سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        و خاک مــــــادر ما بـــــــــی نشان است

        شعری از

        فرامرز فرخ

        از دفتر شعرناب نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۲ ۲۰:۳۳ شماره ثبت ۲۴۷۵۹
          بازدید : ۸۲۴   |    نظرات : ۳۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرامرز فرخ



        شب است و گوهری خفته به تابوت
        از این غم کل عالم ، گشته مبهــوت
        -
        شب است ویک جهانی درغباراست
        دل هر شیعه ای انـــــــدوه بار است
        -
        شب است و یک گلی پهلو شکسته
        گل دیگر در این ماتــــــــــم نشسته
        -
        شب است و خانه ای ماتم سرا شد
        و بغض خفتــــه ی عالم رهـــا شد
        -
        شب است وروح وجان مرتضی رفت
        ببین ظلم و تباهی ، تا کجــــــــا رفت
        -
        شب است وسینه ها پرسـوزوآه است
        چرا که درب این خانه سیـــــاه است
        -
        شب است و دخـت طاها، جان سپرده
        ازآن ضربـت که از ، بیگانـــه خورده
        -
        شب است و کودکانش نالـــــه دارند
        به روی چشم و گونـــه ژالــه دارند
        -
        شب است و گریه هاشان بی صدا شد
        ولی لرزان ازآن عــــــرش خــــدا شد

        شب است و شمع مادر گشته خاموش
        نگردد مهربانــــــی ها فرامــــــــــوش
        -
        شب است وسوی حـــق پرواز کرده
        ولی آغـــــــــوش خود را باز کـــرده
        -
        شب است و کودکان وی در آغـــوش
        حَسن از غصه گویا ، گشته بی هوش
        -
        شب است وخفته زهـرا دردل خاک
        حسینش ناله ها دارد چه غمنـــــاک
        -
        شب است و دست پیغمبر عیان شد
        گرفت زهرا و تا ، جنــت روان شد
        -
        شب است و دخت زهرا خون فشان است
        و خاک مــــــادر ما بـــــــــی نشان است

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2