سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 7 اسفند 1398
    4 رجب 1441
      Wednesday 26 Feb 2020
        هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست. موریس مترلینگ

        چهارشنبه ۷ اسفند

        13 سپتامبر

        شعری از

        امیر قره چاهی (سلیم)

        از دفتر سرد بر مبنای مرگ نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۸۰۸۶۸
          بازدید : ۲۰۳   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر امیر قره چاهی (سلیم)
        آخرین اشعار ناب امیر قره چاهی (سلیم)

        سکوت‍ِ مطلق
        امروز 13سپتامبر سال 2018میلادیست
        صدای درد هایم را هم نمیشنوم
        همان درد هایی ک یک عمر درونِ گوشم صدای سگ زوزه های خودم را اکو میکردند
        درد هایی که مجبور بودند مرا تنها نگذارند
        اینجا نه از صدای گیتاره ناکوکم خبریست
        نه از ان ادماهای بی مصرف زندگیه کسالت بارم
        تنها چیزی ک حس میکنم تنهاییست
        تنهایع مطلق
        اری
        خدا هم اینجا نیست
        همان کسی ک تمام عمر کنارم بود
        همان کسی که هوای بی کسی هایم را داشت
        مرا سرزنش نکن
        من خودم را هم فراموش کرده ام که بیاورم
        تنها کسی که به هم قول دادیم یکدیگر را تنها نگذاریم
        سرد است
        تمام موهای تنم سیخ شده اند
        سوی چشمانم را از دست داده ام
        هیچ چیزی را نمیبینم
        هیچ‌چیزی
        چشمه ی وجودم دگر نمیجوشد
        خسته ام خسته
        تعداد ضربان هایِ بی وزنِ قلبم کمو کم تر میشود
        رگ هایم همه خسته شده اند
        خسته از این انتظارِ واهی
        سرخ رگ ها و موی رگ ها
        تمام دریچه ها را بسته اند
        انها هم برای من بی حوصلگی میکنند
        مزخرف است
        هیچ راه فراری برایم نیست
        بدشانسی اینجاست که لبخندم راهم گم کرده ام
        مغز مریضم دگر فرمان حمله نمیدهد
        روحم بی قراری میکند
        او نیز میخواهد کالبدِ جسمِ بی ارزشم را بدرد
        جوری بالو پرم را چیده اند ک صدای مضحک حنجره ام در نمی آید
        اینجا ماورای ان چیزیست ک از زندگی انتظار داشتم
        امید و هدف؟ هه
        امیدو هدف معنای تهی پیدا کرده اند
        انقدر ضعیف شده ام
        که قدرت ترکاندن بغصم راهم ندارم
        باز هم خیالی نیست
        هنوز هم همه چیز آرام پیش میرود
        کلام اخر
        پیش به سوی دیار باقی
        انا لله و انا الیه راجعون
        نویسنده:#امیر_قره_چاهی
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        نومید و زیبا بود
        خندانک
        مهراب
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام :
        ------------
        سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
        که شنیده‌ام ز گلها همه بوی بی‌وفایی

        به کدام مذهب است این به کدام ملت است این؟
        که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟
        -------------------------------------------------عراقی
        درود بر شما
        -------------------------- خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0