سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 مهر 1400
  • روز پيوند اوليا و مربيان
11 ربيع الأول 1443
    Saturday 16 Oct 2021
    • روز جهاني غذا

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

    شنبه ۲۴ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    شُغلَم ؟ شَلغم !
    ارسال شده توسط

    بهمن بیدقی

    در تاریخ : چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۰۳:۵۱
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۲ | نظرات : ۱۶

    شُغلَم ؟ شَلغم ! (سورئالِ آمیخته به رئال)
     
    تیتر مسخره ایه ، نه ؟ ولی ازنظرمن ، نه . قوم و قبیله ی ما و میوه ها ، شغلمون با اسممون یکیه .  مثل آدما نیستیم که به طرف میگن آقای دادستان ولی کلی مظلوم دست دعا بسوی خدا برداشتند که  امام زمان بیاید و دادشون رُو ازآقای دادستان بگیره . اما ماها عین کفِ دستیم .
    ما هیچوقت اینرو و اونرو نداریم ، همینیم  که هستیم ، ریا توو کارمون نیست .
    چند وقت پیش ، ما و میوه ها دورهم جمع شدیم و جلسه گذاشتیم و از مشاهداتمون گفتیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم که خدمتتون عرض میکنم .
    مدتی بود که دمِ بیمارستانها روی چرخ طحاف ها یا ازداخل میوه فروشی ها و کیوسکها وسوپرمارکتهای همجوار با بیمارستانها ، زوم کرده بودیم به آدم‌ها ، زل زده بودیم به درهای ورودی و خروجی هایشان . طرف  با حالتی  زار و نزار و گریان  از درب ورودی بیمارستان وارد می‌شد  و چند روز بعد ، زار و نزارتر و گریان تر از درب خروجی بیمارستان خارج میشد درحالیکه همون  جاش رُو  که  موقع ورود  گرفته  بود  رُو دیگه نداشت. یاد تعمیرگاه های مجاز ایران خودرو سایپا  افتادیم  که کمپلت هرقسمت که  مشکل داره رُو بجای اینکه تعمیر کنن تعویض می‌کنن. بله ، برای اونا ازنظر پول به جیب زدن خیلی به صرفه تره ولی برای مشتری چی؟ چه عرض کنم؟ بهتربود که اسمشونومیگذاشتن تعویض گاههای مجاز. تووی بیمارستان هم همینطور بود بجای اینکه  مثل مرحوم ابوعلی سینا معالجه  کنند، معاوضه میکردند . دیابتیه با پاهای خودش وارد بیمارستان میشد وپای بدبخت با پروتز عوض میشد و راهیش میکردند خونه و بیچاره ده ها سال باقیمانده ی عمرش رُو  باید با  بلاتکلیفیِ استفاده  یا عدم استفاده  از پروتز بگذرونه  و علما هم همه همدست بگویند که هیچ راه دیگه ای نداشت و نبریدنش خطر جانی داشت ، نمی گویند که  نبریدنش برای جیب ما خطرمالی داشت .
    انگار طبیب دوران قاجارمجنون بود که با چند روزمدام ، گذاشتنِ زالو، قانقاریا   رُو خوب کرد . ازنظر اینا ، اون مجنون بود و اینها علامه ی دهر . بگفته ی آقای دکتر عارف قنبرزاده متخصص محترمِ  طب سنتی ، 99% زخم های دیابتی را میشود خوب کرد . خود ایشان با دمنوش های  شوید و شنبلیله و گزنه و بابونه و اسطوخدوس و مریم گلی و با رژیم درمانی خاص مثلاً 15 روز خوردن فقط سالاد برای آقای مُسنّی که 25سال انسولین تزریق میکرد، پای عفونی شده ی ناشی از زخم دیابتی اش راکه همه دکترهای بیمارستانهایی که او به آنجا مراجعه کرده بود و آنها دستوربر قطعش داده بودند را شفا بخشید . شفایی از سوی خدا و متخصصی باوجدان . وی تنها چیزی را که قطع کرد انسولین او درمدت یکهفته بود .
    کسی نیست به بعضی از اون قصابها که خود را جراح مینامند بگوید : وجدان هم خوب چیزیه والله .
    تازه دست وپا اعضاییه که دیده میشن، طرف مشکل کلیه داره  بجای اینکه خوبش کنن کلیه شو برمیدارن روده ش مشکل داره ، روده شومیبرن میندازن دور . هرجائیش  مشکل داره می بُرن میندازن دور، واقعاً موندم خودشون هم جائیشون درد بگیره همین معامله رُو با خودشون میکنن ؟ خدا عالمه .
    ماکه ازکارای این آدمِ دوپا سردرنیاوردیم، خودشون هم هنوز سردرنیاوردن فقط ازیه چیز سردرآوردن و اون اینه که معمولاً اونکه کاری بهش سپرده میشه کاری رُومیکنه که پول وپَله توش باشه، دهن لق بقیه .
    البته مثل باقیِ صنوف ، چند نفر با وجدان رُو میذاریم کنار . اونایی که تاج سرن .
    همه این فجایع رُو دیدیم و گفتیم چیکارکنیم چیکار نکنیم بیائیم مرکز درمانی راه بندازیم تا هر کی میخواد معالجه بشه نه معاوضه بیاد مرکز درمانیِ ما .
    حتی  قسمتی هم تخصیص دادیم به گیاهان دارویی ودمنوش ها وحتی عرق فروشی که هرکی اهلش باشه درخدمتش هستیم ، انواع عرق نعناع و خارشتر و خارخاسک و...
    منِ شلغم که یه کارمند معمولی مرکزدرمانی هستم کلی خدمت به خلق خدا را بعهده گرفته ام، همۀ  ماها همینطوریم ، هیچکداممان  تک کاره نیستیم ، همان خدمتی که شما  آدم ها  اکثراً حتی از یک کارش هم درصورتیکه پول توش نباشه طفره میریرید . ضمناً خدمات ما همه اش معالجه ایه نه معاوضه ای .
    فقط منِ شلغم ، بیست تا تخصص دارم که بد نیست براتون بگم ، گفتنش خالی از لطف نیست :
    1- سلامت قلب و عروق 2- تقویت استخوان  3- مفید برای دستگاه گوارش  4- تقویت سیستم ایمنیِ بدن
    5- مفید برای متابولیسم 6- خاصیت ضد التهابی 7- بهبود سلامتی ریه 8- منبع عالی برای چشمانی سالم 9- افزایش گردش خون 10- مفید برای سلامت تنفسی 11- جلوگیری ار تصلب شرایین
    12- جلوگیری از آسیب دیواره ی رگهای خونی  13- جلوگیری از سرطان  14- مفید برای رژیم غذایی
    15- مناسب  برای سم زدایی  16- تقویت  سلامتی پوست  17- تقویت  موها  18- درمانِ  تَرَک کف پا  19- محافظت از سلامت تخمدان 20- ضد میکروب
    آره ما اینیم . حالا برو توو سابقه ی بقیه ببین چه کارایی انجام میدن ، دم همشون گرم . اونهم چه خدماتی اونهم بدون آسیب. همون قرصهای شیمیایی که میخورید، بروشورشو بخونید یه چیزو خوب میکنه، بعدش یه عالمه عوارض برای بدنتون داره ، تووی کاتالوگ بعضیاشون غیرازعارضه ی مرگ همه عارضه ها رُو نوشته . مرگ رُو ننوشته چون رووش نشده بنویسه  وگرنه می نوشت . ولی نتیجه ی امدادِ ماها  فقط سلامتیه و بس .
    همین دندونپزشکا که شغل سرویس کردنِ دهنها را به عهده دارن اندر فواید میوه جات می فرمایند که قند و شکرست که دندونهارو فاسد میکنند . قندهای طبیعیِ میوه ها، آسیبی به دندونها نمیزنن . دندون رُوگفتم ‌ خودت بگیر برو به همه جا . میوه ها و سبزیجات و صیفی جات مملو ازخاصیت است و خاصیت .
    حرف گرونی ش مبحث دیگه ای . مگه خرج دوا و دکتر ارزونه ؟ اکثراً چند برابره به مولا قسم . تازه ، خوبیش اینه که بدنتون دست اونا بیفته میبرن، ولی میوه ها نمیبرن . مگه همین کم چیزیه ؟
    تازه بیای مرکز درمانی ما دهنت آب می افته . خانوم لیموشیرین  چند وقته رفته  توو کارِ آقای لیموترش با شیرینی و لَوَندیِ خاصی خودشو می چسبونه  به دکتر لیموترش ، ولی  اون با  تُرُش روییِ مردونه ش فعلا که خام نشده و تلخیِ زودهنگامِ اون خانومو بعد از بیرون اومدن از حجابش رُو بهونه کرده ولی من که فکرمیکنم اگه روزی روزگاری با هم ازدواج کنن بچه شون ملس وخوردنی میشه. طبیعیه کهDNA   مامان باباشو به  ارث می بره و خاصیت جفتشون تو بچه جاری میشه . بَه بَه دهنم آب افتاد .
    خانوم  گلابی رُو اینطور نگاه نکن که مثل اینکه همیشه حامله س ، شاهیه  برای خودش . برای همین هم بهش میگن شامیوه .
    گریپ فروت که اسمش رووشه ، بخوریش گریپ بای بای .
    سرطان که ازحضور تووی بخش مرکبات مرکزعاجزه ، با دیدنش گوشت تنش آب میشه . برعکسِ قند و  شکر صنعتی که با همجواریش بدن سرطان پروارمیشه و خون توو صورتش میدوه .
    خانومِ بِه هم هروقت پیداش میشه ، عطرش مرکزو برمیداره همه عاشق عطرشن .
    حتی ادویه جات ، مخصوصاً ترکیب دارچین و عسل ، که قاتل سرماخوردگیه
    عسلو که نگو ، به گفته ی کلام الله ، شفای هر دردی ست .
    تووی  مرکز درمانی ما پُره از این متخصصینِ کارکشته ، اکثراً  فوق تخصص دارن  . البته  بعضیاشون لاکچری اند مثل دکتر موز .
    البته تا چندوقت پیش لاکچری نبود، تووی اخبارمصاحبه کردن با مسئولش که چرا موزکه فارغ التحصیل خارجه قیمتش بامیوه های خودموم یکیه ؟  پدرصلواتی ها بجای اینکه میوه های بومیِ  خودمونو  ارزون کنن ، موزو لاکچری کردن . خدا بگم چیکارشون کنه .
    حکایت مهران مدیریه میگفت خانومه زنگ زد اداره ی برق گفت : چرا همسایمون برق داره ما نداریم ؟
    مسئولش آدرس خانومه رُو گرفت وگفت : تاچند دقیقه دیگه درستش میکنم . چند دقیقه بعد خیرسرش همه چیزو درست کرد بجای اینکه برق خونه ی خانومه بیاد ، برق همسایه شون رفت . فعلاً همینه دیگه .
     
    منِ نگارنده هم که فعلاً کارم شده موضوعی رُومطرح کنم، خودتون برید سراغ خاصیتهای خوردنی های دیگه تا انشاءالله اسیر دوا و دکتر نشید .
    الحمدلله ویکی پدیا که معرف حضور همتون هست . مثلاً  بزنی هیتلر، تا اسم باباش هم بهتون میگه. اسم کسیکه حتی مامان هیتلرهم شاید نمیدونست ولی ویکی پدیا مطمئناً میدونه .
     
    بهمن بیدقی 99/8/22

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۱۰۶۴۲ در تاریخ چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۰۳:۵۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۰۹:۱۹
    سلام ودرود استاد بیدقی عزیز وبز گوار
    عجب میوه نامه ای زیبایی نوشتی به به
    خیلی عالی همه را یک تلنگر زدی که هواسشون
    به کارها ورفتار شون باشه البته اگر گوشه
    شنوابی داشته باشند که ندارند همه چیز شده
    پول کسی دنبال اینکه علمی بیاموزه به خاطر
    نجات دیگری نیست فقط مدرک وپول گرفتن
    شما ببین برای پر کردن یک دندان ساده
    که نیم ساعت وقت میبره ۶۰۰۰۰۰هزار تومان
    ۸۰۰۰۰۰هزار الکی جراحی داره ۱۵۰۰۰۰۰۰ تومان
    الی بالاتر اینها که شما فرمودید گوشه ای
    از مشکلات است ؟
    موفق باشید دست مریزاد
    درود برشما شاعر گرانقدر خندانک خندانک خندانک : خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۳:۱۲
    باسلام و درودبیکران آقای فتحی بزرگوار
    سپاسگزارم از لطف ومحبتتان که بی پایان است
    واقعاً اینهمه نقص عضو اکثراً نتیجه ی بی وجدانیِ یک مشت پول پرست است . بر اثر یک حادثه ی کارگاهی پای دوستم را همین ها که نام فوق تخصص را یدک میکشند میخواستند قطع کنند برادرش نگذاشت و گفت : فقط به یک دکتر اطمینان دارم اگر او گفت قبول . آن دکتر باغیرت ، آن دکتر باوجدان فرمود این پا خوب میشود و با طبابت آن دکتر حاذق ، کاملاً خوب شد و دوستم میتواند راحت بدود ، درحالیکه بی وجدانهای قصاب میخواستند به عمد معلولش کنند.
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۳:۲۳
    درود فراوان استاد بیدقی گرانقدر
    بنهایت عالی
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۰۹
    باسلام و درودبیکران آقای فتحی بزرگوار
    سپاسگزارم
    ارسال پاسخ
    بهرام معینی (داریان)
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۵۳
    درود های فراوان ادیب فاضل وارجمند جناب بیدقی اندیشمند 🌷
    همیشه با کنکاش ونگرش حاصل ار توانمندی تان معنای خاص به نوشته ها وسروده هایتان میدهید 🌷
    دستمریزاد 🌷
    در پناه حق 🌷
    مستدام ومسرور 🌷
    ایام بکام 🌷
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۰۹
    باسلام و عرض ادب و احترام استاد بزرگوار
    سپاسگزارم ، نسبت به من حقیر همیشه لطف دارید
    محبتتان بی کرانه است
    زنده باشید و همیشه سرزنده
    درپناه خدا
    ارسال پاسخ
     مینا جونبخش
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۳۶
    درود
    درپناه حق سلامت وشادکام باشید

    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹ ۲۲:۰۷
    باسلام وعرض ادب بزرگوار
    سپاس
    ارسال پاسخ
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۱۰
    باز هم سپاسگزاری میکنم که وقت ارزشمندتان را برای خواندن درد دل و آنچه را که بنظرم درستترست صرف کردید .
    بنظرمن هدف ازگرفتن یک مدرک خیلی مهم است . وقتی با داوطلبین پزشکی صحبت میکنم دلیل انتخابشان را درآمدش ذکر میکنند که معنایش اینست که خانه از پایه ویرانست . کمتر شنیده ام که دغدغه ی کمک به انسانها را دلیل انتخابشان بدانند که تأسف آورست . چون پول درآوردن بدون قصابی هم شدنی ست . مثل دکتری که چندوقت قبل با چه بی ادبی و وحشیگری نادری دندانم را کشید . اینها همه حق الناسه .
    ارسال پاسخ
    پرستو پورقربان (آنه)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۱۴
    سلام.....🦋


    یک دنیا ممنونم از شما بابت این پست که به اشتراک گذاشتید...
    بله متاسفانه حقیقت دنیای ما همینقدر ناامید کننده است و دردناک البته بماند که در هر صنف خوب و بد وجود دارد اما بحث اکثریت است و متاسفانه به همین سادگی اتفاقاتی چنین ناخوش آیند رخ می دهد که برای من شنونده فقط به یک قصه ی غم زده می ماند اما بحث زندگی دیگری است و سلامتش که چیزی مهم تر از آن وجود ندارد قطعا ...
    در مورد دیابت و مسائل پیرامونش خیلی ناراحت شدم شدیدا داره بیداد میکنه و خیلی ها رنج میبرن ازش یکیش مادربزرگم که فقط دعا میکنم چشماشو از دست نده .....

    گذشته از اینها واقعا میوه ها را دست کم نگیریم خصوصا در شرایط فعلی که با وجود کرونا مصرفشان ضروری است البته بماند که قیمت ها سر به فلک کشیده و هیچ کس خبر ندارد از سفره هایی که خالی است


    پرحرفی ام را ببخشید تحت تاثیر قرار گرفتم

    سربلند باشید خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۵۶
    باسلام و عرض احترام بزرگوار
    نخست سپاسگزاری میکنم که گرچه نوشته هایم بلندست وقت پرارزشتان را گذاشتید و خواندید
    دوم اینکه مطالبی که به انواع مختلف ، چه رئال ، چه سورئال ، چه طنزآلود و چه مضحک و چه غمگین و تأسف آور و ... که مینویسم زمینه ای از واقعیت درآن نهفته که برای جذاب شدن داستانی اش میکنم .
    درمورد پست فوق، دلم از بعضی ها حسابی پر بود . مرحوم همسرم را برای عملی به بیمارستان شریعتی بردم ، فرمی به من دادند که پرکنم . درمورد داروهایی که ایشان حساسیت داشتند کتباً توضیح دادم ، بعد ازعمل دیدم بدن همسرم پر از کهیر شده و نمیتواند خوب تنفس کند ، سریع متوجه شدم که همان داروی نادرست را تزریق کرده اند به باصطلاح دکتر مسن فوق تخصص !!! مؤدبانه اعتراض کردم که چرا علیرغم اعلام من اینکار را کرده اند که ایشان من و مادرمرحومه را تقریباً از مطبشان بی ادبانه بیرون کردند و بعد فهمیدیم که آن فرمی که به ما داده بودند اصلاً نخوانده بودند و فرمالیته بوده و فقط بایگانی اش کرده بودند . عواقب آن اشتباه زجر چندساعته ی همسرم بود واگرچه فوت همسرم ناشی از تزریق اشتباه آن دارو نبود ولی ناراحتی که درآن چندساعت کشید تا باهزار تقلا پادزهرش را از دکتری پرسیدم و تهیه کردم ولی دکتر اولی خاطره ی بدی را ازخود در ذهنم بجاگذاشت .
    درمورد پزشکان شریف ، میتوانم از مرحوم روزبه یادکنم و خانم کرباسی که درقسمت سرطان بیمارستان شهدای تجریش هستند که بی نظیرند این دو بزرگوار برایم تاج سرند که همیشه برای شادی آن مرد شریف و برای سلامتی این بانوی بزرگوار دعا میکنم .
    بازهم تشکر میکنم . انشاءالله همیشه سلامت باشید .
    ارسال پاسخ
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۱۷
    ضمناً بزرگوار ، منهم بدلیل اینکه دیابت دارم خیلی به این بیماری حساسم . انشاءالله هرچه سریعتر مادربزرگتون به امیدخدا شفا پیدا کنند ولی دکتر عارف قنبرزاده که در پست نام بردم بصورت سنتی معالجه میکنند که خیلی ارزشمندست .
    ارسال پاسخ
    محمد قنبرپور(مازیار)
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۴:۱۷
    چقدر خوب بووووود این مطلب
    عالییی بود استاد خیلی باحال بود
    هم متاسفم شدم هم اینکه خودم تصمیم میگیرم که دمنوش بخورم ار اسن به بعد خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۹ ۱۷:۱۰
    با سلام وعرض ارادت آقای قنبرپور عزیز
    بینهایت لطف دارید ، تشکرمیکنم از شما
    انشاءالله همیشه سلامت باشید و سرزنده
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0