سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 24 تير 1399
    25 ذو القعدة 1441
      Tuesday 14 Jul 2020
        الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان (سوره الزمر

        سه شنبه ۲۴ تير

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        حق الناس
        ارسال شده توسط

        بهمن بیدقی

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۰ | نظرات : ۴

        حق الناس
         
        پیرمرد وقتی میمرد، از پول و پَلِه ی دنیا چیز زیادی نداشت . در خانه ای اجاره ای زندگی می کرد ولی هنوزهم فکرمیکرد که خان است و درخانه ای بزرگ و پُرازخَدَم وحَشَم . حتی نمیدانست اجاره خانه اش را فرزندانش پرداخت میکنند . او که دیگر وسع اش نمی رسید .
        یاد نمایشگاه اتومبیلش افتاد و گاوی که در ایام عاشورا میکشت به ریا دیگ دیگ خورش می گذاشت و با پلو به سیل بی نیازان میداد و در رؤیا خودش را دلخوش میداشت که به نیازمندان بخشیده و برای نکیر و منکر خط ونشان می‌کشید که در جواب آنها بگوید که چقدر لطفش شامل حال بندگان خدا شده !!!
        اینورشهراوداشت ریایش رامیکرد وآنورشهردرمیان آن محله ی قدیمی خواهرش وچند خیابان آنطرف تر برادرش داشتند دربدبختی نان خشک سَق میزدند . زندگی شان لِنگ درهوا بود و در برآوردن کوچکترین حوائج شان درمانده بودند و با خوردن خونِ دل روزگار می گذراندند .
         
        روزی دو نفر ازفامیلهایشان پس از دید و بازدید عیدنوروز، از فاصله ی سطح زندگیِ آن برادر نسبت به برادر و خواهرش با هم صحبت میکردند . یکی گفت : آن ثروتمند ، برادرِ کوچک خانواده بود . وقتی از شهرستان به تهران می آمدند با صد حیله و نیرنگ با گرفتن وکالت نامه ، خانه ی رویایی پدرو مادرشان که فوت کرده بودند را فروخت و بجای اینکه پولش را تقسیم کند ، همه را برای خودش برداشت .
        طرفِ مقابل گفت : شنیدم فقط دوهزار تومان برداشته، الان ۲هزارتومانی روی زمین بیفتد با فیس و افاده بَرَش می دارند .
        طرف مقابل گفت : بنده ی خدا کجای کاری ؟  داریم راجع به هفتاد سال پیش صحبت میکنیم . از بزرگی شنیدم که میگفت: کوچه ای بود بنام کوچه صد تومانی. همه ساکنین آن کوچه ثروتمند بودند و درآن زمانه صد تومان برای خودش ثروتی بوده و حال دوهزار تومان ؟  درست تر فکر کن !
        برای همین هم بود که چون میلیاردرها زندگی کرد ویکعالمه پسرودخترو نوه و نبیره و الان هم ندیده اش چند روز پیش به دنیا آمد . وضعیت مالی همشون هم خوبه  ولی از زندگیشان  خوشم نمی آید یه جورایی روی حق الناس بنا شده .
        پیرمرد که هنوز فکر می‌کرد که خان است درعید نوروز درحالیکه عصایش را  به سان  شاهی در دست میگرفت بر روی صندلی می نشست وهمه لشکرخانواده اش از زن ومرد و دخترو پسر، صف می بستند که او را ببوسند و اوهم شِلِپ شِلِپ آنها را می بوسید. حتی بعید میدانم که می شناخت کدام محرمند و کدام   نامحرم ، کار خودش را میکرد . درحالیکه  زیاد دندان نداشت  با لبهایش  بوسه که نه ، بادکش اش را بر روی گونه ها می انداخت .
        ولی حالا بعد ازآن کرّ و فَرَ، وقتی که میمرد فقط یک پرستار خانگی کنارش بود و روحی که باید حساب وکتاب یک عالمه حق الناسِ خواهر و برادر ونسل های بدبخت دنباله ی آنها را بدهد و حقی را که خورد و پس نداد .
        آهی کشیدم و رفتم نانوایی نان بخرم . در صف ایستادم . نوبت من که شد تا خواستم نانم را بردارم مردی آمد و بدون اینکه صحبتی کند چند نان که از تنور درآمد، برداشت و بعد از پرداخت پولش ، رفت .
        بازخواستم شروع به جمع کردن نانها کنم اینبار خانمی همان کار را تکرار کرد. با دستم ضربه ی خفیفی به گونه هایم زدم . راستش برای لحظه ای فکر کردم مُردم و روح ام و این بنده خداها مرا نمی بینند که چنین مشغول ارتکاب حق الناس اند ولی وقتی فهمیدم زنده ام به حال خودم وآنها ودیگران تأسف خوردم .
         
        بهمن بیدقی 99/2/22

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۰۸۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0