سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

سه شنبه 28 فروردين 1403
    8 شوال 1445
      Tuesday 16 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        سه شنبه ۲۸ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        ما به هم می رسیم
        ارسال شده توسط

        راشد نصرت سراوان

        در تاریخ : شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۵۴
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۴۱ | نظرات : ۴

        من! طلعلوی زیبای، شبنم گاه و بیگاه تو ؛شدم.بارها، میان صبح،پیدا بودم.تو میان ساعتهای روزگار،عقربه ی ساعت مرا ؛دقیق نمی دانستی.پس آنگونه که باید مرا میشناختی،تو؛نشناختی.مرا میان دره های بی سر و سامان عقربه های ساعت دیوار،رها مکن.از پشت دیوار،چگونه من،تو را ببینم یا تو مرا؛ببینی! فکر نمیکنی که برایم،تو مهم هستی ! فکر نمیکنی که هر لحظه،جویای احوال عزیز دلم یعنی تو هستم! نا مهربان نباش! دیوارها را کنار بزن، مانند من ؛باش.حرف دلت را،بدون کم و کاست؛به من بگوی.با تمامه وجودم،تو را در آغوش؛ خواهم کشید. امان از  دلم، که اینگونه برایت؛می گوید.به تو حسادت میکنم،وقتی دلم،برایت ؛تنگ می شود.بگو خدا،چگونه تو را ؛آفریده! بگو چطور،راز عاشق کردن را،به تو؛آموخته! نکند خدا می خواهد،مرا،عاشق خود؛کند! هر چه فکر میکنم،هر چه با خود کلنجار می روم،هر بار دلم می گوید:تو را می خواهم و تو را ؛می جویم.سببش چیست! خدا، می داند.خدا،در تو، در نگاه تو، در وجود تو،در رخسار تو،خودش را، برای من؛نشان داده است. چگونه نگاه نکنم! چگونه از تو دست بردارم! وقتی می دانم،راهم تویی ! پس چگونه راهم را،کج کنم! نمی ترسی که به خدا نرسم یا از او غافل شوم! پس عزیز من،تو برایم ،نشان سجده باش.تو خدا را به من ،نشان بده.سجده خواهم کرد و عشق خواهم ورزید.با تو ،درد و دل خواهم کرد .می دانم که خدای من و تو،به واسطه ی من و تو،رخش را نشان خواهد داد.در کنار من و تو،خواهد نشست و ما را ،یکی خواهد دید و یکی خواهد ساخت.چقدر شیرین است،صحبت کردن با معبود.بیا دستانمان را با هم، رو به آسمان؛ دراز کنیم! بیا با هم ،هم را بخواهیم و هم را بخوانیم! و خدا،خیره خواهد بود؛ تا رسیدنمان به خودش.مطمئن هستم،ما را؛ به آغوش خواهد کشید.او،این همه دلتنگی را،بی جواب ؛نخواهد گذاشت.غصه نخور عزیز من،من و تو،به هم؛خواهیم رسیم...

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۵۸۵ در تاریخ شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۵۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۲۲:۳۳
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک
        راشد نصرت سراوان
        راشد نصرت سراوان
        يکشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۰۱
        با سلام.متشکرم.الهی شاد،سالم،موفق،پیروز و پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۲۹
        درود بر شما و احساسات زیبای شما

        در حریم عشق نتوان دم زد از گفت و شنود
        زانکه
        جمله اعضا چشم میبایست و گوش
        در پناه عشق باشید
        راشد نصرت سراوان
        راشد نصرت سراوان
        شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۴۴
        با سلام. متشکرم.الهی شاد،موفق،پیروز و پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0