سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

آنكه میتواند، انجام می‌دهد، آنكه نمی‌تواند انتقاد می كند. «جرج برنارد شاو»

دوشنبه ۴ مرداد

صفحه رسمی شاعر اصغر محمودی( مور )


اصغر محمودی( مور )

اصغر محمودی( مور )



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
جمعه ۱ فروردين ۱۳۵۹

برج تولد:

برج حوت

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۲۶۳
تا کنون 52 کاربر 118 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

ساحل ..... شعری از اصغر محمودی( مور ) از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

ساحل بادم می زنم تن بر پنجره خاطره ام‌ ...
ثبت شده با شماره ۹۵۰۶۵ در تاریخ جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۹ ۲۲:۱۴    نظرات: ۱۳

ساعت از خواب پرید دل شب روشن از همهمه گندم شد  ...
ثبت شده با شماره ۹۴۸۱۲ در تاریخ جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۹ ۱۰:۵۴    نظرات: ۱۰

چشم انتظار لیلی من مانده در سرابم پیمانه گشته خالی ساقی بده جوابم  ...
ثبت شده با شماره ۹۴۳۸۸ در تاریخ يکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۳۳    نظرات: ۱۰
یلدا شعری از اصغر محمودی( مور ) از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

سرخی دونه ی انار مستی گیلاس شراب رقص و ترانه و غزل بلندی یک شب ناب  ...
ثبت شده با شماره ۹۳۷۷۹ در تاریخ جمعه ۵ دی ۱۳۹۹ ۱۸:۳۶    نظرات: ۶
ایرانی شعری از اصغر محمودی( مور ) از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

روزگاری میوه سبز درختان آزادی بود خانه از رنگ تمدن خالی ولی آبادی بود  ...
ثبت شده با شماره ۹۱۰۲۸ در تاریخ يکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۴۵    نظرات: ۸

مجموع ۳۳ پست فعال در ۷ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر اصغر محمودی( مور )


فراتاگون عصبانی از اینکه فوگان به هشدارش توجهی نکرده از دربار خارج شد .‌
فوگان با اینکه از فناناپذیری خود مطمئن بود و ارتش قدرتمندی داشت به فکر فرو رفت .‌چگونه ممکن است من نابود شوم . ج
پنجشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۰ ۰۵:۴۷    نظرات: ۱۰

هزاران سال پیش از این سرزمین پارسیان ، سرزمینی که همواره سرسبز و خرم بود و مردمانش در صلح و صفا زندگی می کردند مورد هجوم ارتشی خونخوار و تا دندان مسلحقرار گرفت . هر ارتشی یا پهلوانی پیش رویشان قرار می
سه شنبه ۳ فروردين ۱۴۰۰ ۰۴:۴۷    نظرات: ۵

روزی برای گردش به تپه های نزدیک شهر رفته بودم که سگی را در حال زجه و زاری دیدم . پرسیدم : چرا اینقدر ماتم زده و اندوهگینی ؟ 
گفت : از هم نوعان شما در این سرزمین .‌
گفتم چگونه ؟&nbs
سه شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۲۲:۳۹    نظرات: ۱

شب . تاریکی و سکوت . وهم و خیال . سردی تنهایی که مو بر تن سیخ می کرد . کوچه ، باریک و تنگ . انتهایش ، ناپیدا و گم . سیاهی دهان باز کرده بود تا مرا در خود هضم کند . تنها صدایی که به گوش می رسید خزیدن ب
يکشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ ۰۵:۴۲    نظرات: ۲
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1