سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مصاحبه با(.....؟!)
        ارسال شده توسط

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        در تاریخ : چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۴:۴۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۳۰۴ | نظرات : ۷۲

        خندانکبه نام خداخندانک
        وباعرض سلام خدمت تمام استادان ودوستان شاعرم
        وباکسب اجازه ازمدیریت محترم سایت ناب
        استادبزرگوارمان ( سید حاج فکری احمدی زاده (ملحق)
         پست معرفی شاعر این هفته رااختصاص داده ام
        به برادربزرگوارم باقررمزی (باصر)
        مردی ازتباردردمردی که من او را استاد بزرگ زندگی می نامم، مردی که عمری به بزرگترین امتحان وابتلاء الهی دچارشد ولی به خواست واراده ای محکم وباتوکل به خدا توانست خودرا از قعرتاریکها به بلندای روشنایی ومعرفت بکشاند و هنوزهم شجاعانه ومردانه درحال جنگ وستیزاست وبا تمام سختیهایی که دراین راه کشیده ومی کشد وزخمهایی که بر روح وجانش سنگینی می کند  دلسوزانه به نجات دیگر هم نوعانش وآگاه سازی جوانان وجامعه ی بشری پرداخته ودراین راه ازهیچ کوششی فروگذارنکرده، ازجمله کارهای ارزشمند این برادعزیزمان جمع آوری اشعار بیماران اعتیاد است دروبلاگی بانام معتادان گمنام شاعروهمچنین آشنایی وآموزش شیوه ها وراه حلهای ترک اعتیاد موفق که آرزو می کنیم که درراهی که قدم گذاشته اند موفق وثابت قدم باشند ان شاالله به یاری خداوند بزرگ که بدون شک آغوشش بهترین وامن ترین پناهگاه بندگانش هست!
        سوال یک:استاد بزرگوارم خواهش می کنم خودتان رابه طورکامل معرفی کنید وهرآنچه را که لازم می دانید دررزومه ی شخصی شما ثبت شود رابرایمان بازگوکنید؟
        با سلام و درود به شما خواهر مهربان و خلاق خودم و تشکر از اینکه حقیر را لایق دانسته اید تا در جمع شما باشم و سلام و درود به تمام اعضا شعر ناب که توجه ویژه ای به من داشته و دارند .
        ج : من در تاریخ هزارو سیصد و چهل و پنج در مشهد مقدس بدنیا آمدم در خانواده ای روحانی و مذهبی . تا کلاس اول راهنمایی بیشتر درس نخوانده ام و بعد از ترک تحصیل در سال شصت در چاپخانه ای مشغول بکار شدم . مادرم با تبعیضهایی که بین فرزندان خود قرار داده بود مرا فردی گریز پا از خانه ساخته بود و من در سال شصت و چهار عازم خدمت مقدس سربازی شدم . در جنگ تحمیلی منطقه سومار با مواد مخدر تریاک و شیره و بنگ آشنا شدم و زندگی بیمار گونه من از همان جا رنگی دگر گرفت تا سال شصت و هفت بعد از عملیات مرصاد در سومار بودم و از چهار ناحیه مجروح گردیدم که عبارت از موج گرفتگی ، شیمیایی ، ترکش به سر و ترکش پا است . بعد از عملیات مرصاد از خدمت ترخیص شدم و به کار قبلی خود در چاپخانه ای به کار مشغول شدم ولی اینبار با اعتیاد کامل به مواد مخدر شیره و تریاک و بنگ آغاز گردید هم می خوردن و هم می کشیدم . تا سال هفتاد و سه مجرد بودم و در سال هفتاد و سه با ( م ع ) ازدواج کردم و برای اینکه از اعتیاد من بویی نبرند سه روز مصرف نکردم و بعد از سه روز آزمایش دادم .
        سال هفتاد و شش بود که خداوند فرزندی به حقیر عنایت فرمود که نام او را بابک گذاشتم تا سال هفتاد و نه با همسر اولم زندگی کردم و بخاطر اعتیاد شدید من با توافق از هم جدا شدیم و (م ع ) بابک را بجای مهریه از من گرفت . از زمانی که متارکه کردم مواد من هم تغییر کرد و به سمت هروئین کشیده شدم مصرف ( اسنیف ) و بعد از آمدن کریستال به بازار به کریستال نیز آلوده شدم . دوران کوچه گردی و کارتن خوابی از سال هشتاد آغاز شد تا سال هشتاد و سه در پارکها و خیابانها بدون سرپناه میگشتم و بیشتر با تکدی گری خرج خود و تهیه مواد را بدست می آوردم . در سال هشتاد و سه پدرم مرا در خیابان پیدا کرد و به منزل برد و به وسیله برادرم به دکتر مراجعه کردم و از همان زمان دیگر مواد مخدر مصرف نکرده ام در سال هشتاد و پنج با خانمی آشنا شدم به نام ( ز ق ) او نیز آلوده به مواد مخدر بود من با مهارتهایی که بدست آورده بودم و دانشنامه اعتیاد را که گرفته بودم برای ترک مواد او که شیشه و کریستال مصرف می کرد اقدام کردم و وی را به درمان وارد ساختم . وی در سال هشتاد و پنج مواد را ترک کرد و من هم در همان سال با وی ازدواج کردم تا سال هشتاد و شش که فرزندی دیگر خداوند به من داد و نام او را عارف گذاشتم همسرم از خانواده ای بود که تمام اعضا آن اعتیاد داشتند و من آنها را از دیدن و برخورد کردن با همسرم محروم کرده بودم ولی در سال هشتاد و نه به زندگی من ورود پیدا کردند و بعد از چند روز به همسرم مواد مخدر تعارف کردند و او نیز مصرف کرد و بیست و یک روز در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد به کما رفت و بعد از آن فوت کرد . از سال هشتاد و نه تا نود من و عارف تنها و بی کس ماندیم . من در یکی از مراکز درمانی اقامت گرفتم و عارف را هم به پرورشگاه سپردم . تا سال نود مجددا بخاطر اینکه نمیتوانستم خلاء های عارف را پر کنم ازدواج کردم و از سال نود و یک به شهسوار هجرت کردیم و اکنون در شهسوار هستیم و در سال نود و دو فرزند دیگر را خداوند عطا فرمود که نام وی را فرهاد گذاشتم اکنون در این شهر با همسرم هاجر و عارف و فرهاد فرزند کوچکم زندگی خوبی داریم ولی خودم از لحاظ جسمی حال خوبی ندارم و لازم میدانم که به عرض برسانم که هنوز از بابک خبری نیست
        سوال دو:تعریفتان ازشعر چیست؟ودرست ازچه زمانی سرودن شعر را آغاز کردید ؟ چرابه شعر روی آوردید؟آیا اتفاق خاصی باعث شد دست به قلم ببرید ؟
        ج : برای من شعر به معنای یک صاعقه درونی است و نوعی الهام از دل است که خداوند در آن جای دارد . من از زمانی که اعتیاد به مواد مخدر پیدا کردم شعر می گویم و تاکنون ادامه دارد . دلیل روی آوردن به شعر را جز دردهای درونی و بیرونی خودم نمیدانم والا من اصلا از شعر سر در نمی آورم فرق شعر سپید و نیمایی را حتی نمی دانم .
        سوال سه:آیا زمینه ی هنر شعر در خانواده وبستگان دیگر شما نیزهست؟ومشوق شما درسرودن شعر چه کسانی بودند؟
        ج : خیر , در خانواده ما شاعر و نویسنده یا غیره وجود ندارد . ولی پدرم انسانی با اخلاص و عارفی وارسته بود .
        سوال چهار:درچه قالبهای شعری قلم می زنید وبیشتردرچه زمینه هایی می نویسید؟ودرواقع مضامین شعریتان از چه حسی لبریز شده است؟ومنابع الهامتان چیست؟واینکه اشعارتان بیشترکوششی است یا جوششی؟
        ج : من معمولا کلاسیک کار میکنم غزل و قصیده و مثنوی ولی جدیدا با شعر نیمایی آشنا شدم .در من شعر معمولا ابیات اول جوششی است ولی بقیه ابیات به کوشش من بستگی دارد . و از بابت مضامین بیشتر از درد ها و رنجهای بشری سروده ام
        سوال پنج :نظرتان درباره ی عشق چیست؟ وچه تاثیری بر شعر وشاعر دارد؟
        ج : عشق بزرگترین واژه الهی است که سه پایه دارد . عاشق هم باید متعهد باشد هم باید صمیمیت داشته باشد و هم باید میل و شهوت داشته باشد اگر ما خداوند را فرض بگیریم می بایست به تعهداتی که برایمان آورده متعهد باشیم و با او نیز به عنوان یک دوست , صمیمی بود و میل به دیدار و وصل به او نیز باید بسیار قوی باشد . اگر یکی از این سه واژه نباشد عشق معنایی ندارد . .
        سوال شش:آیاتاکنون کتابی هم چاپ کرده اید ؟ لطفن کمی ازتحصیلات سوابق وفعالیتهایتهای ادبی وهنریتان برایمان بگویید ؟ وآیا غیرازشعر به کارهای هنری دیگری هم می پردازید؟
        ج : بله من کتابی با نام به جهنم سرد خوش آمدید را که اشعار من است در سال نود و یک چاپ کردم ( خام وبدون ویرایش ) که تقریبا دو هزار بیت غزل و قصیده و مثنوی و . . . دارد و خودم حدود بیست و چهار سال سابقه کار چاپ دارم و تحصیلاتم تا اول راهنمایی بیشتر نیست, ولی هفت جلد کتاب با عناوین
        1 – به جهنم سرد خوش آمدید ( با ویرایش جدید )آماده چاپ
        2 – صد غزل از کوچه دیوانه ها ( اشعار تقریبا جدید ) آماده چاپ
        3 – دفترچه بغلی سیاه مشقهای من ( اشعار جدید ) آماده چاپ
        چوپان فداکار دهقان دروغگو ( اجتماعی ) - آماده چاپ
        مناظره اعتیاد - آماده چاپ
        اعتیاد معضل هزاره - آماده چاپ
        تو میدونی و خودت ( اجتماعی ) - آماده چاپ
        دیگر دارم که آماده برای چاپ هستند که سه جلد آن اشعار جدید من هستند و دو جلد کتاب با موضوعیت اجتماعی دارم و دو جلد کتاب هم دارم که درباره اعتیاد است که تالیف کرده ام .
        سوال هفت:نظرتان درباره ی شعرنو،پست مدرن وکلاسیک ایران چیست وکدام سبک رابیشتر می پسندید ؟
        ج : من در جایگاه جواب به این سئوال نیستم تنها میتوانم شعر را نوعی تقلید بنامم و بیشتر غزل را دوست دارم
        سوال هشت :نظرتان درباره ی نقد ادبی چیست ؟ وتاثیرآن برادبیات ؟
        ج : این یک اصل است که اگر انتقاد نباشد متمئنا فساد بوجود خواهد آمد و باید عزیزانی که تفکر نقاد دارند درک متقابل هم داشته باشند که نقد آنان جنبه دافعه نداشته باشد . این درست نیست که ما با عدم آگاهی دیگران را از جایگاه خود که حقی دارند برانیم ما باید باور یقین ایمانمان قویتر از آگاهیمان باشد تا بتوانیم محترمانه دیگران را به نقد بکشیم کلا من خودم اگر ایرادی داشته باشم دوست دارم دیگران از من انتقاد کنند ولی خودم معمولا تفکر نقد دیگران را ندارم و به خودم هم بخاطر عدم آگاهی در رابطه با ادبیات اجازه نقد دیگران را نمیدهم ولی در رابطه با اعتیاد به خودم اجازه میدهم حتی در راه بهبودی دیگران ورود پیدا کنم
        سوال نه :مشکلات شاعران درعرصه ی شعر وادب چیست؟ وچه پیشنهاداتی دارید برای بهبود اوضاع شعرو شاعری ونشر؟ودرواقع اگریکی ازدست اندرکاران حوزه ی شعروادبیات بودید چه راهکارهایی برای بهبود اوضاع کنونی شعر درایران داشتید؟
        ج : عدم توجه کافی به تواناییهای افراد جامعه متاسفانه سبب بی میلی و ترک ابتکار و تفکر خلاق گردیده این باید لحاظ شود تا افرادی که به نوعی دستی به قلم دارند از حمایت های اجتماعی برخوردار باشند مثلا من در باره خودم میگویم که بعد از دوازده سال پاکی مواد مخدر , هنوز کسی به آگاهیهایی که در راه درمان پیدا کردم و در این باب قلم زده ام توجهی ندارد , در حالی که تجربه مادر علم است , من دارای دانشنامه اعتیاد هستم , نوزده سال هم به مواد مخدر آلوده بودم آیا بالا تر از این میخواهند ؟؟ آیا موش سفیدی از من بالاتر هست ؟؟؟؟؟؟
         
        سوال ده :به نظر شما دنیای یک شاعر چه تفاوتی بابقیه ی مردم دارد؟ و یکی از خاطرات خوب و بد زندگیتان رادرصورت تمایل برایمان بگویید تا کمی بحثمان جذاب ترشود؟
        ج : دردآورترین خاطره ای که دارم دیدن هفت نفر از دوستانم در منطقه جنگی بود که عقب یک تویوتا سوخته بودند .و دردی که مدام با من است و هر روز با آن سرو کار دارم دیدن جوانهایی است که بدون آگاهی در این اجتماع آسیب می بینند که این نیز بر میگردد به عدم بستر سازی فرهنگی در باره اعتیاد به مواد مخدر .
        از آنجائیکه من از زمان بلوغ جسمی معتاد شدم خاطره خوبی معمولا ندارم ولی میتوانم چیزی بگویم که شاید جالب باشد . من الان پنجاه سال دارم و تا کنون در دستم یا در حساب بانکی ام یک میلیون تومان پول نداشتم و هرگز آرزوی پول داشتن را نداشته ام و از چیزی که خیلی متنفرم ( قفل ) است . .
        نگاه شاعر ، عاطفه شاعر ، خلاقیت شاعر و ریزبینی شاعر وی را از عموم مردم جدا میسازد من معتقدم که اگر به برگ درخت زرد نگاه کنیم و به آن معنا ببخشیم و تعریفی برایش داشته باشیم میتوانیم شاعرانه زندگی کنیم و شاعران معمولا احساسات نازک تری نسبت به انسانهای فاقد این هنر دارند . انسانهایی که هنر ادبیات در آنها جوشش دارد مخصوصا افرادی که بدون تحصیلات و دانش آکادمیک می سرایند با بقیه شاعران فرق دارند چرا که جوشش آنها در بیان احساسات بیشتر از افرادی است که تحصیلات ادبی دارند . البته این اعتقاد من است شاید هم اینگونه نباشد .
        سوال یازده :به نظرشما کدام اشعار مخاطبان بیشتری دارند و بیشتربر دل مخاطبان می نشیند؟ اشعارسیاسی عاشقانه عارفانه یا اجتماعی ویاغیره ............؟
        ج : در اجتماع ما که هیچگونه لذت و خوش ای وجود ندارد بیشتر جوانان به دنبال شادی هستند و این باعث شده که اشعار طنز و اجتماعی مخاطب بیشتری داشته باشد بعد از آن به نظرم شعر سیاسی بیشتر مخاطب داشته باشد . .
        سوال دوازده :چگونه وازکی عضو سایت ادبی ناب شدید؟وسایت شعرناب راچگونه می بینید؟
        ج : نمیدانم فکر کنم سه یا چهار سالی هست که عضو شده ام و این سایت را با گشتن در اینترنت پیدا کردم
        سوال سیزده :نمی دانم چقدر با افراغ اندیشه آشنایی دارید اما می خواهم بدانم نظرتان درباره ی استاداحمدی زاده ی عزیز وسبک شعریشون چیست؟
        ج : من از افراغ اندیشه چیزی نمیدانم ولی میتوانم استاد فکری را یکی از مدیران خوب وبسایت های ادبی به شمار آورم ایشان همیشه و در بسیاری از مواقع به حقیر و دیگر اعضا لطف فراوانی داشته اند کلا سیدی بزرگوار هستند .
        سوال چهارده:اگرازشما بخواهیم همین الان یک شعر تقدیم کنین به اهالی سایت ناب چه می گویید؟خوشحال میشیم اگه شعری برایمان بنویسید تا حال وهوایمان عوض شود .
        ج :
        در برینم طعمه گندم خورم
        در زمینم طعنه مردم خورم
        در رحم بودم که خوردم خون دل
        گر نمی خوردم محال است جم خورم
        در میان برزخ این تن آرمید
        ماتمی دارم که از گژدم خورم
        جم : تکاه خوردن ، جنبیدن
        سوال پانزده :درپایان ازشما تقاضا دارم اگر اشکالی نداره یکی ازاشعارتان دراینجا قراردهید تا دوستان به نقد وبررسی آن بپردازند
        تقدیم به همه اعضا شعر ناب
        چه كنم؟
        بى تو اى سرو سهى در دل بستان چه كنم؟
        با دل غمزده‏ ى نرگس و ريحان چه كنم؟
        با ريا كارى اين قوم مسلمان چه كنم؟
        شكوه‏ ها دارم و با آيه ‏ى قرآن چه كنم؟
        اى مسيحا نفس اين دل به تو ايمان دارد
        در كنار تو چنين دورى و هجران دارد
        نرگس از چشم خمار اشك فراوان دارد
        اشك هر ديده نگر ره به نيستان دارد
        عمرم آخر شده اى خسرو خوبان نظرى
        در ره كوى تو لب تشنه‏ ى حيوان نظرى
        جان به لب آمده از دامن عصيان نظرى
        بر من دلشده از گوشه‏ ى چشمان نظرى
        یك نظر غافل از آن صورت رخشان نشوم
        راهى سلسله‏ ى عربده جويان نشوم
        از سر لطف تو من راهى دونان نشوم
        بى مى و مقصد و مقصود تو انسان نشوم
        بين ما و خم ابروى تو مژگان راه است
        حلقه‏ ى زلف تو با حلقه‏ ى عرفان راه است
        ساق سيمين تو با ساغر مستان راه است
        يوسفى رفته ز كاشانه و كنعان راه است
        كس در اين باديه جز ناله و افغان نشنيد
        جز دعاى سحرى در دل باران نشنيد
        نام باصر ز لب گشنه ‏ى اخوان نشنيد
        كوس ما را نفسى جز دل جانان نشنيد
        باتشکرازشما بانوی عزیزامیدوارم در این راهی که پیش گرفته اید که بسیار در فرهنگ ما خلاء آن احساس میشود کماکان موفق و موید و محفوظ باشید در همین جا از تمامی اعضاء میخواهم که برای حقیر نیز دعا کنند و اگر در جواب یا پیامهایم به بزرگواری بی احترامی شده مرا ببخشند و از خداوند منان آرزوی توفیق بیشتر برای استاد فکری و دیگر اساتید و مدیران و دست اندرکاران این سایت را دارم .اگر اشعارم فاقد صنعت و علوم شعری و عروض هستند مرا بدیده اغماز بنگرید و در این راه دستگیری کنید تا بتوانم دردهای اجتماع را بهتر به گوش متولین و . . . . . . برسانم .بدون در نظر گرفتن نژاد ، مذهب ، یاعقیده ای خاص کوچک همه انسانها هستم!
         باقر رمزی باصر
        پانوشت:
        درپایان بازهم تشکرمی کنم ازاین عزیزو بزرگوارکه دعوتم راقبول کردند وبا صبرو حوصله وزیبا پاسخگوی سوالاتم بودندوبا آرزوی سلامتی وموفقیت هرچه بیشتر برای ایشان درتمام مراحل زندگیخندانکخندانکخندانک

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۲۳۰ در تاریخ چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۴:۴۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        ۴۱ شاعر این مطلب را خوانده اند

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        علی غلامی

        ،

        منصور شاهنگیان

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        باقر رمزی ( باصر )

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        مصطفی عارضی

        ،

        احمد رشیدی مقدم (گمنام)

        ،

        لیلا باباخانی

        ،

        هوشنگ زاهدی

        ،

        نیره ناصری

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        دکتر رجب توحیدیان آغ اسماعیلی(سالک)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        مهدی صادقی مود

        ،

        علی صادقی(صادق)

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        شکوفه دهقان

        ،

        قاسم قره داغی

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        محمد دهقانی هلان

        ،

        سجاد ربانی

        ،

        مهدی رفوگر

        ،

        ریحانه منصوربخت

        ،

        زهرا ضیایی(روح الغزل)

        ،

        خدابخش صفادل

        ،

        مسعود خلیق اخلاقی

        ،

        منوچهر مجاهدنیا

        ،

        محمد یزدانی جندقی

        ،

        محمد رستمی

        ،

        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

        ،

        علیرضا کاشی پور محمدی

        ،

        علی اصغر اقتداری (حرمان)

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        محمدعلی جعفریان(عاشق)

        ،

        بیژن آریایی(آریا)

        ،

        فاطمه باقری (سایه)

        ،

        محمود انصاری

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        نقدها و نظرات
        سید حاج  احمدی زاده(ملحق)
        شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۵۶
        سلام درودی از سر مهر بر بانوی بسیار گرانقدر و بسیار عزیز و زحمت کش استاد نازنین واژهای بکر سرکار خانم جمیله عجم و تقدیر و تشکر از محضرشان بابت این مصاحبه زیبا و اشنایی بیشتر با دوست ارجمند و فرهیخته مرد استوار شعرناب جناب باصر بزرگوار گرانقدر خندانک خندانک خندانک نازنین مرد جناب رمزی عزیز از اشنایی بیشتر با شما بسیار خرسندم الهی زنده به عشق باشید و همچنان در اگاهی عزیزان و جوانان وطن برای رهای از اهریمن اعتیاد کوشا باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


        ببخشید دیر خدمت رسیدم همانطور که می دانید مسافرت عراق هستم خندانک
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۸:۴۳

        کم وبیش با جناب رمزی آشنا بودم از طریق وبلاگشان و پست واشعارشان.
        درودبرشما بزرگوار که دلسوخته اید و همین که هنوز سبزید با این همه گرفتاری ومعضلات ...خودش خیلی حرف است.امیددارم سلامت وباطراوت بمانید و باتلاش گسترده ای که در باب آشنایی جوانان وخانواده ها با اعتیاد دارید پایدار بماند. خندانک
        استادعجم عزیزم تشکر می کنم برای این مصاحبه عالی وتلاش ارزنده ات خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۸:۲۷
        درود جناب باصر عزیز
        از بانوی واژه ها تشکر و برای شما آرزوی موفقیت می کنم خندانک خندانک خندانک
        محمد یزدانی
        شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۵۵
        سلام جناب رمزی انسان بی ریای نیک اندیش آرزوی طول عمر همراه با عزت و سلامتی برای جناب عالی و کانون گرم خانوادگی محترمتان دارم
        به درگاه خدا هرگز ناامیدی نیست از اینکه بابک را دوباره ببینید و در کنار عارف و فرهاد و همسر گرانقدرتان روز گار ی سراسر زیبا وسرشار از نشاط داشته باشید از اینکه اشعار بیماران را گردآورده اید بسیار خوشحالم همین انرژی و انگیزه ی لازم را برای اصلاح ابتدایی و مقاومت همیشگی در برابر بیماری فراهم می آوَرَد خود حضرت عالی نیز علاوه بر پشتوانه ی خوب فرهنگی و اراده ی آهنین تا حد بسیاری وامدار همین الهام شاعرانه هستید و با فروتنی از چنین استعداد بر تری یاد می کنید و بهره می برید اشعار تان که اسلاید شده اند را خواندم بسیار زیباست در محضر استاد درس پس می دهم بنابراین یادم نرود که پایبندی در پاسخ به تحریک احساسات از برای خندانک سرودن خندانک نوشتن خندانک کشیدن ( نقاشی ) خندانک بافتن خندانک نواختن و دیگر هنرها خود نوعی اعتیاد است که نتیجه ای مثبت دارد و چه قَدَر خوب و زیبا توانسته اید آتش خانمانسوز بیماری را با مهرورزی و توجه به کشش های مثبت و سودمند درونی مهار بزنید یا دست کم جلوی ضرر بیش از پیش را بگیرید که خود منفعت است
        راستی از اینکه با شاعری مرد میدان دفاع مقدس همکلام شدم به خود می بالم گویی که شبانه روزی در زیر یک سقف سیمانی یا الواری یا در کانالی دراز کش به خط در سه سمت کیسه های ماسه در منطقه شور و حماسه نَفَس کشیده ام چه این حقیر نیز در شصت و چهار به سربازی رفته ام وشصت وشش بازگشته ام اما حضرت عالی تا شصت و هفت توفیق خدمت در لباس مقدس سربازی داشته اید پنداری مبارزه با بیماری را نیز از همان نقطه ی شروع پی گرفته اید و در به زانو در افکندنش پیروز گردیده اید هر چند راه دشوار بوده است و با تاخیر چند ماهه به مقصد رسیده اید پاینده باشید در پناه حق خندانک
        منصور شاهنگیان
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۰۶:۴۴

        با درودی صمیمانه :

        بی شک ، یکی از بی نظیر ترین و تاثیر گزار ترین مصاحبه هایی است که تا حال خوانده ام ...

        گفته های بی آلایش و راستین جناب باصری عزیز بی اندازه مرا دگرگون و احساساتی نمود تا جایی که .... بکذریم ...

        از خداوند بزرگ میخواهم این دوست و یار با احساس ، متعهد ، بی ریا و بزرگوارمان را بیش از پیش موفق و سربلند گرداند ...

        از سرکار خانم عجم نیز به خاطر این مصاحبه ارزشمند و خلاقانه بی اندازه سپاسگزارم ...

        خداوند همه ی ما را عاقبت بخیر گرداند ... یا حق ...


        احمد رشیدی مقدم (گمنام)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۰۱
        درود فراوان به استادان سرکار خانم عجم ورمزی عزیز

        مصاحبه بسیار خوبی هست به قول سرورم جناب
        آقای شاهنگیان خالصانه وبی ریا است
        درصحبتشان آقای رمزی فرمودند درخانواده ای
        متدین به دنیا آمده اند شکی نیست ؛ زیرا من
        عقیده دارم که بادعای پدرشان ایشان از چنگال
        دیو اعتیاد جان سالم در بردند ؛ از خداوند سلامتی
        وموفقیتشان را آرزومندم ؛ دست حق نگهدار خندانک خندانک خندانک خندانک
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۱۵
        سلام و درود
        بسیار عالی
        صادقانه ترین و بی نظیرترین مصاحبه بود
        افتخار است در حضور بزرگوارانی چون شما
        زنده باشید به عشق جناب آقای رمزی بزرگوار
        دل تاریک مرا جلوه ی حسن تو شکفت...... خندانک خندانک
        هوشنگ زاهدی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۴۷
        درود بر عزیز گرامی بانوی عجم
        با سپاس از زحمات بیدریغ آن مهربان بانو . مصاحبه ای بود که در نهایت زیبایی مملو از تألم و تأثر که مع الأسف نمونه های آن بکرّات در جامعه مشهود میباشد از طرفی زهی مایۀ سعادت آنچنانکه آن بزرگوار بدلایل نا معلوم با پای خویش خویشتن را بدست هیولای زشتیها بسپردند خود نیز با توان و اقتداری خاص از کمند آن نجات یافتند که قابل ستایش میباشد در اینجا لازم میدانم عزیزان و جوانان پاره ای از گناهان خویش را بطور کامل متوجۀ اولیاء خویش نگردانند و مسایل را عمیق و در نهایت انصاف مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهند و بدانند که در جهان دلسوزتر و غمخوارتر از این دو گوهر نایاب یعنی والدین نخواهند یافت فارغ از حالات استثنا که وضعیت چنین خانواده ها از اساس مشخص میباشد نکتۀ جالبی که در این مصاحبه مشاهده نمودم تحصیلات مقدماتی آن بزرگوار بود چرا که با آن اندک ، بسیار ماهرانه سوار بر مرکب واژه های سنگین میباشند و محموله ای از سروده های زیبای خویش را با آن میرانند که بزعم این حقیر چنین موردی ناشی از کثرت مطالعه میباشد باری بانوی عزیز ضمن سپاس و قدردانی از الطاف شما امید بر سلامتی و مؤفقیت و شادکامی عزیز بزرگوار جناب رمزی و متعلقین در تمامی مراحل زندگی میباشد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        نیره ناصری نسب
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۱۳
        درود بر جمیله جان خواهر بزرگوارم

        بسیار سپاس از گذاشتن این مصاحبه ارزشمند
        درود بر جناب رمزی بزرگوار
        برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم خندانک
        این هم یک امتحان سخت برای ایشان بوده که پروردگار واقعا او را دوست داشته که به زندگی خودش برگشته
        برای چنین شاعرانی باید مدال افتخار داد و از آنها تجلیل کرد با این اراده والا خندانک خندانک خندانک
        بسیار سپاسگزاریم از شما و ممنون از بانوی واژه های عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۴:۵۱
        درود فراوان بربانوی واژه ها سرکار خانم عجم عزیز .

        سلام بر شاعر گرانقدرجناب رمزی گرامی .

        گفتگوی بسیار خوبی بود .آقای رمزی با سعی ، تلاش
        وفضل خدا از چنگال اهریمن اعتیادنجات یافتند .
        همت و مبارزه ی ایشان قابل تقدیر است. از خداوند
        سلامتی وسعادت و موفقیتشان را آرزومندم .

        سپاس از هر دو بزرگوار . خندانک خندانک خندانک

        علی   صادقی
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۹:۱۳
        سلام
        عالی .صاف وصادق
        صداقت شما واقعا قابل تحسین است بزرگوار ...................

        بار دیگر به بنده اثبات شد که شعر انسان را میسازد ........... خندانک خندانک خندانک خندانک
        تندرست وبرقرار مانید ./
        مهدی صادقی مود
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۱۹:۲۷
        سلام جناب رمزی عزیز
        قبلا داستان زندگی شما رو خونده بودم احتمالا در سایت ادبی دیگر. دوباره خوندم ومتاثر شدم و احسنت گفتم به این اراده
        خندانک خندانک خندانک
        چند وقتی بود کم کار بودید و زیارتتون نمی کردم .داستان عجیبی بود انشالا بقیه مسیر زندگی رو هم محکم و استوار طی کنید
        خندانک خندانک خندانک
        عرض ادب خدمت سرکار خانم عجم عزیز و تشکر بابت زحماتشون خندانک
        عليرضا حكيم
        چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ ۲۳:۴۵
        درودبر شما خانم عجم و همچنین جناب آقای باصر
        خوشحالم از آشنایی بیشتر با ایشان برایشان سعادت و بهروزی آرزو می کنم
        خندانک
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵ ۰۷:۳۱
        سلام
        اقا ممنون از بابت این همه درست بودنتان
        من که در خواندنتان هزار دروود فرستادم
        و شما را لایق بهترین ها میدانمم
        ممنون و اینکه مصاحبه پرباری بود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        باقر رمزی ( باصر )
        پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۲۶
        سلام و درود بزرگوار
        از حضورتان بی نهایت خرسندم خندانک خندانک خندانک
        موفق باشید مهربان خندانک خندانک خندانک
        تقدیم حضور
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مهدی رفوگر
        جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ ۱۰:۲۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک سلام ....هر دو عزیز ....پیروز و سربلند باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        زهرا ضیایی(روح الغزل)
        جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۱۶
        سلام ودروود بر این برادرشاعرمان که اینگونه صادقانه صحبت کردند
        آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزدن برای ایشان دارم
        هرچند دعای خیر پدرشان برای او کافی بوده وهست
        که هرآنچه الان عستند بازتاب ایمان و دعای خیر ایشان است




        درود بر بانو جمیله ی عزیزم
        خسته نباشید عزیزم خندانک
        خدابخش صفادل
        جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۱۱
        درودبرشما و این همه صداقت! خیلی خوب بود.چه درس های خوبی دراین متن نهفته است!
        مسعود خلیق اخلاقی
        جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ ۱۳:۴۸
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما جناب رمزی گرامی
        و سپاس بانو عجم را که چنین محیط زیبائی را ساختند
        جناب رمزی عزیز
        ارادتم به شما از طریق اشعارتان زیاد بود
        و اکنون دو چندان شد
        مردی آگاه به رموز اراده و پشتکار
        عزیز باشید و سربلند
        منوچهر مجاهدنیا
        شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۲۵
        جناب رمزی انسان وارسته و بی ریایی هستند که هم در جامعه درد کشیده اند و هم درد مشترک انسان های جامعه را درک می کنند .
        برایشان سلامتی و شادکامی آرزومندم .
        خندانک خندانک
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۲۳
        سرکارخانم عجم، بانوی گرامی، وجناب آقای رمزی عزیز، سلام علیکم.
        ....................................................................................................
        دوستان نیزفرمودند.....این همه صداقت....قابلِ ستایش است ...البته نه ازجنسِ (اُلْحَمْدُ لِلَّه..........)که، (ستایش مخصوصِ خداونداست....)...ولی،.....، آزمایش های بسیار سختی راپشتِ سرگذاشته اید.....وخدای راشُکر....که ، سرافرازید........فقط اشاره کنم که:....همه ی ما، ودرهمه حال....درحالِ آزمایشیم.......واین هم سرّیست درخلقتِ خداوند.......ولی بزرگوار.........(گرچه درمَثل، مناقشه نیست......) ما، اموزگاران....روالِ کارمان براین بود درکلاس....که سؤالهای مشکلتررا، ازدانش اموزانِ درسخوان و....زرنگ ،می پرسیدیم.......،چه می دانستیم که، (تقریباً) تنبل ترها....اماده برای جواب دادنِ چنین سؤالاتی نیستند.........وشکّی هم نیست که خداوند ازهرکسی به اندازه ی وسعش.....تکلیف می خواهد.....وشما جنابِ رمزی.......لطفِ الهی بیشتر شاملِ حالتان شده....وبیشتر ، موردِ خطاب بوده اید.....این، نعمتِ کمی نیست....ومسلمّاً شما ،حود واقفید....گرچه گاهی ممکن است درچنین موقعیت هایی....هرکسی درذهنش خطورکند که، چرامن؟........واین راهم اضافه کنم....که ،تاکسی درموقعیتِ دیگران نباشد....به خوبی نمی تواند دریابد که .....درد تاچه اندازه است.......وباید دُعا نمود که کسی درموقعیّتِ شما، قرارنگیرد....گرچه متاّ سفانه....چیزی که همه ، کم وبیش ...دیده ....شنیده...ویابه نوعی این روزها درگیریم با ان،.....مُعضلِ اعتیادَست......و،گویا که نمی خواهد دست ازسرِ مردمِ مابردارد........چه زن و،چه مرد.......زمانی....هروئین ، اخرِ خط بود.....واین روزها....مواّد شیمیاییِ صنعتی.....صدپلّه بدتر....وخانمانسوزترازانست........البته صحبت دراین زمینه ، می توان نمود....اِلا ماشاءا........ولی، باعرض معذرت....دریک مسئله باشما موافق نیستم.........که مادرتان ......شمارا، خانه گُریزکرده باشد.........گرچه تفاوت گذاشتن بینِ فرزندان....بسته به نوعِ رفتارِ خودِ فرزند....امری عادّیست...... ..(تاحدّی،قابلِ توجیه است) ولی....زندگی دریک خانواده ی مذهبی.......واینکه رفتارمادری باعث شود که ،خانه گُریزشود فرزندی.........حاشا وکلّا.........اگرصحبت ازنامادری بود.....(شاید) پذیرفتنش ،آسان تربود.........به هرحال.....خیلی متاّثرشدم....ازخواندنِ مختصر بیوگرافیِ شما.......ودرنهایت .....خوشحال.....که ، بااین همه مشکلاتِ واقعاً کمرشکن.....دوری ازفرزند....مرگِ همسر.......ووووووووبازهم چون کوه استوارید........وباورکنید که منبعد....حقیر...جنابِ رمزی را، با چشمِ دیگری نگاه خواهم کرد.......(اسطوره ی استقامت) ....مگراستوره ها....چگونه خلق می شوند؟....وهمیشه هم گفته ام.......زندگیِ هرکس اگربه خوبی ، واشکافی شود....می تواند...دستمایه ی ، داستانی باشد ، برای دیگران.....خواندنی....عبرت اموز......و، هربرداشتی که دیگران می توانند داشته باشند......برای شما وخانواده ی محترمتان.....آرزوی روزها و، شبهای بهتری رادارم.....ومی دانم که خداوند.....یاریگرتان خواهد بود......دوستِ عزیزم........شما موفقید انشاءا............
        واینجاست که باید تقدیرکردازکاری که سرکارخانم عجم ، می نمایند.......بسیار زیباست ، این مصاحبه های دلنشین.........خدای اجرتان دهاد انشاءا..........
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علیرضا کاشی پور محمدی
        دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ ۰۹:۳۳
        سلام بر شما
        از آشنایی با این عزیز خوشحال شدم
        خانم عجم شما هم خسته نباشید
        خندانک خندانک خندانک
        محمدعلی جعفریان(عاشق)
        چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۵ ۱۱:۱۰
        سلام


        برای عزیزمان آرزوی شکوفایی طبع و بهروزی دارم


        خدا حفظتان کند

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        علی اصغر اقتداری (حرمان)
        شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۵ ۲۲:۴۰
        درود بر شما
        بیژن آریایی(آریا)
        دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۵ ۱۶:۱۹
        درود بر شما
        سرگذشت دردناک شما را خواندم و بسیار آزرده شدم دوست من.
        این درد شما تنها نیست و بسیاری به این درد گرفتارند و برای رهایی آنها از دیو پلید نیایش می کنیم و از خدا می خواهم که هرگز خانواده ایی درگیر این درد نگردد.

        هزاران آفرین بر شهامتت دوست من که راحت سخن دل خودت را به زبان آوردی.
        جناب رمزی بزرگوار
        دیروز یک یادمان{خ ا ط ره} بود فراموشش کن
        فردا یک راز است و هنوز نیامده و شاید نیاید
        امروز را بساز امروزی را که در آن زندگی می کنی...

        اگر از گذشته درس بگیرد آدم باید به آینده امیدوار باشد.
        به هر رو برای شما دوست گرامی و مهربان آرزوی سربلندی و کامیابی را دارم.

        بانوی واژه ها درود بر شما و کار بسیار ارزنده شما.
        سربلندی و سرفرازی شما را نیز خواستارم.
        کمترین درگاه سرایش ناب بیژن آریایی خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0