سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

دوشنبه 3 ارديبهشت 1403
  • روز ملي كارآفريني
  • روز بزرگداشت شيخ بهايي
14 شوال 1445
    Monday 22 Apr 2024
      به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

      دوشنبه ۳ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      ⏱️آخرین معجزه ⏱️
      ارسال شده توسط

      جواد کاظمی نیک

      در تاریخ : سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۰۹۲ | نظرات : ۳۶۱

      سلام خدمت دوستان عزیز شعرناب 
      من دوباره امدم بایک وبلاگ جذاب و پرانرژی
      موضوع وبلاگ جدید  آخرین معجزه هست 
      و این وبلاگ داورهم دارد داوراستاد عزیز جناب استاد رحیم فخوری عزیزم که قراراست به سه نفر ار بهترین معجزه هارو انتخاب کنه وجایزه تعلق بگیره بهشون
      تاریخ ارسال تا ۳۰ اسفند ماه 
      جایزه شامل :
      نفر اول اشتراک سه ماهه 
      نفردوم اشتراک دوماهه 
      نفرسوم اشتراک یک ماهه 
       خب حالا بریم سراغ معجزه من 
      یک روز آفتابی بود هوا هم گرم بود
      من یک پسربچه ۱۴ ساله بودم 
      من یک چندتا کبوتر خوشگل داشتم خیلی قشنگ بودن ناز بودن و تپل بودن من هم باهاشون بازی میکردم 
      ویک کبوتر داشتم سیاه بود اسمش زاغ بود
      من هن عاشق اين زاغ بودم همش تودستم بود
      داشتم راه میرفتم یهو پام گیر کرد خوردم زمین ویک تیکه سنگ. جلو بود ومنم ازاینکه این کبوتر بی گناه کاریش نشه دستم خورد به سنگ کبوتر کاریش نشد ولی دست من ناقص شد ازساق دست شکست 
      و مثل یک گوشت افتاده شده بود 
      مادرم گریه زاری میکرد هول شده بود میزد توسرخودش یا ابولفضل میگفت
      منم گریه میکردم ولی درد داشتم
      خلاصه مادرم منو سری برد پیش خدیجه خانم شکسته بند روستامون بود خدارحمتش کن فوت کرده است
      ولی بنده خدا دستمو جا انداخت به مادرم سری ببر بیمارستان وگفت من جاش انداختم ولی استخوان رو باید دکتر متخصص جوش بدهد کار دکتر هست
      خلاصه مامانم منو برد بیمارستان سبزوار بابام هم بنده خدا اومده بود مشهد کارمیکرد چون تازه کار پیدا کرده بود اومده بود مشهد کار می‌کرد 
      خلاصه بیمارستان سبزوار دکتراش،گفتن فقط باید پلاتین بزاریم تا جوش بخورد امامادرم زیربار نرفت گفت میرم مشهد مشهد مشهد تا درست کنند
      بعدش با اون حالم مادرم آورد مشهد بابام اومد ترمینال مشهد دنبالمون باهم دیگه رفتیم بیمارستان فارابی بهترین بیمارستان مشهد ازلحاظ ارتوپدی میباشد ومتخصص های قوی دارد 
      خلاصه دکتر اخوان دستمو دید گفت ببرید اتاق عمل اگر جوش نخوره چاره‌ ای جز پلاتین نداریم که بزاریم
      خلاصه منم خیلی وحشت زده بودم چون از پلاتین میترسیدم نمخاستم که دستمو پلاتین بزارن من خیلی ازامام رضا امام مهربانی ها التماس میکردم یا امام رضا کمکم کن‌ ای خدا بزرگ کمکم کن 
      راهی اتاق عمل شدم منو رو بیهوشی زدن وبیهوش شدم ودر اوقات بیهوشی یک چیز هایی میدیدم که توبهشت هستم پراز درختان سرسبز وزیبا ومیوه های خوشمزه تارفتم بخورم به هوش اومدم ودکتر اخوان را بالا سرم دیدم وگفت خواب خوبی بود اره 😂😂
      منم دهنم خشک شده بود دستم توگچ بشدت درد میکرد ومیگفتم آب میخام ولی پرستار ها میگفتن نه باید دوساعت بگذره تا بتونی چیزی بخوری ولی به مادرم گفتن لب هاشو نم نم خیس کن 
      خلاصه شب شد منوبردن اتاق ارتوپدی یا همون عکس برداری که عکس بگیرن از دستم تابیینن دستم جوش خورده يا نه 
      منم استرس داشتم ناراحت بودم خدایا یه وقت جوش نخورده باشه......
      صبح شد عکس رو بردیم پیش دکتر اخوان دکتر اخوان عکس را دید و گفت خانم کاظمی وآقای کاظمی الحمدالله دست پسرتون جوش خورده نگران نباشید دوماه دیگه هم بیارین گچ رو بازکنیم
      خلاصه منم خوشحال شدم ویک نفس راحت کشید م
      وگفتم خدایا ازت مممنونم یا امام رضا ازت مممنونم 
      😂😂😂😂 خلاصه این بود معجزه من که هیچوقت فراموش نمیکنم 
      دوستان عزیز شعرناب من منتظر آخرین معجزه هاتون هستیم واستاد عزیز جناب رحیم جان فخوری عزیز داور میباشد انشالله معجزه هاتون رو بنویسید ودروبلاگ ارسال کنید خوشحال میشم معجزه هاتونو بخونم ......
      اسفند ماه ۱۴۰۱
      🖋جواد کاظمی نیک 🖋
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۳۱۰۹ در تاریخ سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۶۶ شاعر این مطلب را خوانده اند

      مسعود مدهوش

      ،

      جواد کاظمی نیک

      ،

      رحیم فخوری

      ،

      فرشید به گزین

      ،

      شاهزاده خانوم

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      فاطمه صداقت

      ،

      احمدی زاده(ملحق)

      ،

      افسانه پنام تخلص مولد

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      محمدرضا آزادبخت

      ،

      محمد رضا خوشرو (مریخ)

      ،

      علی نظری سرمازه

      ،

      مهرداد عزیزیان

      ،

      سید هادی محمدی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      ابراهیم آروین

      ،

      ابراهیم کریمی (ایبو)

      ،

      منیژه قشقایی

      ،

      تکتم حسین زاده

      ،

      علی ارم

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      عباس ترکاشوند

      ،

      علیرضا شفیعی

      ،

      سیده نسترن طالب زاده

      ،

      نرگس زند (آرامش)

      ،

      محمد اکرمی (خسرو)

      ،

      میثم علی یزدی (آیت)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      زهره دهقانی ( شادی)

      ،

      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)

      ،

      سید امیر محمد سکاکی

      ،

      حمید مقدسی (آرام واژه پرداز)

      ،

      سعید صادقی (بینا)

      ،

      حسن لطفی

      ،

      احسان فلاح رمضانی

      ،

      معصومه خدابنده

      ،

      محمد فاضلی نژاد

      ،

      شادی بلکامه

      ،

      مهدي حسنلو

      ،

      عارف افشاری (جاوید الف)

      ،

      اصغر ناظمی

      ،

      علی شاهی تخلص(محزون)

      ،

      فرشید ربانی (این بشر)

      ،

      روح اله سلیمی ناحیه

      ،

      بهاءالدین داودپور تخلص بامداد

      ،

      نوید تمجید

      ،

      محمد حسنی

      ،

      ژکا گرجاسی

      ،

      مهدی سمیاری

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      نصرت اله صفی زاده

      ،

      موسی شریفی

      ،

      صبا حضرتی جامیسوو

      ،

      محمد علی رضاپور

      ،

      بهروز دارابی

      ،

      ناهید افسری نژاد (رها)

      ،

      حسین امامی (حسام )

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      نیره شیریان با تخلص مارال

      ،

      علی معصومی

      نقدها و نظرات
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۳۵
      تقلب کردی پسر.. خندانک
      اینکه معجزه امام رضا نبود..🤨🤨
      معجزه پزشکی بود.. خندانک

      برمی‌گردم.. 😎
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۴
      😂😂😂دوردبرشما شاهزاده خانم گرامی وگرانقدر حالا اگر تقلبی هم بود شما ببخش
      ومنتظر معجزه زیبایتان هستم سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۴۷
      پسر خوب امسال که سال کبیسه نیست.. 🤨🤨

      تا حالا دو تا ایراد ازت گرفتم..😂😂
      برمی‌گردم..😎
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۵
      ماکه همش ایراد دلنوشته هست خودم قبول دارم سوتی زیاد دادم😂😂😂🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۲
      😂
      شوخی می‌کنم پسر.. خندانک خندانک
      ایراد نداره.. زندگی در حال خوش است.. غلط یا بی‌غلط خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۵
      سلام
      شاه بانو
      تقدیمت خندانک
      پیش پیش سال نو مبارک
      شما اولین نفرید دارم تبریک میگم
      امیدوارم برات سال خوبی باشه خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۶
      آقا یعنی خودم معجزه کرده باشم 🤪یا معجزه دیده باشم.. خندانک
      اینا با هم فرق فوکوله.. خندانک
      کدوم جناب فخوری سپیدسرا 😎
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۷
      هر کدوم که شارژ آوره خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۱
      😂😂
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۴۸
      سلام و ادب .
      دعوت فرمودید از بنده ؛
      برای معجزه ای که برایم اتفاق افتاده .

      بروی چشم خندانک
      حالا اینکه نامش معجزه است یا نیست
      به هر صورت اتفاقی را خدمت شما سرور گرام
      می‌نویسم.

      به دلیل شغل پدر در بدو تولد به مدت دوسال منتقل به شهر آبادان شدیم

      برمیگردم ...


      عرض ادب .
      به دلیل شغل پدر در بدو تولد منتقل به شهر آبادان شدیم
      به مدت دوسال
      پدرم و دایی بزرگم همکار بودند
      سال پنجاه و پنج خانه سازمانی به ما و دایی‌جان دادند که همسایه هم شدیم
      دو خانه ویلایی نزدیک به هم داشتیم
      و خلاصه هر کاری که انجام می‌شد دو خانواده با هم انجام می‌دادیم ...
      پدر م می‌گوید یک روز زن دایی تون اومد و گفت بلیت سینما رکس را گرفته
      اینطور که پدرم و مادرم می‌گویند
      شش تا بلیت سینما رکس را زن داییم خریده بود .
      در سال پنجاه و هفت در بحبوحه نا آرامی های مختلف و در اوایل جنگ
      این طور که پدرم می‌گوید
      تب و لرز شدیدی (من )پیدا میکنم
      مادرم می‌گوید پدرت چند ساعت پاشویه میدهد که تب پایین نمی آید
      مادرم می‌گوید کلا از حال رفته بودم
      و دو خانواده من رو به بیمارستان آبادان می‌رسانند
      تا صبح هر دو خانواده در بیمارستان بودند
      و جریان رفتن به سینما رکس کنسل می‌شود

      و در جریان آتش سوزی سینما رکس آبادان که هستید .
      کلا خدا خواست و یا مشیت الهی بود که
      خانواده ما و داییم در این روز با تب و لرز و
      از حال رفتن من به این سینما نروند
      بلیت سینما رکس در خانه ی داییم است
      و همیشه وقتی داییم اینا می آیند خانه ما به پدرم میگند
      تب و لرز این بچه معجزه بود .

      خاطره ای بود که برایتان نوشتم
      کم و کاستی ها را به بزرگواری خود ببخشید
      این موضوع در واقع مربوط به اوایل تولد من و بیشتر خاطره پدر و مادرم است

      موفق و مؤید و در پناه حق باشید .

      خندانک

      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۱
      دوردبرشما استاد عزیز جناب خوشرو عزیز وگرامی وگرانقدر من منتظر معجزه شما ههم هستیم البته استاد فخوری هم نظارت دارند😂😂چون ایشان داور هسنتد 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۱
      درودها جناب خوشرو
      ترفند سریالی زدید ها خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۲۱
      دوردبرشما استاد عزیز جناب خوشرو عزیز وگرامی وگرانقدر بسیار معجزه زیبا بود و جذاب وشوک آور سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۹
      آقا ! عجب معجزه ای رخ داده بود برایشما!
      از جهنم سینما رکس در رفتید بخدا جالب بود استاد خوش رو خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۳
      درود بر شما عمرتان به دنیا بود واقعا چه فاجعه انسانی وحشتناکی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۰۱
      سپاس
      استاد فخوری
      بانو مهتدی
      جناب کاظمی نیک

      بله زن داییم شهرت فیلم گوزنها رو شنیده بود
      و اقدام به خرید بلیت سینما رکس کرده بودند
      برای دو خانواده
      مادرم می‌گوید صبح حالت خیلی خوب بود
      و تب و لرز عجیب تو باعث تعجب ما شده بود
      .
      جالب اینکه خرید هایی هم برای سینما انجام داده بودند از قبیل چیپس و گُلِ ذرت و غیره

      .
      مادرم می‌گوید چنین بد حالی ندیده بودم رنگم به طور کامل پریده بود و به سختی نفس میکشیدم که بعد از چند ساعت پاشویه تب پایین نمی آید
      بعد از ظهر به اتفاق داییم و زن داییم من رو به بیمارستان آبادان می‌رسانند و ...
      تا صبح در بیمارستان بودند
      که صبح خبر تلخ آتش سوزی سینما رکس آبادان در کل کشور می پیچد

      ....

      موفق و مؤید باشید .
      خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۴
      درود جناب خوشرو بزرگوار
      معجره ی جالبی بود؛ حتی از اسم سینما رکس آبادان میترسم؛
      خداروشکر که شما شامل حال این معجزه شده اید
      در پناه خداوندگار مهربان خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۴۵
      خدا را شکر که خداوند اراده به زنده بودن شما داشت تنتان سلامت دلتان شاد. تقدیر شما زندگی بیشتر بوده. خدا تمام رفتگان را بیامرزد و به شما و خانواده برکت خوب زندگی کردن ، روزی کند خندانک خندانک خندانک
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۷
      جناب خوشرو
      سلام
      خاطره بسیار شیرین و وخیلی تلخی بوده
      این اتفاق تجربه بس بزرگی از یه طرف شکر شما و خانواده به سلامتی از کنار این ...گذشتید
      و از یه طرف اون حادثه تلخ
      امیدوارم هیچ وقت دیگه همچین اتفاق سیاهی را یه عده
      وسیله اهدافشون نکنند
      با اون توجیهات واقعن مضحک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۳۶
      درودها
      بانو پنام ادیب

      جناب حسنلو بزرگوار

      بانو مهتدی گرامی

      اتفاق واقعا تلخی بود
      که برای ملت ایران و شهر آبادان افتاد
      ببخشید که یادآور وقایع تلخ بودم

      توکل به خدا
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سید هادی محمدی
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۴
      درود بر شما جناب کاظمی خندانک

      اولین و آخرین معجزه ی من مادرم هستند که الان مریضن

      التماس دعا برای همه ی مریض ها خصوصا مادرنازنین من خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۷
      دوردبرشما استاد عزیز جناب محمدی عزیز وگرامی وگرانقدر خیلی معجزه زیبایی بود مادر بهترین معجزه هست انشالله من دعا میکنم هرچه زودتر خوب بشوند سپاسگزارم که آمدید درصفحه آخرین معجزه سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۱
      درودها استاد جان . خداوند فرشته زندگیتان را انشالله سلامت بدارد
      که مادر اعجاز عشق است خندانک
      ارسال پاسخ
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۴۵
      سلام جناب فخوری هنرمند

      ممنونم از شما خندانک
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۲۶
      ان شاءالله که مادرتان شفا یابد

      اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ

      اللهم صل علی محمد و آل محمد
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۵۹
      درود استاد محمدی ارجمند ان شالله لباس عافیت بر تن مادر عزیزتان ،همبن حالا ، به مهربانی و عشق و نور خداوند خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۴۳
      امیدوارم هر چه زودتر حالشون خوب شه خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۱۷
      درود بر شما جناب استاد محمدی ارجمندخندانک
      خداوند به مادر گرامیتان شفای عاجل عنایت فرماید خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۳
      درود بر شما بانو مهتدی

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۴
      درود بر شما بانو پنام

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۵
      درود بر شما بانو قشقایی

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۵
      درود بر شما شاهزاده خانوم

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۶
      درود بر شما جناب شفیعی بزرگوار

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۱۱
      مادر یعنی عشق بی‌انتها... خندانک
      هادی جان دعا میکنم حال مادر عزیزت هرچه زودتر خوب بشه رفیق خندانک
      الهی آمین🙏
      ارسال پاسخ
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۴۷
      درود بر رفیق عزیزم امیر جان اعتراض

      ممنونم شاعر آگاه و باسواد

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۱۱
      خندانک
      وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ
      ان شاالله که مادرعزیزتان هرجه زودترسلامتیشان رابازیابند خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۱۱
      درود بر شما
      به امید سلامتی مادر گرامی تان .و تمام مادران و پدران عزیز خندانک خندانک خندانک

      ارسال پاسخ
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      درود استاد عزیز انشالله خدا مادر عزیزتون را به شما ببخشه تا همیشه این معجزه الهی با تمام وجود بهتون آرامش بده خندانک
      برای شما و مادر نازنیتون بهترین ها را از خداوند مهربان خواستارم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      معصومه خدابنده
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۲
      سلام و احترام
      با آرزوی سلامتی برای مادرتان که گوهرنایابی ست
      سایشون مستدام
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۵
      دوردبرشما بانو خدابنده گرامی وگرانقدر 🌹🌹
      شادی بلکامه
      شادی بلکامه
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۰۹
      درود جناب محمدی گرانقدر
      امید به خدا که معجزه زندگیتان را به شما ببخشد
      عمرشان جاودان باد خندانک
      ارسال پاسخ
      سید امیر محمد سکاکی
      سید امیر محمد سکاکی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۴۴
      استاد عزیز برای شما و مادر گرامیتان آرزوی سلامتی و عمر با عزت از خداوند مهربان مسئلت دارم خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۳
      دوردبرشما جناب سکاکی بزرگوار 🌻🌻🌻
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۳
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم بلکامه گرامی وگرانقدر 🌻🌻🌻
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۰
      سلام
      آقا هادی عزیز
      برادر از پیامها متوجه شدم
      امیدوارم مادر بزرگوارتون به زودی زود خوب بشند و سایه شون بالا سر شما باشه
      تقدیمت خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی سمیاری
      مهدی سمیاری
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۲۹
      سلام و عرض ادب استاد خندانک
      انشاالله حال مادر بزرگوارتون رو بهبودی باشه و سلامتیشون بدست بیارن
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      دوردبرشما جناب سمیاری عزیز 🌷🌷
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۹
      دوردبرشما استاد عزیز جناب حسنلو گرامی وگرانقدر 🌺🌺🌺🌺🌺
      نصرت اله صفی زاده
      نصرت اله صفی زاده
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۵۲
      جناب آقای محمدی امیدوارم در این سالی که پیش رو داریم خداوند متعال سلامتی را به مادر عزیزتان عطا بفرماید تا در سایهٔ پر مهرش یک زندگی شاد و سرشار از آرامش داسته باشید خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۷ فروردين ۱۴۰۲ ۰۲:۲۷
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️
      ❤️❤️
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۷ فروردين ۱۴۰۲ ۰۲:۲۷
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۶
      امید وارم خوش تان آمده باشد و خدا قوت .
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۲
      دوردبرشما زیبابود جناب خوشرو من که لذت بردم 😂🌹🌹🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۲
      خندانک خندانک خندانک
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۲۲
      درودها استاد جان علامبان عزیز
      بگمانم اسم تخلص اعتراض را از انروز به بعد بر گزیدید برای خودتان خندانک
      این خاطره جالب و اکشن شما منو یاد یک خاطره فانتزی نانوایی انداخت خندانک
      چون داورم بجای معجزه خاطره تعریف می کنم خدمتتان
      با اجازتون یه کامنت جدید واکنم تا طولانی دیده نشه .آخه فردا پس فردا این دولت برای کامنتهانیز مالیات وضع می کنه خواهیم دید خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۲۹
      درود جناب علامیان بزرگوار
      معجزه ی شما را خواندم؛در معجزه بودن آن شک نکنید
      ان شاءالله همیشه سلامت باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۲۶
      سلام و سپاس آقا رحیم عزیز و خوش‌مشرب خندانک
      نه این لقب یا تخلص اعتراض برای سال هشتادو هفته... از اون موقع تا الان.
      اره خلاصه اینجوریاس و هیچوقت این خاطره رو فراموش نمیکنم!
      شما صاحب اختیاری باشه حله، مالیات بعید نیست😅

      و سلام خواهر مهربان و گرانقدر بانو پنام
      ممنونم از همراهی و محبتتون🙏
      بله بنظرم معجزه یعنی همین چون میتونست جور دیگه رقم بخوره...
      همچنین سبز و سلامت باشید خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۵۶
      درودو شکر پرودگار ، خداوند حافظ و‌نگهدارتون باشد برای پدرو مادر عزیزتان ، از درگیری گفتید ، همین امسال در اتفاقات چند ماه پیش ، اعتراضات به کوچه ما کشیده شد ، البته فاصله ی خونه ی ما تا میدان کم هست ، از میدان اومده بودند تا ...شب بود ساعت ده ، دخترم اصرار کرد مامان بریم پشت بام از اونجا نگاه کنم ،....از من نه و از دخترم اصرار سرانجام قبول کردم و باهم ...چند دقیقه ای نگذشته بود که از بالای سر ما شیئی همراه با روشنایی گذشت و کوچه بغل فرود آمد ، و پی در پی دو تا ی دیگه یکی ابتدای کوچه ی ما بعدی هم درست کنار در ، ما هنوز خرسند مشغول تماشا بودیم که این ها چی بودند ،که متوجه بو شدم و سوزش چشم دست دخترم رو گرفتم و سریع اومدیم پایین ، بعد نمی دونستیم که نباید آب به صورت و چشمها زد ...خلاصه که هنوز یاد اون شب می افتیم همسرم میگه چه خبر از آتیش بازی ،ناگفته نماند واقعا هم نمی‌دونستیم گاز اشک آور هست ...
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۱۵
      سلام خواهر مهربان و با محبتم، سپاس بیکران🙏
      بانو قشقایی خدا رحم کرده واقعا، آخ آخ خیلی مراقب باشید
      بله اصلا نباید آب زد، فقط دود حالا سیگار یا آتیش فرقی نداره، باید فوت کرد سمت چشم و صورت فردی که دچار سوزش گاز اشکاور یا هرچی شده، به هر حال گاهی اوقات تر و خشک باهم میسوزن دیگه! و این موضوع خیلی دردناکه خندانک ممنونم از همراهی و مشارکتتون، امیدوارم شما و خانواده‌ محترمتون همیشه سلامت و تندرست باشید؛ خدا دخترتون رو براتون نگه‌داره الهی خوشبخت بشه خندانک
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۲۷
      زنده باشی برادر مهربانم ، تر و خشک نه ، اون ها هم بچه های خود من بودند ،واقعا هم فرقی ندارند و نداشتند،...بماند که در ب خونه رو باز کردیم چند تایی از بچه ها پناه آوردند .... آرزومندم در سال جدید فقط صدای خنده ی بچه و جوان و نوجوان و زن و مرد از هر کوی و برزن و خیابان های ایران شنیده شود خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۲۸
      آخی استاد مهربان ما گلوله خورده بود.. خندانک
      صد در صد معجزه بود.. خندانک
      خداروشکر چیزی‌تون نشد.. خندانک
      حکمت بود گوش‌تون چرک کنه و مجبور بشید کلاه بذارید.. خندانک
      الحمدالله بخیر گذشت خندانک
      مراقب خودتون باشید استاد صبور خندانک خندانک


      بااانوی عشق نازنین خندانک
      خداروشکر که برای شما هم بخیر گذشت خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۲۲
      دوردبرشما استاد عزیز جناب علامیان عزیز امیرجان عجب معجزه ای نوشتی بسیار زیبا وتلخ احسن برشما عزیزدل⚘️⚘️🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      علیرضا شفیعی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۲۳
      درود بر جناب استاد علامیان ارجمند خندانک
      خاطره و معجزه جالبی بود خندانک خندانک
      شاد و سلامت و ایمن باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۰۶
      بینهایت سپاس شاهزاده خانوم مهربان و با محبت🙏 بله واقعا همینطوره اون کلاهو هنوزم دارم (سوراخ شده اما مثل اسطوره‌ها نگاهم میکنه)😁
      منم هروقت نگاهش میکنم حس عجیبی به سراغم میاد!
      چشم مراقبم همچنین، تشکر بابت همراهی خندانک سلامت باشید

      و جناب شفیعی عزیز و گرانقدر
      سپاس از همراهی و دعای خیرتان خندانک سلامت و سرافراز باشید خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۰۸
      صفای وجودت جواد جان کاظمی خندانک سپاس از محبتت دوست عزیز خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۱۸
      درود مجدد بانو قشقایی خندانک
      بله حق با شماست، واقعا برادر و خواهران ما بودن... هم اونا و هم عزیزان این چندماه
      به لفظ میگن که تر و خشک، منظور چه معترض و چه آدم عادی
      به‌به چه دعای خوبی کردید خندانک الهی‌آمین خندانک

      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۱۰
      اتفاقا می‌خواستم بگم کلاه‌و نگه دارید‌‌‌‌‌..🤭

      شاد باشید و چهارشنبه‌سوری‌تون مبارک خندانک خندانک 🔥🔥
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۴۱
      نگهش داشتم، باهام حرف میزنه... بامعرفته😅
      همچنین مبارک شما هم باشه خندانک همیشه به خوشی
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۲۲
      درود جناب علامیان گرامی
      شما را خدا به پدر و مادرتون بخشیده خدا حفظتون کنه ولی واقعا چقدر افراد آش نخورده و دهنشان سوخته. معجزه بازگشت شما را از این حادثه تبریک میگم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۴
      درود بر شما استاد علامیان عزیز
      خداراشکر که سلامت هستید
      بی شک خدا نه تتها به شما رحم کرده
      بلکه به خانواده محترمتون خصوصا مادر نازنینتون نظر لطف داشته خداوند شما را برای ما و خانواده گلتون حفظ کنه خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۱
      دوردبرشما استاد عزیز بانو رجائی عزیز و گرامی وگرانقدر بزرگوار وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما وحصورگرمتون بنده ودوستان منتظر معجزه های زیبا شما هستند 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۰۲
      سلام بانو مهتدی گرانقدر ممنونم از همراهی و محبتتان
      بله متاسفانه اتفاقات اینشکلی زیاد افتاده!
      سپاس بیکران، سلامت و سرفراز باشید خندانک

      و سلام بانو رجایی مهربان و گرانقدر خندانک قطعا همینطوره بانو لطف خدا بوده و هست، سپاس از ابراز محبت و دعای خیر شما🙏
      همچنین الهی همیشه سبز و سلامت باشید🌿
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      سلام
      امیر حسین عزیز
      خوبی
      چه اتفاق
      واقعا موندم خدا را شکر به خیر گذشته
      و این تجربه بس بزرگ و عجیبی بوده
      خدا پدر مادرت دوست داشته باور کن این اتفاق به خیر گذشته خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۳۵
      سلام بروی ماهت مهدی جان عزیز
      دلتنگت بودم رفیق
      ای شکر، خوبم بخوبی شما دوستان
      آره بخیر گذشته... ظاهرا باید زنده میموندم! به قول معروف: این تجربه‌ها هستن که آدم رو بزرگ میکنن
      ممنونم از همراهی و مشارکتت خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۳۸
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم مهتدی 🌻🌻
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۳۹
      دوردبرشما استاد عزیز جناب شفیعی عزیز ⚘️⚘️⚘️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۰
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر 🌷🌷
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۱
      دوردبرشما استاد عزیز جناب حسنلو گرامی وگرانقدر 🌻🌻🌻
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۲
      دوردبرشما بانو پنام گرامی 🌺🍀
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۳۱
      🌺🌺🌺
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۵۹
      🍀🍀🌺🌺
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۱۴
      خندانک
      درودبرشما جناب کاظمی عزیز خندانک
      زندگی همه ی ما آدمها پرازمعحزه های کوچک وبزرگه اگه که دقت کنیم وبیاندیشیم خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      فرصتی دست دادبرمی گردم خندانک
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۲۴
      دوردبرشما استاد عزیز بانو عجم عزیز وگرامی وگرانقدر سپاسگزارم استاد عزیز انشالله منتظر معجزه های زیبا ی شما هستیم سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      محمد حسین اخباری
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۵۹
      باسلام بر همه ی عزیزان بویژه آقا جواد کاظمی عزیر
      خاطره ی معجزه گونه ای که میخواهم برایتان عرض کنم مربوط به دوران نو جوانی بنده است همان زمانی که یادش بخیر باد این اتفاق بقدری برایم شگفت انگیز است که هنوز هم هر وقت در ذهنم مرور میکنم شگفت زده میشوم بهار بود یا تا بستان نمیدانم سال دقیقش را هم نمیدانم د ر ( سده) دیروز و آرین شهر امروز واقع در خراسان جنوبی در مزرعه مشغول و جین بودم مزعه خارهای فراوانی داشت که با تبر آنهارا میکندیم و بار الاغ میگردیم و برای طبخ نان به منزل میبردیم انگشتر یاقوت زیبایی داشتم خوش تراش و قرمز و زیبا وخیلی دوستش داشتم روزی از روزها که در مزرعه مشغول جمع آوری علفها و خارها بودم از دستم می افتد بدون اینکه متوجه باشم ظهر که بر گشتم از واقعه با خبر شدم و بسیار غمگین بر گشتم هر چه دنبالش گشتم پیدا نشد که نشد نا امید به خانه بر گشتم و دیگر به نداشتنش عادت کردم زمستان آن زمانها بارانهای فراوانی میبارید وآن سال هم از باران دشت و بیابان بی نصیب نشد آن زمین را شخم زدیم در بهار آینده خربزه و هندوانه کاشتیم محصول خوبی داشت روزی برای وجین به آنجا رفتم -شاید باورتان نشود همین الان که این سطرهارا مینویسم حالت عجیبی از تعجب تمام بدنم را فراگرفته است - به پشت سرم نگاه کردم انگشتر یاقوت زیبایم تمیز و سالم بدون هیچ آسیبی روی یک بوته خار در کنارم خود نمایی میکرد
      شاید برایتان باور کردنی نباشد ولی قسم میخورم جز حقیقت نگفته ام
      این اعجاب انگیز ترین خاطره من است تا اکنون
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۳
      دوردبرشما استاد عزیز جناب اخباری عزیز عجب خاطره ومعجزه زیبایی را قلم زدید وگفتید ونوشتید بسیارزیبابود منکه لذت بردم ازاین معجزه ای که تعریف کردید سپاسگزارم عزیزدل بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم وخوشحال شدم که آمدید سپاسگزارم استاد عزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۱۹
      سلام و عرض ادب

      تشکر میکنم از بزرگان ادب

      استادان سایت ناب

      دوستان و شاعران گرامی

      برنده شما هستید عزیزان دل حقیر اتفاقی را که در دوسالگی برایم افتاد تعریف کردم .

      بنده تبریک عرض میکنم خدمت استاد ملحق و دوستان شاعر که چنین سایت همراه و گرمی را دنبال می‌کنند
      بی تعارف من نیازی به جایزه ندارم و همین که در جمع دوستان هستم افتخاریست


      باز هم ممنون

      سر بلند باشید .
      خندانک
      احمدی زاده(ملحق)
      احمدی زاده(ملحق)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۰۸
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۶
      درود برشما استاد عزیز جناب خوشرو عزیزم ممنونم که معجزه زیبایتان راگفتید بلاخره جایزه هم ازدیدگاه استاد فخوری شما برنده شدید منم خوشحالم مممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم استاد عزیزم دوستان عزیز لطف به بنده داشتند که معجزه های زیبایشان رونوشتند وبسیار ازشون قدر دانی می‌کنم سپاسگزارم ازهمه دوستان عزیزم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۶
      درود برشما جناب احمدی عزیزم مممنونم بابت گلهای زیبا 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۶ فروردين ۱۴۰۲ ۱۸:۱۵
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️
      ❤️❤️
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۶ فروردين ۱۴۰۲ ۱۸:۱۵
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️
      ❤️❤️
      ❤️
      رحیم فخوری
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۵
      چناچه دقت کرده باشیدوبلاگ آخرین معجزه جناب آقای کاظمی نیک مواجه است با کامنت هایی که بیشتر به انعکاس خاطرات و مشاهدات دوستان ازاتفاقات نادریکه درزندگیشان رخ داده است . وقتی این نوشته ها را مرور می کردم غالبا\" نوع روایت ، شکل خاطره نویسی دارند که متاسفانه به اصول و قواعد این نوع نوشتار کم توجهی شده است برای همین احساس کردم در مورد خاطر نویسی مطالب کوتاهی را بعرض برسانم

      خاطره نویسی چیست؟
      ---------------------------------------------------------------------------------------

      خاطره نویسی یک هنر و انگیزه است. که به کمک آن میتوانیم وقایع و لحظات خوش یا تلخی که برایمان اتفاق افتاده است را ثبت کنیم به گونه ای که احساست خود را در آن لحظه به خواننده منتقل کنیم.
      \\" خاطره نویسی، شیوه ای است که سر آغاز راه نویسندگی است، یعنی شما در ابتدا با نوشتن افکار و رویداد های خود، زمینه ی ساخت افکاری به دور از رخداد های واقعی را فراهم میکنید تا به نویسنده ای ماهر تبدیل شوید.\\"

      صمیمیت و روان نویسی
      --------------------------------------------------------------------------------------
      همانطور که میدانید نوشتار آداب و اصولی دارد، اما خاطره نویسی ساختاری متفاوت دارد چراکه باید در آن حس واقعی بودن به شنونده یا خواننده انتقال یابد.
      بدون خلاصه یا اضافه نویس باید بیان کنید که واقعه چطور رخ داده است این اتفاق باعث میشود تا میان خاطره و داستان تخیلی تفاوتی عظیم ایحاد شود. به زبان ساده تر تخیلات را در خاطره نویسی به کار نبریم چراکه این کار باعث میشود که خواننده احساس کند در داستان واقعی شما اغراق شده است.
      شما برای اینکه بتوانید حس و حال خاطره را به مخاطب بهتر بفهمانید بهتر است به صورتی خاطره را بنویسید که مخاطب بتواند به راحتی با خاطره شما، ارتباط برقرار کند و خود را جای شما قرار دهد.
      بهترین زبان برای خاطره نویسی {زبان محاوره } است

      شروع و پایان خوب
      ------------------------------------------------------------------------------------
      برای شروع بهتر است به کلمات پیچیده فکر نکنید. نویسنده برای نوشتن یک خاطره، از ابتدایی ترین وقایع، افکار، انگیزه ها و تصمیم ها بنویسد تا برای خواننده سوالی پیش نیاید، شما هرچقدر به پرسش های ذهنی خواننده در خاطره نویسی جواب بدهید، بیانگر این خواهد بود که یک خاطره کامل را نوشته اید.
      از آنجایی که هر شروعی پایانی دارد، برای کامل و ویژه بودن خاطره خود یک پایان مناسب بنویسید چون خواننده هر چه به پایان نزدیک تر میشود بسیار مشتاق خواهد بود که در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد. وبا پایان بندی غافلگیر کنند ه، با توضح وتوصیفات اضافی و بیجا ، حس غافلگیری را درمخاطبتان خنثی نکنید
      امید که مفید حال صاحب قلمان ودوستان گرامی یباشد

      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۷:۱۹
      درود جناب فخوری سپیدسرا خندانک
      عالی بود خندانک خندانک
      ممنونیم.. خندانک زحمت کشیدید خندانک خندانک
      واقعی و صمیمی و ملموس با پایانی جذاب خاطره بنویسیم.. خندانک خندانک
      در پناه خدای مهربان باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۱۷
      درودها استاد بانو شاهزاده خانم
      ممنون از توجه و همراهی سبزتان
      خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۷
      دوردبرشما استاد عزیزم جناب فخوری ممنونم بابت توجه ویژه شما ونظرتون وکمک هایی که انجام می‌دهید برانوشتار بهتر سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      ممنون
      و سلام
      جناب فخوری استفاده کردیم خندانک
      ارسال پاسخ
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۳
      درود و عرض ادب و ارادت محضر استاد سخت کوش و زحمت کش سایت شعرناب جناب آقای فخوری بزرگوار خندانک

      بسیار عالی وآموزنده بود خندانک

      ممنونم بابت کلاس درس انلاین خندانک خندانک


      خداقوت بزرگوا


      موفق و شاد و سربلند باشید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۵
      درودها استاد جان
      جسارت کردیم جناب حسنلو خندانک
      این جواد منو آخر بکشتن می دهد خندانک
      حداقل بهانه ای شد جنابعالی را زیارت کردیم خندانک
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۷
      درود ها استاد بانو سرکار خانم آفاق
      سروران ببخشند جسارتم را
      ممنونم از الطاف بیدریغتان
      با احترام
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۲۸
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر 🌼🌼🌼
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۲۹
      دوردبرشما جناب حسنلو گرامی وگرانقدر 🍀🌼🌼🌼
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۳۸
      دوردبرشما استاد عزیز 🌻🌻
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۲
      دوردبرشما بانو رجائی عزیز 🍀🍀🌹🌹
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۵۴
      درود بر شما خندانک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۱۸
      سلام دورد خدمت دوست عزیز شعرناب وگرامی وگرانقدر من منتظر معجزه های زیبای شما هستم تا ۳۰ اسفند ماه فرصت دارید
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      مسعود مدهوش
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۳۰
      درودها شاعر گرانقدر جناب کاظمی نیک ارجمند دوست خوب و با احساسم🍃🌹👏🍂🌾🌾🌿🙏🙏
      مشخصه مثل من بازیگوش بودی بچگیات...

      الان دست که خدارو شاکر باشیم خوبه؟؟؟

      اما در خصوص خودم:

      در سال ۱۳۷۴ بنده سرباز بودم،اموزشی در ورامین و ادامه دوره در تهران انموقع دیپلم وظیفه بودم و دیپلم بخاطر اینکه مردم در جنگ بودند و اخذ دیپلم سخت بود بشدت عزت و احترام داشت و سردوشی گروهبانی میدادن و موها بلند....

      نیمه های سربازی در آن زمان برای پذیرش از دانشگاه خارج کشور میبایست در روز مشخصی در سفارت ثبت نام مینمودیم تا پس از ازمون ورودی و قبولی پذیرش از یکی از دانشگاهها فراهم گردد.
      بنده در سفارت انگلیس جهت اخذ پذیرش و ادامه تحصیل در انگلستان ازمون داده و نفر سوم شدم،اما از بخت بد چون سربازی به پایان نرسیده بود و فاقد گذرنامه بودم ویزا و پذیرش از من سلب و به نفر دیگری ارائه میشد و با کلی گریه و زاری و التماس توانستم ،یکسال پذیرش را به عقب بی اندازم و خدمت سربازی را پایان رسانده و سپس.....
      از این جهت معجزه رخ داد که به خاطر استقبال چشمگیر جهت تحصیل در انگلستان با شرایط ویژه ،اصلا امکان رزرو و تعویق وجود نداشت و برای اولین بار برای بنده رقم خورد که باعث شد کلا زندگی و سرنوشت من تغییر اساسی کند،سپاس از خدای بزرگ بابت لطفی که در حق بنده داشت.🙏🌿🌾🌾🍂👏🌹🍃با خود عهد کردم که اگر خدا کمک کند و من رفتنی شوم شده چند ماه در سال ایران بمانم و خدمت کنم می ایم و میمانم و همین هم شد از سال ۸۷ در خدمت فرزندان ایران زمینم🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷👏👏👏👏🌹🌹🌹

      سپاسمندم از طرح موضوع بسیار زیبا و خوب شما ارجمند که قطعا برای بسیاری در زندگی رخ داده است ،میخوانیم و لذت میبریم🍃🌹👏🍂🌾🌿🙏🙏🙏🙏
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۲
      سلام ودورد خدمت استاد عزیز جناب مدهوش عزیز وگرامی گرانقدر بسیار معجزه خوبی را نوشتید احسن برشما 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۵
      درود خدا رو شکر که فرصت تحصیل برایتان محفوظ ماند خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۰
      دوردبرشما بانو گرامی مهتدی بزرگوار 🌼🌼🌼
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۳
      جناب مدهوش
      سلام
      و خیلی شکر خدا را
      که خواسته قلبی تون رسیدید
      و ممنون که به این آب وخاک ارزش قایل هستید خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۱۵
      دورد برشما استاد عزیز 🌺🌺🌺🌺🌺
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۳۷
      خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۱۵
      فدات رحیم جان عزیز ❤️❤️❤️❤️🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۴۲
      دوستان ببخشند غلط های املایی این جواد نازنین و عجول را بلده بنویسه اما بسکه عجله داره برنمی گرده چک کنه ببینه چی نوشته خندانک
      آقا جواد جان ! زمان مسابقه ات تا کی هست !
      لطفا اصلاحیه بزن وبلاگت را هم یه سرودستی به جملاتت بکش
      و یک زمانی را هم تعیین برای مسابقه ات
      مثل تاریخ اتمام مسابقه را بزن تا آخر اسفند خندانک
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۴۳
      آخ جان چون داورم معجزه هم نخواهم نوشت خندانک
      جواد اگر اصرا رکنی که معجزه بیارم از حالا گفته باشم که نفر اولمخندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۲
      😂😂😂سلام رحیم جان هرجور راحتی عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      فرشید به گزین
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۵۷
      استاد جان آقا جواد خیلی سری مینویسه ولی سِرّی نمینویسه😊🌹

      شروع این کارش خیلی جذاب بود و معلوم بود که لحظه خاص
      افرینش متن رو درست انتخاب کرده- زنده باشه مرد جوان خندانک

      در ضمن استاد من الان داستان باغ ، سنوبر قد بلند ، کلاغ و شکاری صمد آقا رو دیدم ببخشید که پاسخی ندادم خندانک

      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۴۶
      درودها خدمت استاد به گزین اره همه کارهای آقا جواد سری باید انجام بگیرد
      یه چیزی که گیر می کنه به جابکهای مغز گرامی باید انجام بدم خوب ماهم که عاشق بی ریایی .
      متوجه بند آخر فرمایشتان نشدم جناب به گزین!

      (در ضمن استاد من الان داستان باغ ، سنوبر قد بلند ، کلاغ و شکاری صمد آقا رو دیدم ببخشید که پاسخی ندادم )
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۳
      سلام فرشيد جان عزیز بزرگوار وگرامی وگرانقدر بسیار منتظر معجزه ات هستم مممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۴
      در صفحه مصاحبه استاد عزیزیان عزیز ماجرای کلاغ مقتولی رو گفتید که دستی شده بود و در باغتون به خیال خودش آوازی میکرد و همین انکرالاصوات بلای جانش شد و با گلوله تفنگ شکاری آقا صمد نقطش کور شد

      من امروز این ماجرا رو دیدم و لازم بود که عذر خواهی کنم از شما بزرگوار

      مخاطب عام ممکنه ماجرای کلاغ. رو رعب آور ببینه ولی ما ( یعنی من ، از بس گفتن منم نزنید دچار ما شدیم ) ...ولی ما مخاطب عام نیستیم ( بی انکه خاصیتی داشته باشیم ) و
      در پیچ و خم روزگار فهمیده ایم که شرط اول قدم دوستی آنستکه مجنون باشی و مجنون از گلوله دوست نمیهراسه
      خندانک خیلی مخلصیم استاد فخوری خندانک خندانک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۷
      نطقش / تسطیح کنم که شاهزاده خانوم امروز غلت املایی میگیرن خندانک
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۳
      قربون شما برم استاد به گزین
      بله الان متوجه منظور حضرت عالی شدم این بند آخ،ر قضیه مجنون را خیلی خوب آمدیدعالی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۴۶
      خندانک آفنه استاد انرژیتیک خندانک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۸:۳۱
      چشم جواد جان حتما🌹
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۴
      جناب
      به گزین
      خندانک
      ارسال پاسخ
      فرشید به گزین
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۵۸
      اصلا صنوبر. بود یا درخت دیگه ؟ کوتاه مدتش منهدم. شده حافظه / ای داد / ای ای
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۰
      دورد🌼🌼
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۵۱
      استاد بانو شاهزاده خانم !
      لطفان معجزه بیار شارژ ببر خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۵
      دوردبرشما رحیم جان عزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۳
      درود جناب کاظمی نیک بزرگوار
      حالا معجزه مال خودمون باشه حتما
      یا دوست و آشنا هم ایرادی نداره؟!
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۷
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم پنام اگرمیشه معجزه مال خودتون باشد بهتر است چون جذاب هست اگرم معجزه ای ندارید معجزه دوستان یا پدر مادر .....رابنویسید
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۴۱
      والا هرچی فکر میکنم تا الان چیزی به ذهنم نمیرسه؛
      ولی یه معجزه ی خیلی جالب برای دوست خواهرم افتاده بود که همین دیشب خواهرم داشت تعریف میکرد برام خیلی جالب و شنیدنی بود
      اگر مایلید بگویم نه هم که....
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۵
      هرجور صلاح میدانید بگویید راستی تا ۳۰ اسفند فرصت دارید عجله هم نکنید 😂🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      محمدرضا آزادبخت
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۳۶
      سلام تمام اثر هنری من چه از شعر یا داستان ویا هر چیزدیگه معجزه است استاد گرامی آقای فخوری ادیب شک نکن
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۴۱
      سلام دورد خدمت استاد عزیز جناب آزادبخت عزیز بسیار زیبا معجزه شما سپاسگزارم استاد عزیز🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۰
      والله بنده که تردید ندارم در این مورد هر هنر انسانی و الهی واقعن معجزه است الهام آنو
      اما اینجا آقای ریس، جواد پسر گل منه خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۱
      دوردبرشما رحیم جان 😂😂😂🌹🍀🍀
      محمدرضا آزادبخت
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۸
      سلامی دوباره یعنی اشعار شما هم یک معجزه است
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۲
      تقربیا میشه گفت آره 😂⚘️⚘️⚘️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۳
      جناب آزاد بخت اگر منظورتان بنده ام . نخیر من شعر یکه برام الهام شود را ندارم طوطی واری می نویسم جان خودم
      بابا من کجا و ما شالله شما کجا استاد جان ؟ حرام است این مقایسه خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۵
      😂😂😂
      محمدرضا آزادبخت
      محمدرضا آزادبخت
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۸
      سلام استاد فخوری بنده فقط سوال پرسیدم من به معجزه شما چکار دارم عذر مرا پذیرا باشید
      محمدرضا آزادبخت
      محمدرضا آزادبخت
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۲۱
      سلام یک نمونه شعر معجزه ات بفرست بخوانیم ودر شعف پایکوبی وشادمانی کنیم
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۸
      آقا جواد با این نونی که گذاشتی دامن من! ایام عید خواهم آمدبه مشهد .یک هفته باید جور هفت هشت نفر مهمون را کشیده باشی گفته باشم خندانک
      ما که میریم داوری تاتر و فیلمهای کوتاه جشنواره ها، ده پونزده روز هر شهری که باشه برامون میشه کویت ، آقا جواد سبزواری پاک طینت مانده از باشتینیان قهرمان خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۳
      😂😂😂😂😂😂😂دورد رحیم جان عزیز قدمت روچشم ما جاداری عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۱۵
      لطفن با داور خیلی صمیمی نباشید ممکنه پشت سرمان حرف در بیارند خندانک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۲۴
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۱
      😂😂
      علی نظری سرمازه
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۴۲
      خندانک خندانک خندانک
      سلام جواد جان خندانک
      خوبی عزیزم؟ خندانک
      دستت که خوبه خدایا شکر! خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      میگم بهتر نبود همان موقع که دستت خورد به سنگ ، معجزه اتفاق می افتاد و دستت نمی شکست !؟اینطوری بهتر حال می داد تا اینهمه اذیت بشوید و بعد هم علم ارتوپدی به دادت برسد!
      خندانک خندانک خندانک
      به نظر می آید اینها معجزه نیستند اتفاق هایی هستند که بخاطر سهل انگاری یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذاری روی میدهد و بعد لطف خدا شامل حال ما می شود تا بهتر به پدیده های خلقت بنگریم خندانک خندانک خندانک
      معجزه همانطور که از اسمش پیداست کار خارق العاده ای است که در اوج ناتوانی آدمی ، خارج از چارچوبهای مادی اتفاق می افتد و ابزارهای مادی هیچ تاثیری در آن ندارند خندانک خندانک خندانک
      اگر قرار باشد ابزارهای مادی در آن تاثیر داشته باشند پس معجزه نیست. تاکنون معجزه ای با این تعریف برایم اتفاق نیفتاده است اما لطف خدا خییییلی شامل حالم شده است خندانک
      مثلا در برهه ای کوتاه از زندگی مسیر راستی را چپ می رفتم که دست بر دار هم نبودم و حسابی گازش را گرفته بودم و
      هر چه دست و پا می زدم بیشتر فرو می رفتم تا اینکه یک تصادف منجر شد دو سال زمین گیر شوم تا آهسته آهسته سرعت خود را کم کنم و از آنجایی که توانایی انجام کارهای شخصی خود را نداشتم از خدا خواستم که از مال دنیا هیچ نمی خواهم فقط بتوانم راه بروم و کارهایم را خودم انجام دهم که همین طور هم شد و خدای مهربان با این اتفاق به من ِ غافل فهماند که هیچ چیز مهمتر از سلامتی نیست از لطفی که خدا در حقم کرده بسیار سپاسگزارم و خییییلی دوستش دارم
      هیچ کس را من ندارم جُز خدا
      می دهد زیبا برایم پُز خدا
      بوی عشقش عقل را دیوانه کرد
      عطر تیرُز می زند یا رُز خدا!؟
      الطاف خدا را در زندگی دست کم نگیرد خندانک


      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۱۱
      خیلی هم عالی استاد نظری جالب بود خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۲۵
      دوردبرشما استاد عزیز علی جان عزیز بزرگوار به عجب معجزه زیبایی بود لذت بردم سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۰
      درود
      جالب بود خدا یارتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۱
      سلام و عرض ادب ، جناب کاظمی نیک و اساتید و دوستان شاعر ، به نظر این کوچکترین ،هر نفس خودش زیباترین معجزه است که بی اذن الهی نفس بعدی را نمی دانیم آیا هست یا ... برقرار باشید جناب عالی و همه ی دوستان گرامی شاعر خندانک خندانک
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۱۲
      بسیار هم عالی استاد بانو ممنون که کلامتان زینت صفحه آقا جواد گل افشان شد خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۲۶
      دوردبرشما استاد بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم قشقایی زیبابود بله نفس خودش معجزه زیبایی است سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۱۸
      درود بانو جان
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۲
      سلام و عرض ادب آقا جواد عزیز خندانک خندانک
      به به، به به
      آقا من اینو اول بگم خیلی فکر کردم معجزه زندگی من چی هست، هنوز معجزه آقا جواد را نخوانده بودم که به یه خاطره در زمان کودکی ام رسیدم.
      داستان معجزه آقا جواد را خواندم خیلی لذت بردم. خیلی عالی بود. به شباهت های زیادی برخوردم آقا جواد
      اصلا اسم سبزوار که بیاید مهدی محمدی دگرگون می شود
      استاد فخوری عزیز هم از سبزوار و باشتین صحبت کردند
      آقا جواد اول از خودت بگو و سبزوار چون سبزوار عشق من هست
      بعد خاطره را بگویم به شباهت های بعدی پی می برید جواد اقای عزیز
      البته من خاطره نویس نیستم، خیلی هم تمایل به جایزه و این حرف ها ندارم، فقط خاطره را تعریف می کنم
      آقا من در کودکی صبح یک روز زمستانی که هوا هم سرد بود مثل همیشه یک کودک هشت ساله را در نظر بگیرید که از خواب بیدار شده، کاپیشان(! کافشان) آبی اش را پوشیده و کیفش را انداخته پشتش که برود مدرسه، در را باز کردم چند قدم توی کوچه رفته بودم که یک موسی کو تقی (یا کریم، کوکو) زخمی توی کوچه دیدم. موسی کو تقی را گرقتم در زدم مادرم در را باز کرد به مادرم گفتم این موسی کو تقی زخمی بود اینجا توی کوچه، من رفتم مدرسه و چند روز بعد قرعه کشی بود.
      رسمی هست اینجا که بعضی وقت ها انجام می دهند، همسایه ها اسم می نویسند هر ماه یک مبلغ معینی جمع پرداخت می کنند و قرعه کشی از میان افرادی که تا حالا برده نشدند مبلغ رو به ایشون می دهند.
      خلاصه خانواده هم دوست داشتند که قرعه این بار به نامشون در بیاد
      من هم دعا کردم خدایا من این کبوتر زخمی رو از تو کوچه گرفتم که خوبش کنم، حالا نمیدونم ولی انگار حالش بهتره، خدایا این قرعه کشی این دفعه به اسم ما در بیاد
      زد و قرعه به نام ما افتاد و خانواده خوشحال
      چند روز بعد موسی کو تقی حالش کامل خوب شده بود بردمش توی حیاط خاکی خونمون
      اونجا سعی کردم به آرامی کیش اش بدهم، بالاخره پر زد و روی دیوار خانه یمان نشست
      کمی بهم فرصت دادیم و بعد دوباره به آرامی کیش اش دادم
      کبوتر باید می رفت دنبال زندگی اش... خندانک

      این خاطره را تا حالا جایی تعریف نکرده بودم. اینجا هم آقا جواد اسم معجزه را آورد، قسمت بود اینجا تعریف کنم
      دوست تان دارم
      تابنده باشید به مهر خندانک خندانک
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۱۲
      خیلی هم عالی و شنیدنی بود استاد محمدی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۳۲
      دوردبرشما استاد عزیز جناب محمدی عزیز وگرامی وگرانقدر ممنونم مهدی جان عزیز معجزه زیبایی بود وجذاب ازکودکی
      مهدی جان من ازبچگی دوستای جوین سبزوار برزگ شدم وکلی هم خاطره دارم درروستاحکم آباد بسیار روستای باصفایی هست ولی الان این روزها مشکلات زیادشده نتوانستم برم ولی انشالله اگر شد تعطیلات یک سرمیزنم البته اگر دردوران سربازی مرخصی بتونم بگیرم😂😂سپاسگزارم خوشحال شدم از حضور گرمت 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۱۷
      درود چه جالب نمی دونستم به یاکریم یا قمری یا کوکو موسی کو تقی میگن ازتون آموختم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۵۳
      درودها استاد فخوری عزیز و ارجمندم. متشکرم
      استاد جان در این خاطره ی کوتاه، چندین نکته محلی و مردمی وجود دارد، سنت ها، رسوم، ریشه ها و عقاید
      بعنوان مثال من همین لفظ کاپیشان که در سبزوار کافشان می گویند خندانک
      من فکر می کنم لهجه ی زیبایی داریم خندانک
      موسی کو تقی
      قرعه کشی و ...

      درودها جواد عزیز ، شاعر و ادیب فرهیخته
      به به، بنابراین از ترک های اصیل سبزوار هستید درود به شما جواد جان عزیز. چه هندوانه های درجه یکی داره جوین خندانک
      آقا سربازی حالا خوب شده اما فکر کنم باز هم سخته، امیدوارم به خیر و خوشی تمام کنی جواد جان عزیز
      تابنده باشید به مهر خندانک خندانک

      درودها بانو مهتدی فرهیخته و ارجمند خندانک خندانک
      به نکته بسیار خوب و روشنی اشاره کردید و چقدر دلم می خواست این موضوع را کمی بیشتر تشریح کنم. حالا شاید تا حدی از اینجا به بعدش عقاید شخصی و خانوادگی باشه و البته می دانیم که بنده نوعی و خانواده مستثنی از جامعه نیستیم و بنابراین مقصودم این هست که چنین نگرشی در بطن جامعه مختصاً سبزوار وجود دارد و چه بسا پر رنگ هم هست.
      و آن هم احترام هست به موسی کو تقی. اولاً آوایی که این که کبوتر تولید می کند "کو کو" است و ما این "کو" را به معنی "کجا" گرفته ایم. دوم اینکه اگر دقیقتر به آوای این کبوتر گوش دهیم انگار می گوید "موسی کو تقی" ، این در حالی است که "موسی" و "تقی" هر دو نام های امام هست. امام هفتم و امام نهم علیهم السلام و ما معتقد هستیم که این کبوتر امامان ما را صدا می زند و این کبوتر برای ما مهم است و حرمت دارد. برای همین اگر هر پرنده ای غیر از این کبوتر می بود شاید سر سفره شام مهمان ما بود خندانک البته حالا بد دوره زمانه ای شده، چند سال پیش من شنیده بودم این پرنده ها را یک نفر شکار کرده و پخته کرده، خیلی ناراحت شدیم. این پرنده از آنجا که امام هفتم و امام نهم را صدا می زند، بنابراین خط و ربط این پرنده با امام هشتم نیز مشخص است و مقصودم این هست که دارم عقاید شخصی و اجتماعی را می گویم و احتمالاً بعنوان کبوتر امام رضا علیه السلام نیز شناخته می شود. علی ای حال
      این پرنده از آنجا که مورد احترام هست بنابراین تا دو قدمی این پرنده هم بروی معمولاً پرواز نمی کند، متاسفانه در این دوره زمانه که گربه ها اهلی شده اند برخلاف کبوترها
      به ما یاد داده اند وقتی از کنار این پرنده رد می شویم، نکند از فاصله خیلی نزدیک وی عبور کنیم یا کاری کنیم که بترسد و در نتیجه از ترس ما پرواز کند. بنابراین ما نمی خواهیم مزاحم استراحت یا غذا خوردن این پرنده شویم.

      متشکرم. تابنده باشید به مهر خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۰۵
      درود بر شما
      خیلی جالب بود مطلبتون و دوست داشتم. خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۶
      دوردبرشما استاد عزیز جناب محمدی عزیز وگرامی وگرانقدر بسیار زیبا بود🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۷
      سلام
      مهدی جان
      ممنون خوندم زیبا بود 💐
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۱
      دوردبرشما رحیم جان 🌺🌺🌺
      تکتم حسین زاده
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۵
      درودخدمت جناب کاظمی و دوستان گرامی
      معجزه از دید از هر انسان تعریف متفاوتی داره
      برای من در طول زندگی تا به الان معجزه های زیادی رخ داده اخرینش هم دو هفته پیش بود،مدتی به خاطر بیماری درگیر دکتر و دوا بودم و اخرین باری که رفتم‌ دکتر گفتند دیگه دارو جوابگو نیست،من شاید سالی یک بار گریه کنم ولی اون شب اون دکتر جوری باهام حرف زد و ناامیدم کرد که تو خیابون راه میرفتم و اشک میریختم...خلاصه خیلی دلم شکست از مطب اومدم بیرون گفتم خدایا من ۶ساله درگیر این بنده هاتم دیگه وقتشه خودت نگام کنی...رفتم خونه به هیشکی هم چیزی نگفتم دوهفته بعدش دقیقا شب تولد شازده گلی فهمیدم کلا اون بیماری رفع شده...یعنی از لحاظ پزشکی من تو اوج ناامیدی بودم ولی خدا کاری کرد که فهمیدم تا خودش نخواد نمیشه
      معجزه ی من رفع بیماریم نبود، معجزه ی من نگاه خدا به دستهای خالیم بود
      در پناه خدا باشید🌺
      رحیم فخوری
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۱۶
      استاد بانو از اولش باید می رفتی به این دکتر خلقت شکر خدا که سلامتیتان را باز یافتید
      . جالب بودممنونم از حضورتان درصفحه آقا جواد خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۳۴
      دوردبرشما استاد عزیز بانو حسین زاده عزیز بسیار زیبا بود دوردبرشما معجزه عجیب وگفت انگیز وبود سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۱۳
      تکتم جان خدا رو شکر
      سلامت و تندرست و عمر طولانی داشته باشی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۲
      درود بانو جانم تکتم بانو
      ان شاءالله همیشه سالم و تندرست باشی عزیزم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۴۰
      عزیزم تکتم مهربونم خندانک
      پس اون خبر خوشت این بود؟ خندانک
      ای جااانم خندانک
      خیلی برات خوشحالم خندانک
      خداروشکر.. الحمدالله خندانک
      کار نیکو کردن از پر کردن است خندانک خندانک
      کار خیر کردی.‌. دل منو شاد کردی خندانک خدا هم دل تو رو شاد کرد خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۶
      درود استاد فخوری،خودش گفته حرکت از تو برکت از من ...من فهمیدم تا از همه جا ناامید نشی حضور واقعی خدارو حس نمیکنی
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۶
      درود جناب کاظمی،سپاس از دعوت شما🙏🌺
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۸
      درود آذر بانوی نازنین،ممنونم مهربانو ان شاءالله شما هم عمری بابرکت و تنی سلامت داشته باشید🙏🌺
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۸
      درود افسانه ی نازنین
      ممنونم از مهربانیت عزیزدل😘
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۱
      سلام شازده گلی عزیزم
      اره دقیقا همین بود
      ۱۰اسفند برام به یادموندنی شد خندانک
      کاری نکردم عزیزدلم،ولی حالِ دلم خوبه چون تونستم خوشحالت کنم خندانک
      عزیزمی خندانک
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۸
      سلام
      بانو تکتم حسین زاده
      خندانک
      ارسال پاسخ
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۷
      سلام و عرض ادب جناب حسنلوی گرامی
      رحیم فخوری
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۱۸
      آقا جواد کجایی چرا به مهمونات نمی رسی ؟داورم کردی. معاونت که نیستم خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۳۵
      جانم رحیم جان عزیز فداتشم عزیزدل من گوشیم زده بودم شارژشه برقیشه فدای اون مهربانی هات شم عزيز دل🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۸
      درود به مدیر محترم جناب ملحق
      و آقا جواد کاظمی نیک جوان فعال خندانک
      و جناب فخوری گرامی خندانک
      والله به نظر من همین که در این شرایط هنوز نفس می کشیم خودش معجزه است و اما معجزه مد نظر شما خودم تمام معجزات زندگیم در خواب و تعبیراتش بود و تصادفهای هر ساله که همسرم داشت چند نوبت هم من همراهش بودم حتی بدون یک خراش.
      اما معجزه متعلق به همسرم هست که در حرم امام رضا کفتر حرم و با پسرخاله شیطونش می گیرند و پیرمردی تذکر میده که باید رهاش کنید همسرم که دوازده سالش بوده با پسرخاله اش جرو بحث می کنه وکفتر و رها می کنه. بعد در مهمانخانه مشغول بازی پرتاب دمپایی بودند که از پنجره اتاق به پاسیو پرت می کنند و همسر من بدون توحه میله پنجره را گرفته و جفت پا روی فنس و شیشه ای که برای حفاظت روی پاسیو بود می پرد و فنس پاره و شیشه شکسته از سه طبقه سقوط می کند یکی از مسافران که در حال درست کردن آبدوغ خیار بوده که جفت پا به کاسه برخورد می کند و کاسه به هوا پرت می شود و محتویات آن می ریزد. و زن با داد و بیداد که کاسه آبدوغ و
      شکستی و همسرم هم که در گیر پیدا کردن دمپایی بود و هجوم خاله و مادر و بقیه که وای بچه ام مرد و خود را به پایین رسانده و او را درکمال سلامت می بینند. پدر ایشان باورش نمی شود که او سالم است او را به بیمارستان برده و پس از معاینه پنج دکتر می گویند این معجزه آقاست و در بازگشت چیزی از پیراهنش باقی نذاشته بودند.
      حالا این ماجرا برای خودم جالب بود گفتم شما هم بدانید خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۱۳
      دوردبرشما استاد بانو عزیز سرکارخانم مهتدی گرامی وگرانقدر بسیارزیبا معجزه زیبا بود وجالب و وشوک،آور بله این معجزه هایی که آقام امام رضا به خیلی اا عنایت کرده آست دوردبرشما زیبابود استاد بانو عزیز سرکارخانم مهتدی گرامی وگرانقدر خوشحال شدم معجزه زیبا یتان را نوشتید 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۱
      درود بانو جانم
      معجزه ی جالب و عجیبی بود؛امام رضا معجزه های فراوان دارد...
      در پناه خداوندگار باشید بانو خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۶
      سپاس بیکران خندانک خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۸

      درود بر شما جناب کاظمی نیک نیک سرشت
      سپاس از اطلاع رسانی و این موضوع جالب حتی اگر جایزه هم نباشد.خود معجزات یک کتابچه کوچک به یاد خواهد ماند خندانک خندانک خندانک
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۲
      درودبانو مهتدی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۳۹
      درود بانو مهتدی خواهر مهربان و آگاه خندانک نسل ما کلا توی معجزه زندگی میکنه! هر روزش یه داستان عجیب و یه رمان طویله...
      یه زمان میگفتن فلانی ایشالا خوشبخت بشی و عروسیت باشه و از این حرفا
      اما ظاهرا الان باید گفت: فلانی امیدوارم فقط زنده بمونی همین😕
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۸
      سلام استاد
      بانو مهتدی
      خندانک
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۸
      درود برشما.
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۷
      سپاس خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۲۴
      دوردبرشما استاد عزیز جناب انصاری بزرگوار سپاسگزارم ازتوجه حضور گرمتون 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۳
      دوردبرشما بانو عزیز مهتدی گرامی وگرانقدر 🌹🌹🌹
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۱۷
      بسم الله الرحمن الرحیم

      چند شب پیش خواهرم برایم تعریف میکرد که دیشب که بیمارستان بوده یکی از هم اتاقی ایشون که باهم دوست شده بودند؛پسرم را دیدو گفت دخترت چند سالشه؟!
      گفتم دختر نیست پسره؛
      با تعجب نگاه کرد گفت واقعا؟!
      از من به شما نصیحت موهای پسرت را کوتاه کن نگذار چشم بخورد!
      با تعجب پرسید چشم بخوره؟!
      گفت آره؛من خودم پسری داشتم که بسیار زیبا بود با موهای طلایی و بلند همیشه موهاش رو شونه می زدم و می بستم؛
      همه تصور میکردن دختر باشه؛
      همیشه توی دید بود و هرجا که می رفتیم به پسرم زل میزدند؛
      وقتی پسرم سه سالش بود یک شب تب خیلی شدیدی گرفت
      به او مقداری شربت تب دادم تا تبش را خوب کنه
      و خوابیدم!
      صبح با صدای شوهرم از خواب بیدار شدم که میگفت تا لنگ ظهر می خوابی که چی بشه؟!
      همینطور که از خواب بیدار شدم؛یه لحظه چشمم به پسرم افتاد؛دست گذاشت روی سرش دیدم انگار شعله ی آتیش بود؛
      از ترس رفتم یک شیاف آوردم گفتم خداکنه که خوب بشه اگر نشد ببرمش پیش دکتر؛
      همینطور که داشتم با خودم حرف میزدم یه لحظه با دیدن چشم های سفید شده ی پسرم روح از بدنم رفت؛
      سریع دست گذاشتم روی قلبش دیدم نمیزنه😭😭
      شروع کردم به دادو فریاد و شوهرمو صدا زدم
      شوهرم اومد و گفت چی شده گفتم پسرم ابوالفضل ابوالفضلم
      قلبش نمیزنه😭😭
      سریع بغلش کرد و به نزدیک ترین بیمارستان محل زندگیمون بردیم...
      وقتی دکتر پسرم رو معاینه کرد گفت متاسفم پسرتون الان 12 ساعت میشه که مرده است؛
      روپوش و وسایل مربوطه بیارید و پسرتون رو به سردخانه تحویل بدین...
      شوهرم روپوش و چیزا رو آورد که پسرمو تحویل به سردخونه بدیم؛من گریه کردم گفتم پسرمو هیچ جایی نمیبرن پسرمن زنده است زنده...
      بعد شوهرم گفت آره پسرمون زنده است اونا نمیدونید پسرمون زنده است...
      شوهرم بچه رو بغل کرد گفت باید اونو ببرم یه بیمارستان خوب باید ببرمش پیش یه دکتر خوب...
      سریع پسرمون رو آوردیم بیمارستان باغملک
      دکتراتا پسرمو دیدن و معاینه کردن گفتن خانوم این بچه مرده است اینو سریع ببرین سرد خونه
      دارید چیکار میکنید؛با این جنازه...
      من اصلا باورم نمیشد توی دلم فقط دعا میکردم اصلا نمیتونستم گریه کنم چون اصلا باور نمیکردم میگفتم دروغ میگن...
      شوهرم گفت باید حتما ببرمش اهواز
      اگه هم مُرد همونجا بمیره....
      من هم آرام اشک هام روی گونه هام میومدو نگاه پسرم میکردم؛
      سریع یک آمبولانس گرفتیم پسرمو بردیم اهواز؛توی آمبولانس سرم به بچم وصل کردن و دیدم دارن یه چیزی بهش وصل میکنن که راه ادرارش باز باشه و بتونه تخلیه بشه...
      زمانی که رسیدیم اهواز تمام کادر درمانی
      اهواز از متخصص ها و فوق متخصص ها بگیر تا تمامی پرسنل بیمارستان بالای سرپسر من اومدن؛
      تنها چیزی که یادم نمیره اونجایی بود که یه خانوم دکتر به من نگاه کرد و گفت چه نسبتی با این بچه داری...
      گفتم پسرمه!
      گفت این سرم و اینارو چطور به بچت وصل کردن
      گفتم نمیدونم
      تا گفتم نمیدونم
      دیدم صورتم از سیلی محکم خانوم دکتره انگار آتیش گرفت؛
      با نگاهی مبهم و حیران نگاش کردم گفت
      خانوم تو چه جور مادری هستی که نمیدونی؛ مگه نمبینی اشتباهی وصل کردن و راه ادرار رو بستن و شکمش چقد اومده بالا...
      سریع مواد رو از بدن پسر م خارج کردن...
      من هم فقط اشک می ریختم و دعا می کردم و هیچی نمی گفتم؛
      همه از پسر مرده من ناامید بودن ولی من هنوز برای این جسم بی روح دعا میکردم و اشک میریختم...

      وقتی مواد رو از بدن پسرم خارج کردن
      پزشک ها با حیرت انگیز ترین چیز رو به رو شدن دیدن
      هوشیاری پسرم اومد روی2
      همه پزشکارو شوکه کرد؛اینکه مرده بود امکان ندارهههه...
      دوباره همه پزشکا رفتن وضعیت پسرمو بررسی کردن گفتن«این طبیعیه الان توی کما رفته ولی خب باز هم با هوشیار دو که نمیشه گفت زنده شده؛ممکنه چند روزی توی این حالت بمونی و از دنیا بره
      ولی تنها چیزی که از دست شما برمیاد همون دعا کردنه»
      من هم که دیگه اینبار امیدم خیلی بیشتر شده بود فقط دعا میکردم و اشک میریختم و توی اون حال جز دعا هیچ
      کاری از دستم بر نمیومد.

      همینطور پیش رفت که هوشیاری پسرم کم کم بیشتر بیشتر میشد...
      تا اینکه یه روز زنگ زدن گفتن خانوم بچت به هوش اومده...
      نمیدونم چطوری خودمو رسوندم بیمارستان؛همه دکتر بهم میگفتن این یک معجزه ی الهی که پسر مرده تو رو زنده
      کرده بچه ای که بیش از ۱۲ساعت روح از بدنش جدا شده بود از دنیا رفته بود...
      ولی گفتن ۹۹ درصدممکنه که پسرت تا آخر عمرش نتونه سرش رو بیاره بالا و همینطوری بمونی...
      زمانی که اینو شنیدم یهو دلم ریخت؛
      وقتی وارد اتاق شدم پسرمو توی اون حال دیده بودم اصلا انگار خوشحال برام نیومد؛با چشم های اشکبار گفتم یا امام رضا اگه قراره پسر من تا آخر عمرش اینطوری باشه همون بمیره بهتره؛
      امام کمک کنم و فقط گریه میکردم😭😭
      پسرم ۱۵روز اهواز بستری بود تا اینکه کم کم سرشو رو آورد بالا و کامل سلامتی و زندگیشو بدست آورد..
      و این یک معجزه ی بزرگ الهی است که میتونه مرده ای رو زنده کنه..ـ
      و ابوالفضل من الان ۵سالشه
      و من از اون روز تا الان به هیچ چیزی به اندازه ی چشم زخم اعتقاد ندارم...
      و به واسطه ی آن معجزه ی الهی رو هم دیدم

      (و قطعاو حتما خداوند بر هر چیزی توانا است..)
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۴۹
      درود جناب علامیان بزرگوار
      بله خاطره شما خیلی جالب بود؛و توی زندگیا از این اتفاقات زیاد میوفته و اما حیف که چشم بینایی نیست...
      آره این برنامه چند قسمتی رو ازش دیدم خیلی جالبه اگه عمری داشتیم و خداوند توفیق کرد ببینیم...
      بله تفکر برای روح خیلی خوبهههه...
      همچنین جناب در پناه خداوند توانا باشید خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۴۵
      عجب خندانک
      بلعع چشم‌زخم بده.. خود پیامبر می‌فرمایند بیشتر جوانان از چشم‌زخم می‌میمیرند خندانک
      الحمدالله که حالش خوب شد خندانک خندانک
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۷:۰۸
      درود شاهزاده خانوم عزیزم
      آره چشم زخم بده؛ولی نمیدانم چرا این چشم زخم رو اعتقاد نداشتم؛این درحالی بود که خواهر زادمو هروقت جشنی،مراسمی می بردیم می آوردیمش خونه مریض می شد؛
      خواهرم می گفت اینو باز چشم کردن ولی من درک این موضوع مقداری،برام سخت بود...
      حتی اجازه ی استوری کردن خواهرزادمو هم نداریم😢
      و افراد زیادی رو می شناسم که با همین چشم خوردن از دنیا رفتن...
      گویا زمان قدیما یه افراد چشم شوری بوده که همه از شومی چشمشون خبر داشتن و هر روز،یکیو میکشتن...
      یکی از همین چشم شورها یبار عمه جانم که تازه عروس بود و باردار بود و
      با لباس های محلی آن دوران با موهای طلایی زیبا دیده بود؛
      گفت این زن جوان رعنا کیه؟!
      چقدر زیباست...
      قسم خوردند همان شبی که رفت خونه ی خودش عمم؛خونه روی سرش آوار شد و با بچه ی توی شکمش از دنیا میره😔

      و الان به چشم زخم خیلی اعتقاد دارم...
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۸:۴۴
      متاسفم برای عمه‌ت..🥺
      خدا رحمتش کنه..🖤
      با تمام این اوصاف هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.. خندانک
      و ذکر
      ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله ولعلی و عظیم..
      بهترین ذکر برای دوری اینه که ناخواسته به کسی چشم نزنیم..
      و یا داشتن و خوندن ان‌یکاد.. برای چشم نخوردن خندانک
      شاد باشی خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۳۲
      دوردبرشما بانو پنام گرامی وگرانقدر معجزه شوک آور وترسناک ولی واقعیت ومعجزه ازاین بالاتر نداریم مادر برای بچه اش
      .......
      بسیار زیبا احساسی ولی ترسناک بود احسن برشما دورد ها 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۵۰
      شاهزاده خانوم عزیز
      ممنونم عزیزم جمیع رفتگان؛
      قدرت خداوند از هرقدرتی بالاتر است؛اعتقاد نداشتن من دقیقا بخاطر همین موضوع بود‌!
      و حال میدانم کسانی هستند که با چشمان آدم میکشند...

      ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله ولعلی و عظیم..
      مرسی عزیزم بابت این ذکر قشنگی که متذکرشدی
      در پناه خداوندگار باشی خندانک
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۵۸
      درود بانو جان
      خدا با ماست و این ما هستیم که از او خود را دور می بینیم خواست ما معجزه آفرین است چون رئوف و مهربان است و اگر طاقت و پذیرش نداشته باشیم . اراده خدا به معجزه تعلق می گیره خیلی لحظات سختی را مادران که فرزند خود را ازدست داده اند می گذرانند و گاه اصرار باعث این معجزات می شود. البته گاه حکمت خدا را نباید زیر سوال برد خدای مهربان جان این بچه را به مادرش بخشیده امیدوارم در طول عمرش انسان ارزشمندی شود. تا معجزه کامل شود. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۲۶
      درود بانو جانم خانوم مهتدی بزرگوار
      بله درست می فرمایید خداوند همیشه با ماست این خود ما هستیم که غافلیم؛خداوند بر هرکاری تواناست؛در جاهای که دیگه خود را انتها خط میبینم با صفت فتاح بودن خود راهی برای ما باز میکند که حتی باورش هم سخت است...
      خداوند مهربانی که فقط کافیست به او ایمان داشته باشیم
      در بدترین شرایط اگه فقط خالصانه او را صدا بزنیم دست رد به سینه ی ما نمیزند؛البته اگر مصلحتمان باشد...
      تکتم حسین زاده
      تکتم حسین زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۶
      درود افسانه ی عزیز
      عجب خدای مهربونی داریم ما خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۴۱
      راستی خدا عمه‌ شما رو رحمت کنه بانو پنام🙏
      خاکشون بقای عمر شما باشه خندانک
      در واقع معجزه در ذهن و اندیشه‌ی ما انسانهاست...
      به تعریفی دیگر: همین بودن ما آدمها در این دنیا یعنی معجزه! یعنی نشانه‌هایی از وجود خدا
      معجزه منم
      معجزه تویی
      معجزه ماییم
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۳
      دوردبرشما امیرجان عزیز 🌹🌹🌹🌹
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۲۴
      ممنونم جناب علامیان بزرگوار؛
      جمیع رفتگان ان شاءالله خندانک

      بله درست می فرمایید
      چقدر زیبا؛
      معجزه منم؛معجزه تویی؛معجزه ماییم
      کاملا موافقم درود بر شما خندانک
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۲۷
      درود تکتم جان،عزیزم؛
      خداوندما سراسر مهربانی
      و عشق و رحمت است خندانک خندانک
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۹
      سلام
      بانو پنام
      خیلی عالی بود
      ممنون که این خاطره خوب به اشتراک گذاشتید
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۳۳
      وخدا عمه بزرگوار تان را رحمت کنه 🖤🖤🖤
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۵۱
      ممنونم جناب کاظمی نیک
      جمیع رفتگان ان شاءالله خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۳۴
      درود بر شما جناب آقای کاظمی خوش ذوق و پرنشاط خندانک
      برنامه جالبی است - تلاقی خاطرات و معجزات خندانک
      هر چند در ایران نفس کشیدن کلا معجزه محسوب میشه خندانک
      شاد و سلامت باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۳۸
      دوردبرشما استاد عزیز جناب شفیعی عزیز سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۰۴
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۴:۲۹
      درود بر شما جناب شفیعی عزیز و آگاه😞
      گل گفتید👍 خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۳۵
      درودتان
      بسیار نیک
      سپاس از دعوتتان گرامی
      البته حقیقت معجزه ٫در نگاهم اندیشه و تفکر صحیح ما آدمیانیست که راهگشاست٫اما دستان فوق بشری گاه در بزنگاه هایی لمس میشود ٫و من تجربه ای صرفا شخصی را برایتان مینگارم

      چند سال پیش به دلیل اسپاسم شدید عضلات ٫به متخصص مراجعه کردم٫پس از آزمایشات متعدد ایشان اعلامکردند که شما به بیماری ام اس- مولتیپل اسکلروزیس  - دچارید
      بسیار برایم تکان دهنده و شوک آور بود ..
      به شمال بازگشتم تا کمی در یک ویلا در نواحی کوهستانی که هوای پاکیزه تر و غذاهای ارگانیک دارم استراحت کنم٫شب نخست واقعا ذهنم درگیر این مسئله بود ٫- من برای هر مشکل و پیشامد ناگواری چله ی زیارت عاشورا میگیرم٫از عاداتی هست که همیشه داشته ام و بسیار هم برایم مشکلگشاست-
      ،زیارت عاشورا را خواندم به نیت شفا در واقع !سپس خوابیدم٫نیمه های شب با صدای بلند سوگواری بیدار شدم٫آوایی مشابه به دسته های تعزیه و مانند آن٫دقایقی گوش سپردم و بعد دوباره خوابیدم٫ صبح فردا ٫از خانمی محلی که در همسایگی من خانه ی روستایی کوچکی داشت پرسیدم دیشب دسته ی عزاداری بود که صدایش شنیده میشد!؟پاسخ داد نه٫ این روزها که عمرکشانست ما جشن داریم و شیرینی میپزیم!!
      بالاخره یک ماه بعد من در کشور هلند مجددا به پزشک مراجعه کردم و آزمایشها جملگی مبنی بر سلامتی کامل بنده بود ...
      این یکی از بزرگترین معجزات پروردگار در مورد بنده بود که سپاسگویش هستم...


      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۴۱
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم طالب زاده سپاسگزارم بابت حضورگرمتون و اینکه معجزه زیبا بود و شوک آور سپاسگزارم بانوعزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۰۹:۵۴
      درود بانو جان سرکارخانوم طالب زاده
      معجزه ی خیلی جالبی از شما خواندم؛
      زیارت عاشور و صلوات از،نظر من خودشان
      معحزه هستند...
      و خداراشاکرم که شما هم مشمول لطف
      و رحمت خاص خداوندقرار گرفتید...
      ان شاءالله که همیشه سالم و تندرست
      باشید... خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۰۸
      درود بانو جان
      ان شاالله همیشه سلامت باشید خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۳
      دوردبرشما بانو پنام گرامی وگرانقدر 🌹🌹
      نرگس زند (آرامش)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۴۱
      سلام خدمت جناب کاظمی بزرگوار .
      در زندگی ما هر روز معجزه اتفاق میافته وهمین که سالمیم ونفس میکشیم یعنی معجزه زندگی .وباید همیشه شکرگزار باشیم .
      ولی یک معحزه بزرگ در زندگی من اتفاق افتاد واین بود که خواهرم تازه ازدواج کرده بود ..وشش ماهی از ازدواجش کذشته بود .
      در یک شب تابستان با خبر شدیم همراه همسرش تصادف کردند .تمام خانواده نگران وسراسیمه به سمت بیمارستان رفتیم اون شب من تا خاستم سوار ماشین بشم از بس زانوهام توان راه رفتن نداشت سه بار زمین خوردم .
      تا اینکه به بیمارستان رسیدیم متاسفانه همسرش از دنیا رفته بود وخودش هم اتاق عمل بود.
      شب خیلی بدی بود دکتر ها هر که ی چیزی میکفت :میخاستند به شیراز اعزام کنن وپدرم بی تابی میکرد ..ما لرستان وشیراز برای ما واقعا سخت بود .پای خواهرم کاملا نابود شده بود
      تمام دکترها جمع شده بودن .من رفتم با دکتر اصلیش صحبت کردم گفت هیچ کاری از دست ما بر نمیاد حتما باید پایش راقطع کنیم .خواهر م ۱۴سال بیشتر سن نداشت .مادرم خیلی بی تابی میکرد وفقط مدام اقا ابالفضل رو صدا میزد وگریه میکرد .خلاصه روزهای بدی رو پشت سر گذاشتیم .که یک دکتر از رشت بود ایشون گفت من قبول میکنم همین جا عملش میکنم .خواهرم ۸ماه بیمارستان بستری بود و۵۲بار عمل جراحی روپاش انجام دادن ..ک بعد از ۸ماه ک پاش باز کردن اماده راه رفتن شد ..ولی هممون شکه شدیم چون نمیتونست راه بره .
      شب تاسوعا بود مادرم با همون وضع خواهرم تو هیات برد وبه اقا ابالفضل گفت من زهرام از تو خاستم وکاری به کسی ندارم باید همین الان راه بره ..الان که دارم مینویسم اشک کل صورتم گرفته همون لحظه خواهرم تونست رو پای خودش بمونه والان چند سال از اون ماجرا گذشته .
      خواهرم با برادر شوهرش ازدواج کرد والان صاحب دو تا گل دختر زیباست .ودر کمال سلامت داره به زندگیش ادامه میده واز این بابت هزاران بار شاکر خداوند بزرگ هستم .
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۴۹
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم زند بسیار معجزه زیبایی وشوک آور اشک منو درآورد آقام ابولفضل خیلی هارو شفا داده منم ارادت،خاصی دارم به آقا ابولفضل 😪😪😪😭😭😭🥺😭سپاسگزارم بابت حضورگرمتون و معجزه زیبا خودتونو که نوشتید احسن برشما 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      نرگس زند (آرامش)
      نرگس زند (آرامش)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۴۲
      بزرگوارید شما حقیقت محض بود ..وهمیشه بابتش شکرگزاریم ..وسپاس از شما که باعث شدید این خاطره دوباره برام بازگو بشه ..ممنون ومچکر
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۴۲
      درود بانو زند گرامی
      بسیار عالی و گاهی انقدر از بزرگی خدا غافل می شویم که باورش سخت می شود. که حتی به یکی از مومنان برجسته اش هم التجا کنیم کافی ست که معجزه صورت بگیرد.
      ان شاالله حق حافظ شما باشد. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۲
      کلاس پنجم ابتدایی که بودم، گرفتار بیماری‌ای کبدی شده بودم و پزشکان از درمان من قطع امید نموده بودند. دو هفته بی‌حال روی تخت بیمارستان بودم و فقط سِرُم دریافت می‌کردم. خدابیامرز مادرم که به شدت به ائمه معتقد بودند و تا اسم امام حسین (ع) می‌آمد خالصانه اشک می‌ریختند، متوسل به امامان شده بودند و شب و روز بر بالینم دعا می‌کردند. ضمن این‌که زمان زیادی نبود که کودک دوساله‌شان هم در آب خفه شده و به‌شدت داغدار بودند.
      من که بی‌هوش بودم و چیزی نمی‌فهمیدم؛ اما، مادر خدابیامرزم تعریف می‌کردند: یک سحر بین دعا خوابم برد. دکتری که کت و شلوار مشکی و کراوات سبز داشت و خیلی کشیده‌اندام بود، بالای سر تمام بیماران رفت و آن‌ها را معاینه کرد و به پرستاران نکاتی رو گفت. می‌خواست از اتاق بیرون برود که من با التماس و گریه گفتم: آقای دکتر پس چرا بچه‌ی من را معاینه نکردید؟ زردی داره بچه‌م.

      بالای سرت آمد و چشم‌هایت را باز کرد و گفت: بچه‌ی شما که طوری‌ش نیست...

      خدابیامرز مادرم می‌گفتند همان لحظه از خواب پریدم و دیدم تو نشستی و می‌گی گرسنه‌‌م هست.

      دکتر غذا را برایم قدغن کرده بوده.

      مادرم سریع پرستار کشیک را صدا می‌کنند.
      پرستار به پرونده نگاهی می‌اندازد؛ با تعجب به من نگاه می‌کند و می‌گوید تا صبح چیزی نمانده. اجازه بدهید دکتر می‌آید دستور لازم را می‌دهد.
      صبح دکتر می‌آید و دستور ترخیص می‌دهد.

      اتاق پر از صدای گریه‌ی پرستاران می‌شود.

      مادرم می‌گفتند شک ندارم امام زمان تو را شفا دادند
      #زهرا حکیمی بافقی #
      منیژه قشقایی
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۷
      السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ🙏🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۴
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم قشقایی مهربان 🌹🌹🌹
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۴۵
      درود بر شما
      سلامت و تندرست باشید روح مادرتان شاد
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۱
      درود مجدد و عرض ادب محضر همه ی دوستان ، در پیامهای دوستان گرامی مان چند نکته هست قابل تامل که این کوچکترین نیز آموخته است از دیگران ، اینکه مراقب چشمهای مان باشیم ، قبلاً عرض شد چشمهای ما نیز یکی از همان کانال های نوری هست علاوه بر اینکه جریان انرژی الکترومغناطیسی در چشمهای مان دائم در جریان است ،همان چشم بد ....که قدیم تر ها گفته می شود ، ما در مقابل نگاهمان نیز مسئول هستیم که چه چیزی را جذب می کنیم و به جهان هستی و میدان انرژی دیگران ساطع می نماییم خصوصا کودکان ، البته جهت عکس نیز هست همان‌جور که خیلی دوستان فرمودند دعاذیا کلامی سبب انرژی مثبت و تپش عشق در قلب کهکشان شده است ، حتی کلاممان ، تصور این نباشد که کلام مهربان و لبریز از واژه های قشنگ قطعانور است و عشق ،خیز ،انرژی درونی فرد باید مثبت باشد و نوری همان تصورات و احساسات که اندیشه و کلام می شود ، چنین انرژی سریعا مشخص می شود ،زیرا نور را نمی توان دور زد ،نور خود آگاهیست ،خود بینش است حقیقت است و بصیرتی که نور می گشاید برای دیدن ، مورد دیگر خدمت شما برادر ارجمند م ، حتی تمام افراد ی که دعوت می کنید برای وبلاگ یا شعر باید خود جوش باشد برادر گرانقدرم ، تا برخی انرژی ها یی که از سر عدم میل هست آمیخته با انرژی مهربانی شما نباشد ،می دانم شما نیتتان خیر است . . و الهی شکر همه ی دوستان نیز در این محفل لبریز از عشق هستند ، انرژی و نور علمی بینهایت است .... و در پناه نور باشید همیشه و در پناه اندیشه های نورانی خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۲۳
      دوردبرشما استاد بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم قشقایی مهربان سپاسگزارم نکته زیبایی را قلم زدید 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۴۸
      دوست گرامی بانو قشقایی عزیز
      مطلبتان را دوست داشتم کاملا موافقم. خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۰
      سلام
      خواهر عزیزم بانو قشقایی
      سالنو پیش اپیش مبارک : خندانک
      ارسال پاسخ
      میثم علی یزدی (آیت)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۵۹

      درود جناب کاظمی از دعوتتون تشکر میکنم

      مطلب زیبایی از شما خواندم

      معجزه برای من چیزی جز پذیرفتن واقعیت خودم

      و تسلیم اراده ی خداوند نیست

      بقول حضرت مولانا

      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
      آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم

      هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر


      خندانک خندانک

      بنده استاد نیستم البته شما لطف دارید و ادب شما را می‌رساند

      برای مادر بزرگوار دوست شاعرم جناب محمدی آرزوی
      سلامتی میکنم

      پاینده باشید

      والله مستعان

      میثم علی یزدی
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۱۲
      سلام دورد خدمت جناب يزدی بزرگوار وگرامی وگرانقدر بسیار زیبا بود دوردبرشما ممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      سید هادی محمدی
      سید هادی محمدی
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۲۵
      درود بر شما جناب آیت

      سپاسگزارم از لطفتون خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۳۴
      دوردبرشما استاد عزیز جناب محمدی عزیز وگرامی وگرانقدر 🌹🌹🌹
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۴۹
      سلام
      خاطره ای از دوران پر تنش و پر شوق جوانی برایتان تعریف کنم که من در ذهن خودم انرا به عنوان معجزه تعریف کرده بودم و نهایتا قبول کردم
      صبح که از خانه بیرون امدم در دل با خدا گفتم که شک به موجودیت ندارم ولی اگر صدای بنده ات را میشنوی من امروز یه اسکناس ده تومنی روی زمین پیدا کنم
      واقعا ده تومنی همان موقع به ذهنم رسید
      و اینکه اصلا دلم نمیخواست خدا منو نشنود
      لذا تقریبا تا تمام روز روی زمین را نگاه میکردم و تشویش داشتم .
      غروب توی دانشگاه رفتم یه گوشه ای روی پله باریکی نشستم و دیگر حتی شرطم را هم فراموش کرده بودم یه چایی گرفته بودم کلاسورم را گذاشتم زیرم و نشستم یه دفعه دیدم کمی دورتر از من یه اسکناس ده تومنی خاکی روی زمینه /
      نمیدونم چی بهم گذشت ولی بعد از سی سال هنوز جایی کسی میگه خدا صدامو نمیشنوه من این داستان را براش تعریف میکنم . واقعن به ذهنم معجزه ی اثبات خدا برای من بود.
      ولی شاید نوشتن ش صلاح نباششه .
      چوم فرمدید و من واقعن این داستان را در ذهن دارم یک لحظه فکر کردم شاید اگر ننویسم کفران نعمت باشد.
      این متن در جواب امر شما بود و لطفن در مسابقه شرکت داده نشود .
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۵۴
      دوردبرشما استاد عزیز جناب شفیعی عزیز وگرامی وگرانقدر بسیار معجزه جالبی بود وجذاب من برااولین بار هست چنین خاطره یا معجزه خواندم دوردبرشما بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم خوشحال شدم از حضور گرمتون🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۵۵
      درود جناب شفیعی گرامی
      چقدر دوران نوجوانی و جوانی برای اثبات خدا شرط می گذاشتیم و تمرین می کردیم باورش کنیم هرچند که قلبهای جوان گرایش زیادی به قبول و باورش دارد.
      چقدر با ما مهربان بود برای همین خواسته های بی غل و غش ما را صبورانه پاسخ می داد. چقدر صدای الستون و لستون خدایا بابام و برسون من را زود پاسخ می داد و فکر می کردم این جمله معجزه است اما خدای مهربان گوش به صدای دلهای ما داشت و آراممان می کرد. هزار نوع دیگر از ده تومانی که یافتید را به تک تک مان نمایاند . هزاران معجزه تکرار شدنی و نشدنی در زندگی می بینیم و باز مدعی این هستیم که خودمان بدست آوردیم. خدا با ماست حتی اگر ما با او نباشیم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۰
      سلام
      شاهرخ عزیز
      عیدت مبارک خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم کریمی (ایبو)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۱۵
      درود و شاد باش به همه ی عزیزان
      قبلنا یک سریال نشان می‌داد کلید اسرار
      خیلی جالب بود و شبکه چهار هم که آقا امیر حسین اشاره کردند زندگی پس از زندگی
      همه ی خاطره ها نزدیک و شبه معجزه و خود معجزه را خواندم خندانک
      خیلی زیبا بودند و سرشار از انرژی که خدایی هست و می‌شنود و به موقع و سر فرصت البته اگر وقت کند خندانک به خواسته‌ها و دل مشغولی هایمان جواب خواهد داد.
      مصلحت خدا و خواست او را نیز که بر هر چیزی پیشی گرفته است از یاد نبریم.برای همه ی دردمندان عالم و شفای همه ی بیماران دعا می‌کنم خندانک

      سپاس از جواد عزیز برای این کار زیبا
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۲۹
      دوردبرشما استاد عزیز جناب کریمی عزیز ابراهیم جان
      عزیز وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۱
      سلام
      ابراهیم عزیز
      تقدیم به شما 💐 💐
      ارسال پاسخ
      زهره دهقانی ( شادی)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۰۴
      سلام و درود به همه ی بزرگواران
      این هم از خاطره من👇😊
      مادربزرگم اینا ماه محرم ها یک شب روضه می خواندند البته من در ایام کودکی خیلی شیطون بودم و سر دسته بچه های فامیل بودم☺🤦‍♀️برای همین منو بچه ها رو نبردن مسجد، ما رو گذاشتن خونه مادر بزرگ که مثلا شیطونی نکنیم ما هم که دیگه کسی نبود جز چند تا مهمون که از فامیل های دور مادر بزرگم بودن،اولش همچی خوب بود و خسارتی هم وارد نشده بود اما بالاخره آنچه نباید شد منو چند تا از بچه ها رفتیم انباری که نقشه بکشیم برای گروه مقابل متاسفانه اونا پیش دستی کردن و حمله کردن ما پشت درو گرفته بودم که....متاسفانه قدرت گروه مقابل زیاد شد داشتن درو باز میکردن که یکی از بچه افتاد روی پارچ دوغی که مامان بزرگ گذاشته بود برای زاپاس،یعنی اگه کم میشد میومدن میبردن مسجد.
      پارچ دوغ افتاد و دوغ ها ریختن کف انباری البته من خیلی زود پارچ رو بلند کردم اما تقریبا نصف دوغ ها ریخته بودن و کف انباری پر دوغ بود. از ترس حال هممون بد بود سریع پارچه آوردیم و کف انباری رو خشک کردیم پارچ دوغ رو هم خشک کردیم و جای قبلش گذاشتیم بعد هم رفتیم اتاق خواب و همه خودمونو زدیم به خواب.ما خرابکاریمونو خوب جمع کردیم اما یکی از بچه ها از ترس رفته بود خبر داده بود مامان بزرگم اومد که دعوامون کنه مهمون ها که یه عالمه به ما خندیده بودن واسطه شدن و ما رو نجات دادن 😂😎

      اینم خاطره یک شب پر هیجان من😂🤦‍♀️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۳۱
      دوردبرشما زیبابود بانو دهقانی بزرگوار و گرامی وگرانقدر خاطره زیبایی بود سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۹
      درود بانو جان
      معجزه اش این بود که خدا نذاشت دعواتون کنند . خاطره قشنگی بود. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سعید صادقی (بینا)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۱
      سلام و درود جناب کاظمی ارجمند
      راستش پیام که دادید موظف شدم بیام و چیزی در مورد معجزه ی زندگی ام بنویسم و اما من این معجزه رو در یک شعرم کامل آوردم به نام یوسف دل که شرح زندگی من با ریز داستانش دیگه خیلی شخصی میشه ولی من خیلی کد های گیرا در این شعر گذاشتم که حق مطلب زندگی و معجزه ی درونی منو نمودار میکنه براتون شعر رو کپی میکنم اینجا:

      شرح احوال دلم را که چه دیدم ای عشق
      یاد کن گر چه شکایات جدیدم ای عشق

      دردها بر سر عهد من و تو مستور است
      غیر تو کیست بداند چه کشیدم ای عشق؟!

      خاطر از بازی این دهکده خالی کردم
      مجلس زُهد تو را یکسره چیدم ای عشق

      در جوانی چو به سربازی ایمان رفتم
      سوختم سرد شدم تا که بریدم ای عشق

      غافل از عهد قدیم و هدف خویش شدم
      در چنین مرحله ای خیر ندیدم ای عشق

      دوره ای بر منِ انکار گرِ یاس آمد
      تا که از میوه ی ممنوعه چشیدم ای عشق

      فاتح از کوچه و بازار خلایق گشتم
      تا ز بن بست زمین باز رمیدم ای عشق

      آمد از دور صدایی که مرا یاری هست؟
      حیرت از عالم انفس که شنیدم ای عشق

      آشنایی ز درونم ره آفاق گرفت
      این حضوریست که ارزنده خریدم ای عشق

      آشنا تر که شدم با نفس یوسف دل
      تحت روح القُدُسَش خانه گزیدم ای عشق

      آب در کوزه و ما گرد جهان می گشتیم*
      یار در خانه ی دل کرده شهیدم ای عشق

      مژده و بیم دهد آنکه به دل داده پیام
      هادی مقصد جان خود طلبیدم ای عشق

      تا چنین فرصت احیای هویت باقی ست
      عارف کامل دین داده نویدم ای عشق

      باغبان میرسد و لاله ی دل میچیند
      دست تکوین جهان رفت امیدم ای عشق

      صبح روزی که در میکده را باز کنند
      هاتفی سر دهد آواز سعیدم ای عشق

      چیزی که از دستم بر میومد این شعر بود چون شرح کامل حالات من و چه گذشت قبل و بعد از اتفاقی که بر من گذشت خیلی سخته

      درود بر شما خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۵۹
      دوردبرشما استاد عزیز جناب صادقی بزرگوار به به به عجب شعری خودش یک معجزه را بیان می‌کند من که ازحال هوای آین متوجه شدم احسن برشما 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۴
      سلام و درود جناب صادقی بزرگوار
      معجزه را در شعر بیان کردید؟!
      ما به زور شعر میخوانیم؛حالا معجزه
      در شعر را چگونه دریابیم؟!
      ای کاش با صراحت بیان می کردید؛
      هرچند که تا حدودی خودم شعرتان را فهمیدم
      ولی اون آخراشو متوجه نشدم...
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۶
      دوردبرشما بانو پنام گرامی وگرانقدر 🌹🌹🌹🌹 خندانک
      سعید صادقی (بینا)
      سعید صادقی (بینا)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۱۳
      بله بانو حق با شماست
      ولی عرض کردم نمیتوانم و نمیخواهم
      از شرح کم و کیف آن به صورت نثر چیزی
      بگویم شعر تا حدودی گویاست خندانک
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۲۲
      درود جناب صادقی گرامی
      تا آنجا که من درک کردم خدا شما را دوباره به خودتون بخشید به هر حال شعر زیبا و پر رمز ورازی بود . معجزه الهی یافتن حقیقت عشق است.
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۱
      سلام جناب صادقی
      تقدیم به شما 💐
      ارسال پاسخ
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۴
      درود و عرض ادب و ارادت جناب کاظمی نیک عزیز خندانک
      ببخشید دیر خدمت رسیدم
      امیدوارم زندگیتون پر از خنده های از ته دل باشه چون این روزها بزرگترین
      نعمت و معجزه همین خنده های از ته دل هستش خندانک خندانک

      و اما داستان شما که به اعتقاد خودتون معجزه بوده خیلی زیبا به تصویر کشیده شده بود
      افرین
      فرمودید معجزه بنویسیم
      والا من هر چی فکر کردم دیدم نفس کشیدن و حضور من در همین لحظه که دارم مینویسم خودش یه معجزه از،طرف خداونده وگرنه من خیلی وقت پیش که هیچ سال ها پیییش عمرم تموم بوده خندانک

      پس نتیجه میگیریم بزرگترین معجزه ی زندگی من
      حضورم در سایت شعر ناب هست
      بی تعارف میگم نابی های عزیز از بهترین های زندگی من هستند
      انشالله استاد ملحق عزیز و اساتید برجسته و شما ادیبان فرهیخته ،تا ابد سلامت و شاد و موفق باشید خندانک


      انشالله سر فرصت یکی از هزاران معجزه زندگیمو مفصل مینویسم خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۸
      دوردبرشما استاد بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم بانو رجائی مهربان و عزیز وگرامی وگرانقدر بسیار ممنونم بابت نظرتون وتوجه ویژه شما سپاسگزارم انشالله همیشه هزاران سال تن تون سالم وتندرست باشید وهزاران سال عمر باعزت داشته باشید
      برایتان آروزی سلامتی و موفقیت دا رم‌ انشالله همیشه شاد وسلامت باشید بانو عزیز
      من مشتاقانه منتظر معجزه مفصل شما،هستم البته استاد عزیزم جناب فخوری نظارت دارند۰😂😂😂😂😂
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۱۶
      درود بانو جان
      اینکه یک سری آدم از سراسر ایران و حتی اونر مرزها در جایی ملاقات کنند که حتی به عمیق ترین حالات روحی هم واقف بشن و یه جوری کنار هم قرار بگیرند که جز مهر و سلام و تحیت برای هم نداشته باشند خودش معجزه است.
      وجود شما بانوی مهربان و هنرمند معجزه الهی که به ما عطا کرده خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۱
      سلام بانو رجایی
      ممنونم خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      معصومه خدابنده
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۱۱
      سلام وارادت جناب کاظمی نیک
      کامنت های دوستان را خواندم و بعضی هاشون خیلی جالب بود
      ولی متاسفانه برای من هیچ معجزه ی خاصی پبش نیومده که قابل ذکر باشد
      اگه کار خیری هم بوده نمیشه گفت ... پس چیزی برای گفتن ندارم
      ممنون از دعوتتون قدرانم🙇
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۷
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم خدابنده سپاسگزارم ازتوجه ویژه شما سپاسگزارم انشالله یک معجزه زیبا برایتان اتفاق بیفتد معجزه شادی سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۱۸
      درود بانو خدابنده عزیز
      پاسخ خودتون و درکامنتی که برای بانو آفاق گذاشتم بخوانید خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۵۳
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم مهتدی بزرگوار 🌻🌻
      معصومه خدابنده
      معصومه خدابنده
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۲۲
      سلام و احترام ماه بانو مهتدی عزیرم
      سپاس از مهرتان قدردانم 🙇
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۴
      سلام و درود به جناب کاظمی و همه عزیزان
      من تقریبا همه خاطرات و خوندم ، از مریضی مادر جناب محمدی گرفته تا داستان سر بسته جناب نظری و شعر در لفافه جناب بیدل
      تقریبا بنده هم مثل جناب شاهرخ فقط به رسم وظیفه خدمت شما داستانم رو عرض میکنم و خواهشمندم منو توی مسابقه شرکت ندید،سپاس فراوان خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۰
      دوردبرشما استاد عزیز جناب فاضلی عزیز سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۵۵
      پارسال بیست و ششم اسفند ماه مصادف با شب نیمه شعبان خدا دختری به من داد که چند شب زودتر از موعدی که دکتر ها گفته بودن به دنیا اومد ، من برخلاف نصیحت و مخالفت خانواده و همسرم و .... میخواستم دخترم رو کیمیا بذارم اما یهو به خودم اومدم دیدم زنم توی یه شب برفی و بارونی با کلی اذیت که مجال توضیح نیس میخواد زایمان کنه موقع نماز بود که یکم ذهنم آروم شد و تازه فهمیدم امشب شب ولادت آقا امام زمانه و همونجا تصمیم گرفتم اسمشو بذارم مهدیه خوب خلاصه مهدیه خانوم ما به دنیا اومد اما هاله ای توی چشماش بود که منو می‌ترسوند اما کسی نمی‌دید و بهش توجه نمی‌کرد
      رفته رفته صورت مهدیه کبود میشد زیر ناخوناش کبود میشد یکم که گریه میکرد فوری بی حال میشد خلاصه که ما توی چهار ماهگیش به اصرار فامیل بردیمش دکتر ، شاید براتون جالب باشه دکتر چند دقیقه ای دنبال قلبش میگشت که صداشو بشنوه اما پیداش نمی‌کرد تا اینکه بعد چند دقیقه قلب مهدیه رو پیدا کرداما سمت راست بدن خندانک اونم با کلی صدای اضافی ،گفت باید برین اوکی قلب بگیرید وقتی اکو انجام شد دکتره گفت قلب دختر شما چنتا مشکل و همزمان باهم داره و رفته رفته بیشتر کبود میشه و حتما چنتا عمل نیاز داره ،اولش با خودم گفتم عجب دکتر نفهمیه به هو جلو زنم همه اینارو گفت اما وقتی متوجه شدم چقد مسائل قلب مهدیه پیچیده است بهش حق دادم ، مهدیه قلبش سمت راست بود و تمام اعضای داخل جا به جا بودن ینی برعکس قلبش سه تا سوراخ بزرگ داشت یدونه بطن داشت و یه دهلیز
      خون از چهار جهت داخل قلب باهم قاطی میشد و به شدت اکسیژن و پایین می‌آورد علاوه بر این رگی که به ریه خون رسانی میکرد مسدود بود اما به امر خدا قلب شاخک های غیر مجازی تولید کرده بود که از طریق اونا به ریه خون رسانی میکرد
      خلاصه که این مهدیه خانوم ما که سه چهار شب دیگه تولد یه سالگیشه تا الان دوبار آنژوگرافی کرده و یه بار هم عمل قلب باز و الان داخل قلب کوچیکش هم فنر گذاشتن هم باطری اما جالبه بدونین با اینکه مسیر خون رسانی ریه رو باز کردن اما قلب داره کار خودش و می‌کنه و از طریق همون شاخکای غیر مجاز به ریه خون میرسه ،همون اوایل که فهمیدم و درگیر بودیم رفتم حرم امام رضا گفتم من نمیدونم عمر این بچه رو چقد نوشتین اصلا هم سر کم و زیادش دعوا ندارم اما ازت می‌خوام تا روزی که عمرش به دنیاس لبخند رو لبش باشه ،الان مهدیه با آب پاکی که دکترا ریختن رو دستمون هنوز نفس میکشه و خدارو شکر میخده اونم با اکسیژن خونِ 70
      مهدیه زیباترین معجزه زندگی منه که خدا شب نیمه شعبان بهم هدیه دادش، من با تمام وجودم از خدا ممنونم
      دم همه شما دوستان گرم ، یاعلی خندانک
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۱۰
      سلام و درود جناب فاضلی نژاد بزرگوار
      خداوند بزرگ عجب معجزه ی بهتون داده؛
      شب نمیه شعبان؛مهدیه خانوم و قلب مهربون
      سمت راستش...
      ان شاءالله که همیشه لبخند روی لبای دخترتون
      بشینه؛غم غصه در دل سمت راستش هرگز جای
      نشستن نداشته باشه...
      و ان شاءالله عمر بلندی داشته باشه آمین خندانک
      در پناه خداوندگار تندرست و سلامت باشید خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۱۲
      درود بر شما جناب فاضلی نژاد گرامی
      خدا دختر گلتون و حفظ کنه ان شاالله سلامت و تندرست عمری طولانی داشته باشه تا شما و مادر عزیزش در کنارش با شادی شاکر خدای منان باشید . معجزه زیبای زندگیتان را خدا به شما ببخشد. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۳
      دوردبرشما استاد عزیز فاضلی عزیز ممنونم بابت معجزه غم ناکی بود ولی بسیار خوب بود بسیار منوبه اشک اورد😭😭😭سپاسگزارم استاد عزیز جناب فاضلی عزیز ممنونم سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۱۵
      دورد برشما بانو پنام گرامی وگرانقدر 🌹🌹
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۱۵
      دورد برشما بانو مهتدی بزرگوار 🌹🌹
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۲۷
      سلام و درود به شما بانو پنام
      سپاس از لطف شما و دعای خیرتون
      بنده هم امروز حرم امام رضا ع همه دوستان رو یاد میکنم
      خندانک خندانک خندانک
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۲۹
      سلام و درود به شما سرکار خانم مهتدی
      بنده هم برای شما بهترین هارو آرزو دارم
      سپاس از حسن توجهتون خندانک
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۳۳
      سلام و درود به جناب کاظمی عزیز و اما اشک موهبت بزرگ الاهی ست خوشحالم که اشک ریختی ، پایداری باشی دوست خوبم خندانک
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۲
      سلام جناب فاضلی نژاد
      تقدیم به شما 💐 💐
      ارسال پاسخ
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۱۲
      سلام و درود به جناب حسنلو
      سپاس از شما بزرگوارِ عزیز
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      سیاوش آزاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۰۶:۰۷
      سلام
      صدر و ساقه ی هستی معجزه است دنبال چه می گردی؟
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۳
      دوردبرشما سیاوش جان عزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۳۴
      برگ درختان سبز در نظر هوشیار
      هر ورقش دفتری ست معرفت کردگار
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۴
      دوردبرشما استاد عزیز جناب فاضلی عزیز 🌷🌷🌷
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۷
      با درود

      چنانچه که من چندان به معجزه اعتقاد ندارم و معتقدم انسانها یا باید در مکان زمان و عمل مورد نظر واقع شده باشند و یا نه یعنی اگر بنا باشد کسی بمیرد خواهد مرد ,حال اگر همه کار هم برای او انجام دهید, یا اگر بنا باشد کسی زنده بماند زنده میماند ولو هیچ کاری هم برای او انجام ندهید

      عذر خواهی میکنم از دوستان بخاطر این نوع طرز فکرم متاسفانه دیگر برگشت پذیر نیست آنچه که در ذهنیت من قرار گرفته است امیدوارم باعث رنجش عزیزان نشم از بیان افکارم خندانک

      گفته ای از فیلسوف یونانی اپیکور درباره گذرا بودن زندگی بیادم آمد

      اپیکور: چندان به مرگ نمی اندیشم مادامی که من هستم او نیست و هنگامی که او بیاید من نیستم

      خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۰۰
      دوردبرشما استاد عزیز جناب افشاری بزرگوار عجب گفته زیبایی وغم ناک دوردبرشما استاد عزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۲
      جناب افشار
      بسیار عالی بود
      دست مریزاد تقدیم به شما 💐 💐
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۹
      دوردبرشما استاد عزیز جناب حسنلو 🌻🌻🌻🌻
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۹
      البته من هم رویدادی مشابه دوستان داشته ام در زمان نوجوانی اگر دوست داشتید بیان کنم خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۵۹
      سلام دورد خدمت استاد عزیز جناب افشاری بله ممنکه مشتاقانه منتظر هستم بیان کنید🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۴۹
      روزی برای گرفتن جواب یک آزمایش به آزمایشگاه رفته بودم و در اثر یک اشتباه مابقی پول رو از راننده پس نگرفتم و موقع برگشت دیدم چیزی در جیبم نیست اونجا واقعا از ته دل گفتم کاش نشانه ای که االن نیاز دارم بهم داده بشه چون باید 25 کیلومتر راه رو پیاده روی میکردم و اصلا هم آدمی نیستم که تا پول نداشته باشم ماشین بگیرم که بخام بعدا که رسسیدم حساب کنم

      همون لحظه متصدی آزمایشگاه برگشت گفت آقا صد تومنتون اضافه اومده صد تا تک تومنی که اصلا میتونست همچین چیزی نگه بهم
      اونموقع کرایه اتوبوس 100 تومنبود و مننم همونقدر میخواستم
      و اینش برام جالب بود

      بعضی از عزیزان شاید اشتباها فکر کرده باشن من خداناباورم که اینطور نیست و من اتفاقا تعریف بسیار منطقی هم از خدا یا به بیان خودم ذات حق دارم که بعدا مفصل توضیح میدم خدمتتون

      فقط همین رو بدونید که منم نشانه خودم رو گرفتم موفق باشید خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۰۸
      دوردبرشما استاد عزیز جناب افشاری بزرگوار معجزه زیبا رانوشتید سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      علیرضا شفیعی
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۵۲
      درود بر شما جناب آقای فاضلی نژاد گرامی خندانک
      ان شاالله که سلامتی و طول عمر همراه با شادمانی برای دختر عزیزتان رقم بخوره. خندانک
      در پناه خداوند شاد و سلامت باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۱۷
      ددورد برشما استاد عزیز جناب شفیعی عزیز ⚘️⚘️⚘️⚘️🌹🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      محمد فاضلی نژاد
      محمد فاضلی نژاد
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۵۱
      سلام و درود به جناب شفیعی عزیز ادیب بزرگوار
      خدا به شما و خانواده محترمتون سلامتی بده
      سپاس بیکران خندانک
      ارسال پاسخ
      شادی بلکامه
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۱۴
      درودها
      تمام زندگی معجزه است.
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۱۷
      دوردبرشما بانو گرامی وگرانقدر سرکارخانم بلکامه گرامی وگرانقدر عجب معجزه زیبایی را نوشتید زندگی خودش معجزه است احسن برشما دوردبرشما زیبابود 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۴۳
      شادی جان
      حضورت در زندگی من دوستی با بانوی نازنینی چون شما برای من معجزه است.چرا که همیشه و هر جا که باورم نبود حضورت حس خوب و آرامش برایم به ارمغان آورد. خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۴
      سلام
      جواد عزیز
      ممنون برا برپایی این جمع دوست داشتنی
      و این صفحه پر از انرژی
      زنده باشی
      و برات سال پیش رو به خوبی وخوشی
      و خیلی خوب باشه برات
      ممنونم باز و تقدیم به شما 💐 💐
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۰۷
      سلام دورد خدمت استاد عزیز جناب حسنلو گرامی وگرانقدر سپاسگزارم ازتوجه ویژه شما استاد عزیزم
      ممنونم شما سال خوبی داشته باشی عید هم پیشاپیش مبارک استاد عزیزم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      فرشید ربانی (این بشر)
      چهارشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۱ ۲۳:۲۱
      درودها خدمت شما خندانک خندانک خندانک
      این معجزه در مورد خودم نیست، بلکه در مورد فردی ناشناسه که من شاهد وقوع اون معجزه بودم
      عارض هستم که ما چون اصلیتمون اصفهانیه حداقل سالی یک بار رو برای دیدن مادربزرگم میریم اونجا. تابستون امسال (۱۴۰۱) داشتیم برمیگشتیم تهران که اول جاده دیدیم یکهو یه پرایدی زد به یه موتوری که جلوی ما بود و طرف رو پخش زمین کرد. بابام زد روی ترمز و چون ترمز ماشین از نوع اِی بی اِس بود ماشین سریع متوقف شد و سه چهار متر مونده به فرد مصدوم متوقف شدیم. دیدیم که طرف خودش رو جمع کرد و پرید اون طرف گارد ریل. مات و مبهوت بودیم که یکهو یه ماشین (تولید داخل متاسفانه) زد پشت ماشین ما و ما از جا پریدیم. ماشین پشت سری نتونسته بود ترمز بگیره. بابام گفت که خدا به موتور سواره و راننده ماشینه رحم کرد و ما رو واسطه قرار داد تا موتوریه فرصت کنه بپره اون طرف گارد ریل، وگرنه ماشین پشت سر از روش رد میشد. هم موتوریه ممکن بود کشته بشه (یا حداقل صدمات جدی ببینه) و هم راننده ماشین بیچاره بشه چون ترمزش اون قدر قوی نبود.

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۹
      دوردبرشما جناب ربانی بزرگوار عجب معجزه ترسناک وخطرناک بود دوردبرشما انشالله هيچ وقت از این اتفاق ها بر اهیچکس رخ ندهد دوردبرشما جناب ربانی عزیز ممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      فرشید ربانی (این بشر)
      فرشید ربانی (این بشر)
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۵۲
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۰۸
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۰۸
      درودتان
      جالب بود
      حقیقتش من معجزه ای که با عرف خاصی در جامعه معنا می شود را زیاد قبول ندارم. شاید هم دلیلش این باشد که برای خودم چنین اتفاقی پیش نیامده که مثلا بگم واقعا معجزه شد که اینجوری شد
      ولی همیشه نسبت خوابم ایمان کامل دارم
      در اصل یجورایی ریشه معجزه برپمی گردد به جوهره هستی که همان اگاهی کل است. و خواب هم تراوشی از مغز ناخوداگاه است که همان اگاهی کل است
      تاغین حد برایم قابل قبول است. اما فراتر از این واقعا از بعد ما انسانها یجورایی خارج است
      در این حدود اگر بخواهم چیزی بگویم
      بر می گردد به تقریبا یک سال پیش که یک خواب را مانند یک سریال سه قسمتی دیدم و جالبش این بود که روز دوم و سوم در خواب میدونستم درعالم خوابم
      مردی که تو این سه روز دنبال من بود و من با هیجان مشتاق دیدارش روز سوم بالاخره دیدم. مردی نه زیاد مسن ولی سرپا و سالم سر و ریشی سفید با تعجب پرسیدم کی هستی که سه روزه منو اسیر کردی هی اینجا بیا اونجابیا میومدم نبودی
      گفت من بایزید بسطامی ام ،برام ناشناس بود گفتم شاید اشتباه اومدی ،تو که منو نمیشناسی ،گفت البته که میشناسمت
      بعد از کمی حرف و حدیث
      دلیل اومدنش رو اینجوری گفت در محل زندگی ام دو قطعه زمین دارم که هر دوتا را کشت کردم. اومدم اونارو به تو ببخشم محصولش را برای خودت بردار و درضمن زمین ها هم برای خودت
      خیلی برام عجیب بود کلی سوال و دلیل خواستم اما چیز خاصی نگفت ، رفتم ولایتشون ادرس زمین ها رو گرفتم وقتی رسیدم دیدم یکی گندم است و دیگری جو و بسیار بسیار پر بار است. یعنی در تمام منطقه نمونه بودند
      صبح که بیدارشدم قبل از هر چیزی اسم بایزید بسطامی و نوشتم من حتی شاید در حد اسم هم به زور میشناختم
      اما شب که در موردش می خواندم انگار این ادم مرا درس داده بود و واقعا جاخوردم از غینکه این اندازه افکار و گفته هایش را قبول داشتم و باعث شد چند روز وقت گذاشتم تا خوب مطالعشون کنم
      این معجزه نیست ولی خیلی خاص و جالب بود
      موفق و موید باشید 🌹🌹🌹🌹
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۳۵
      دوردبرشما استاد عزیز جناب سلیمی عزیز وگرامی وگرانقدر دوست عزیزم هرچند،معجزه نبود ولی زیبابود لذت بردم ممنونم بابت توجه ویژه شما وخوشحال شدم که اومدی عزیزدل🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      عارف افشاری (جاوید الف)
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۴۳
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۲۸
      درود بر شما
      چه خواب عجیبی شاید منظورش گندم از گندم بروید جو زجو بوده و نشانه ای خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۳۲
      درودبرشمااهالی خوب وصمیمی شعرناب امیدکه ایام به کامتان باشه...
      عصر تابستانی بود.من تنهادردفترکارم بودم وکارخاصی نداشتم بنابراین قلمودستم گرفتم وچندبیتی درمدح امام زمان عج نوشتم حدودنیم ساعتی بعدچندتاازبچه های دفترچه بیرون بودن برگشتن برام خیلی جالب ولذت بخش بودایی‌ها همراه یکیشون پوستری بودکه نام زیبای یامهدی ادرکنی مزین شده بود وبی آنکه چیزی بگم وبخوام همکارم آوردو وی میزم گذاشت گفت این براشما ومن همون روزجایزه موازمولاگرفتم وباعشق روی دیواراتاق دفتر نصب کردم یادش بخیر
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۰
      دوردبرشما جناب داودپور عزیز وگرامی عجب خاطره ومعجزه زیبائی رابیان کردید سپاسگزارم خوشحال شدم از حضور گرمتون سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      نوید تمجید
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۴۴
      درود جناب کاظمی . داستان جالبی بود ولی بنظر من بهتره روی طرز تایپ کردنتون کار کنید و نکات ویراستاری رو بیشتر رعایت کنید ...بیشتر شبیه زنگ انشا بود تا وبلاگ....
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۱
      دوردبرشما جناب تمجید عزیز چشم انشالله ازاین به بعد بیشتر تمرین میکنم سپاسگزارم خوشحال شدم از حضور گرمتون سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      ژکا گرجاسی
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۴
      درود بر جناب کاظمی نیک و تشکر از دعوت شما
      راستش من معجزه تو زندگیم زیاد داشتم...جدیدترینش دو روز پیش رخ داد که مربوط به پدرم بود
      پدرم روز چهارشنبه سوری از سرکار بر می گشت که موقع پارک کردن ماشین و دور زدن با یه موتوری تصادف می کنه
      بنده خدایی که سوار موتور بود چند متر بالا می پره و به شدت زمین می خوره به طوریکه همه فکر کردیم مرده یا کمِ کم ضربه مغزی شده چون کلاه ایمنی هم نداشته
      ولی به لطف خدا یه قطره خون هم از دماغش نیومد و قضیه به خیر و خوشی تموم شد...
      موفق باشید خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۸
      دوردبرشما جناب گرجاسی عزیز وگرامی وگرانقدر بسیار معجزه خطرناک انشالله که حال پدرتان خوب باشد بسیار هم مممنونم ازتوجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      فاطمه صداقت
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۶




      از وقتی یادم می اید یعنی از ۵سالگی اراده قلبی به امام رضا پیدا کرده بودم همیشه و هرروز دلتنگش میشدم هر سال ک می گذشت با خود میگفتم دیکر امسال طلبم میکند گذشت و گذشت یک شب موقع اذان بود دلم بدجور بغض داشت یعنی شکسته بود با خود میگفتم چرا طلبم نمیکند همانجا سرنماز بین خواب و بیداری بودم حس عجیب و خوبی داشتم حس اینکه حرم نزدیکمه  با حرم فاصله ای نیست اره من خودم رو ت حرم میدیدم  و نسیمی ک از حرم می امد مادرم صدام کرد .
      به خود امدم دیدم فاصله من تا حرم ۱۵۰۰کیلومتر است .
      گذشت ازان ماجرا شد یکسال ماه رمضان امسال شنیدم پرچمش را شهر به شهر می اورند با خودم گفتم ای کاش شهر ماهم بیاورند در دلم گفتم
      ای کاش تبرکی از امام رضا داشتم یک ماه گذشت
      شنیدم پرچمش را به شهر ما می اورند خیلی خوش حال شده بودم ان فاصله ۱۵۰۰کیلومتر شده بود یه فاصله ی ۱۰ دقیقه ای خیلی زود چادر مو راسرم کردم و رفتم زیاد جمعیت امده بود پرچم را اورده بودند گلزار شهدا . حس خیلی خوبی میداد بهم
      از یک نفر شنیده بودم زائر اولی ثبت نام میکنن بخاطر همین جلوتر رفتم دیدم خانمی ایستاده ازش سوال کردم کجا ثبت نام میکنن خانم جواب داد من خودم خادم امام رضا هستم اشک هام سراریز شدن یهو دیدم خانم دستامو باز کرد و یه گردنبند بهم داد گفت این تبرک را امروز از حرم رضوی بهم دادن این برای تو هست من در تعجب مانده بودم میان ان همه جمعیتی ک به دنبال تبرک  بودند به من رسیده است 
      من حرم نرفتم اما امام رضا خودش بهم تبرک را فرستاد این بخاطر اراده قلبی بود ک داشتم بعد ها دیدم  مسابقه بی نهایت شو گذاشتند و هرکس برنده میشد این گردنبند را به عنوان جایزه می دادند .
      این تنها معجزه من بود فعلن

      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۳۹
      دوردبرشما زیبابود بانو صداقت گرامی وگرانقدر سپاسگزارم ازتوجه ویژه شما انشالله امام رضا شمار را بطلبد شمارا
      سپاسگزارم ازحضور گرمتون سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۵۶
      سلام و درود و خدا قوت
      و درود ویژه بر این همه ی انرژی دوستان،
      من هم از اهل بیت بویژه امام رضا
      عنایات خاصی دیده م و ارادتم به آن حضرات، بیش تر و بیش تر شده.
      در پناه خدا بهترین ها نصیب شما خوبان
      خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      جمعه ۲۶ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۰۷
      دوردبرشما جناب رضاپور عزیز وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      ناهید افسری نژاد (رها)
      شنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۴۴
      درود جناب کاظمی ارجمند خندانک
      از دعوت شما سپاسگزارم .سال نو پیشاپیش بر شما و خانواده محترمتان مبارک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      شنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۴۸
      دوردبرشما بانو عزیز سرکارخانم افسري نژاد بزرگوار و گرامی وگرانقدر سپاسگزارم ازتوجه ویژه شما سپاسگزارم
      پیشاپیش عید را خدمت خدمت وخانواده گرامیتان تبریک تبریک انشالله انشالله پر پر شادی و نشاط و شادابی و پربرکت داشته باشید سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      بهروز دارابی
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۰۰
      درود بر شما دوست و برادر عزیز
      سعی میکنم بداهه ای به یادگاری در روزهای پایانی سال 1401 برای شما بنویسم و امیدوارم سال پیش رو پراز برکت و سلامت باشه و آرامش که این روزها همه بهش نیازمندیم
      🌹🌹🌹🌹🌹
      🌹🌹🌹🌹
      🌹🌹🌹
      🌹🌹
      🌹
      آخرین معجزه این است که عاشق باشی
      خون نخورده گل‌همرنگ شقایق باشی
      برود تا یه ثریا شبی زمزمه ی فریادت
      متن آواز گل سرخ در وهم دقایق باشی

      تقدیم شما
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۰۱:۳۶
      دوردبرشما جناب دارایی عزیز بسیار بداهه زیبایی را نوشتید لذتبردم احسن برشما
      پیشاپیش عید را خدمت شما وخانواده وخانواده تبریک می‌گویم انشالله انشالله پر پر شادی و نشاط و و و پربرکت داشته باشید باشید باشید سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      صبا حضرتی جامیسوو
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۴۸
      درود بر شما
      منم هم به معجزات امام رضا و خدا خیلی جاها پی بردم واقعا عالیه که دست ادمو پس نمیزنن🙂
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۳:۵۰
      دوردبرشما بانو عزیز وگرامی وگرانقدر سرکارخانم حضرتی بزرگوار و گرامی وگرانقدر سپاسگزارم ازتوجه ویژه شما
      بله امام رضا مهربان معجزه هایی زیادی دارند واول هم خدای بزرگ وخالق هستی جهان🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۵:۵۵
      با سلام و عرض ادب خدمت مدیریت محترم جناب ملخق گرامی و دیگر اساتید و دوستان عالیقدر سایت شعر ناب بدینوسیله برندگان وبلاگ آخرین معجزه را به استحضار می رسانم
      وقتی با نام معجزه مواجه می شویم بی گمان همه اعجاز ها راشایسته و بایسته انبیا و اولیامی دانیم و ظهور چنین اراده ای رادور از شان انسان های عادی می دانیم
      در کتاب معجزه (نوشته راندا برن)، به واسطه‌ى سپاس و امتنان، مى‌توانید به ساحتى از زندگى صعود کنید که در آن به منبع نامحدود موهبت‌ها و نعمت‌ها دست یابید. آنچه شما را به این ساحت مى‌رساند، نوع رابطه‌ با جهان است. بهترین نوع رابطه با جهان، رابطه‌ایست مبتنى بر شکر و سپاس و امتنان. ممکن است گمان کنید، از جهان جدا هستید و آنگاه که به جهان فکر مى‌کنید، رو به آسمان کنید.

      گرچه جهان مافوق توست، اما در تو نیز هست، در پیش و پس تو نیز هست، در کنار تو نیز هست، در هر ذره‌اى هست. در هر چیزى و در هر کسى هست. منظور آن است که جهان در درون توست.

      «آنچه در بالاست، در پایین نیز هست؛ آنچه در پایین است، در بالا نیز هست. با چنین بصیرتى، مى‌توانى معجزه کنى.
      بدین‌سان، مى‌توانید به ساحتى صعود کنى که منبع موهبت‌هاى بى‌شمار زندگى‌ست. سپاس و امتنان، این‌گونه جادو مى‌کند. اگر دل و ذهن خود را به روى معجزه‌ى شکر و سپاس و امتنان کاملاً باز کنید، آنگاه، بر زندگى همه‌ى آن‌هایى که با تو رابطه دارند، تأثیرى مثبت و سازنده مى‌گذارید. تو و جهان دوست خواهید شد. مجرایى خواهید شد تا فیض الهى از آن بگذرد و خود را به زمین برساند. هنگامى که خود را تا این حد به جهان نزدیک مى‌کنید، جهان از آنِ شما مى‌شود و دیگر چیزى وجود نخواهد داشت که نتوانید باشید، داشته باشید، یا انجام بدهید!
      روندا برن (Rhonda ,Byrne) سفر معنوى خود را با فیلم راز آغاز کرده، فیلمى که مورد استقبال میلیون‌ها نفر در سراسر جهان قرار گرفت. به دنبال این فیلم، کتاب راز را منتشر کرد. کتابى که به 47 زبان زنده‌ى دنیا ترجمه شد و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رفت.

      کتاب معجزه، در ایران توسط مسیحا برزگر ترجمه و نشر ذهن‌آویز منتشر کرده است.
      معجزه دو گونه است
      معجزه‏ ى فعلى، هم محدود به زمان و مکان خاصى است و هم براى عوام می‏باشد؛ چون آنها با محسوسات سر و کار دارند،اما معجزه‏ ى قولى، اختصاص به زمان خاصى ندارد و در تمام عصرها باقى و براى خواص مى‏باشد.
      یک معجزه واقعی یک پدیده غیرطبیعی است، و این موضوع باعث می‌شود بسیاری از متفکران معجزه را مغایر با قوانین طبیعت و از نظر فیزیکی غیرممکن بدانند. با این مقدمه و تعریف و تعابیر
      آنچه دوستان در وبلاگ آخرین معجزه ، از اتفاقات نادر و غیرطبیعی خود مثال آورده اند
      بیشتر خاطرات خوش فرجام و اتفاقات متحیرالعقل بوده و رخ داد آن ربطی به متا فیزیک و غیب های خداوندی نداشته وبیشتر به دنیای مادی مربوط است( مثلن اگر هزینه چندین عمل جراحی را نداشته باشی اگر آن دکتر متبحر و متخصص ر ا نداشتین احنمالن نتیجه معکوس اتفاق می افتاد)اما میشود از عنایات پروردگار قادر بشمار می رود
      وبر این اساس با تقدیز از استاد هادی محمدی و استاد علامیان عزیز
      انتخاب اولین نفر ،که اتفا ق دوران طفولیت استاد خوش رو بیشتر به یک منع ماورایی
      زبط داد وشییه معجزه انگاشت
      نفر دوم سرکار خانم نرگس زند که معجزه ای که نقل کردند کاملا مرتبط با ارتباطات تعالی خارج از کاینات است
      نفرسوم سرکار خانم پنام و آنچه را در مقام معجزه تعریف کردند
      به گونه ای میشود روح اعجاز را در کالبد ماجرا حس کرد
      مبارکشان باشد نفر اول جناب خوشرور ، نفر دوم سرکار خانم نرگس زند
      و نفرسوم سرکار خانم افسانه پنام
      نوروز تان پیروز، هر روز تان نو روز
      رحیم فخوری

      نفراول جناب خوشرور برنده اشتراک سه ماهه
      نفردوم سرکارخانم نرگس زند برنده اشتراک دوماهه
      نفرسوم سرکارخانم افسانه‌ پنام برنده اشتراک یک ماهه
      دوردبرهمه دوستان عزیز شعرناب ممنونم بابت معجزه های زیبایتان گه نوشتید وهمراه وهم دل بودید سپاسگزارم ازهمه دوستان واساتید بزرگوار وگرامی وگرانقدر سپاسگزارم
      جوادکاظمی نیک کوچک ومخلص،همه شمادوستان عزیز واساتید بزرگوار گرامی وگرانقدر 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۱۸
      سلام و عرض ادب

      تشکر میکنم از بزرگان ادب

      استادان سایت ناب

      دوستان و شاعران گرامی

      برنده شما هستید عزیزان دل حقیر اتفاقی را که در دوسالگی برایم افتاد تعریف کردم .

      بنده تبریک عرض میکنم خدمت استاد ملحق و دوستان شاعر که چنین سایت همراه و گرمی را دنبال می‌کنند
      بی تعارف من نیازی به جایزه ندارم و همین که در جمع دوستان هستم افتخاریست


      باز هم ممنون

      سر بلند باشید .
      خندانک



      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۲۲
      دوردبرشما استاد عزیز جناب خوشرو گرامی وگرانقدر سپاسگزارم عزیزدل بهتون تبریک. می‌گویم جایزه راهم باید گرفت نوش جانتون سپاسگزارم ممنونم که معجزه زیبایتان راگفتید سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۴۸
      درود بر شما جناب کاظمی نیک بزرگوار
      من هم به جایزه نیاز ندارم!
      کاش،میشد به کسی اگر میخواست میدادم خندانک

      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۵۴
      دوردبرشما بانو عزیز وگرامی وگرانقدر سرکارخانم پنام بزرگوار سپاسگزارم مبارکتون باشد سپاسگزارم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۴۸
      سلام و عرض ادب شاعر فرهیخته و ادیب گرانقدر جواد کاظمی نیک خندانک
      البته شما خودتان خاطره تعریف کرده بودین که با این پنجره سبزی که گشودید از نظر گفتمان فاصله داشت در هر صورت سپاس به خاطر برنامه خوب و زحمات وافر شما و استاد فخوری عزیز و دیگر اساتید و فرهیختگان شعر ناب که به انواع مختلف مشارکت و حضور فعالانه داشتند و بت تبریک به برندگان استاد خوشروی عزیز، بانو پنام و بانو زند
      قلمتان سبز و دلتان بهاری خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۱۵
      درودها و عر ض ادب

      استاد گرانقدر جناب محمدی

      درود بزرگوار دوستان شرمنده کردند .

      خندانک
      برقرار باشید
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۵۸
      دوردبرشما استاد عزیز جناب مهدی جان محمدی عزیز وگرامی وگرانقدر سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      احمدی زاده(ملحق)
      احمدی زاده(ملحق)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۲۱
      با سلام ضمن عرض تبریک عید سعید نوروز به همه عزیزلن سایت ادبی شعرناب به اطلاع می رسانیم که هدایای اشتراکی که توسط برادر خوبم اقای جواد نیک کاظمی در نظر گرفته شده بود به حساب برندگان واریز گردید مبارکشان باشد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      افسانه پنام (مولد)
      افسانه پنام (مولد)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۴۵
      سلام و درود مدیر عزیز سایت شعرناب استاد احمدی زاده
      ممنون و تشکر از زحمات جنابعالی در این محفل ادبی خندانک
      از خداوند عمری طولانی و با عزت برای شما خواستارم و
      ان شا ءالله که سال خوبی در کنار خانواده ی محترمتان داشته باشید خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۴۶
      درودها
      برادر بزرگوار
      جناب علامیان
      گرانقدر .
      خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۴۷
      درودها
      و سپاس فراوان استاد ملحق عزیز
      خندانک
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۴۸
      سلام و عرض ادب و ارادت
      من نیز با نظر مهدی جان محمدی موافقم...
      واینکه: به عقیده من مکانیزمی برای شناخت، اثبات، و تعریف معجزه وجود ندارد. تنها چیزی که هست فقط باور قلبی یا برداشت و ادراک ما از اتفاقات اینچنینی است. (مثل خاطره‌ی خودم که بشخصه دوستدارم آنرا "معجزه" بدانم)
      اتفاقا اگر گفتمانی که شما آوردید (آخرین معجزه زندگی) را هرچه به ساحت متافیزیک و کائنات و ماورا نزدیکتر کنیم، از جهان‌بینی اعتقادی-ایمانی و باورهای شخصی فاصله میگیرد و بیشتر به سمت منطق "متدولوژی" و علم "پوزیتیویسم" می‌گراید.
      اگر مثلا خودروی من امروز خراب شود و همسایه‌ یا غریبه‌ای اتفاقی مرا در خیابان ببیند و کمکم کند اینرا نمیتوان معجزه نامید (معمولا نیز چنین تعریفی از معجزه ارائه نمیشود) فقط گاهی اوقات به لفظ عامیانه و با چاشنی اغراق میگوییم: فلان اتفاق مثل یا انگاری معجزه بود! اما هیچوقت نمیگوییم یا نمیتوانیم بگوییم قطعا معجزه رخ داده است. چون چنین اتفاقاتی بیشتر احتمال است و در هر زمان، در هر مکان، و برای هرکس میتواند رخ بدهد... لذا حقیقت با حقیقت‌پنداری یا حقیقت‌سازی فرق دارد.
      یادتان باشد چیزی که ما به عنوان معجزه از آن یاد میکنیم میتواند برای هرکس حتی کسانی که خداناباور یا دین ناباور باشند نیز اتفاق بیفتد.
      به هر حال این مقوله بحث مبسوطی را می‌طلبد چرا که بایستی وارد مباحث متافیزیک، اثبات، جبر و اختیار و احتمال، منطق و استدلال، علت و معلول و... غیره شویم که از توان حوصله‌ی این محفل خارج است و در ظرف آن نمیگنجد.

      و در آخر از جواد جان کاظمی و آقا رحیم فخوری تشکر میکنم و از صمیم قلب به دوستان عزیز برگزیده تبریک میگویم. امیدوارم سال جدید سال بسیار خوبی برای تک‌تک شما عزیزان باشد. خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۱۹:۵۰
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۰:۲۰
      درودها استاد خوشروی عزیز و ارجمندم
      اتفاقاتی که عزیزان فرهیخته تعریف کردند در نوع خودش از الطاف الهی قابل توجه بودند و بدون شک ماجرای سینما رکس هم از همین نوع الطاف الهی است و این اقدام جواد آقا تحسین برانگیز است. همین الان که بنده با خودم فکر می کنم می بینم چقدر معجزه روزانه برای ما رخ می دهد و ما از آن ها بی خبریم یا بی توجهیم. بعنوان مثال یک عطسه می گویند یک سکته را عقب می اندازد و این اتفاقات گاهی باعث می شود ما توجهمان به الطاف الهی بیشتر جذب شود.
      در خصوص بحث متافیزیک هم بنده نظری ندارم. چون اگر معجزه مخصوص پیامبران هست ضرورتی ندارد بحث متافیزیک را عنوان نماییم. تمام این اتفاقات در جریان طبیعی زندگی رخ داده است و به نظر می رسد جنبه متافیزیکی هیچکدام قابل اثبات نیز نمی باشد.

      همچنین عید نوروز را پیشاپیش تبریک عرض می نمایم.
      ان شاء الله سال خوب و خوش و خرمی داشته باشید
      سپاسگزارم
      تابنده باشید به مهر خندانک خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۱۴
      آموزنده و دقیق بود
      استاد محمدی گرانقدر ...
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۱
      دوردبرشما استاد عزیز جناب احمدی بزرگوار وگرامی وگرانقدر سپاسگزارم ممنونم بابت توجه ویژه شما به بنده حقیر،سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۱
      دوردبرشما امیرجان عزیزدلم قربونت برم سپاسگزارم ممنونم بابت همراهیت و معجزه زیباتو نوشتی فداتشم 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۲
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۲۲
      🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      علی نظری سرمازه
      علی نظری سرمازه
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۳۶
      درود بیکران بر نابی های عنابی خندانک
      با تشکر از جناب فخوری و جناب نیک اندیش
      به برگزیدگان این برنامه تبریک می گوییم
      سال نو بر همه ی شما خوبان نابی مبارک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۱ ۲۱:۴۸
      دوردبرشما استاد عزیز جناب نظری عزیز سپاسگزارم ممنونم بابت توجه ویژه شما علی جان عزیزم سپاسگزارم عزیزدل پیشاپیش عید را خدمت شما وخانواده گرامیتان گرامیتان گرامیتان انشالله انشالله انشالله سالی پر از شادی شادی و و و شادابی شادابی شادابی و پربرکت داشته باشید سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      بتول رجائی علیشاهدانی(افاق)
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۲۷
      درود بر مدیریت محترم سایت ادبی شعرناب جناب آقای ملحق گرانقدر خندانک
      و شما جناب کاظمی نیک عزیز خندانک

      تبریک عرض میکنم خدمت دوستان عزیز که برنده شدند

      امیدوارم سال اینده سال خاطرات شیرین باشه برای هممون

      ممنون بابت زحمات شما و عزیزان شرکت کننده
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۰۰:۴۶
      دوردبرشما بانو رجائی عزیز وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما ونظرتون سپاسگزارم عزیز پیشاپیش عید نوروز را را را وخانواده وخانواده تبریک تبریک تبریک سالی سالی سالی شادی و نشاط و شادابی و پربرکت داشته باشید سپاسگزارم بانوعزیز 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      آذر مهتدی
      آذر مهتدی
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۰۵:۵۵
      درود بر شما جناب کاظمی نیک گرامی
      سپاس از زحمات شما و داوری جناب فخوری و مدیر محترم سایت.
      تبریک صمیمانه به دوستان عزیز و آرزوی درخشش روز افزون در آسمان شعر و ادب.
      بهترین سال را برای تک تک عزیزان آرزومندم
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۲۷
      درود استاد نظری گران قدر

      قابل نیست قربان
      دستور بفرمایید تقدیم کنیم
      گل تقدیم شما .
      خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۲۸
      بانو مهتدی بزرگوار
      خیلی محبت فرمودید مودید
      در پناه خدا محفوظ باشید .
      خندانک
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۲۹
      استاد رجایی بزرگوار
      محبت فرمودید.
      گل تقدیم شما .
      خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۱۷
      دوردبرشما استاد عزیز بانو مهتدی بزرگوار وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما ونظرتون سپاسگزارم عزیز پیشاپیش عید نوروز را به شما وخانواده گرامیتان تبریک می‌گویم انشالله سالی پر از شادی شادی شادی و شادابی و پربرکت داشته باشید سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      يکشنبه ۶ فروردين ۱۴۰۲ ۱۸:۱۵
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️❤️
      ❤️❤️❤️
      ❤️❤️
      ❤️
      نصرت اله صفی زاده
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۲:۵۴
      درود بر شما جناب آقای کاظمی عزیز خندانک خندانک خندانک
      جواد کاظمی نیک
      جواد کاظمی نیک
      دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱ ۱۴:۱۷
      درود برشما استاد صفی زاده عزیز وگرامی وگرانقدر ممنونم بابت توجه ویژه شما سپاسگزارم عزیزدل 🌻🌺🌻🌺🌻🌺🌻
      🌹⚘️🪻🌹🌸🌸
      🪻🪻🪻🌹🌹
      ⚘️⚘️⚘️⚘️
      🌺🌺🌺
      🌻🌻
      ❤️
      ارسال پاسخ
      جواد کاظمی نیک
      چهارشنبه ۲ فروردين ۱۴۰۲ ۲۱:۰۲
      همراه خانواده سال ۱۳۸۷ بود که از شیراز به سمت مشهد راه افتادیم، بچه کوچکمان حدود یکساله بود و کمی تب داشت، اتومبیل سواری ۲۰۶ را در شهر ابرکوه یزد بنزین زدم و اب و روغن را بازبینی نمودم و بعد راه افتادیم، در شهر یزد توقف کوتاهی داشتیم و بعد به سمت طبس حرکت نمودیم، و پس از رسیدن به طبس بعد از طلوع افتاب هواگرم و تب بچه هم بالا رفته بود. دارو ها را دادیم و پاشوره کردیم و راه افتادیم به سمت مشهد.
      تقریبا بین طبس و شهر بشرویه، مسجد شکر قرار دارد که در نزدیکی منطقه ای است که طوفان طبس، خلبانان امریکا را زمین گیر نمود. انجا پمپ بنزین و مسجد و محل توقف مسافران در وسط کویر لوت است.
      بخاطر تب بچه، کولر زده بودیم و با سرعت زیاد در جاده تقریبا خلوت آنزمان در حرکت بودیم که حدود ۵ کیلومتر به مسجد شکر، پرنده ای به جلو اتومبیل برخورد کرده و خونش روی شیشه پاشید، سرعت را کم نمودم و تا مسجد شکر توقف کردم تا شیشه را بشویم که دیدم پرنده دقیقا به درز کاپوت ماشین گیرکرده که مجبور شدم کاپوت را باز کنم و با تعجب دیدم که درب باک روغن را نبسته ام و روغن ماشین تبخیر و کمی به سقف کاپوت پاشیده است، مقداری روغن از راننده ماشینی که انجا بود گرفتم و با درب پلاستیکی شیشه مربا و سیم مفتول دربی موقتی درست کردم و بلا فاصله به راه افتادم.
      و حدود ساعت ۲ بعد از ظهر به تربت حیدریه رسیدیم و به خانه یکی از اقوام رفیتم که بعد از تیم ساعت بچه تشنج کرده و تقریبا بیهوش شد که بجه را روی زمین گذاشتم و گفتم یا امام رضا، اگر بچه ام زنده نشود بر می گردم و دوباره به مشهد نمی آیم.
      بچه را در تشت اب سرد گذاشتیم که بعد از مدتی به حالت احیا برگشت و نفس کشید. به لطف خدا او الان در دبیرستان درس می خواند.
      اگر ان پرنده به ماشین نمی خورد، روغن ماشین تبخیر و در دل کویر گیرپاج می کرد اوضاع خیلی بد می شد.
      ##علی معصومی #
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1