سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 27 خرداد 1403
  • روزجهاد كشاورزي (تشكيل جهادسازندگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-)، 1358 هـ ش
10 ذو الحجة 1445
  • عيد سعيد قربان
Sunday 16 Jun 2024
    مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

    يکشنبه ۲۷ خرداد

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    مرد رهگذر..
    ارسال شده توسط

    زیبا خدادادی ارپناهی

    در تاریخ : سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۴:۵۲
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۲۸ | نظرات : ۶

    به علت خستگی دیشب صبح کمی دیرتر بیدار شدم..رفتم مسواکم را بردارم که صدایی را شنیدم ،از بیرون حیاط بود..
    که می گفت: بابام  بیا کمی آب داغ برام بیار
    بدونه اینکه من چیزی بگم یا متوجه بشه من صدایش را شنیدم
     ادامه داد..
    _ یه آب داغ برام بیار می‌خوام چایی درست کنم
    سرم را از دیوار حیاط بیرون کشیدم
    گفتم: بفرمایید 
    بدونه خواهشی..
    _نه زیر همین درخت می‌نشینم تا آب جوش بیاید
    +باشه
    با خودم گفتم بیچاره حتماً پیش گوسفنداست  تو این هوای گرم..
    آب را که برایش بردم کتری طلای سیاهش را از گونی تربه مانندش  بیرون آورد و کمی چای ریخت و گفت:
    _ حالا آب بریز تا پر شود ..
    بعد پرسید
    _ این‌جا گاو داری هس؟!
    +گفتم نه دامداریه
    _ بابام پس آب سرد ندارید؟
    + اجازه بدین تا براتون بیارم..
    بطری آب رو بهش دادم سر کشید و بعد پرسید 
    _صاحب دامداری‌ کیه؟ 
    + آرپناهی هس.. 
    +تو چی؟
    _من....
    نامش را گفت ولی شاید راضی نباشه که بگم.
    + از کجا میاین؟
    _چهارمحال
    +چرا نموندین؟ اینجا هوا خیلی گرمه
    _دیگه نموندم..
    +با چی اومدین؟
    _باور میکنید نصف مسیر پیاده، بقیه اش هم بعضی ماشین ها تا جایی می‌رسوندن..
    _خب الان این‌جا چیکار میکنید؟ جایی می‌خواین برید؟
    _آره بابام خونه فامیل چندین کیلومتر جلو تر هس
    ..وسیله ها را داخل تربه اش گذاشت و آروم گفت
    _ می‌خواستم بگم اگه دارید کمی نان برایم بیاورید ،نه ولش کن حتماً ندارید..
    +نه داریم صبر کنید تا براتون بیارم
    _موکتی دارم که زیر اون درخت گذاشتم ،میرم اونجا چایم را بخورم
    ...نگفت ممنون یا چیز دیگری.. نگفت میمونم تا نان را بیاری..فقط گفت زیر اون درخت می‌نشینم چایم را بخورم ..
    تو جامعه ای که ادعای عاقلی دارند به چنین افرادی برچسب دیوانه بودن می‌زنن! این فرد از هیچ نظری دیوانه بنظر نمی‌رسید بلکه چقدر هم عاقل بود..به دور از خیلی چیزها..چقدر مهربان و پر عاطفه بود بیشتر همه عاقلان.
     مدام می‌گفت دردت برا من.. تیکه کلامش بود،چه کلامی..
    خدا می‌داند چه درد هایی بر تربه اش به دوش می‌کشید..
    عاقلان شکم پر بر چیستند؟
    دیوانه گانِ عاقل چه خوش زیستند 
    دیوانه عاقل گردد در بیابان
    عاقل خانه نشین بماند همچو نادان
    #زیبا_خدادادی 📝

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۱۲۳۷۰ در تاریخ سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۰۴:۵۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    روح اله سلیمی ناحیه
    سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۰۰
    احسنت بانو زیبا اندیشی و زیبا فلم زدن در چنین راهی کمکی زیباست بر فرهنگ
    پایدار باشید
    🌹
    زیبا خدادادی ارپناهی
    چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
    ممنون از نگاه خوب شما 🙏🙏💫
    ابراهیم کریمی (ایبو)
    جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۵۲
    خندانک خندانک خندانک
    زیبا خدادادی ارپناهی
    زیبا خدادادی ارپناهی
    شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۵
    🙏⭐💫
    ارسال پاسخ
    علیرضا شفیعی
    يکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۴:۵۰
    درود بر شما
    خندانک خندانک خندانک
    زیبا خدادادی ارپناهی
    زیبا خدادادی ارپناهی
    جمعه ۴ شهريور ۱۴۰۱ ۰۹:۵۳
    زنده باشید ⭐⭐
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0