شنبه ۱۱ اسفند
|
دفاتر شعر امیرسام نامداری(آتش یا سام)
آخرین اشعار ناب امیرسام نامداری(آتش یا سام)
|
ما به جور عاشقی اینگونه تنها مانده ایم
ماهی لب تشنه ایم مُنفک ز دریا مانده ایم
.
ما در این ویرانسرا هر لحظه رسوا گشته ایم
با غمان همراه و در عالم به رسوا مانده ایم
.
رنج ها دیدم که من را با خودش کرد آشنا
آه اکنون بی کس و شیدا و سودا مانده ایم
.
جان در این ویران سرا معنا به خود گم کرده است
جان فراموشی شد و با غم به معنا مانده ایم
.
من مسلمانش شدم اما مرا تنها گذاشت
بهر آن مه روی خود اینگونه تنها مانده ایم
.
دین من بود و مرا بی دین و دولت کرده است
بعد از او ای جان من کوی مسیحا مانده ایم
.
فکرم آزاد بود و با او هیچ پنداری نبود
لیک بعدش با خیالی پر ز غوغا مانده ایم
.
رفت و من را لعل او جانا چرا قسمت نشد
خیر سر لعلش شود درگیر غم ها مانده ایم
.
در بهاران رفت و پاییزی بهارم را گرفت
برگ دل زرد گشت و در فکر بهارا مانده ایم
.
رفت و این جان و دلم از کوچ او جا مانده است
بال و پر هامان شکسته با غمان جا مانده ایم
.
آتشی در تیر کرد و قلب زخمی شد نشان
هجر را سویم فرستاد و به پروا مانده ایم
.
سام و من بیگانه بودیم لیک قبل از عاشقی
چند ایامیست دل رفت و به یغما مانده ایم
سراینده : امیرسام نامداری
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.