سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 16 ارديبهشت 1400
    26 رمضان 1442
      Thursday 6 May 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        انتقام
        ارسال شده توسط

        علی برهانی(ودود)

        در تاریخ : پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۱۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۶ | نظرات : ۰

        سلام . کی گفته شاعرا روح لطیف دارن ، یزید و هیتلر هم طبع شعر داشتند ولی روحشون ...  قرار بود هشت درخت ردیف اخر باغمو به علت ندادن میوه بعد از هفت سال ، بکنم و بدم به یه بنده خدایی که امید داشت این درختای تنبل اگه جابجا بشند ، میوه میدهند ، ولی حالشو نداشتم ، تااینکه خود طرف کارگر گرفت و گفت فردا میام درختا رو از ریشه بکنه و جابجا کنه در باغ خودش ، منم از خدا خاسته گفتم بیا، فردای اون روز کارگر میان سالی رو دیدم که تا درختا رو دید فکر کنم زیر زبون گفت : بد جایی گیر افتادیم . ولی اهسته اهسته شروع کرد به تک تک درختایی که دلم از دستشون خون بود بکنه، منم رفتم با قیچی باغبونی افتادم به جون درختای انگور و هرسشون کردم ، درخت اخری یکم چموشی میکرد و ساقه ی انگوری با من کله گرفت ، هرچی ساقشو به سمت داخل درخت خم میکردم که وسط راه اویزون نباشه ، اون ساقه ی چغر مثل فنر میپرید سر جای اولش ، دلم نمیامد قطعش کنم چون بهترین ساقه ی اون درخت انگور بود ، به زور لای درخت گیرش انداختم ولی ایندفه با شتاب خورد تو صورتم و عینک بیچاره ی من شیشه ی خودشو در راه هرس فدا کرد ، تو اون وضعیت ناجور فقط میخاستم تا اون ساقه تو دستمه و میدونستم کدوم ساقس ، ازش انتقام بگیرم ، با همون قیچی شروع کردم به بریدنش ولی اره میخاست ، و قیچی مناسب نبود ، تن درخت تو دستم میلرزید و من تو فکر انتقام سخت از درخت ، تا بلاخره اون ساقه رو بی ریشه کردم وکارگر ته باغ رو صدا زدم که بیاد کمکم . و اینجا بود که این جمله تو ذهنم شکل گرفت : خخخ ولش کن اگه جمله رو بنویسم ، ممکنه پست تایید نشه 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۹۷۲۶ در تاریخ پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0