جمعه ۱۵ فروردين
ما از دنیای هم دوریم شعری از گلناز جلالی
از دفتر ترانه های من نوع شعر ترانه
ارسال شده در تاریخ شنبه ۵ مهر ۱۳۹۳ ۱۴:۱۰ شماره ثبت ۳۰۳۶۹
بازدید : ۸۶۶ | نظرات : ۵۳
|
آخرین اشعار ناب گلناز جلالی
|
باید باور کنم کم کم
ما از دنیای هم دوریم
نباید پیش هم باشیم
برامون سخته مجبوریم
حواست لحظه ای با من
نباید باشه می دونی
نباید پیش من باشی
ولی بازم نمی تونی
اسیرم توی بد راهی
دلم لرزید تب کردم
نمی تونم برم تنها
نه می تونم که برگردم
تو از من بدتری بی من
تظاهر می کنی خوبی
تو هردم رو به دیواری
همش دستاتو می کوبی
پر از حرفم ولی ساکت
دلم پاشیده شد از غم
چرا شد من نمی فهمم
جدایی سهم ما از هم
تو سیگاری شدی بی من
به یادم می کشی هرشب
پر از غم می شه اطرافت
فقط با اسم من رو لب
نباشی بی تو داغونم
ولی من گریه شد کارم
شبم همرنگ دریا شد
همش از درد بیدارم
باید از هم جدا باشیم
تو واست سخته این باور
منم خسته از این دوری
نداریم چاره ای آخر
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
اسیرم توی بد راهی
دلم لرزید تب کردم
نمی تونم برم تنها
نه می تونم که برگردم
موفق باشید و نویسا