سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        صدای ساز می آید

        شعری از

        رمیده

        از دفتر غمنامه نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۳:۳۰ شماره ثبت ۵۹۲۴۴
          بازدید : ۷۴۴   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رمیده

        صدای ساز می آید 
        دلم چون سیم میلرزد
        و میترسد ز هر کس عشق می ورزد
        سرم چون تبل میکوبد
        همه افکار منرا شسته میروبد
        گلو آواز میخواند
        ز چشمم راز میخواند
        و میبیند که غمگینم ولیکن باز میخواند
        چه کس حال من محزون بی همراز میداند
        تنم چون کولی آواره ای در دشت میرقصد
        و میخواند و میچرخد و میرقصد
        لبم با گریه میخندد
        و چشمم را بروی عشق میبندد
        دلم فریاد میخواهد ز دست مهربان یارم
        ز دستش زخم ها و زخمه ها بر ساز جان دارم
         
         
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        فهیمه طیوری
        سه شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۶ ۰۵:۳۵
        زیبا بود
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۱۳
        سلام
        بسیاااار زیباااا خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        حمیدنوری(احمد)
        چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۳۷
        خندانک خندانک درود زیبابود خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین امینی
        شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۷ ۱۱:۰۵
        و در آخر بدان، ایمان دارم، خیانت از تو تاوان می گیرد
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1