سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 10 تير 1401
  • روز صنعت و معدن
3 ذو الحجة 1443
    Friday 1 Jul 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۱۰ تير

      به رنگ قلم

      شعری از

      ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

      از دفتر به رنگ قلم (مجموعه قالب های مثنوی) نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۰ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۰۴ شماره ثبت ۱۰۸۲۸۲
        بازدید : ۴۸   |    نظرات : ۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

      قلم رقصید من دنباله ی او
      شدم همراه و هم پیمانه ی او
      به اسطرلاب هستی ناز می کرد
      زبان عشق بازی باز می کرد
      به دل آذین نیشابور می بست
      ادب را چشمه های نور می بست
      میان سطرها یک خط نه یک خط
      نوشت از افتخارات محبت
      دو بندی خنده های شادمانه
      دو خطی اشک های کودکانه
      سفیر عشق بود آن چوب باریک
      کلام نور بود از دور و نزدیک
      نمی دانم که یا من می نوشتم
      و یا نقش قلم را می سرشتم
      عجب از آن که بین ما و دل بود
      میان روح یا در آب و گل بود
      نمی دانم که یا بازیچه بودم
      و یا من شعر ها را می سرودم
      به هر حال آن که می جوشید او بود
      پیاپی چشمه ی خورشید او بود
      قلم ، این مرغ در من کیست سوزان
      خروش سینه آب و دانه ی آن
      بگو این شور شیدا کیست در من
      هوای عاشقی دارد کماکان
      چرا این چیست پنهان در شب و روز
      جگر با قلب می گیرد به دندان
      جواب آمد فروغ عشق است این
      فرستادیم تا پرواز انسان
      کمال عاشقی ها جزء جزء است
      و تا بادی نخیزد نیست طوفان
      حقیقت در کف مردان عارف
      مجاز عشق شرط لازم آن
      الا ای عشق هان با ما چه کردی
      چه کردی آه را بازیچه کردی
      میان خسروانم راه دادی
      به فرهاد آتشی از ماه دادی
      کشیدی بر قلم اندوه بسیار
      جهان را زنده کردی در غم یار
      کشاندی قوی دل در ساغر دوست
      جهان زیباست این آرامش اوست
      بهار و صبح فروردین چه زیباست
      انار خوشه ی پروین چه زیباست
      کویر و جشن تابستان چه زیباست
      انارستان و تاکستان چه زیباست
      تماشائی است قاب فرش تبریز
      نمایشگاه برگ و باد پائیز
      تماشائی است حس بی قراری
      تماشائی است مهتاب بهاری
      قنوت حضرت باران قشنگ است
      گلستان و بهارستان قشنگ است
      غروب زود هنگام زمستان
      قشنگ است آتش تند نیستان
      جهان زیباست این از دیرگاهی است
      که چشمانم به پیچاپیچ راهی است
      و پیرامون آن کوه بلندی
      نمایشگاه و آتشگاه ماهی است
      و سهم ما از این راه و از این ماه
      فقط رسوای دلگیر نگاهی است
      و این رسوائی از هر آبرو به
      که خورشید دلارای پگاهی است
      که دفتر بر زبان می آفریند
      و احساس قریب گاه گاهی است
      قلم می جوشد و دل می نگارد
      و ایمان این میان جان می سپارد
      کجائی ای به رنگ دل ، گل یاس
      کجائی شامه ی خوش بوی احساس
      نماندی مقصد و مقصود اعجاز
      که تا فریاد بر دارم از این راز
      که من فرزند عشق راستینم
      که من منظومه ای در آستینم
      قلم از شور تو در جنب و جوش است
      مجاز عاشقی ها در خروش است
      بدون عشق سلطان هم که باشی
      غبار غم به عالم می تراشی
      بدون عشق دنیای پر از پیچ
      فقط هیچ است و هیچ است و فقط هیچ
       
       
      مثنوی غزل "به رنگ قلم" از دفتر مثنویات "به رنگ قلم"
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0