سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 27 ارديبهشت 1400
  • روز ارتباطات و روابط عمومي
7 شوال 1442
    Monday 17 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      دوشنبه ۲۷ ارديبهشت

      دردپنهان داش آکل

      شعری از

      خدابخش صفادل

      از دفتر نقش نگین مهربانی نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۵ ۱۳:۵۳ شماره ثبت ۴۸۷۷۷
        بازدید : ۲۲۷۸   |    نظرات : ۱۸۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر خدابخش صفادل


      درد پنهان داش آکُل
      میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاری
      توی دستان خالی این مرد،بی تعارف انار بگذاری
      زیر باران گیسوانت،باز بنشینم بدون دغدغه ای
      لحظه هایی که پیش من هستی،پرده ها را کنار بگذاری
      مرده بودم – به قول مولانا – تو مرا روح تازه بخشیدی
      مطمئنم خدا تو را آورد،تا برایم بهار بگذاری
      قول دادی که سایه ی خود را،از سر بخت من نمی گیری
      رسم ما این نبود در چشمم این همه انتظار بگذاری
      درد پنهان « داش آکُل» را غیر « مرجان» کسی نمی فهمد
      نکند باز با کسی دیگر،بروی یا قرار بگذاری
       خشم در شأن چشم هایت نیست،با من این روزها مدارا کن
      این سلاح کشنده را،نکند رو به این نقطه کار بگذاری
      همه ی ترس، ترسم از این است که در این فصل، فصل دلتنگی
      شاعر چشم های مستت را،بروی در غبار بگذاری
      بعد یک عمر شاعری کردن، بعد یک عمر آرزومندی
      داغ گل بوسه های شیرین را بر دلم یادگار بگذاری
      فکر این روز را نمی کردم که در این دور دست، در غربت
      این هوادار چشم هایت را یک شب آخر کنار بگذاری
      این سفر را به دیگری بسپار،روی این پل، پل مقوایی
      نکند باز هم ، زبانم لال، قدمی بی گدار بگذاری
      ۲۳
      اشتراک گذاری این شعر
      ۵۹ شاعر این شعر را خوانده اند

      مدیر ویراستاری

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      خدابخش صفادل

      ،

      مجنون ملایری

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      احساس حسینی

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      محمد فروزان (م ف)

      ،

      وحید سلیمی بنی

      ،

      موسی عباسی مقدم

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      علی صادقی(صادق)

      ،

      لیلا باباخانی

      ،

      شکوفه دهقان

      ،

      امير حسين اميريان .د

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      علی ناصری(عین)

      ،

      مسعود خلیق اخلاقی

      ،

      مسعود احمدی

      ،

      عباس خوش عمل کاشانی

      ،

      ابراهیم حاج محمدی

      ،

      علی اصغر اقتداری (حرمان)

      ،

      جواد مهدی پور

      ،

      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

      ،

      نیره ناصری

      ،

      سيده فاطمه سيدپور (سپيده)

      ،

      رویا ی مهربان

      ،

      يدالله عوضپور آصف

      ،

      محمد یزدانی جندقی

      ،

      زهرا ضیایی(روح الغزل)

      ،

      حسین شفیعی بيدگلی

      ،

      علی غلامی

      ،

      شریف شریفیان

      ،

      حمیدرضا بزرگی (دریا )

      ،

      سمانه هروی

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      ،

      آگاه ( بختیاری )

      ،

      مرتضی حاجی آقاجانی

      ،

      نجمه طوسی (تینا)

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      زهرا منصوری

      ،

      هوشنگ زاهدی

      ،

      مهدی صادقی مود

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      مصی ابراهیمی (رزسیاه)

      ،

      بهاره ترابی (بهارنارنج)

      ،

      حسین کریمی

      ،

      حامد احمدی

      ،

      مهدی اصغری عظمی ( معین تبریزی )

      ،

      محمد ایثاری نیا (جوینی)

      ،

      ابومجتبی دامغانی

      ،

      حلیم نژند

      ،

      میمسین

      ،

      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

      ،

      محمد رضا نشایی مقدم

      ،

      سینا دژآگه

      ،

      محمد امین ابراهیم زاده

      ،

      محمد صوفی

      نقدها و نظرات
      احمدی زاده(ملحق)
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۲۱:۲۱
      سلام خندانک حضرت استاد از شعر و صفحه زیبای شما لذت بردم و استفاده کردم درود بر طبع بلند تان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      اما انچیز که به عنوان خادم و مدیر این سایت باید عرض کنم این است که عزیزان دقت بیشتری در نوع گفتار خود با تاج سران و بزرگواران عزیزمان نمایند می دانم عفوی و بدن قصد این کلمات را بکار می برند مانند (گوش زد!) که اصلا و ابدا خوشایند نیست به بزرگواری که حکم پدر و معلمان را دارد این کلمه استفاده بشود لطفا دنبال واژه زیباتر و محترم تری بگردید گرانقدران پوزش و جسارت مرا ببخشید که صریح عرض کردم دوستتان دارم شدید و فراوان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۳۴
      درود و عرض سلام
      از خوانش این سروده بسیار لذت بردم و این احساس را با نظری کوتاه منتقل نموده به قول دوستان کیفور شدم
      غزل بسیار وزین و زیبایی است حس خوبی به آدمی میدهد
      از آشنایی با جناب صفادل و قلم اندیشمندشان نیز بسیار خرسندم. خصوصا که استاد با شکسته نفسی خواستار صلح و صفا شده اند
      امید که اساتید دوستان خواست استاد صفا دل عزیز را گرامی دارند
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۵:۰۷
      مرده بودم – به قول مولانا – تو مرا روح تازه بخشیدی


      مطمئنم خدا تو را آورد،تا برایم بهار بگذاری
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود استادعزیزوبزرگوارم
      زیبا ودلنشین بودمثل همیشه
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      نسیم یادت که می وزد
      تمام پنجره ها
      شوق بازشدن به جانشان می افتد
      ومن باورمی کنم
      که تو خودبهاری
      بداهه خندانک
      وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.
      چارلی چاپلین خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۱:۴۲
      درود استاد عزیز
      غزلی ناب و زیباست خندانک خندانک خندانک
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۰۸
      درود وعرض ادب حضور استادبرجسته وفرهیخته و گرانقدر...بهره مندشدم از کلاس درس شعر وادب حضرتعالی.برقرار باشید و مهرورزیتان پایدار خندانک
      وحید سلیمی بنی
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۹:۳۰
      سلام و ارادت دارم خدمت استاد بزرگوارم جناب صفا دل عزیز
      استاد ، قبلا هم کارهایتان را در سایت های دیگر خوانده ام .
      لطافت طبع شما و شیوایی کلامتان ستودنی است .
      باید اقرار کرد که شعرا همیشه چند گام جلوتر از کسانی که شعر را می شناسند حرکت می کنند و این غزل اعتراف و اقرار بنده را صد چندان مستدل تر می نماید .
      بعضی از نقدهایتان را خواندم بر اشعار دوستان و اگر اشتباه نکنم دریافتی که از شخصیت جنابعالی داشته ام ، آدم بسیار جدی و محکمی هستید در امر شعر . به همین دلیل خدمت رسیدم تا ایراد بسیار جزئی که در شعرتان البته به لحاظ فنی وجود دارد را گوشزد بنمایم . شاید پاسختان را بتوانم حدس بزنم چون قبلا هم شبیه این موارد را به دوستان توضیح داده بودم . در وزنی که جنابعالی سروده اید ، شاعر به هیچ عنوان نمی تواند در رکن دوم تغییری اعمال نماید و هیچ توجیهی بر آن کارساز نخواهد بود الا اصلاح ایراد و حتی توجیه " اشباع " نیز ایراد را اصلاح نخواهد کرد .
      این مقدمه را عرض کردم تا برسم به مصرع
      درد پنهان « داش آکُل» را ...
      در این مصرع دچار لغزش وزنی شده اید در رکن دوم . تا شما چه توضیحی بفرمایید .
      عزت زیاد استاد
      علی   صادقی
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۶:۲۷
      سلام علیکم
      با کسی که تعارف نداریم...............
      شعار بنده این است((همه ی ما در محضر همدیگر در حال اموختنیم))
      یعنی دانای مطلق نداریم...خصوص در شعر که خیال پیشه تر از اندیشه است
      وچه بسا دانا از ناشی الهاماتی گرفته است...
      بگذریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خندانک
      این شعر زیبا واقعا استادانه هم از لحاظ مفهوم وهم ساختار سروده شده است...
      روی سخنم با کسانی هست که ایراد وزنی احساس میکنند
      عزیزان این شعر بر وزن
      ((فاعلاتن مفاعلن فعلن)).....................میباشد
      وزن ..دوری.......
      توجه داشته باشید به هجای کوتاه اخر نیم مصراع که حکم همان هجای اخر مصراع را دارد................
      شاعر که کاما می گذارد یعنی همین....نکته در اینجاست خندانک
      درضمن دوهجای کوتاه هم اختیار ان ابدال است
      و مصرع مورد نظر ((داش آکل))....اختیار زبانی ضرورتی ندارد((داش...آ...کل))..........
      نکته :
      هجای کوتاه اول مصراع در دواختیار زبانی و..وزنی بلند خوانده میشود
      اختیار زبانی((به تو چه که .)
      اختیار وزنی(سخنی..نکند......)
      **************************************
      به عنوان مثال در این شعر
      نکند باز با کسی دیگر،......ل ل - - /ل - ل -/ - -
      بروی یا قرار بگذاری.......ل ل - - /ل - ل - /- -

      پس خیلی را حت وزن شعر میشود
      فاعلاتن مفاعلن فعلن..............................

      مرحمت شما زیاد ./
      وحید سلیمی بنی
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۸:۲۵

      سلام و درود دوباره استاد صفادل بزرگوار
      خدا را شکر که با کسی طرف هستم که می داند و تدریس می کند . وگرنه بحث را ادامه نمی دادم چون مطمئنا نتیجه ای حاصل نمی شد .
      فرموده اید وزن شعرتان فاعلاتن ( فعلاتن ) مفاعلن فع لن است و هیچ تردیدی در آن نیست . در موردی که ایراد را بررسی کردم هیچ لغزشی در رکن اول و رکن آخر این نیم مصرع " درد پنهان « داش آکُل» را ... " وجود ندارد و صحیح فرموده اید . سلمنا
      ولی مورد بحث در رکن دوم این نیم مصرع است . حتما آگاهید که وزن شعرتان در بحر خفیف مسدس مخبون است . پس اگر برایتان ممکن است دوباره این نیم مصرع را تقطیع به ارکان بفرمایید . رکن ابتدا و آخر هیچ تردیدی در صحت آنها نیست . ولی زحاف مخبون مستفعلن ( یعنی "مفاعلن" ) را در رکن دوم نشان دهید و بحث را خاتمه دهید .
      این مسئله ی پیچیده ای نیست که غامض باشد و ناشدنی . در مورد چگونگی خواندن و ... هرچه بگویید اینجا وارد نیست . فقط ارائه ی رکن دوم به صورت صحیح کار را حل می کند و بس .
      ببخشید که بی تعارف ایراد را دوباره گوشزد می کنم استاد . تردید نکنید و صحت رکن دوم را ارائه کنید . منتظر پاسخ مستدل شما هستم .
      ارادتمند شما
      عزت زیاد

      درود بر دوست عزیزم جناب صادقی عزیز
      این که فرموده اید تعارف ندارید کار بنده را راحت تر می کند . باید ایرادات را مطرح کرد و در رفع ایراد کوشید و باز هم می گویم بنده هم در سرودن و قواعد عروض معصوم نیستم و ایراد برای هر کسی امکان دارد پیش بیاید .
      پس خلط مبحث نکنید برادر جان
      چرا بحث گذاشتن کاما را و نکته ی ذهن خودتان را با بحثی که بنده در مورد آن نیم مصرع گفته ام ، داخل نموده اید .
      این که وزن دوری است و تذکر داده اید درست است . اما بنده در مورد رکن دوم این نیم مصرع طرح ایراد کرده ام و چه این وزن دوری باشد چه نباشد خللی در طرح ایراد بنده نخواهد کرد .
      برای استاد صفا دل هم عرض کردم .
      در نیم مصرع مورد بحث رکن دوم ایراد دارد . صحت زحاف مخبون مستفعلن یعنی مفاعلن را در رکن دوم آن نیم مصرع اثبات کنید و کار را خاتمه دهید .
      منتظر پاسختان هستم بزرگوار
      عزت زیاد
      عباس خوش عمل کاشانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۴:۲۱
      استاد فرزانه و فرهیخته حضرت صفادل بزرگ و بزرگوار.با سلام و تحیت وافر.از اینکه چند نفر آدم کم سواد و بی اطلاع از دانش ادبی که عروض را نمی دانند نسبت به شما و شعر فاخرتان جسارت روا داشته و تهمت بی جا و ناخردمندانه زده اند بنده از محضرتان عذرخواهی می کنم.دور از شأن و شخصیت والای ادبی آن اسوه و قدوه و امیر کلام و نحریر مقدام است که جوابگوی چنین کسانی باشند و جهت تنویر افکارشان بکوشند.جناب عالی در برابر این کسان سکوت فرمایید و اجازه دهید دیگران پاسخ درخورشان دهند.ترس ارادتمند از این است که این کسان نسبت به حضرت استادی جسارت بیشتری روا دارند که چنین مباد.ای کاش این کسان قبل از دهان گشودن و قلم چرخاندن کمی بیشتر مطالعه می کردند؛هم پیرامون شخصیت والای شما و هم کتب و مقالات ادبی را. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ابراهیم حاج محمدی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۵۲
      درود
      درود بر حضرت دوست استاد عزیز جناب صفادل
      پیدا شدن اشکال وزنی آن هم در آثار استاد عزیز ما همولایتی گرامیمان جناب صفادل محال وقوعی است . بعضی دوستان مثل اینکه می خواهند به اثبات برسانند که از علم عروض بی بهره اند و چیزی از آن سر در نمی آورند . !!! همین کار هم تحصیل حاصل است و زحمت بیجا!!! آخه با چه درایت و جرأتی بعضی ها به خودشان اجازه می دهند استاد عزیزی چون حضرت صفا دل را که از زبدگان ادبیات ایران زمین است و تک تک ابیات هر سروده اش شاه بیت است متهم به لغزش وزنی کنند!!! استاد صفا دل عزیز من هم از شما پوزش می خواهم به خاطر این جسارت گستاخانه ای که شده است . بگذارید به حساب بی مایگی و کم سوادی این عزیزان .
      بهره ی وافر و حظ کاملی بردم از این سروده بیاد ماندنی و فاخر // دست مریزاد
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی اصغر اقتداری (حرمان)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۲۰
      سلام بردوستان
      وقتی شنیدم که بروزن شعر جناب صفادل ایراد وارد کرده اند خنده ام گرفت ولی به خاطر احترام به نظر دوستان ابتدا شعر جناب استاد که البته برای من نا آشنا نبود چون قبلا خوانده وشنیده بودم وبعدکل مطالب مخالف یا موافق را خواندم .برای من که به ترازوی دیجیتال وزن معروف شده ام ! تعجب آور بود که چرا دوستان بدون دقت ،چنین نظری داده وبعد از توضیحات جناب استاد وجناب خوش عمل وحاج محمدی که عصاره ی شعر وادب کلاسیک هستند مخصوصا در عروض ، چرا به لج بازی خود ادامه داده اند
      دا ش آ کل نه دا شا کل تمام قضیه بر سردرست نخواندن شعر بوده است نه ایراد داشتن وزن آن هم در شعر استاد صاحب دل که تا حالا ده ها شاگرد شعری او از نیشابور سر برآورده ودرسطح کشور مقام های ممتازی هم داشته اند
      در ابتدای مصرع اول شعری هم که با فعلاتن شروع می شود شاعر مختار است که در رکن اول فاعلاتن بیاورد حتی در تمام ارکان اول مصراع های اول
      جواد مهدی پور
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      با سلام و عرض ادب محضتان استاد ارجمندم جناب صفا دل بزرگوار
      در محضرتان آموختن برایمان فیضی وافر است
      البته اگر حرف های نا مربوط و ناموزون بعضی ها ، آموزش گرانسنگ حضرت عالی را تحت الشعاع قرار ندهند .
      ظاهرا فراموش کرده اند که اینجا همه جمع شده ایم برای آموختن و نه نسبت به همدیگر جسارت روا داشتن !!
      در کلاس درس یا آموزش ، اولی و بهتر این است که بقیه یا وارد مباحثه دو نفر نشوند ، یا اگر قصد ورود بر بحث را دارند، آداب گفتار و نزاکت در تذکار را رعایت نمایند که در این مبحث ، دو نفر از عزیزان خط قرمز ورود به مباحثه ی استاد صفا دل عزیز و جناب سلیمی را رعایت نکرده اند و جسارت روا داشته اند . اینجانب به نوبه خود بسیار متاسفم که در ساحت ادبیات اینجور کسانی ورود پیدا کرده اند که حتی حوصله ی شنیدن و خواندن مباحث دو بزرگوار را ندارند بعبارتی دیگر ، حوصله ی فراگیری ندارند و بلدند توهین نمایند !
      حضرت سعدی می فرمایند :

      سخن را سرست ای خردمند و بن
      نیاور سخن در میان سخن

      خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش
      نیارد سخن تا نبیند خموش


      خیلی متاسفم که حوصله شنیدن و خواندن نظرات همدیگر را نداریم
      چطور انتظار داریم که اشعار ما مثل حافظ و سعدی و مولانا ماندگار خواهد شد
      هنوز در قسمت \" خام بدم \" حضرت مولانا گیر کرده ایم که فرموند :
      حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
      خام بدم ، پخته شدم سوختم

      یکی از دعاهای بسیار مهم و قابل توجهی که حضرت علامه جعفری ره بزرگوار داشتند این بود :
      خدایا ، در دایره ی مشیت الهی ات اگر قرار است به ما لطفی ارزانی کنی و نعمتی ببخشی ، مرحمت فرما قبل از ارزانی آن نعمت ، ظرفیت داشتن و حفظ شان آن نعمت را برای ما عطا فرما

      گاهی فراموش می کنیم که قلم به دست بودن یه موهبت و الهی و نعمت عظمای آسمانیست .
      نگهداشتن حرمت و رعایت شان قلم بر تک تک ما مدعیان اهالی قلم واجب بلکه اوجب است

      ما برای آموختن دور هم جمع شده ایم نه برای بت تراشی و بت پرستی !
      جنس و روح قلم خیلی نرم و لطیف است ، اما گاهی دست هایی این قلم رابه دست می گیرند که خیلی زمختند و درشت ! این یعنی فاجعه در حوالی قلم .

      در محضر دوستان و اساتید گرانمقامم زانو می زنم و می آموزم و درس پس می دهم
      جسارتم را ببخشایید
      عباس خوش عمل کاشانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۵۳
      این دیگران که شما می گویید-من و استاد حاج محمدی و استاد اقتداری- هر جا که نسبت به شاعر بزرگی بی احترامی شود حق داریم مداخله کنیم و فرد جاسر جسور را سرجایش بنشانیم.در مورد خود، خوب است حدیث نفس نکنم و فقط بگویم به دو نشانی بروید و زندگینامه ام را بخوانید تا بفهمید با چه کسی طرفید.سایت ویکی شعر یا سایت بین المللی شاعران پارسی زبان....و البته آرشیو همین سایت.نیز می توانید اسمم را در گوگل سرچ کنید تا به دهها مطلب از من و راجع به من برسید.نیز می توانید متن سخنرانی دکتر علیرضا قزوه را که در مراسم بزرگداشت من ایراد شد و آن بزرگداشت از طرف خبرگزاری فارس بود بخوانید.یک جمله ی دکتر این بود که اگر ما در عصرخود دوهزار شاعر مطرح و نیمه مطرح داشته باشیم به ضرس قاطع می شود گفت که دویست نفرشان از شاگردان استاد خوش عمل بوده اند....ایضا بنده به مدت چهل سال عروض تدریس کرده ام و بر اغلب اساتید شما مرتبه ی استادی دارم چه برسد به خودتان.ایضا یکی از بیست شاعر ممتاز و بزرگ و برگزیده ی دفاع مقدس هستم....همان بهتر است برای باز شدن چشم سر و چشم دلتان به زندگینامه ام رجوع کنید.جایی از علامه ی جعفری اشاره به دعایی شد.خوب است بدانید که در دهه ی شصت من و رفیق گرمابه و گلستان دوران جوانی ام استاد احمد عزیزی-که خدا او را شفا دهاد-به مدت دوسال در محضر حضرت علامه تتلمذ کرده ایم و فلسفه آموخته ایم.دیگر استادمان دکتر احمد فردید (طاب ثراه)بودند....من و اساتید همراه و همدلم آقایان:اقتداری-حاج محمدی و صفادل صرفا برای درس آموختن به شمایان در این سایت حضور می یابیم ولاغیر.وگرنه سایتهایی هستند که حاضرند ماهانه به ما حق التحریر بدهند تاهر چند روز با شعری و نثری همراهی شان کنیم.و حرف آخر اینکه ما هرچه داریم از مصادیق بارز «هذا من فضل ربی» است و شما اگر نیاموزید و حرمت نگه ندارید کفران نعمت حضرت حق کرده اید...نعوذبالله من زلل والخطیئه.
      محمد یزدانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۳۴
      سلام و عرض ادب خدمت دوستان شاعرم نابی های مهربان و نیک اندیش غزلی سراسر زیبا و سرشار از مضامین عالی با اشتیاق خواندم ولذت بردم خندانک
      علاوه بر قواعد مکتوب در عروض که میراث هزار ساله ی ماندگار است استادان پیشکسوت حاضر وناظر برنقد ها ونوشته ها هریک شخصیت هایی هستند که روح معیار را در زبان زنده نگاه می دارند جای دارد در نزد ایشان اقامه ی دعوا شود و حکم آن بزرگواران لازم از برای اجرا باشد تا فضای همدلی فراهم آید البته در اینجا مورد اختلافی هم موجود نبوده است ادای لفظی نیازمند شرح بوده است که جناب استاد صفادل با فروتنی قلمی براساس اختیار شاعری رنجه فرموده اند و دیگر استادان بزرگ طبق رسم انجمن در تاییدفرمایش استاد و جهت از میان رفتن هرگونه تردیدی امضابر امضا افزوده اند خندانک از جمله امضای استاد عباس خوش عمل که یک عروضی تمام عیار است ایشان چهل سال است در صحنه ادبیات حضور دارند این حقیر یکی از اولین شاگردان ایشان ازطریق مکاتبه با مجله ی جوانان امروز هستم استاد بسیار مهربان وخوبی هستند خندانک مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهند خندانک با حوصله ودقت راهنمایی می فرمایند خندانک انرژی و انگیزه می بخشند خندانک
      ملاحظه بفرمایید در همین وب سایت ناب در پاسخ دوستان چه اشعار زیبایی در بداهه رقم زده اند پس فقط لحن گاه تند ایشان را در نظر نیاوریم که آن هم از سَرِ دلسوزی است
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک پاینده باد عشق ::
      عباس خوش عمل کاشانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۷:۴۵
      قابل توجه مدیریت محترم سایت و اساتید و اعضاء ارجمند(سلمهم الله)....
      بر اساس جستجویی که در سایت کردم از فردی به نام جواد مهدی پور تاکنون هیچ اثری -چه منظوم و چه منثور-در فضای این سایت منتشر نشده است و حتی اسمی از وی در بین شاعران و اعضای سایت مندرج در پروفایل دیده نمی شود و من در عجبم که بر چه اساس و مبنایی برای وی حساب کاربری ایجاد شده است؟...و اما دوست دیگر آقای وحید سلیمی بنی شاعری در آغاز راه است که در صورت تمرین و ممارست و بخصوص رعایت امانت در شعر ان شاءالله موفق خواهد شد.ایشان چندی پیش در آغاز غزلی تحت تأثیر غزل من بیتی از آن غزل را با تغییر درج کرده بود که مدیریت هوشمند سایت متوجه شده و تذکر داده بودند.بیت من:
      ماه رمضان رفت بیا باده بنوشیم
      جامی دوسه اول سر سجاده بنوشیم...
      و بیت ایشان:
      عید است بیا تا به سحر باده بنوشیم
      تا بانگ اذان بر سر سجاده بنوشیم.....
      *تصحیح:
      ابتدا نوشته بودم از فردی به نام علی صادقی(صادق)اثری درج نشده و پروفایل ندارد...اما بعد که بدون اسم تخلص نام و نام خانوادگی را وارد کردم دیدم اثر دارد و آثار وی بسیار ابتدایی و با زبان کهن و استعمال واژگان متروک مثل «صنم» و ...است...و باید بسیار تمرین و ممارست کند تا بتوان به وی شاعر اطلاق کرد....
      . خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی   صادقی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۰:۰۲
      درود بر اهل معرفت..............
      نیازی به جستجو در مورد این حقیر نیست....

      بنده علی صادقی.... دهاتی....پدرم دارای هشت سال سابقه ی جبهه
      ولی به دلیل بی سواد بودن ونداشتن پارتی اکنون با 75 سال سن مشغول گارگری است ..همچنین خودم هم گارگر هستم.........
      مدرک تحصیلی بنده هم به والله از تمامی شما ها کمتر است....
      از نظر مالی هم صفر ..........خدا را شکر که تن وعقلی سالم دارم...
      شعر را در زبان کهن مطالعه کردم وحدود 300 غزل دارم وبی نهایت دوبیتی ورباعی................مدت زیادی نیست که اینترنت در روستای ما وصل شده است
      برای همین ٬٬٬زیاد در شبکه های اجتماعی اثری از بنده نیست................
      شعر را برای ادم شدن می خوانم ومیسرایم
      وخدا را شاهد میگیرم که به هیچ عنوان قصد شاعر شدن را ندارم
      چون عاقبتش را به کرات دیده ام...
      در این پست به بنده وپدرم توهین شد ..ان هم از طرف شخصیتی که ................................../
      به هر حال در روز محشر گریبانش را خواهم گرفت ...مطمئن باشد

      بزرگواران در هر پست ومقامی که هستید ..ادعا وتکبر نداشته باشید
      چون همیشه دست بالای دست بسیار است
      من من کردن ..عاقبت خوبی ندارد...........

      بی منت یاد بدهید ......................
      عزت زیاد ./


      محمد یزدانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۰:۳۴
      سلام علی صادقی عزیز قرار شد فضای همدلی حاکم شود اگر چنین احساسی دارید که به شخصیت جناب عالی توهین شده است حقیر از طرف همگان از شما پوزش می طلبم تا اینجا تمام خندانک .
      پاسخ حضرت عالی بر نقد خارج از موضوع دارای نکات مثبت فراوانی است اول آنکه مشکل وزنی را در این متن مردود شمرده اید یعنی همزه ی کلاه دار داش آکل را دریافته اید دوم آنکه تشخیص وزن دوری مرقوم فرموده اید اما لحن شما در هم افزایی بااستاد پیشکسوت با نگاه از بالابلندی است آنجا که می فرمایید همه ی ما آمده ایم از یکدیگر بیاموزیم بله در تزکیه می تواند این گونه باشد اما در امور فنی خیر در امور فنی بهتر این بود که خطاب به دوستان بنویسید علی صادقی اینطور می فهمد تا نظرشاعر محترم و استاد پیشکسوت چه باشد سپس دو کامنت پی درپی شما نیز معتدل نبودند به هر حال در ادامه ی بحث فنی عرضه می دارم فعلاتن می تواند تبدیل به فاعلاتن شود در ابتدای هر لنگه تفاوتی در لنگه ی اول یا دوم هربیت نیست همینطور تلاقی مصوت ها از اختیارات شاعری است شاعر اختیار وصل وقطع همزه دارد هر طور که در بحر اصلی که در انتخاب آن آزاد است با زبان قرار داد بسته باشد عمل می نماید خندانک خندانک پاینده باشید خندانک
      نجمه طوسی (تینا)
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۵۳
      داش آکُل نام یکی از ده داستان کوتاه مجموعه‌ی سه قطره خون، نوشته‌ی صادق هدایت است که نخستین بار در سال ۱۳۱۱ منتشر شد.

      خلاصه داستان

      "داش آکل" لوطی مشهور شیرازی است که خصلت‌های جوانمردانه‌اش او را محبوب مردم ضعیف و بی‌پناه شهر کرده است. اما کاکارستم که گردن‌کلفتی ناجوانمرد است و به همین سبب، بارها ضرب شست داش آکل را چشیده، به شدت از او نفرت دارد و در پی فرصتی است تا زهرش را به داش آکل بریزد و از او انتقام بگیرد.

      در همین حین، حاجی صمد -از مالکان شیراز- می میرد، و داش آکل را وصی خود قرار می دهد. داش آکل، با اینکه آزادی خود را از همه چیز بیشتر دوست دارد، به ناچار این وظیفه دشوار را به گردن می‌گیرد. او با دیدن مرجان، دختر چهارده ساله‌ی حاجی صمد، به وی دل می‌بازد. اما اظهار عشق به مرجان را خلاف رویه‌ی جوانمردی و عمل به وظیفه‌ی خود می‌داند. در نتیجه، این راز را در دل نگه می‌دارد. در عوض، طوطی‌ای می‌خرد، و درد‌ دلش را به او می‌گوید.

      از آن پس، داش آکل، قرق کردن سرِ گذر و درگیری با سایر لوطی‌ها و اوباش را ترک می‌کند و اوقات خود را صرف رسیدگی به اموال حاجی و خانواده‌ی او می‌کند.

      بر این منوال، هفت سال می گذرد تا این‌که برای مرجان، خواستگاری پیدا می شود. داش آکل به عنوان آخرین وظیفه‌ی خود، وسایل ازدواج مرجان را فراهم می‌کند و او را به خانه‌ی بخت می‌فرستد.

      همان شب، در حال نشستن داش آکل در میدان‌گاهی محله -در حالی که مست است- کاکارستم سر می رسد. با داش آکل یکی به دو می‌کند و در نهایت با او گلاویز می‌شود؛ و سرانجام، با قمه، زخمی‌اش می‌کند.

      فردای آن روز، وقتی پسر بزرگ حاجی صمد بر بالین داش آکل می‌آید، او طوطی‌اش را به وی می سپارد و کمی بعد، می‌میرد.

      عصر همان روز، مرجان قفس طوطی را جلوش گذاشته است و به آن نگاه می‌کند، که ناگهان طوطی با لحن داشی "خراشیده‌ای" می‌گوید: «مرجان... تو مرا کشتی... به کی بگویم... مرجان... عشق تو... مرا کشت.»
      وحید سلیمی بنی
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۱۹
      استاد بزرگوارم جناب صفا دل عزیز
      دوباره سلام و عرض ارادت دارم خدمتتان .
      اگر به کار بردن واژه ی " گوشزد " در محضرتان باعث رنجش خاطر و کدروت شد صمیمانه از محضرتان عذرخواهی می کنم که خداوند شاهد است هیچ قصد جسارتی در میان نبوده.
      با این که موضوع را به اتمام رسانده اید ولی دوباره موردی هست که طبق قواعد عروض جای طرح ایراد دارد . پس خواهشمندم که بخوانید و هر طور که ساده تر است رفع ایراد نمایید که بنده هم بیاموزم .
      کار به اینجا رسید که در تقطیع رکن دوم مذکور فرموده اید ( ن دا ش آ =مفاعلن) و باز هم فرموده اید که " ش" را باید مسکون کرد . پس این مورد را باید در نظر گرفت : سکون حرف "ش" . طبق قواعد رکن دوم شما مخبون است و "ش" ساکن یعنی در این رکن علاوه بر خبن ، قطع نیز اعمال کرده اید . پس جایی که خبن و قطع با هم جمع شوند ، نتیجه چه خواهد شد ؟ آیا رکن مخلع نمی شود ؟ آیا می توانید در این وزن و در رکن دوم از زحاف تخلیع بهره بگیرید ؟
      این اختیار در شعر عرب البته به جاست و قابل استفاده ولی آیا در شعر فارسی هم می توان از این روش بهره جست ؟
      ممنون خواهم شد که توضیح بفرمایید . باز هم اگر جسارتی از جانب بنده به ساحت مقدس شما وارد شد ، به بزرگی خودتان و خامی بنده عفو کنید که چنین قصدی نداشتم و باز هم خدا را گواه می گیرم .
      عزت زیاد
      وحید سلیمی بنی
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۲۸
      استاد بزرگوارم جناب خوش عمل عزیز
      سلام و عرض ارادت دام خدمتتان
      نمی دانم چه شد که طرح یک ایراد علمی ، طوفانی به پا کرد که گردگیری های چندین و چند ساله را در آن دخیل کردید و به مخاطبتان تاختید . بنده نه شما را دیده ام و نه می شناسم و نه خصومت و مشکل شخصی با جنابعالی و دیگر اساتید و دوستان داشته ام . طرح ایرادی کرده ام به پایه ی علمی خواه صحیح خواه غلط . می گویید بد طرح کرده ام ، بگذارید به پای خامی و جوانی من ، می گویید اصلا علم ندارم و عروض نمی دانم . درست نه بلدم و نه می دانم . دوباره بگذارید به پای خامی و جوانی من . پس شما چرا از کوره در می روید ، زمین و زمان را به هم می دوزید ؟ من جوانم ، من خامم ، شما که الحمدلله این همه پیشوند و پسوند همراه با اسمتان هست ؟ شما دیگر چرا برادر بزرگوارم .
      در مورد شعری که از شما بوده و بنده را متهم می کنید به کپی کردن آن :
      ماه رمضان رفت بیا باده بنوشیم
      جامی دوسه اول سر سجاده بنوشیم...
      و بیت ایشان:
      عید است بیا تا به سحر باده بنوشیم
      تا بانگ اذان بر سر سجاده بنوشیم.....
      یک بار در جواب گفتم ، تواردی بوده که اتفاق افتاده است . حال شما یا دیگران چه قضاوتی می کنید ، به گردن خودتان که نتیجه ی عمل هر کسی به پای اوست . والله اعلم .
      اما اگر دوست دارید دلتان را با خرد کردن دندان یا چانه ی کسی که به زعم شما به مقدسات توهین کرده ، خنک کنید البته بنده در خدمتم بدون هیچ هراسی فقط برای این که اثبات کنم که نه قصد توهینی بوده و نه برای مطرح نمودن ایراد واهمه ای .
      عزت زیاد
      خدابخش صفادل
      يکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۰۵
      درود!از اظهار نظر همه ی دوستان راجع به این شعر سپاسگزارم. ازاین که توفیق نداشتم به محبت های همه ی دوستان،یکی یکی پاسخ بدهم،پوزش می خواهم. دراین جا ازهمه ی بزرگواران سپاسگزاری می کنم.درخواست دارم،ودعوت می کنم ازهمه ی خوبان،یک بار دیگر این شعر را در آرامش،فقط بخوانند،حالاکه به قول یکی ازدوستان توفان تمام شده وآرامش برقرارشده،یک بار دیگر غزل"دردپنهان داش آکل"را،بی توجه به نقدها،بخوانید.
      مجنون ملایری
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۵:۴۳
      با سلام استاد بسیار عالی مثل همیشه موفق باشید
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۷:۰۲
      همه ی ترس، ترسم از این است که در این فصل، فصل دلتنگی


      شاعر چشم های مستت را،بروی در غبار بگذاری
      ..................
      ممنون از زیبایی که به ما هدیه دادید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عليرضا حكيم
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۷:۴۱
      درود استاد
      زیبا و ناب سروده اید خواندن شعرتان لذت بخش بود واگر ایرادات وزنی که پنج شش مورد هستند رفع شوند و فعلاتن را در اول مصراع جایگزین فاعلاتن کرده اید بهتر هم خواهد شد
      زنده باشید خندانک
      محمد فروزان
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۸:۳۱
      سلام و عرض ادب
      من واقعا لذت بردم
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک
       موسی عباسی مقدم
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۰:۰۱
      سلام استاد صفادل گرانقدر بسیار زیبا وعالی بود خندانک خندانک خندانک
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۲:۳۳
      سلام درود استاد گرانقدرم
      بسیار زیبا مثل همیشه
      زنده باشید به عشق خندانک
      شکوفا
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۳:۱۸
      سلام ، بسیار زیبا سرودید قلمتان نویسا
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۱۷:۵۷
      درود برشما خندانک خندانک خندانک خندانک
      مسعود خلیق اخلاقی
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۲۳:۵۰
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      حق زیبائی است که ستوده شود
      زیبا بود
      زیبا و زیبا
      عزیز باشید و مانا
      عباس خوش عمل کاشانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۲:۵۵
      استاد خدابخش صفا دل و لغزش وزنی در شعر؟!!! کسانی که چنین اتهام بزرگی به این استاد فرزانه و فرهیخته زده اند نه تنها باید از ایشان و قاطبه ی اساتید عضو سایت عذرخواهی کنند که بایستی از این جسارتی که روا داشته اند توبه آن هم با نوبه کنند...موضع گیری افراد بی اطلاع از ابتدایی ترین قواعد شعری بسیار زننده است....نعوذبالله من زلل والخطیئه..
      نیره ناصری نسب
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      درود بر استاد بزرگوار

      بسیار عالی بود و مرحبا قلم زیبایتان

      می آموزیم از شما خندانک خندانک خندانک
      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۲۷
      عزیزانِ گل، سلام علیکم.
      ..................................................
      خواندم........ونه ازکسی، ....ازخودم....خجالت کشیدم........این صحبتها، آن هم اززبانِ کسانی که......خودراپرچم دارِ فضل وادب می دانند؟....حاشا وکلاّ.....اصلاً گویا اینجا،سایتِ (شعرناب )نیست.......آقایان....عزیزان....بزرگواران..........یک لحظه باخود بیندیشید....(گزینه ی نقد) برای چیست؟.......اصلاً بنارابرآن بگذارید که، مَنی که دارم نقد می کنم.........صحبتم اشتباه است...(عرض کردم بنارابراین بگذارید)......مستحقِّ ...این همه توهینم.......مگرنَعُوُذُبِالَّله.......به قرآن خدا، توهین شده.........؟ویامگراین آقایان(آب نَجویده قورت داده اند).....مگرضمنِ سؤال ویانقد....توهینی به (حضرت استاد) نموده اند؟......پس همشهریان وطرفداران جناب (صفادل) قمه هایشان کو؟.............مگرنشنیده اید که آن غریبه...چه ناسزاهایی هایی نثارِ حضرت امام حسن(صلوات اللّه علیه )نمودند.........جواب وعکس العملِ ایشان چه بود؟.........خوب به مناسبتها....درسُروده هایتان ازاین بزرگوارن....می سُرایید؟....ولی،(نه برای خودم....برای دیگران)؟........فقط یک سؤال ازجناب (صفادل) محترم.......آیا شما هم به این اوضاع....ودخالتِ دیگران به این شکل......میلی دارید؟........وَالسّلام.....ببخشید (دیوانه) ام....وحرجی نیست.........هربَدوبیراهی را،پذیرایم.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عباس خوش عمل کاشانی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۱۰
      یک روز بزرگمردی ادیب راجع به شاعری دست چهارم سخن می گفت و اینکه استاد دانشگاه هم هست...گفتم به آن استاد دانشگاه بگویید فلانی گفت دور شعروشاعری را خط بکش و همان درست را بگو چون در ادبیات این سرزمین هرگز از تو بعنوان شاعر-حتی شاعر متوسط-یاد نخواهد شد....و قسم جلاله هم یاد کردم؛قسم جلاله ای که تا یوم النشور از کفاره معاف است..... خندانک خندانک خندانک
      سيده فاطمه سيدپور (سپيده)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۳۰
      سلام استاد بزرگوار
      بسيار زيبا ،
      قلمتان پر از احساس بود
      یدالله عوضپور    آصف
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۲۷
      درود بیکران بر استاد مسلّم شعرو ادب ایران زمین
      جناب آقای صفادل گرانقدر
      حضورت را به شادی می نشینم
      بسیار مشعوف ومفتخرم که در حضور قامت رسای حضرتعالی کسب فیض مینمایم.
      خوش آمدید استاد ارجمند
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خدابخش صفادل
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۲۰
      درود بر همه ی دوستان،من درآغاز نوشته ام،ذاتا اهل جدل وبحث ومجادله وگارد گرفتن و لجبازی و این حرف ها،نیستم.آرامش وعشق ومحبت و شعر را دوست دارم.مخلص همه ی اهالی شعر وادب هم هستیم.یا هو!
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۳۷
      سلام
      چه حیف شد زیر شعر به این زیبایی داد و بیداد شد
      من که ناراحت شدم
      هیچ چیز جز احترام به بزرگان در شعر ناب نبوده
      استادان همه می‌داند زحمات شما را
      و گاهی معرفی خود لازم است
      همه کسانی را که در این صفحه آمدند حقیر به ارامش دعوت میکنم
      حسین شفیعی بيدگلی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۹:۰۳
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      زهرا ضیایی(روح الغزل)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۹:۲۲
      عجب دنیای بی رحمی است این دنیای شاعرها
      نبینم شوق یکرنگی ، نباشد تاب باورها

      ...

      خندانک
      درود بر تمامی دلهایی که در این صفحه به درد آورده شد

      حیف از صفحه ی زیبای استاد صفادل
      حیف خندانک
      شریف شریفیان
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۱:۲۷
      سلام و عرض ادب
      استاد بزرگوار جناب صفادل عزیز
      از اثر ارزش مندتان بسیار لذت بردم
      که اثری فاخر و ماندگار است
      درود بر شاعر گرامی
      در وزن این شعر هیچ اشکالی وارد نیست
      دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      حمیدرضا بزرگی (دریا )
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۱:۳۵
      سلام و عرض ادب
      استفاده کردم از قلمتان بزرگوار ....
      بازنشانی مقوله هایی ملموس به حافظه ی خوشایند جای بسی مسرت دارد ..
      حق نگهدارتان
      یا علی
      خندانک
      سمانه هروی
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۱:۴۵
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      علی ناصری(عین)
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۲۲:۲۶
      باسلام واحترام
      اساتید ارجمند بزرگان ادب استاد عزیزوگرامی جناب صفا دل عالی سرودید عالی بحث را به انجام رساندید واز تقطیع جناب عالی آموختم همه چیز زیباست حتی عصبانیت چون نشانه دهنده این است که اگر صبور باشید چه لذتی از داشته دیگران می بریدخاک پای همه اساتید هستم از استاد اقتداری وخوش عمل بارها درس گرفته ام وجناب حکیم هم بارها در نوشته هایم راهنمایم بوده اندوبهره ها برده ام دوست ارجمندمان جناب صادقی هم آثار ارزشمندی دارندارادتمندتان هستم واز محضرتان عشق می آموزم گاهی حکایت بشکستن جام مجنون است فضای زیبا ولطیف شعر رابا طراوت کنیم بنده مدتی بود در محضر دوستان نبودم منتظر فضایی مطلوب تر بودم فضایی که استاد ارجمندسید بزرگوار جناب احمدی زاده (ملحق) فراهم نموده اند تا در ارتقا کیفی کارمان از محضر اساتید درس بگیریم کار بزرگ را همگان کردند که آفریده نشده اند پس با همدلی اندیشه ای نو ساز کنیم ودریچه های عشق وامید را به سمت فرداهای روشن باز نماییم برقرار باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
      نجمه طوسی (تینا)
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۴۹
      سلام بر شاعر خوش سخن
      به به لذت بردم . مثل پیچیدن عطر گل های بابونه لای گیسوان باد شعرتان زیباست . مشکل وزنی نداشت .روان و راحت خوانده میشد . آموختم از صفحه پر بازدیدتان.
      حتی جواب دادنتان به کاربران محترم با رفتار بزرگ منشانه توام بود .
      زنده باشید و بسرایید به مهر
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهدی صادقی مود
      شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۵۶
      سلام و درود
      شعر بسیار زیبایی بود و لذت بردم
      خندانک خندانک خندانک

      در صفحه ی اساتید و ادبا ، در حمایت از ادب ، ادبها آموختیم!

      برقرار باشید خندانک
      باقر رمزی ( باصر )
      يکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۱۵
      خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      سلام و درود بزرگوار خندانک خندانک
      بسیار عالی خندانک خندانک
      کماکان زیبا خندانک خندانک
      موفق باشید خندانک خندانک
      به ما هم سری بزنید منتظر نقدتان هستم خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      بهاره ترابی (بهارنارنج)
      دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ ۰۱:۳۱
      جناب صفادل عزیز راه پر پیچ و تابی رو گذروندم تا به محل درج نظر رسیدم خندانک خسته نباشید شعر زیبایی بود. از آشناییتون خوشبختم خندانک

      پ.ن: دوستان محیط گرم ناب مان را حفظ کنیم خندانک
      حسین کریمی
      دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۵۴
      چقدر زبان دلنشینی بود...
      حلیم نژند
      پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۲۵
      خیلی عالی نوشتی.. درود بر شما.. و درود بر ایران بزرگ و ایران سربلند
      میمسین
      جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۹۵ ۲۲:۲۳
      بسیارزیبا خندانک خندانک
      پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ۰۷:۲۶
      سلاامـ استاد...
      مصرع سوم ـجسارتا کاما رو بعد از باز باید بگذارید فکر کنم اشتباه شده ...
      عجب شعری...
      عجب شوووری استاد...
      گاهی با خوندن یڪ غزل اصلا حال دل ادمـ خوب میشه....
      خندانک خندانک خندانک
      جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۴۹
      سلامـ...
      واقعااا متاسفمـ...
      شما چه کار به جدو اباد و پدر ڪسے دااااارید؟!!!!!!
      ادب مرد به ز دولت اوست...
      استاد صفا خود دل خوش از اینگونه حمایتها ندارد
      شما امده اید حمایت کنید یا خودتان را به رخ دیگران بڪشید؟!!!!
      ندانستن مگر عیب هست؟!
      استاد صفا خود جواب داد...
      تنها مشکل در خوانش داش آکل لعنتی بوده...
      چرا کسی را تحقیر میڪنید...
      این دیگر چ ادبیاتی هست...
      ادبیات و شعر نیمش اخلاق و شخصیت است نه تنها علمـ عروض و قافیه...
      از دوستانی که به انها توهین شد صمیمانه عذر میخوامـ...
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0