سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 شهريور 1400
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
14 صفر 1443
    Tuesday 21 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۳۰ شهريور

      در سوارآباد ما ماهی درون خاک شد

      شعری از

      رضا محمدی (شب افروز)

      از دفتر ناز نگاه نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳ ۲۰:۳۴ شماره ثبت ۳۲۱۳۹
        بازدید : ۳۸۸   |    نظرات : ۱۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر رضا محمدی (شب افروز)

      در( سوارآباد)* ِ ما ماهی درون خاک شد
      آفرین بر خاک پاکش بر تر از افلاک شد
      قدسیان این جا برایش پای کوبی می کنند
      این بزرگی از بزرگان ادب ادراک شد
      دست خالی از سر این خاک هرکس بگذرد
      با یقین گویم که روحش تا ابد غمناک شد
      معجزاتش بی شمار است چون خداوند ضامن است
      آری اینجا سینه ی اهل حقیقت چاک شد
      حمزه (س)از اولاد کاظم(ع) هفتمین پیشوای ما
      شب فروز قربانی شه زاده ی این خاک شد
      -------------------
      شب افروز 3/9/91
      روستای سوارآباد  از توابع  شهر اراک می باشد که زادگاه پدری حقیرمی باشد
      در حدود سی صد سال پیش که این منطقه دشت سرسبزی بوده  شخص چوپانی همراه گله اش  به این منطقه می آید در خواب نوجوان سیدی را می بیند که به او می گوید من حمزه از نوادگان امام کاظم هستم  در این محل برایم امکاناتی فراهم کنید تا زائرین استفاده کنند آن شخص به روستای خودش باز می گردد و خوابش را بیان می کند که به آن اعتنائی نمی شود
      در مرحله ای دیگر این جریان تکرار می شود اما این دفعه امام زاده دستش را به سینه ی این مرد می گذارد  که کلامش را باور کنند
      دز این محل  قبوری یافت شده که متعلق به ادیان دیگر  است ولی مدارک قابل استنادی در دست نیست از معجزاتش می توان کتابها نوشت مثلن خیلی ها (از جمله مادر بزرگ خودم ) دیده اند نوری از آسمان وارد این جایگاه می شود
      سال گذشته قرار شد حقیری سایتی را برایش طراحی کنم که مشغله روزگار مانع شد ماه قبل یکی از خادمین به خوابم آمد و گفت امام زاده می گوید شب افروز ما را فراموش کرده در همان عالم خواب گفتم که باید خودتان عنایت کنید
      حال برگ سبزیست تحفه ی درویش گفتیم  به اندازه ی فهممان نه به اندازه مقام آن حضرت امیدوارم پذیرفته شود
      یا حق
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0