سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 27 شهريور 1400
  • روز شعر و ادب فارسي - روز بزرگداشت استاد سيد محمدحسين شهريار
11 صفر 1443
    Saturday 18 Sep 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      شنبه ۲۷ شهريور

      ذکر ما

      شعری از

      اسماعیل علیخانی

      از دفتر نکته ها نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۳ ۲۱:۱۲ شماره ثبت ۲۹۶۷۷
        بازدید : ۴۳۷   |    نظرات : ۲۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر اسماعیل علیخانی

      ارمنیها در دفاع دینشان     
      روبه میرِفندرسکی یک زمان
      گفتگو کردند از آیین خود      
      از شریعت از روش از دین خود
      حرفشان این شد که آنها برحقند     
      از مسلمانان به حق لایق ترند
      در کلامشان شد این سنگ محک؛     
      "هر کلیسا سالم و مسجد ترک"
      هر طرف بینی کلیسا محکم است      
      هرچه هم گرد زمان بر آن نشست        
      هرکجا اماّ شود مسجد درست
      بعد سالی می شود ویران وسست
      پس نباشد علتش جز نقص دین        
      نقص دین دارد خرابی بر جبین
      میر عاقل در جواب اتهام        
      اینچنین زیبا سخن گفت و کلام
      این که می گویید آیینم خطاست       
      اشتباه محض از سوی شماست
      این ترکها بر  در و دیوار ما        
      خود حکایت دارد از اسرار ما
      این ترکها حاصل ذکر خداست         
      بس که محکم ذکروتسبیحات ماست
      سوز دلها و دعای گرم ما           
      می کند فولاد را هم نرم ما
      در کلیسا ذکر ما برپا شود          
      دیگر آنجا چون خرابه ها شود
      ذکر ما محکم ترازساروج وسنگ          
      ذکر ما شمشیر ما در وقت جنگ
      این جواب محکم و دندان شکن      
      شد بر آنها همچو مشتی در دهن
      چون شنیدند این جواب نقض ازاو        
      بازهم بالا گرفت آن گفتگو
      عده ای گفتند اینجا پیش ما          
      باید این ثابت کنی،نه ادعا
      گفت باشد من کلیسای شما          
      میکنم ویران به تسبیح خدا
      صبح فردا با وضو و با یقین         
      سوی آنها آمد آن عالم به دین
      در کلیسا رفت و بعد از مدتی       
      آمد او بیرون از آن با سرعتی
      آن کلیسای قدیمی ناگهان        
      شد خراب از شدت این امتحان
      پرس وجو کردند مردم از سبب          
      میر ما گفت این شد از اذکار رب
      من در آنجا یک اقامه یک اذان       
      گفتم و دیدم شکست ارکان آن
      از کلیسا مسجد ما بهتر است       
      این ترک برداشت اما آن شکست
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      آخرین نقدهای شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0