سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

دوشنبه 25 فروردين 1404
  • روز بزرگداشت عطار نيشابوري
16 شوال 1446
    Monday 14 Apr 2025

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      هر كه كسي را در گناهي رسوا كند چنان است كه آن گناه را خود كرده است و هر كه مؤمني را به چيزي سرزنش كند از دنيا نرود تا آن را خود بكند.حضرت محمد (ص)

      دوشنبه ۲۵ فروردين

      شب یلدای سرد

      شعری از

      حسین امینی

      از دفتر شعرناب نوع شعر شعرناب

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷ ۰۱:۱۹ شماره ثبت ۶۹۸۸۵
        بازدید : ۴۶۱   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حسین امینی

      شب یلدا برایم نقطه عطف است
      شب یلدا برایم شب سرد است
      شب یلدا همه به دور کرسی گِردند
      شب یلدا همه در کنار عشق اند
      شب یلدا اگرچه بلند است
      شب یلدا اگرچه پر عشق است
      ولی من شب یلدا ندارم
      نه دیگر عشقی نه حالی، ندارم
      شب یلدا شروع عاشقی بود
      شب یلدا برایم نامه ای بود
      نامه ای که در آن عشق جاری بود
      نامه ای که در آن یاد تو تنها برایم بود
      به یکباره شب یلدایم سیاه شد
      خاطرات و یاد تو برایم تکرار شد
      درست است شب یلدایت گرم شد
      ولی زندگی من به همراهش سرد شد
      درست است حافظ می دانی و می سرایی
      درست است خط می نگاری و بی وفایی
      درست است در بلند ترین شب سال منم تنهای تنها
      درست است بی وفایی، بی مهری کردی بر من
      درست است عشق فروشی کردی بر من
      ولی مطمئن باش عذاب خیانتت همه سال
      به یادگار ماند در قلب تنهام
      منم تنهای تنها در این شب پر از سرما
      منم تنها در این شب یلدا
      منم آشفته منم غمناک
      چرا با من چنین کردی؟
      چرا به یکباره پیرم کردی؟
      چرا باید در چنین شبی باشم چنین تنها؟
      چنین سرخورده و غمناک
      خدایا اگر این رسم عدالتت باشد
       پس نباید یلدایت پا برجا باشد
      خدایا می سپارمش به تو
      به ترازوی عدالتت، به مرام تو
      همانگونه که بر من خیانت کرد
      ببینم بر او خیانت شد به دست پر توان تو
      خدایا تو می دانی من چقدر تنهام
      خدایا تو می دانی چه هست غم هام
      خدایا تو می دانی چه بر من گذشت
      خدایا تو می دانی چه شد سرگذشت
      من از تقدیر دلگیرم من از بنده ی تو دلگیرم
      من از دنیای تو دل سیرم
      به آسمان هایت قسم به قدرت بی نهایتت قسم
      می دانم یک روزی به دیده بینم که عاقبت خیانت کار چه شود
      که رسوای دو عالم شود
      خانه اش ویران شود
      شراب شادی اش قطره ی خون شود
      شب یلداش چون من نابود شود
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۲۳:۱۷
      درود بزرگوار
      غمگين و زيبا بود خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۰۴:۱۱
      سلام بزرگوار
      الهی از هم وغم نجات پیدا کنی
      عاقبتت بخیر درپناه حق
      موفق وموید باشی
      این نیز هم بگذرد
      خندانک
      سعید فلاحی
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۰۴:۴۸
      سلام ودرود دوست هنرمندم
      زیبا سروده اید
      موید باشید
      خندانک خندانک خندانک 🌷
      خندانک
      سودابه حسن پور(کرشمه)
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۰۶:۳۹
      درود بر شما.
      مانا باشید.
      خندانک خندانک خندانک
      مجید شیاسی  مجید
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۲۱:۴۰
      سلام بسیارزیبا درود
      همایون طهماسبی (شوکران)
      شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ ۲۲:۱۳
      درودتان
      خندانک خندانک خندانک
      عظیم شفاعت
      شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۷ ۱۶:۰۹
      درود شاعر گرامی خندانک
      این نیز بگذرد خندانک
      در پناه حق برقرار باشید خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      معصومه خدابنده

      ما که رسوای زمینیم چه حسرت که شبی ا مشت تمان پیش اهالی زمان وا بشود
      المیرا قربانی

      نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار اا چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
      سیده نسترن طالب زاده

      س با واژه های کاری میکرد کنده کاری ااا بر روح نازک من ااا الواح ماندگاری اااا چون دارکوب میکاشت بر گوشه دل من ااا از شوق از تپیدن از عشق یادگاری ااا از شب عبور میداد سررشته های نوری ااا با ناوک نگاهش میکرد زرنگاری اا گفتم تو را چه حاصل زین رنجهای بیگنج ااا گفتا که میتراشم هر لحظه ای نگاری اااا از شادروان دکتر روحانی ااا تقدیم به پادشاهان سرزمین معنی ااا معلمان و اساتید بزرگوار ااا با مهر دوصدچندان
      شاهزاده خانوم

      ا گفتم چشاتو وانکن دنیا پراز گرگه ااا گفتم چشاتو وا نکن دنیا که دنیا نیس ااا رو ابر و باد و موج و دریا خونه باید ساخت ااا این خاک خنجرخورده دیگه خونه ی ما نیس
      محمد رضا خوشرو (مریخ)

      وکجایِ این شبِ تیره بیاویزم بیاویزم قبایِ ژنده خود را قبایِ ژنده خود را

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1