزها شما را پروفسور خطاب کنیم که همان استاد تمام خودمان است....انشالا سالیان درازی تندرست وسلامت باشید خندانک خندانک
      علیرضا آیت اللهی
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۵:۳۱
      سلام به دوست عزیز و شاعر کرامی
      جناب عالی که سالهاست بنده را به محبت های بی پایان خود معتاد فرموده اید . باتشکر بسیار از اینهمه لطف و محبت
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      فاطمه رها(رهای رهاتر از قاصدک)
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۶:۲۳
      خندانک

      سلام استاد و پهلوان عزیزم خندانک

      کنار شما بزرگواران می آموزم قلم زدن بر حسب معرفت

      وبا مرام و معرفت بودن را در زندگی خندانک خندانک
      خندانک خندانک

      با احترام:

      در آغوش باد
      دژخیمان
      سر به شانه های کلام
      رفته رفته در خواب شدند، مست
      و سوته دلان پیوسته و وارسته گریه کردند
      شب آرام را بی صدا از سکوت
      و گلهای رنگارنگ دشت
      رقص کنان سرود فروردین را
      شانه به شانه ی هم پایکوبی کردند
      وقتی نغمه های آمدن و یکی شدن
      میان من و تو گفتگو شد
      و شوق خسته از هزاره های بی تو بودن
      بر "بلندیهای بادگیر" پیر
      پرواز کرد
      برای دیدنت
      ای مژده ی دیدار
      هم اکنون از آمدن بگو
      درپشت دیوار های بلند شهر و در آنسوی
      دروازه های به هم پیوستن
      بگو ...بگو از آمدن و یکی شدن ...

      خندانک خندانک خندانک
      علیرضا آیت اللهی
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۸:۱۲
      سلام به شاعره ارجمند و گرامی
      و دختر خوبم
      خیلی محبت دارید .
      حالا من این لقب پهلوان را هم مثل لقب استاد میگذارم لای سبیل ناچیزم و دم بر نمی آورم ، چون به اصطلاح خودم سر شوخی را باز کرده ام و « خود کرده را تدبیر نیست » ! .
      معرفت را شما دارید که این را از همان روز اوٌل حس کردم .
      راستش را بخواهید ، یعنی بدون تعارف ، مدیون شما جوانتر ها و جوانان هم از این نظر هستم که علاوه بر انتقال هنرمندانه زیبائی و شادابی به من با شعر های روانبخش و روح انگیز خود مرا با واقعیت جامعه و فرهنگ جدید ایران نیز آشنا و آشنا تر می سازید .
      پس : هم مدیونم و هم ممنونم . آرزوی توفیق برای شما خیل خوبان سایت
      خندانک خندانک خندانک
      صدف عظیمی
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۰۹:۲۸
      درود جناب آيت...

      با فرمايش متين شما موافقم...

      حرف حساب كتاب ندارد...



      گاهي بنا به دانش و معلومات دوستان استاد خطاب ميكنيم گاهي بنا به مسن بودنشان . گاهي واقعا شخص مورد خطاب \ استاد هستند...

      اما حقيقت را اگر بخواهيم \ درجه ي استادي حا لا حالا ها به كسي تعلق نميگيرد...

      بايد مراحلي را طي كرد....



      منتها صرف احترام هم كه باشد در درجه ي اول لفظ استاد به كار گرذفته ميشود...

      به قول شما بايد جنبه داشت...



      سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد رضا نظری(لادون پرند)
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۱۵:۰۲
      خندانک

      درود

      با طنز خیلی زیبا حقایق را بیان کردید

      آفرین
      واقعا لذت بردم.

      استاد خندانک خندانک خندانک
      سمانه هروی
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۱۵:۵۸
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ ۲۲:۱۵
      سلام جناب آیت اللهی عزیز.ممنون از پست بجاتون.
      به فرموده حضرت امیر (ع)هرکسی به من چیزی بیاموزد مرا بنده خود ساخته و شاید همین حدیث زیبا مرزبندی خوبی باشه برای همه.
      اینکه در هر فضا و زمینه ای هر دوستی به دوست دیگه کمکی میکنه تا دانش و معرفت اون شخص نسبت به جهان و علوم افزایش پیدا کنه برای اون شخص حکم استاد رو داره.
      اما در زندگی روزمره ما ایرانی ها که تعارف ها جزء لاینفک زندگی هامون شده ناگزیر با این نون قرض دادن ها مواجه هستیم.و بدتر ازون اینکه نمی خواهیم بپذیریم این تعارف های بیجا نه تنها احترام به شخص مقابل نیست بلکه توهینه.
      در مقوله تعارف روایتی است که:
      روزی امام صادق(علیه السلام) به همراه فرزندش اسماعیل در مجلسی بودند، یکی از دوستان آن حضرت وارد شد و سلام کرد و سپس نشست، وقتی حضرت از جای برخواستند که از مجلس خارج شوند، آن شخص نیز از جای برخواست و به اتّفاق امام( علیه السلام) به راه افتاد، در راه همراه امام بود، تا اینکه به درب خانه ی امام رسیدند، امام(علیه السلام) بدون اینکه به آن شخص تعارف کنند از او جدا شده و وارد خانه شدند، در این هنگام اسماعیل به حضرت عرض کرد: ای پدر چرا به آن شخص تعارف نکردید و نفرمودید داخل منزل شود؟! حضرت فرمود: آمدنش در خانه موردی نداشت(یعنی آمادگی پذیرش او را نداشتم) اسماعیل گفت: اگر تعارف می کردید او خودش نمی آمد. حضرت فرمود: دوست ندارم که خداوند نام من را جزء کسانی ثبت فرماید که در تعارف زیاده روی می کنند.(یعنی تعارف های دروغین می کنند)
      حالا ما بیاییم و مقایسه کنیم چقدر در زندگی هامون ازاین تعارف های نابجا استفاده میکنیم.
      نمونه دیگه تعارف تعارف در تحسین از دیگرانه که نوعی دروغه.به فرموده حضرت امیر(ع)تعريف بيش از استحقاق، چاپلوسى و كمتر از استحقاق، از ناتوانى در سخن و يا حسد است.
      پس شایسته هست همه در نگهداری حدومیزان در سخن گفتن مراقب باشیم چراکه بقول غزالی:
      «اللِّسانُ جِرْمُهُ صَغِيرٌ وَ جُرمُهُ كَبيرٌ وَ عَظيمِ»
      با آرزوی سعادت و زیستنی با آگاهی برای همه و پوزش از روده درازی حقیر.
      پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: سخن خود را بگویید، ولی مواظب باشید که شیطان شما را به زیاده روی در کلام وادار نسازد».
      علی اسماعیلی
      پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲ ۱۸:۴۷
      سلام بزرگوار.
      بنده دوپهلو عرض نکردم.
      منظورم واضحه.وقتی نابجا از القاب استفاده میشه ارزشی نداره و این ها نون قرض دادن های پرازضرره.
      استادی در شان و شخصیت ادبی و فردی معنا پیدا میکنه.
      ارادتمند
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0