سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۰ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
ریبوار طاها شاعر اهل اربیل
ارسال شده توسط

سعید فلاحی

در تاریخ : دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ ۰۲:۲۵
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۸ | نظرات : ۰

آقای "ریبوار طاها" (به کُردی: ڕێبوار تەها) با نام کامل "ریبوار طاها عبدالله" (به کُردی: ڕێبوار تەها عەبدوڵڵ( شاعر و نقاش کُرد، زاده‌ی سال ۱۹۸۰ میلادی در شهر اربیل (هولیر) پایتخت سیاسی اقلیم کردستان است. 
ریبوار، فارغ‌التحصیل دانشگاه صلاح‌الدین عراق است.
وی از سال ۱۹۹۶ دست به قلم شد و آثار و اشعاری زیبا و دلنشین خلق کرد.
■□■
(۱)
از سال دو هزار و پنجاه و دو به بعد
هر روز غروب،
زیر سایه‌ی آن تابلوی آبی خواهی نشست 
که کوچه‌ای را به نام من مزین کرده است.

(۲)
هزاران مرتبه به خدا التماس کردم
که تو را به من برساند، اما نکرد!
مثل بچه‌ها گفتم: خدایا این خوبی را در حقم بکنی
خیر خواهی دید.

(۳)
بی‌تو حوصله‌ی نوشیدن یک لیوان آب را هم ندارم
دیگر بعد از تو، 
این ایام فراق را چگونه به پایان برسانم؟!

(۴)
الان دیگر از هر زمانی بیشتر دوستت‌دارم...
این حرف تمام لحظات من است.

(۵)
می‌گویند: "کف زدن با یک دست نمی‌شود" 
پس این دل تنهای من،
این همه فغان و شیون‌اش چگونه است؟!

(۶)
شنیدم قرار است 
مرده‌ای را در گورستان کسنزان دفن کنند.
تسبیحی از چاتلانقوش* و 
سجاده‌ای و 
کاستی از ولید ابراهیم*
به او دادم که برای پدرم ببرد.
----------
* بنه یا پسته‌ی کوهی، که با دانه‌های آن تسبیح ساخته می‌شود.
* شیخ ولید ابراهیم العبدلی الدلیمی، قاری و حافظ مشهور عراقی 

(۷)
مادر قبایی سیاهی داشت 
آن را فروخت و
مقداری پیراهنی آبی برای برادرم خرید 
پدرم خروس بد صدایی داشت 
آن را فروخت و 
یک قوطی شیر خشک برای برادرم خرید.
من سیاهی قبای مادرم را 
از آبی آسمان برادرم بیشتر دوست داشتم.
من صدای گوش‌خراش خروس پدرم را 
از گریه‌های از سر گرسنگی برادرم را 
بیشتر دوست دارم.
 

شعر: #ریبوار_طاها
برگردان: #زانا_کوردستانی

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۵۴۳۰ در تاریخ دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ ۰۲:۲۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۱ شاعر این مطلب را خوانده اند

مریم کاسیانی

نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
شاهزاده خانوم

در آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن ااا اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن ااا حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن ااا از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن
بهروز چارقدچی (مجنون)

روم به شهر خود و شهریار خود باشم اااا با صفا باشید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0