سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 ارديبهشت 1400
  • لغو امتياز تنباكو به فتواي آيت الله ميرزا حسن شيرازي، 1270 هـ ش
4 شوال 1442
    Friday 14 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      جمعه ۲۴ ارديبهشت

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      داستان ادم برفی
      ارسال شده توسط

      علی کارگر( پیرو)

      در تاریخ : دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ ۰۴:۲۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۸۲ | نظرات : ۲

      از زیر در  آب جاری شد به گمانم آدم برفی
      پشت در داردگریه میکند آن قدر گریه کرد که 

      تازانوی من اب گرفته شد.باید به دنبال
      چاره ای بگردم تا گریه ی ادم برفی را بند 

      بیارم.در را باید به زور هم که شده باز کنم
      تا ببینم پشت در چه خبر شده.باید در این 

      اب ها شنا کنم تا به کلید در برسم
      .چند دقیقه ای دست و پا زدم تا به کلید 

      برسم.کلید را برداشتم و دوباره دست و پا زدم
      شالاپ شالاپ.کلید را به زور فشار دادم 

      و در باز شد.واااااای چه ادم برفی بزرگی
      .این ادم برفی هم زمان با گریه دارد اب می 

      شود.نگاهی به صورتش انداختم
      .چشمی نداشت پس چه جوری داشت گریه میکرد
      .باید یک فکری می کردم تا چشمانش را سر جایش بگذارم.ولی این فکر خیلی بداست
      .فعلاٌ که ادم برفی بدون چشم دارد
      این قدر گریه می کند و این قدر اب جاری شده
      اگر چشمایش را بگذام دیگر اب به کجا می رسد؟؟؟؟ باید فکر دیگری بکنم برای جلو گیری از اب شدن ادم برفی ان را باید در جای سرد بگزارم.نگاهی به بیرون 

      انداختم باز یک مشکل دیگر.الان فصل تا بستان است.معلوم است که ادم برفی اب 

      میشود.ولی اگر فصل زمستان است پس چه جوری ادم برفی ساخته شده است.اهان

      جواب درست را فهمیدم. او از زمستان به دنبالم امده.به نظرم زمستان وقتی می 

      خواستم ان را بسازم یادم رفته چشمانش را بگذارم.برای همین اومده به دنبالم.یک 

      دفعه یخچال به ذهنم امد.باید ادم برفی را تا زمستان در ان جا نگه دارم.


       داستان ادم برفی

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۵۱۳ در تاریخ دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ ۰۴:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۶ ۱۷:۳۳
      درود برشما جناب پیرو
      احسنت بسیار عالی درود برشما
      مریم باغ شیرین(فاطمه)
      پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ۲۰:۱۰
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0