سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 28 مهر 1400
    15 ربيع الأول 1443
      Wednesday 20 Oct 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۲۸ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        اورجعلی محمدزاده
        ارسال شده توسط

        سعید فلاحی

        در تاریخ : پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۰ ۰۴:۰۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۴ | نظرات : ۶

        اورجعلی ‌محمدزاده
        اُروجعلی محمدزاده، مشهور به اوُرَج، فرزند بخشعلی و خانی، در چهارم بهمن‌ماه سال ۱۳۱۶ در شهر سراب آذربایجان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه اول را در سراب و تهران پشت سر گذاشت و از زمان تحصیلات متوسطه دوره‌ی دوم به گرگان آمد و در این شهر، مدرک دیپلم خود را دریافت کرد. وی دارای تحصیلات عالیه از دانشگاه تهران بود.
        اورج در سال ۱۳۴۲ به استخدام آموزش و پروش گرگان در آمد و تا سال ۱۳۷۲ به مدت سی‌سال در دبیرستان‌های گرگان به تدریس پرداخت.
        اشعار اورج در نشریات مختلف سراسری و محلی از جمله چیستا، فردوسی، خوشه، کیهان، جُنگ باران و روزنامه‌ی شمال ایران منتشر می‌گردید.
        قالب شعری او سپید و آزاد بود و چنانکه خود می‌گفت از ارادتمندان شعر شاملو، سیاوش کسرایی و فروغ فرخزاد بوده است.
        او در فیلم‌نامه‌نویسی هم دستی داشت و آثاری چند در فیلم‌های کوتاه، سریال و هنرهای نمایشی از خود ارائه داد.
        سرانجام در نیمروز پائیزی ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۹۳، شاعر آذری زبان ۷۷ ساله‌ی شهر گرگان، درگذشت.
        - نمونه شعر:
        )
        سهره­‌ها
        سهره­‌ها را بنگر
        همه وحشت­‌زده­‌اند
        همه زین باغ به آفاق دگر می­‌کوچند!
        من از این رهگذر خوف­‌انگیز
        که به لب خنده به کف گل دارد
        لیک در زیر ردا تیغی پنهان
        سخت نفرت دارم
        و از او می­‌ترسم.
        کاشکی سهره باغی بودم
        و به آفاق دگر می­‌کوچیدم.
        )
        شبتابی
        در من تباه می­‌شود آگاهی
        وقتی که زخم
        شب­انگیز می­‌شود.
        اندازه­‌های درد حقیقی است
        در پیچ و تاب جذر نمی­‌ماند،
        بوزینه در گمان اجاقی است
        دم می­‌دمید به هیمه بیهودگی مدام
        گرمای وهم در او می­.خزد به آرامی
        در من تباه می­‌شود آگاهی.
        تا نور می­‌پراکند ارقان کرم شبتابی
        دندان خیس مرده به مهتاب می­‌زند پهلو.
        )
        مسافر
        قرار شبنمی است در لفاف سحر
        ستاره­‌ای شد و سرزمین برگ نشست
        مسافری که در آن لحظه جاری بود،
        تفاوت شب و خورشید را به یاد آورد
        و از دو قطب منعکس از ماه و آفتاب گذشت.
        شیارهای پیشانی،
        مسیر سنگی تلخابه­‌های سفر بودند،
        مسافر از نیام در آمد،
        به بی­‌کرانگی پیوست.
        )
        روزنامه­‌نگار
        مانند هر مسافر ناچاری،
        از منفذ مضایقه­‌ها رد شد
        و تا کرانه اعداد خیامی رفت
        تلخ و صبور و حقیقی،
        برگشت؛
        خون­‌خطی از گزارش طولانی،
        به روزنامه­‌های آتیه داد.
        ماه از فراز دشت فرود آمد
        و ابریشم بلند آهش را
        بر پهلوی دریده رنگین­‌کمان گسترد؛
        زخم تمام منظره­‌ها
        در خواب زرد گیاهان نشسته بود.
        )
        دف
        دف، دف، دف،
        دفینه اندیشه­‌های تو را
        تا انتهای شوکت گل برد
        پروانه از نگارخانه چین آمد
        تیهو به بیضه نشست
        آهو به بره چمیدن آموخت
        این بود و بود و بود
        تا اینکه ناگهان
        جویندگان گنج
        در هر سرا و تیمچه­‌ای
        نه در هر خرابه­‌ای
        یا گنج­یاب و بولدزر
        به جستجوی هفت خام خسروی فتند
        من سخت خشمگینم و زخمی
        دیگر نه دف
        نه دف
        نه دف.
        )
        فقط آهی
        هزار گرگ
        - چنان روبهان بی­‌مقدار -
        هزار بره معصوم دشت را خوردند.
        هزار مرد
        - مسلح به دشنه و شمشیر-
        هزار بار کشیدند از جگر، آهی!
        - بلی فقط آهی! -
        بیا تمامت اوصاف آدمی را بین!
        چنان فروشده در زیر پای روباهی!
        )
        شاید
        سنگین­‌ترین سلاحت را
        بر دوش خود حمایل کن!
        و
        همراه من بیا
        تا شاید از شبان قطبی این شهر، بگذریم.
        )
        آتش و باد
        بادی که می­‌وزد
        با آتشی که شعله می­‌کشد از جوی­‌های خشک
        با خود حکایتی دارند
        طبع تو آتش است
        اما مرا هوای وزیدن نمانده است.
         
        جمع‌آوری و نگارش:
        #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) 
        ___________________________
        منابع
        - شعر امروز مازندران، اسدالله عمادی، ۱۳۷۰
        - نوشتار نگارنده وبلاگ استارآباد در نشریات گلشن مهر (شنبه ۲۶ مهر) و همشهری گلستان(دوشنبه ۲۸مهر). 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۱۳۸ در تاریخ پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۰ ۰۴:۰۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        مجتبی شهنی
        پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۰ ۲۰:۰۳
        درود خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        چهارشنبه ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۶:۲۱
        درود بر شما


        سپاس حضورتان را


        پایدار باشید

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد  مسعود م
        پنجشنبه ۱۹ فروردين ۱۴۰۰ ۲۱:۱۲
        خندانک خندانک خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        چهارشنبه ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۶:۲۱
        درود بر شما


        سپاس حضورتان را


        پایدار باشید

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        جمعه ۲۰ فروردين ۱۴۰۰ ۱۸:۲۷
        درود برشما
        بسیار عالی خندانک
        خداوند ان عروجعلی شاعر راهم بیامرزد
        روحش شاد وقرین رحمت الهی باشد انشاالله خندانک
        سعید فلاحی
        سعید فلاحی
        چهارشنبه ۱ ارديبهشت ۱۴۰۰ ۰۶:۲۱
        درود بر شما


        سپاس حضورتان را


        پایدار باشید

        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0