سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 29 شهريور 1400
    13 صفر 1443
      Monday 20 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۹ شهريور

        هوای بوسه

        شعری از

        طارق خراسانی

        از دفتر مخمس نوع شعر مسمط

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۳ ۰۲:۲۳ شماره ثبت ۲۸۹۱۴
          بازدید : ۱۱۶۷   |    نظرات : ۶۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر طارق خراسانی

         
        گفتی زبودن ها، سرودِ زندگانی
        غم های جانکاه و بلای آسمانی
        بس نکته ها دانم، تو هم این نکته دانی

        گاهى اسيرت مى كند بى همزبانى...
        گم مى شوى در كوره راهِ بى نشانى...


        وقتی دلت را بُرده گیسوی نگاری
        شب تا سحر، خامُش ولیکن بی قراری
        دانی عزیزم، تجربه دارم، که آری

        حتى توانِ ناله كردن هم ندارى
        زيرِ هجومِ دردهاىِ آنچنانى...


        وقتی ز او نبوَد نشان، یک تارِ مویی
        توسن نباشد زیر پا ، راهی بپویی
        با کس مگو چیزی، در این عصر دو رویی

        اصلاً چرا لب وا كنى...چيزى بگويى...
        وقتى پُرى از نعره هاى ناتوانى؟


        دنیا گهی غم می دهد گه می ستاند
        گه دافع و گه ذرّه بر خود می کشاند
        گیرم که دنیا هم تو را از خود براند

        دنيا اگر قدرِ تو را هرگز نداند
        ديگر چرا خود را به بندش مى كشانى؟


        خواندند یاران سوی آن دریای نورت
        ماندی تو با شب، آن سرودِ بی عبورت
        اکنون زند غم تیشه پایابِ غرورت

        در راهِ بى برگشتِ ايّامِ حضورت
        گاهى توقف كن كه از "خود" جا نمانى!


        یک راهِ زیبا باشد و گویم، دعا کن
        صد ها گره باشد به دل ، اینگونه وا کن
        از توسن نفسَ ت رَهِ خود را جدا کن

        گوشِ دلت را از شكايتها رها كن
        تا بشنوى تصنيف هاى آسمانى…


        دل را طبیبی هست و می گویم برایت
        آری به دستش دیده ام ای جان دوایت
        پندی دهم گر بشنوی، شادی سزایت

        آرام مى گيرد دلِ دردآشنايت
        وقتى به بالينش " اَلَم نَشرَح..." بخوانى


        مردابِ غم، دانم گرفته تار و پودت
        باشد هوای بوسه های پاکِ رودت
        گر رود هم ای گل دگر قسمت نبودت

        نيلوفرانه مى توانى از وجودت
        آلايشِ مُردابها راپٓس برانى...


        دارم دعایی تا که آنِ عشق باشی
        جان بخش من ، تو جاودانِ عشق باشی
        خورشیدِ رخشان آسمانِ عشق باشی

        در باغ جانت باغبانِ عشق باشى
        حتى اگر تنها شوى...تنها بمانى...


        یک قطره هم دریاست بی اندازه وقتی
        در سینه ات غوغاست بی اندازه وقتی
        آری که دل تنهاست بی اندازه وقتی

        تنهايى ات زيباست بى اندازه، وقتى
        حس مى كنى يك ذرّه در يك كهكشانى...


        امواج یکتایی تو را دَر می نوردد
        دانی چه غوغایی تو را دَر می نوردد؟
        زیبا چه نجوایی تو را دَر می نوردد؟

        نجواى زيبايى تو را در مى نٓوٓردٓد
        وقتى به جانت عاشقى را مى چشانى
         
        پ . ن

        مخمس فوق با تضمین غزلِ "نیلوفرانه" از سرکار خانمِ "غزل آرامش" سروده شده است.
         
        ۱۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0