سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 24 آبان 1398
  • روز كتاب و كتاب‌خواني
  • روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي، 1360 هـ ش
19 ربيع الأول 1441
    Friday 15 Nov 2019
      مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

      جمعه ۲۴ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      سیر پیدایش و تکامل فولاد در شاهنامه
      ارسال شده توسط

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      در تاریخ : چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ۲۰:۴۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۱۱ | نظرات : ۳

        رد پای صنعـت آهنـگری  
       
      در شعـرهای فردوسـی
      فهرست   :
      1-  مقدمه
      2-  اهدف مقاله
      3-  اشاره ای به سیر تاریخی شاهنامه
      4-  بحثی اجمالی دربارۀ اندیشه نامیرا شدن
      5-  شکل گیری صنعت آهنگری در ایران باستان
      الف)  پیدایش آتش
      ب )  پیدایش آهن    
      پ )  روند رشد در صنعت آهنگری
      ت )  اشاره ای به خواص آهن در صنعت متالوژی
      ث ) تأثیر پیشرفت صنعت آهنگری درشکل گیری حکومتهای پادشاهی
      ج )  ابزارهای جنگی و محافظتی قبل از دوره اسفندیار
      چ )  آیا خواسته اسفندیار مغایرتی با پیشرفت علم آهنگری داشت ؟
      ح )  علت شکست اسفندیار با وجود مجهز بودن به علم و آگاهی ؟  
      خ )  موضوعات مطروح در شاهنامه که نیاز به بررسی بیشتر دارد
      6 -  پایان      
      7 -  مراجع
       
       
       
       
      مقدمـه  :
      اشعارحکیـم ابوالقاسم فردوسـی شاعرتوانا و حماسه سرای بزرگ ایرانی در دوران مختلف با دیدگاههای متفاوتـی مورد نقـد و بررسـی پژوهشگـران قـرارگرفتـه است .  هرمحققـی با توجـه به نوع نگـرش و دغدغه های خاص خود این اثر بزرگ را تحلیل و تفسیر کرده است .
      من نیـز با توجـه به تحصیـل و تجربه کاری ام دررشتـه متالوژی ، از بعد فـن و صنعـت به این اثر توجـه داشته ام و بالطبـع اشعاری برای مقاله انتخاب شده اند که در آن به صنعت و حرفه آهنگری اشاره شده است .
      هدف این مقالـه طرح قدمت حرفه و فن و بطور خاص صنعت آهنگری ، در نزد ایرانیان است و اجمـالاً موضوعات زیر درآن بررسی خواهد شد .
      1 -  پیدایش آهن
      2 -  پیدایش نوع اولیه آهن و ترکیبات آن
      3 -  توسعه صنعت آهنگری در زندگی شهری
      4 -  توسعه صنعت آهنگری درجنگ
      5 -  شکستها و نقاط ضعف این صنعت 
      هـدف ها :
      1 -  وجود پیوند میان شعر فردوسی و صنعت ایران
      2 -  ایجاد حس خود باوری در صنعتگر با مطالعه قدمت صنعت در ایران
      3 -  لزوم مطالعه شاهنامه برای بررسی های بیشتردرابعاد مختلف
      اشاره ای به سیر تاریخی شاهنامـه  :
      شاهنامه آمیزه ای است از افسانه ،  تخیل و واقعیت ، سه جهانی که سراینده اش با  مهارت و به زیبایی آنها را در هم می تند و شاهکاری جاودانه به جا می گذارد .
      تاریخ شاهنامه با کیومرث آغاز می شود . اولین حکمرانی و قانونگذاری که به روایتی نخستین انسان نیز معرفی شده است ماجرای گیاه و تکثیر انسان از او دراین اثر بسیار خواندنی است .
       
                                   پژوهنـده ی نامه ی باستـان                 که از پهلوانان زنـد داستان
                  کیومرث آورد ، او بـود شاه چنین گفت کائین تخت وکلاه    
              سرتخت و بختش برآمد زکوه             پلنگ گینه پوشید خود ، با گروه   
      سیامک فرزند کیومرث ،  از سرما به کوهها پناه می برد و به دست دیوان کشته می شود .
      و سرانجام هوشنگ کاشف آتش و آهن .
      ز هوشنگ مانده شده یادگار                   بسی باد چون او دگر شهریار  
        پیدایـش فن و صنعـت در دوران حکمرانـی طهمـورث بوجود می آید . در این برهـه اعتقـادات دینـی و
        آئیـن های پهلوانی شکل می گیرد . به تجهیـزات رفاهـی زندگی توجه می شود و برای راحتـی و دفاع از  
        مرزهای حکومت دژها و قلعه ها ساخته می شوند .
      غلبه برطبیعت به دست قدرتمند جمشید حاصل می شود . عجایب هفتگانـه مشهور در زمان او به وجود                                                                                                 
       می آید و بحث دانش در این برهه پیچیده تر می شود .
      عصر سیـاه ، دوره حکمرانـی ضحاک است . دوره افـول دانش ، آگاهـی و صنعت را در این دوران شاهد هستیم . و بعد فریدون از راه می رسد و نظام عدل مجدداً حکم فرما می شود .  او پادشاهی را میان سه فرزند خود تقسیـم می کند و این امرآغازگـر جنگ و جدل میان پادشاهـان است .
      جنگ از یک سو نابود می سازد و از سویی دیگر مسیرهای جدیدی مهیا می کند . با جنگ نیازهای تازه ای ایجاد می شود . ضرورت بهتر جنگیـدن و دوری از آسیب پذیری . این نیاز ملزوماتـی می خواهد که در چهار چوب فن و صنعت تعریف می شوند .              
      4 -   بحثی اجمالی دربارۀ اندیشه نامیرا شـدن
      در شاهنامه موارد زیر قابل تأمل است .
         الف -  اشاره به روئین تنی، در واقع بیان ضرورت ایمنی در برابر خطرات احتمالی از سوی دشمن است .
         ب -   هدف جنگاور در درجه اول دفاع از آرمانها و مرزهای سرزمینش است نه حفظ جان .
       ج  -   شکرگزاری از خالق بخاطر فراهم کردن امکانات  .
       د -   در این اثر با هنرنمائی هایی در عرصه صنعت مواجه می شویم و دورنمایی از رشد و پیشرفت را      
       می بینیم .
      ﻫ -  با تمامی دانش دردسترس نقاط ضعفـی هم وجود داردکه طرف مقابل گاه ازآن استفاده می کند.   
      بزرگ مردان با وجود مجهـز بودن به آگاهـی و دانش نقطه ضعف هایـی دارند که آنها را آسیب پذیر می کند .
      مانند :
      *      ببر بیانی که رستم به تن می کرد کل بدن او را پوشش نمی داد .
      *      اسفندیار و آسیب پذیری اش از ناحیه چشم .
      روئین تنی یکی از آرزوهای دیرینه ی انسان است که در اعصار مختلف نشانه های آن را در آثار ادبی و هنری شاهد هستیم .
      روئیـن تنـان باستانـی چـون آشیل ، زیگفرید و بالدر که در عیـن قـدرت از ناحیـه ای در اندامشـان آسیب پذیرهستند .
      این اشاره تمثیلی به ما یادآوری می کند که شرط پیروزی در هر کاری آگاهی از نقطه ضعفها است .
      5 -  شکل گیری صنعت آهنگری در ایران باستان  
        الف )  پیدایش آتش
      دو پدیده آهن و آتش جزء جدا ناپذیـری هستند که در صنعت آهنگـری باعث به وجود آمدن فولاد با خواص متفاوت می شوند .
      فردوسـی به جا و به زیبایی  ماجـرای کشف آهن را شرح می دهد .
       در شاهنامه در وصف پیدایش آتش چنین می سراید :
      دو چشم از بر سر ، چو دو چشمه خون           ز دود دهانش جهان تیره گون
      اژدها یـی به هوشنگ حمله می کند و او برای دفاع از خود ، سنگی را به سمت اژدها پرتاپ می کند ،  در اثر بر خورد سنگ با سنگهـای اطراف جرقـه ای ایجاد می شـود و اینگونـه آتش به وسیله هوشنـگ کشف می شود .
      به سنگ اندر ، آتش از او شد پدید                  کزو در جهان روشنی گسترید
      آتش ، سیاهی ها را می روبد و روشنی ، آگاهی و پیشرفت را به ارمغان می آورد .
       
      ب )  پیدایش آهن
      با انتقال آتـش به محل زندگـی انسانهـا که عمومـاً غارهـا ی تاریک بودنـد این امکان برای انسان بوجود می آید تا شاهـد ذوب شدن سنگ آهن در مجاورت آتـش باشـد . تا ببیند چگونـه آهن اسفنجـی جدا می گردد و در کف غار به صورت سیال روان می شود و بعد از سرد شدن جسم سختی حاصل شود که بسیار برنده نیز می تواند باشد .
      فردوسی در قسمتی برای توضیح این امر می گوید .
      جهان دار هوشنـگ با رای و داد               بـه جـای نیـا تاج برسـر نهـاد
        که بر هفـت کشور منـم پادشا               جهان دار و پیـروز و فرمان روا
      چو بشناخت آهنگری پیشه کرد              از آهنگـری دره و بیشـه کرد
           جدا کرد گـاو و خر وگوسفنـد              به ورزآورید آنچه بود سودمند
      در نخستین دوره کشف آهن ،  از این فلز بیشتر در ساخت ابزار آلات کشاورزی استفاده می شود .
       دیدگاهی متالوژیکی در مورد پیدایش آهن :
      اکسیدآهن حدود 5 %  از پوسته زمین را شامل می شود و کانی های رایج  این سنگ هماتیـت و مگنتیـت است که حدود 70%  تا 72 %  آهن دارند .
      کشفیـات در زمینه ابزارآلات آهنی ، قدمت آهن را اثبات می کند . تبری حدود 3000 سال قدمت دارد
      که در قبرهای سومریان کشف شده که احتمالاً آلیاژی از مس ومفرغ می باشد .که نشان دهنده شناخت بشر از فلز می باشد .
      همینطـورریشه پهلـوی کلمه ( الین ) به معنی آهن در سالهـای قبل از میـلاد استفاده می شده و در حال  حاضر در انگلیسـی به آن ( ایرن ) IRON  می گوینـد . سنگ آهـن در دمای 1900 درجه ذوب می شود و سپس ازآن ( Fes ) آزاد می شود .
       رسیدن به دماهای مورد نظردرآتش سوزی ها و در دهانـه های آتشفشانهـا امکان پذیراست و اگر این   
       حرارت در مجاورت سنگ آهن باشد انسان جستجوگر را به کشف آهن نایل می آورد .
      فردوسی این مقوله را از زبان هوشنگ با سپاس از خداوند این چنین در شاهنامه گنجانده است .
      جهان دار پیـش جهان آفریـن               نیایش همی کرد و خواند آفرین
                            که او را فروغی چنین هدیه داد             همیـن آتـش آنگاه قبلـه نهـاد
      و بعد از مدح خداوند مراحل تصفیه سنگ آهن را می شمرد .
                             نخستین یکی گوهر آمد به چنگ             به آتش ز آهـن جدا کرد سنـگ
         سرمایـه کـرد آهـن آبگـون                  کز آن سنگ خارا کشیدش برون
      همانطورکه می بینیم فردوسی با زبان لطیف شعر چگونگی استخراج آهن از دل سنگ آهن را به زیبایی بیان می کند .
      پ )  پیشرفت صنعتی در آهنگری بعد از پیدایش آهن
      پس ازپیدا شدن آهن ابتـدا فردوسـی درشاهنامـه لزوم توسعـه آن صنعـت را برای خواننـده مشخـص می کند و مسیـری زیبا را جلو چشمـان او به نمایـش می گذارد . و همانطـورکه در بحث پیشینـه اشاره کرده ایـم حرکت بشررا از غار به دامان طبیعـت و لزوم مبارزه با طیف گستـرده ای از دشمنان آغازگر
      این نکته است که بشر نیاز به گسترش سلاح های خود برای مقابله با دشمنان جدید دارد .
      این سیـر تکمیلی با ابیاتی که در زیر آمده به زیبائـی روشن می شود . و سه مرحله اساسـی برای نیاز به پیشرفت در صنعت به شرح زیر است  :
      •  برخورد اجتماعات و گردنگشی دشمنان
      زمان تا زمانیـش بر ساختـی                   همی گرد گیتیش برتاختـی
                               چو دیوان بدیدند کردار اوی                  کشیدند گردن زگفتار اوی
       
      • جنگ با دشمن و گسترش آگاهی و اطلاعات که از اسیران بدست می آمد .
        نبشتن به خسرو بیآموختند                   دلش را به دانش برافروختند
       
      • نیاز به تکنولوژی پیشرفته تر از دشمن و ایجاد روشهای جدید .
                          نخست آلت جنگ را دست برد             در نام جستـن به گردان سپـرد
           به فرکئـی نـرم کـرد آهنـا                  چو خود و زره کرد و چون جوشنا
          چو خفتان و چو درع برگستوان               همـه کـرد پیـدا به روشـن روان
       
      • اشاره در صنعت متالوژی به خواص آهن
       
      خصوصیـات قابل تغییرآهن که به شکلهای مختلـف می تواند به وجود آید بسیـار قابل اهمیـت است . به شکلـی که صنعتگران آموختندکه اگردرصد عناصر مختلف را در ذوب تغییردهند خواص متفاوتی بدست می آورند .
      مهمترین این دسته بندی ها از لحاظ متالوژی به شرح زیر است :
      1 -آهن خام که دارای 4 تا 5 در صدکربن است که به شکلهای آهن اسفنجی هم دیده می شود .
      2 -چدن حدود 2 تا 5 در صد کربن دارد و بسیار سخت ولی شکننده است .
      3 -فولاد با خاصیتهـای بسیار متفاوت و ضربه پذیری بالا کربنی برابر با 5/0 تا 5/1 درصد دارد .
      4 -فولاد هایی با کربن کمتر از 5/0 که بسیار ضربه پذیرتراز دسته سوم هستند .
      تمامـی این دسته های بالا با اضافـه وکم کردن کمی از عناصر خاص به غیر از کربن مانند کروم ( CR ) ، مولیبـدن  ( MO ) یا منگنز ( MN ) می توانند خواصی بسیار متفاوت از خود نشان دهند .
      حتـی تکنیکهایـی وجود دارد که با حرارت دادن فـولاد و سردکردن آن خواص فـولاد را تغییر داد . سرعت سرد کردن فولاد پس از حرارت دادن آننیز بر روی خواص اثردارد .
      این عملیات بر روی فولاد که تحت عنوان عملیات حرارتـی مطرح می شوند انواعـی داردکه می توان از آن به نامهای زیر اشاره کرد .
      •  
       *    آنیـل کردن
      *   نرماله کردن
      *   کروی کردن
      ت )  پیشرفـت علم آهنگـری در بخشهای مختلف شاهنامـه و تأثیر آن درسرنوشت سلطنـت      
              پادشاهان .
      در شاهنامـه توالی زمانی به دقت رعایت شده است همانطـورکه  گفتیم در زمان طهمـورث با پیدایـش نوشتـن ، علـم توانست به نسلهـای بعـدی نیز بهترمنتقـل شود . و این احتمال زیاد است که جمشیـد علم
      مکتوبـی را که به او رسیـده است را گستـرش داده باشـد . زیرا می بینیـم درزمان او زره ، کـلاه خود و
      برگستوان ساخته می شود که جسمی است ظریف و در عین حال سخت که حتماً نیاز بوده بحـث عملیات حرارتی در آن دیده شود .
      این پیشرفت تا زمان ضحاک وجود داشت . در زمان او با افول فرهنگ و صنعتی مواجه شدیم .
            چو ضحاک شد برجهان شهریار             برو سالیان انجمن شد هزار
            نهان گشت کردار فرزانگـان                  پراکنـده شد کام دیوانگـان
                                    هنر خوار شد جادویی ارجمند               نهان راستی ، آشکارا گزنـد 
      ولی مجدداً مردی که اصالتاً صنعتگربود باعث رشد صنعت و حتی احیای پادشاهی شد تا جایی که فریدون به کمک او به پادشاهی رسید .
                                 چو کاوه برون شد ز درگاه شاه              بـرو انجمـن گشـت بازارگـاه
                                 همی به خروشید و فریاد خواند              جهان را سراسر، سوی داد خواند
                                  از آن چرم کا هنگران ، پشت پای            ببندنـد هنگـام زخـم درآی
                                  همی کاوه آن بر سر نیزه کرد               همانگه ز بازار برخواست گرد
      و ذکر نکتـه ای را یادآور شویم که علامت سپاهـی که به یاری شاه ایرانی رفت چرمی بود که آهنگران در جلـوی بدن می بستنـد . و اینکـه فریـدون پس از رها کردن کار پادشاهـی به صنعـت آهنگـری باز می گردد .
      تلاقی آرزوی بی مرگی به صنعت و رابطه آن با پیشرفت آهنگری  .
      بحث روئین تنی درمقاله های متعـددی مطرح شده است و اینجانـب در پی تکرارآنها نیستـم فقط در خصوص نقطـه برخورد آن با صنعت آهنگری صحبت می کنیم .
      گفتیم که فردوسـی در شاهنامه به نحوه روئیـن تن شدن اسفنـدیار اشاره نکرده فقـط اشاره ای گذرا داشته به جنگ اسفندیار با اژدها و غوطه ور شدن اسفندیار در خون این حیوان .
            یکی نغـز پـولاد زنجیـرداشـت                    نهانی کرده از جادو آژیر داشت
                             به بازوش دربسته بود زرد هشت             بگشتاسب آورده بود از بهشت
                             بدان آهـن از جان اسفنـدیار                      نبردی گمانی بد ، بد روزگار
      بحث روئین تن شدن در شاهنامه و یا افسانه های کهن معمولاً از غلطیدن در یک مایع ناشی می شود .
      که اگردر مورد اسفندیار این مطلب را جستجوکنیم می بینیم در خان سـوم او در خون اژدها می غلطد .
      البته در زرتشت نامه آمده که او را در آب غسل می دهند .
      با گذشت از نوع روئین تن شدن اسفندیار می بینیم در هر دو روایت او با مایعی در تماس است که خود این موضوع اساس کار عملیات حرارتی فولادها است .
      ث )  وسایلی که قبل از اسفندیار ساخته شده بود تا جنگ آور محافظت شود .
      قبل از اینکـه بحث روئیـن تـن شـدن مطرح شود همـواره انسان در فکر این بـوده که از خود در برابر ضربات محافظت کند وسایلـی که به شکلـی او را محافظـت می کردند به صورت کامل بدن را پوشـش
      نمی دادند .  مانند :
      • خود ( خئـوده )  :
      همی گرز پولاد همچون تگرگببارید بر جوشن و خود و ترک
       
      • خفتان   :  که سینه و کتف را می پوشاند معمولاً از جنس پارچه بوده است .
       
      • زره    :    بالاپوش آهنی و کوتاه که گردن تا کمر را می پوشاند .
      زره زیر بد جوشن اندر میانبه بالا پوشید ببر بیان
       
      • برگستوان  :   بیشتر برای اسب بوده است .
      اسفندیار به عنوان مبلغی مذهبی و جنگ آوری که به شدت راغب به پخش کردن عقیده اش بوده برای اینکه در میادین کمترآسیب ببیند به دنبال سلاحی بوده که تمامی موارد بالا را شامل شود .  
      و در ضمن سبک هم باشد .
      ج )  آیا خواسته اسفندیار مغایرتی با پیشرفت علم آهنگری دارد ؟
      در جواب باید بگوئیم ( خیر )
      زیرا که به شدت علم آهنگـری در حال پیشرفـت بود و صنعتگـران با اضافه کردن عناصـری و یا با تغییـر سیکل عملیات حرارتی فولاد خواص بسیار متغیری از فولاد بدست می آوردند .
      حال در نظر بگیرید صنعتگـری بتواند با علمـی که در دست دارد فولادی بسازد که سختی بالاتری نسبت
      به فولادهای موجودداشتـه باشدو با تمامی بدن جنگ آور را بپوشاند. چنیـن چیزی غیر ممکن نمی باشد
      و درواقـع فردوسـی دارد با زبان شعـر وسیله ای را به ما یادآور می شود که سبک است و در ضمـن از تمام فولادهـای ساختـه شده تا آن زمان بدسـت بشرسخت تراست درضمن کلیـه قسمتهـای بدن را به  علت انعطاف پذیری در نوع ساخت پوشش می دهد . اگر بدنبال ترسیم شعرهای فردوسی بودیم علاوه بروسیله فوق بر ابزارآلات جنگی دیگری هم می رسیدیم که او با زبان شعر ترسیم کرده است .
      درمورد بحث متالوژیکی این مقوله نیزفقط اشاره می کنم به اینکه درواقع برخورد آهن داغ با سیال های مختلف سختی های متفاوتی را به ما می دهد که صنعتگران از آن بسیار استفاده می کنند .
      و یا حتـی می توان سختی را از طریـق کربوره کردن به فولاد منتقـل کرد .  یعنی سطح خارجـی فولاد را سخت تر کرد .
      گذر اسفندیار از خوانهـای مختلف بویژه نبرد او با اژدها و کشتـن اژدها و اینکه درآتش اژدها غوطـه ور می شود تمامی می تواند استعاره از عملیات حرارتی باشد .
      باز این نکته را مطرح می کنیم در شعر از قدرت تخیل و استعاره بسیار استفاده می شود .
      شاید مشکل تریـن کار اینجانب این باشدکه چگونـه این استعاره شعـری را به تفکرو حسابگری در صنعـت گره بزنم .
      چ )  چرا با توجه به این پیشرفت علم اسفندیار نتوانست در برابررستم پیروز شود ؟
      باز هم می خواهم جنبه افسانه بودن این مقوله را مطرح نکنم و به دنبال پاسخی منطقی باشم .
      بهتراست یادآوری کنیم که در نهایت داستان سیمرغ به رستم نقطه ضعف اسفندیار را گوشزد می کند و می گوید که او از ناحیه دو چشم آسیب پذیر است . زیرا در هنگامـی که در خون اژدها غوطـه ور بوده چشمانش را بسته و آب به دیدگان او نرسیده است .
                    بزد راست بر چشم اسفندیار               جهان تیره شد پیش آن نامدار
      ولی آیا در علـم آهنگـری هم جوابـی در این مورد پیـدا می شود یا خیر ؟
       جواب بلـی است . زیرا اگر بخواهیـم ماده ای را به وسیلـه برخوردش با مایع سختی دهیم یا سطحـی را توسط کربن یا  عناصر دیگرسخت کنیـم باید آن سطح با ماده یا آن عنصر ( سختـی کننده ) درگیر و در تماس باشد و گر نه سختی نمی گیرد .
      و اصولاً در علم آهنگـری نیز هرگاه سطحی را بخواهند سخت نباشد آنرا بوسیله عایقی می پوشانند تا آب یا مایع به آن سطح نرسد . 
      پس اگراسفندیار در غوطه ور شدن ، چشمانـش را بسته باشد دقیقـاً مانند آن است که اجازه رسیـدن آب را به سطحی از فلز نداده باشیم اگر این فلز قرار باشد لباس اسفندیار در رزم باشد این ناحیـه که
      آب دیده نشده نقطـه ضعفـش خواهـد بود . و گاهـی هم در سخت کردن فولاد نقاطـی دچار عیـوب می شونـد و این نواحـی معیوب سختی کمتری نسبت به بقیه قسمتها دارند . که این سختی کمتر باعث    
      می شود تیر در آن ناحیـه نفوذ کرده و بدن شخص مبارز را زخمـی کند . یک استادکار ماهر آهنگری این نکات را می داند و با مطالعه بر روی سازه نقاط ضعف برایش روشن می شود .
      در شاهنامـه این استادکار سیمـرغ است .کـه باز هم با زبان شعـر به رستـم کمک می کند . و شکستـن صنعت در اوج فن آوری نوید دهنده لزوم تفکـر است .هر جا تفکـر غالـب شود راه را برای بهبـود باز خواهد کرد و پیشرفت را به ارمغان می آورد .
                                    زمانه چنین بود و بود آنچ بود            سخن هرچ گوییـم بباید شنـود
                                    بهانـه تو بـودی پـدر بد زمان             نه رستم نه سیمرغ و تیر و کمان
      ح  )  عناوینی که جایی برای مطالعه بیشتر دارند .
      فضای صنعتـی شاهنامـه با این بحث چند صفحـه ای به پایان نمی رسـد . و اینجانب مواردی را که جای بیشتر برای مطالعه دارد به صورت خلاصه مطرح می کنم .
         *  امید است خوانندگان به صورتی که تمایل داشته باشند این موضوعات را دردستورکار مطالعـه خود 
             قرار دهند .
         1 -   لزوم تفکر و تعقل درکار برای جلوگیری از شکست و شکرگزاری .
                   تو آنـی که گفتـی که روئیـن تنم           بلند آسمان بر زمین برزنـم
                   هم اکنون به خاک اندرآید سرت           بسـوزد دل مهربان مـادرت
          2 -   سازه های ساختمانی و تحول عظیم صنعتی که از زمان جمشید به وجود آمد .
          3 -   سازه های خاص متحرک .
                    چو خورشیـد تابان میان هـوا                نشستـه بر او شاه فرمان روا
                      ز روی زمین تخت برداشتند                به هامون به ابر اندر افراشته
      و یا گردونه ای که اسفندیار از آن استفاده کرد .
                     از آن دود آن زهر مدهوش گش       چو کوهی بیافتاد و بیهوش کرد
      و یا وسیله ای که در جنگ با سیمرغ ساخت .
                   همـی زد برو تیـغ تا پاره گشت            چنان چاره مرغ بیچاره گشت
      ترسیـم این وسایل توسـط طراحـی ماهـر جای کار دارد که بتوانیـم همانطـور که از جنگ های رستـم و اسفندیار نقاشی هایی وجود دارد وسایل موجود در شاهنامه هم ترسیمهای زیبا به خواننده نشان دهیم .
      سخـن آخـر :
      *    مدتـی که این مقالـه نوشته می شد سعـی داشتم که بهترین توضیحـات را برای دو سبک خواننـده    
            یعنـی خواننـده ای که شعررا واضح می داند با خواننده ای که حرفه اش آهنگـری است بیان کنم .
       *   واضح است گاهـی گریز از استعـاره و رسیدن به فرمولهـا برای ذهن دشوار و باورش مشکل باشد .
            اما امیدم این است که سخن استاد حکیـم را صدمه نرسانده باشم . و نیز امیدوارم که باعث دلگرمی
            صنعتگرانی شده باشم که قدمت صنعتت بر ایشان اهمیت دارد وبدانند اگر امروزه  روزی ضعفی در
           صنعت هست شایدکه قصور از خود ما باشد و گرنه سعی نیاکان درآزادی مرز و بوم ما به هرشکلـی 
           درگذشته قابل ردیابی است .

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۶۳۲۲ در تاریخ چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ۲۰:۴۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام بزرگوار خندانک

      سپاس از دعوتتون برای خوانش این مقاله‌ی بسیار آموزنده که اطلاعات وسیع ادبی و علمی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.

      واقعا شاهنامه‌ی فردوسی اقیانوسی از مفاهیم متعدد است که هرچه در ژرفنای این اقیانوس شناور شویم، به صدف‌های بکرتر و مرواریدهای ناب‌تری دست می‌یابیم.

      موضوعات گوناگونی را در نظرم هست که در شاهنامه ردیابی و سپس به صورت کتابی تدوین کنم؛ اگر زمان اندک عمر بگذارد.

      ابیاتی درخصوص (آهن) در شاهنامه رو به رسم یادگاری در صفحه‌ی پربارتون می‌نگارم و مواردی چون (پولاد) بماند برای شاید وقتی دیگر. بدیهی است این ابیات نیاز به پردازش دارد که در این مقال اندک، مجال آن نیست.

      📝 موضوع:
      ✍ابیاتی پیرامون کاربرد واژه‌ی آهن (در معنای حقیقی یا مجازی) و نیز ترکیباتی که با این واژه ساخته شده است، در شاهنامه‌ی فردوسی:

      نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
      به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
      *
      سر مایه کرد آهن آبگون
      کزان سنگ خارا کشیدش برون
      *
      چو بشناخت آهنگری پیشه کرد
      از آهنگری اره و تیشه کرد
      *
      نخست آلت جنگ را دست برد
      در نام جستن به گردان سپرد
      به فر کی‌ای نرم کرد آهنا
      چو خود و زره کرد و چون جو شنا
      *
      اگر باره‌ی آهنینی به پای
      سپهرت بساید نمانی به جای
      *
      یکی بی‌زیان مرد آهنگرم
      ز شاه آتش آید همی بر سرم
      *
      به آهن سراسر بپوشید تن
      بدان تا نداند کسش ز انجمن
      *
      به بادافره آنگه شتابیدمی
      که تفسیده آهن بتابیدمی
      *
      زدم بر زمین بر چو پیل ژیان
      بدین آهنین دست و گردی میان
      *
      تو گویی به سنگستم آگنده پوست
      و گر آهن است آن‌که نیز اندروست
      به هر سو که قارن برافگند اسپ
      همی تافت آهن چو آذرگشسپ
      *
      تبیره برآمد ز درگاه شاه
      نهادند بر سر ز آهن کلاه
      *
      درفشش سیاهست و خفتان سیاه
      ز آهنش ساعد ز آهن کلاه
      *
      همه روی آهن گرفته به زر
      نشانی سیه بسته بر خود بر
      *
      بدو گفت مردی چو دیو سیاه
      پلنگینه جوشن از آهن کلاه
      *
      سوی رستم آمد چو کوهی سیاه
      از آهنش ساعد ز آهن کلاه
      *
      چو گودرز کشواد بر میسره
      شده کوه آهن زمین یکسره
      *
      تو گفتی همی سنگ آهن کنند
      وگر آسمان بر زمین برزنند
      *
      تو گفتی جهان سر به سر آهن‌ست
      وگر کوه البرز در جوشن‌ست
      *
      جهان کر شد از ناله‌ی بوق و کوس
      زمین آهنین شد هوا آبنوس
      *
      به شمشیر هندی برآویختند
      همی ز آهن آتش فرو ریختند
      *
      وگر باره زیر اندرش آهن است
      شگفتی روان است و رویین تن است
      *
      بیامد بران دشت آوردگاه
      نهاده به سر بر ز آهن کلاه
      *
      چو آهن ببندد به کان در گهر
      گشاده شود چون تو بستی کمر
      *
      سیاوش سپر خواست گیلی چهار
      دو چوبین و دو ز آهن آبدار
      *
      رده بر کشید از دو رویه سپاه
      به سر بر نهادند ز آهن کلاه

      *
      تو گفتی هوا کوه آهن شده‌ست
      سر کوه پر ترگ و جوشن شده‌ست
      *
      زمانی به خنجر زمانی به گرز
      همی ریخت آهن ز بالای برز
      اگر کوه آهن بود یک سوار
      چو مور اندر آید به گردش هزار
      *
      نخست اندر آمد به گرز گران
      همی کوفت چون پتک آهنگران
      *
      بنه تیغ و بگشای ز آهن میان
      نباید کزین سود دارد زیان
      *
      ببین تا مگر یادت آید که کیست
      سراپای در آهن از بهر چیست
      *
      که این باره‌ی آهنین رستم است
      که خام کمندش خم اندر خم است
      *
      بکردار کوه از دو رویه سپاه
      ز آهن بسر بر نهاده کلاه
      *
      همان نیزهٔ آهنین داشتی
      به ورد بر کوه بگذاشتی
      *
      چنان دان که او دام آهرمن است
      و گر کوه آهن همان یک تن است
      *
      به گردش یکی باره کرد آهنین
      نشست اندرو کرد شاه زمین
      *
      و ایدونک نپذیری این پند من
      ببینی گران آهنین بند من
      *
      درین ماه ار ایدونک خواهد خدای
      بپوشم به رزم آهنینه قبای
      *
      وزان زخم آن گرزهای گران
      چنان پتک پولاد آهنگران
      *
      بدو داد ژوپین زهرابدار
      که از آهنین کوه کردی گذار
      *
      که کشت آن سیه پیل نستوه را
      که کند از زمین آهنین کوه را
      *
      که او مر سو پهلوان را ببست
      تن پیل وارش به آهن بخست
      *
      بکردند چاک آهن بر و جوشنش
      به شمشیر شد پاره‌پاره تنش
      *
      برآمد ز هر دو سپه بانگ کوس
      زمین آهنین شد هوا آبنوس
      *
      خردمند و کنداور و سرفراز
      چرا بسته را برد باید نماز
      کسی را که بر دست و پای آهن است
      نه مردم نژاد است که اهرمن است
      *
      که بودند کشته بران رزمگاه
      به سر بر ز خون و ز آهن کلاه
      *
      ز درگاه برخاست آوای کوس
      زمین آهنین شد سپهر آبنوس
      *
      بدان آهن از جان اسفندیار
      نبردی گمانی به بد روزگار
      *
      بدو گفت با آهن از آبگیر
      نیابد گذر پر و پیکان تیر
      *
      ببستی تن من به بند گران
      ستونها و مسمار آهنگران
      *
      برین کوهه‌ی زین که آهنست
      همان رخش گویی که آهرمن است
      *
      بیاورد جاماسپ آهنگران
      که ما را گشاید ز بند گران
      همان کار آهنگران دیر بود
      مرا دل بر آهنگ شمشیر بود
      *
      چو پاسی ازان تیره شب درگذشت
      تو گفتی چو آهن سیاه ابر گشت
      *
      یکی نغز تابوت کرد آهنین
      بگسترد فرشی ز دیبای چین
      بیندود یک روی آهن به قیر
      پراگند بر قیر مشک و عبیر
      *
      چه جویی همی زین سرای سپنج
      کز آغاز رنج است و فرجام رنج
      بریزی به خاک ار همه ز آهنی
      اگر دین‌پرستی ور آهرمنی
      *
      سپاه پراگنده را گرد کرد
      زمین آهنین شد هوا لاژورد
      *
      به سوزن نگه کرد شاه جهان
      بیاورد آهنگران را نهان
      بفرمود تا گرد بگداختند
      از آهن یکی مهره‌ای ساختند

      *
      تو از مغنیاطیس گیر این نشان
      که او را کسی کرد ز آهن‌کشان
      *
      یکی انجمن کرد ز آهنگران
      هر آن‌کس که استاد بود اندران
      *
      برآمد دم بوق و آواس کوس
      زمین آهنین شد هوا آبنوس
      *
      چه پرهیزی از تیز چنگ اژدها
      که گر ز آهنی زو نیابی رها
      *
      کشتند فرجام کارش به تیر
      یکی آهنین کوه بد پیل گیر
      *
      ز دیوارگر هم ز آهنگران
      هر آن‌کس که استاد بود اندران
      *
      تو زیشان مکن کشی و برتری
      که گر ز آهنی بی‌گمان بگذری
      *
      نهاد اندران دژ دری آهنین
      هم آرامگه بود هم جای کین
      ***
      شنید آن همه لشکر آواز شاه
      به سر بر نهادند ز آهن کلاه
      *
      اگر ز آهنی چرخ بگدازدت
      چو گشتی کهن نیز ننوازدت
      *
      کشتند چندانک روی زمین
      شد از جوشن کشتگان آهنین

      📝گردآوری: زهرا حکیمی بافقی
      (شماره و منبع ابیات محفوظ است‌)
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ۱۷:۵۴
      امیدوارم بنده را در بسته بودن قسمت نظرهای شما ببخشید خندانک
      نوید شیروانی
      جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷ ۱۷:۴۰
      و چه غمناک شدم باز از این فردوسی
      که شبی سر نزده تا که ببوسم سر او
      خندانک

      متاسفم که شاهنامه رو در حد شنیدار گاهی و هر بار به آگاهی مغرور این منظومه عظیم .
      تبریک میگم به این مقاله و خوشحالم که هستید
      لطفن بیشتر به بنده سر بزنید
      نیازمند راهنمایی های همه بزرگان و اساتید هستم
      خندانک التماس دعا
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      1