سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

سه شنبه 28 فروردين 1403
    8 شوال 1445
      Tuesday 16 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        سه شنبه ۲۸ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نورو عشق و بخشش
        ارسال شده توسط

        منیژه قشقایی

        در تاریخ : شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۲۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۸۴ | نظرات : ۶۳

        به نام خداوند بخشنده مهربان 
        عرض ادب و درود 🙏☀️❤️
         
        در بدن انسان هفتاد دو هزار کانال نوری وجود دارد ، 
        از جمله ی این مراکز تاج سر می باشد ،سپس پیشانی که در اصطلاح چشم سوم گفته می شود و تقریبا در وسط واقع شده است و غده پینه آل می باشد ، این مرکز ابتدای تولد شکلی نرم دارد اما رفته رفته در اثر مصرف فلوراید ،و دیگر مواد مضر حالت آهکی پیدا می کند ، مرکز دیگر چشمهای ما می باشد که یکی از مراکز شارژ بدن نیز می باشد، و انرژی که از چشم افراد ساطع می شود و نگاه افراد بر پیرامون تاثیر گذار می باشدو هرآنچه را که می بینیم به دنیای ذهن وارد می نماییم ، 
        مرکز بعدی قلب می باشد ، سپس ناف ، که ناف نیز از مراکز بسیار مهم می باشد اغلب لینک هایی که باعث نشت و هدر رفت انرژی حیاتی می شود از طریق ناف است ، خستگی های همیشگی ،افسردگی بدن درد ها ...به علت وجود این لینک ها می باشد ، از ابتدای تولد گاهی همراه هست و اگر متوجه نباشیم ادامه دار....
        دیگری کف دستهای ما می باشد که عمده ی نقاط پرانرژی در کف دستها می باشد آنجا که دو عددهجده و هشتاد و یک است ، دست قدرت جذب و قدرت ارسال نور بسیار بالایی دارد ، دیگری کف پاهای ما می باشد قسمت برجسته و قسمت چالی که روبه بالا قرار گرفته است ، ما توسط پاها با زمین نیز در ارتباط هستیم ، چنانچه دچار درد در پاها هستید ،بدون کفش و جوراب در طبیعت پیاده روی کنید ، یا درون آب رودخانه ...
         
        حال اگر کم انرژی هستی و دچار منفی بافی و افسردگی ،ابتدا نام خداوند را زیاد بر زبان و دل جاری نمایید، کلماتی که نور است و ذکر و یاد خداوند است ، دیگری قرار دادن پاها درون آب نمک ،نمک دریا ، به این صورت که پاهای خود را تا قسمت قوزک هر دو پا درتشتی که حاوی محلول آب و نمک است با فاصله از هم قرار داده مدتی بماند سپس آن آب را در سرویس بهداشتی ....
         
        مورد دیگر استفاده ی روزانه از گلاب می باشد و همچنین نگهداری گل سرخ در خانه حتی یک شاخه بسیار مفید است و انرژی های منفی را دفع می نماید و انرژی و نور و لطافت را جاری می سازد ، به هیچ عنوان از گل خشک شده در خانه نگهداری نفرمایید، 
         
        روزانه یک قاشق غذاخوری سرکه  ی سیب طبیعی را در مقداری آب بنوشید ، می توانید قبل از استفاده از آب یا ظرف محتوی آب آن را شارژ عشق نمایید به کلام یا جاری نمودن از دل، می توانید برای جاری شدن عطر خوش در فضای خانه مقداری گلاب را در آب به صورت اسپری استفاده نمایید ، 
         
        برای تلطیف احساسات و آرامش روحی روزانه ده عدد سنجد مفید می باشد ، مصرف روزانه یک قاشق کوچک سماق نیز مفید است ، مصرف جوانه ی گندم نیز برگشت به اصالت و ریشه ی آدمیست و از نظر جسمی و روحی مفید می باشد .
         
        هنگام استحمام ،دستهای خود را روی ناف قرار دهید و بر دل یا زبان جاری نمایید قطع لینک ها را ،  هر انرژی که غیر از انرژی و عشق و نور الهی ست ، آنچه توصیه شده است برای انجام غسل نیز به دلیل بازگشتن مراکز انرژی به روال طبیعی خود می باشد .
         
        در حالت سکوت تصور نماییم نور الهی را در دستها و پاها ، پشت گوشها ، بین دوشانه، پایین دیافراگم و چشمها در یافت می نماییم 
         
        فکر جریان خالصی از انرژی است که همواره در حال گذر از دریچه ذهن ما است.این جریان خالص با عبور از دریچه ذهن به دو جریان مثبت ومنفی تقسیم میشود. اتمهایی از انرژی خالص که مانند رودی روان از دریچه ذهن میگذرند و قالبهای ذهن را پر میکنند وبعد از مدتی در جهان فیزیکی به وجود میان در حقیقت روح توسط ابزار ذهن وجریان فکر خود را در این جهان متجلی میکند. به طور مثال کارخانه ای را در نظر بگیرید که مواد خامی که وارد کارخانه میشود حکم فکررا داردکه طی فرایندی توسط ابزار هاودستگاه های کارخانه که حکم ذهن را دارد فرم وشکل میگیرند و محصول بدست آمده همان تجلیات جهان هستی میباشد.
        پس هر آنچه که در اطراف خود نظاره میکنیم فقط وفقط قالبهای ذهنی هستند که متجلی شدن. در نتیجه هر تصور وخیالی که در سر داریم ناگذیر هستند تا به واقعیت بپیوندند ودر جهان هستی به وجود بیایند. ما این آزدای را داریم که به هر آنچه دوست داریم بی اندیشیم ولی کاملا در قبال هر اندیشه ای وهر تصوری مسئول هستیم واین قانون این جهان است. پس بهتر آن که نسبت به افکار خود آگاه باشیم وآگاهانه علتی را پدید آوریم تا معلول علتهای ناخواسته نشویم.همان طور که همین الان درگیر مشکلات یا شرایطی هستیم که در گذشته به طور ناخواسته وبدون آگاهی خلق کرده ایم.
        احساسات ما دارای ارتعاشات متفاوتی هستند که مستقیما روی افکار ما تاثیر میگدارند. یعنی هرچه با احساسات بیشتری خیالی را در سر بپرورانیم افکار سریعتر جان گرفته وسرعت متجلی شدن آن بیشتر میشود..:
        افکار قابلیتهای بی کرانی دارند .
        بنابراین  درباره آنچه می اندیشیم  بسیار مراقب باشیم
        چون امواج فکری ظریف حتی بعد از مرگ کالبد ،
        باقی می مانند

        کنترل ذهن و تسلط بر نفس با کنترل کلام آغاز می شود.
        انديشه نيز همان کلام است
        و مهار اندیشه در حقیقت مهار کلام است
        و وقتى مهار اندیشه در اختیار  ما باشد کنترل ذهن نیز به سادگی میسر می شود
        چرا که جهان ما جهان اصوات است.
        یعنی با کنترل کلام زمینه تسلط بر ذهن و بر نفس
        و سپس فرمانرایی بر جهانهای درون
        و سپس جهانهای بیرون میسر خواهد شد.



        نشانه هایی که از بیرون تو را به درونت هدایت میکنند همان خود حقیقیت هستند...

        این ها زمانی ظاهر میشوند که تصمیم به  "دیدن" کنی.
         
         
        سلامت باشید و شادابی همراه جسم و جان و روحتان 
        چشم و دل و جان و جهانتان روشن آباد.

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۳۰۲۵ در تاریخ شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۲۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۵:۴۷
        درودها

        توضیحات جالبی بود
        بهره بردم
        موفق باشید
        خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۹:۵۱
        خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۵۹
        درود و سپاس بی نهایت جناب خوشرو خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۹:۵۴
        درودمهربانوی عزیزم خندانک خندانک
        عشق وآرامش وشادکامی همیشه گی را
        برایتان خواستارم خندانک
        استفاده کردم ازمطالب خوبتان خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۰۰
        درود بر استاد واژه ها ی عشق و مهربانی ،ممنونم عزیزم ،همچنین شما ، مدیریت محترم سایت ،همه ی اساتید و دوستان و همه ی انسان ها خندانک خندانک سلامت باشیدو برقرار
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۲۳
        درود بر بااانوی نیک سیرت خندانک
        خیلی خوب بود خندانک چقدر این جنبه از زندگی رو دوست دارم.. کنترل ذهن.. تسلط بر نفس با کنترل کلام.. و الی آخر.. خندانک
        چه مطالب مفیدی بودند خندانک
        چه خوبه که هستید.. انرژی گرفتم خندانک
        در پناه نور و عشق الهی سلامت و ثروتمند باشید خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۵۸
        درود و سلام عزیزمهربانم ، خوش آمدی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۱۶
        بازم انرژی خورشیدی! ای وااای ای هوااار😫
        آخ پژمان جان رفیق کجایی تا با کرانچی‌هات بیای به‌ جنگ بانو منیژه قشقایی؟!!!
        من و مستر بدری که هرچی گفتیم بی‌فایده بود😅
        به قول مسعود شصت‌چی: (مرد هزار چهره)
        پوتین برای سربازان جدید
        پول برق را باید بدهیم
        پول آب جدا
        پول گاز را باید بدهیم
        دوبله پارک نکنیم
        و دیگر هیچ. خندانک

        درود بر شما
        شوخی میکنم خواهر مهربانم خندانک راحت باش آباجی جان؛ بر مدار انرژی بچرخ و عشق را بگستران که ظاهرا زندگی صدسال اولش سخته... خوش بحالتون بخدا جدی میگم!
        سبز و سلامت باشید🌿

        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۹:۵۳
        سپاسگزارم برادر مهربانم ، با عرض پوزش در پاسخ قبل استیکر اشتباه ارسال شده بود🙏☀️❤️

        ممنون ،بر قرار باشیدو سلامت ،جناب بدری نیز هرجا هستند سلامت باشند و برقرار ❤️☀️🙏
        ارسال پاسخ
        جواد کاظمی نیک
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۹:۵۵
        دوردبرشما زیبابود 🌻🌻🌻
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۵۸
        درود و سپاس بی نهایت و خوش آمدید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۰۴
        به نام خداوند بخشنده مهربان
        عرض ادب و درود

        ‍ ‍ نور و انرژي بينگ در هر لحظه به صورت مداوم و لاينقطع به اسنس فرستاده مي شود، همان چيزي كه در عرفان اسلامي فيض مقدس ناميده مي شود. اين نور از بينگ صادر مي شود به اجزاي پايين تر بينگ منتقل مي گردد و در نهايت به اسنس مي رسد. ما مي توانيم هم نور و انرژي بينگ را به صورت وارونه و برعكس در آوريم و به نفسانيات تبديل كنيم و به بعدهاي پايين تر وجودي مان بفرستيم و هم مي توانيم نور بينگ را از حالت انرژي حياتي به وسيله تبديل انرژي به حالت انرژي الهي در آوريم و دوباره به سوي بالا، به طرف بينگ ارسال كنيم. در صورتيكه اين مدار دائما بين بينگ و اسنس و ساير اجزاي بينگ برقرار باشد، تغذيه نفس و منیت از انرژي حياتي قطع مي شود و چرخه انرژي بين بينگ و اسنس، باعث صيقل درون و كالبدهاي دروني شده و چرخه هر روز، بهتر جريان مي يابد.

        در تنفس آگاهانه ما به صورت آگاهانه، از سيستم تنفسي مان استفاده مي كنیم و سيستم تنفسي خود را از حالت مكانيكي و ماشيني خارج مي كنيم و به صورت كنترل شده و آگاهانه از آن استفاده مي كنيم. دم ، عميق و با آرامش انجام مي گيرد و حبس دم ها، فرصتي براي تبديل انرژی موجود در هواي تنفس شده براي سيستم تنفسي فراهم مي آورد و بازدم ها به صورت عميق انجام مي شود تا شش ها هم از سموم مربوطه تصفيه شوند و هم پراناي موجود در هواي تنفسي، وارد سيستم بدن ما شوند.

        علاوه بر تنفس آگاهانه، لازم است كه بتوانيم همه ماهيچه هاي تنفسي را كنترل كرده، انقباض و انبساط آنها را تحت تسلط داشته باشيم. فقط آگاه بودن بر تنفس كافي نيست، بايد كم كم بتوانيم با ماهيچه هاي سيستم تنفسي نيز كار كنيم تا آنها از حالت ماشيني و ربات گونه خارج شوند و به صورت دستي و كنترلي توسط كانشسنس ما كار كنند.
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۴۸
        خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۲۰:۰۱
        اسنس: جوهر، بذر روح، جنین روح. هر فرد باید با کار درونی، اسنس را مرحله به مرحله جلو ببرد تا بذر روح، به روح تبدیل شود.
        کانشسنس: آگاهی
        ایگو: انرژی روانی مهار نشده. من کاذب. هفت ایگوی اصلی وجود دارد. هفت فرمانده بزرگ که هر کدام از آنها، لشگری از من های مربوط به خود را سرپرستی و اداره می کنند. هفت ایگوی اصلی عبارتند از: خشم، شهوت، حسادت، حرص و طمع، غرور، تنبلی، شکم پرستی

        خدا:بینگ خدای درونی هر شراره
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۰۶
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        یکی از تمریناتی که در بیدار کردن اسنس و کانشسنس کمک بسیاری به ما می کند، خود یاد آوری است؛ به یاد آوردن خود در تمام لحظه های شبانه روز. این تمرین مرتبط با ذهن نیست و کمک فراوانی به ما در بیداری کانشسنس می کند. در طی این تمرین، ما در لحظات مختلف شبانه روز، با گفتن جملاتی به خودمان یاد آوری می کنیم که : "من اسنس هستم، من روح هستم، من بینگ هستم." خود یاد آوری یا به یاد آوردن خود در طول شبانه روز، کمک بسیاری به ما در بیداری کانشسنس می کند. علی الخصوص زمانی که در زندگی مشکلی داریم، به یاد آوردن خود می تواند کمک چشمگیری به ما بکند، چون در زمان مشکلات، ما با اتفاقات و شرایط بیرونی و نیز با شخصیت و با جسم فیزیکی هم هویت و یکی می شویم و خودیادآوری، کمک می کند که ما درک کنیم چیزی فراتر و برتر و بهتر از این جسم فیزیکی و شخصیت وام گرفته مان هستیم. در خودیادآوری، نه نسبیت وجود دارد نه دوگانگی. به همین خاطر، هر اتفاق یا پدیده ای به صورت یک کل دیده می شود.
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۵۱
        من اسنس هستم.. من بینگ هستم.. چه جالب خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۰۸
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        بدن انرژيک ما ذراتی از جنس نور است؛ از دیدگاه فیزیکدانان همچون رودخانه ای در حالت دگرگونی و حرکت است که ذرات زیر ماده ای آن با سرعت نور لحظه به لحظه دگرگون می شوند.

        این ذرات شبکه ای نامرئی از نور را گردا گرد جسم تشکیل می دهند که در آن نفوذ کرده و کالبد انرژیایی را می سازند؛ در این کالبد ها هر سلول زنده ی بدن انسان دارای همان جلوه های بدن انرژیک است و با استفاده از امواج نوری می توان برای ایجاد تغییر در الگوی ارتعاشی آنها عمل کرد.

        این شبکه ی انرژیایی نیمه شفاف دیده می شود و از مجراهایی عبور می کند که همان کانال انرژی است.

        و منطبق با الگوی شبکه ی عصبی عبور کرده والبته به سطح پوست محدود نیست بلکه تا فاصله ی25سانتی از آن عبور می کند ودر نقاطی دیگر دوباره به آن بر می گردد.

        اشکال در جمع یا تضعیف نور و حلول هر انسداد در بین کانال ها باعث بروز بیماری می شود؛ یکی از روش های پیشگیری ودرمان بیماری جذب وذخیره ی نور در بدن است؛ همچنین ممانعت از تضعیف آن و همچنین پاکسازی کالبد های انرژیایی امکان دارد در ابتدا با ورود نور به بدن علائم اختلالات جسمی بر جا بماند؛ همچنین اختلالاتی که از سال ها پیش در بدن وجود داشته چون نور های وارده سموم را که در سال های قبل در سلول ها ذخیره شده به جوش می آورد بیماری سرکوب شده را از آن تخلیه می کند و این پالایش بدن را شکل می دهد .

        ذخیره ی آن آثاری به مراتب بیشتر از شفا و پرورش بدن بر جای خواهد گذاشت و کل زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.

        ذخیره ی نور انسان را تا شفا خواهد برد و زندگی انسان را تحت تاثیر قرا خواهد داد؛ در حالت عادی پایین بودن ارتعاشات بدن و کمبود نور در بدن مقاومتی را ایجاد می کند که حاصل آن اصطکاک بین ارتعاشات پست و ناخالص سلول ها و ارتعاشات عالی روح است که عوارض جسمانی را به همراه دارد .

        پس برای هماهنگ شدن با ارتعاشات عالی تر باید سلول ها را از طریق افزایش نور موجود در آن ها آماده کرد تا امکان دریافت نور از سطوح بالاتر آن ها فراهم شود؛ تا وقتی بدن تو نتواند به ارتعاشات بالای روح پاسخ دهد نمی توانی در مسیر تکامل روح قدم برداری؛ این یعنی لزوم ارتقای ارتعاشات بدن به سطوح بالا تر بدن فیزیکی و همه باید با هم ارتباط داشته باشند به دلیل اینکه بدن قابلیت تبدیل چیزها را به نور دارد.

        کالبد اثیری که حاصل تارهای نورانی و ظریف است، انرژی های حاصل از افکار و کلمات، احساسات، هوایی که تنفس می کنیم، غذایی که خورده می شود و انرژی های معاشرت با دیگران و محیط را جذب می کند، می تواند آنها را به انرژی تبدیل کند.
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۰۹
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        اساسا اگر بدن انرژیک شما در تعادل و کاملا فعال باشد، 70 درصد امکان ایجاد بیماری کمتر خواهد شد. انسانهای زیادی هستند که به درد هایشان کاملا غلبه کردند و نه از طریق درمان پزشکی بلکه با متعادل ساختن بدن انرژیک شان. و آنها یک تعادل محرزی را در این سیستم ایجاد کرده اند.
        توجه کنید که این به دلبخواه انسان است و هیچ معجزه ای نیست. در حقیقت درک عمیق سیستم ابدان شما هست و این سیستم شما یک معجزه هست نه تصمیم شما، و فقط به درک شما و انجام اراده شما بستگی دارد.
        معجزه در درون شما هر لحظه منتظر فرمان درست شما نشسته است. این شما هستید که باید بازی را درست شروع کنید و ادامه دهید! هر اتم سازنده شما یک معجزه بزرگ است.
        لازم نیست برای این کار روی کله ات بایستی و یا بزرگترین یوگاها را انجام دهی، بلکه فقط اگر درست تنفس کنی و بدن انرژیک را متعادل نگه داری، سالم خواهی بود. بدن انرژیک ما در ارتباط بسیار نزدیکی با بدن فیزیکی هست و بر آن بسیار اثر می گذارد. شما بیشتر از 70 درصد بیماریهایتان را خودتان تولید می کنید.
        ما ارگانهایمان را در زمان جنینی از داخل خودمان به دست آورده ایم و دوباره می توانیم مرمتشان کنیم.
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۱۰
        ‍ ‍ خورشید همیشه کدهای بیداری، فرکانس های نور و هوش الهی را پخش می کند. این پخش، فرآیند صعود ، برای زمین و برای همه موجودات است.

        این امر فوق العاده مفید است که با گذراندن وقت در طبیعت و در آفتاب به خصوص صبح زود یا عصر، درست قبل از غروب خورشید، نور خورشید را به خودتان جلب کنید. اجازه بدهید بدن و قلب، شما با نور خورشید طلایی درخشان پر شود.

        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۲۰
        ‍ ☀️تمرین شارژ تنفس با خورشید

        ➖باچشمهای بسته روبه خورشید بایستید
        ➖سپس با دهان نفس عمیقی بکشید
        و گرما و نور خورشید را به داخل شکم بکشید
        ➖تاجایی که میتوانید ان را در شکم نگه دارید
        ➖سپس قورت دهید و سرانجام هوایی که در بدن مانده بیرون دهید.
        ➖نورخورشید تنفس راباقدرت شارژ میکند
        این حرکت را سه بارانجام دهید
        در این تمرین انرژی خورشیدخودبه خود درسراسر بدن پخش میشود.ولی شما میتوانید به دلخواه اشعه های سلامت بخش خورشید را به هر قسمتی به این طریق بفرستید:
        که با دست محل مورد نظر را لمس کنید و
        یا به سادگی از ذهن خود استفاده کنید تا_انرژی به محلی که تمرکز کردید هدایت_شود
        سپس سه بار تنفس کنید و تجسم کنید که نور در پشتتان جریان می یابد
        بنابراین مجراهای ستون فقرات را با انرژی پر میکند.
        به این طریق اشعه های خورشید در تمام بدن جریان میابد
        اگرروی هم رفته بخواهید نفس از طریق دهان یا بینی جریان یابد
        میتوانید مستقیم از شکم یا سینه یا پشتتان تنفس کنید
        حتی میتوانید انرژی را از کف پاهایتان به بالا بفرستید
        به زیرناف تمرکز کنید و باحالتی راحت نفس بکشید تا بتوانید حس کنید که چطور پیوندی بین بدن و خورشید شکل میگیرد.و درون شکم گرمتر و بانور پر میشود.
        این کار رابا قسمتهای مختلف بدن انجام دهید.
        فرضا بین دو ابرو یا ستون فقرات
        ☀️نورخورشید اقتدار ناب است
        همچنین متراکمترین انرژی است.
        خط نامریی انرژی مستقیما از بالای سر جریان میابد و
        بطرف بالا تا قلمروناموجود میرود و یا میتوانید قلمرو ناموجود و از طریق روزنه اب که در مرکز سر وارد میشودو مارابه اگاهی عظیمتری پیوند میدهد.
        ☀️خورشید اگربه طرز مناسب مورد استفاده قرار گیرد این خط راشارژ میکند و موجب فعال شدن ان میشود
        برای همین است که از فرق سر همیشه باید محافظت کنید
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۳۴



        *بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود*
        «استاد فکری احمدی زاده (ملحق )»
        در همین چند کلمه بی نهایت معنا آمده است ،
        این شعر را امروز مجدد دیدم و عمیق تامل نمودم
        براستی که همینگونه است قدرت قلم ،برقرار باشیدو پایدار
        (این چند سطر مجدد ویرایش و اضافه شد،همراه با احترام)


        تنفس اگر بی‌قضاوت فقط مشاهده شود نوازشی است از عالم ظریف‌تر و بالاتر بر پیکر درد کشیده و محروم انسان وابسته‌ی خاکی. تنفس پلی است قابل عبور میان انسان و کیهان


        به نام خداوند بخشنده مهربان
        عرض ادب و درود و کسب اجازه از مدیریت محترم سایت استاد احمدی زاده گرامی ❤️🙏🤍💛🧡🧡💜💚💙
        انچه مرا وادار می نماید تیک نقد را لمس نمایم و پنجره ای مجدد بگشایم ، لزوم استفاده از این مباحث است ,البته این کوچکترین نیز هنوز جایی نرسیده ام و مشغول آموختن ، وقتی میبینم جوان عزیزمان که باید در شادابی باشد با شناخت روح و درک پیرامون و بازی های دنیا و سیاست ها و آنچه اکنون روان آدمی را مورد تاثیر قرار می دهید، افسرده است و دنیای مادی باعث دور ساختن او از درونش شده است ، زیباترین نقدها و شعرها را هم بنویسد و بنویسیم هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود ، تا آگاه شویم کلمات حکم ما بر جهان هستی و خلق کننده ی آینده ی ما و آیندگان نیز هستند، این کوچکترین دیگر نمی توانم پای شعری که سراسردور شدن از خویش است و تارهای عنکبوت گمگشتگی را در ذهن مان می تند رفته و بگویم خوب است ، و احساس دین می کنم به همه ی این شعرها و شاعران زیرا همه خود من هستند .


        با اجازه ی همه ی سروران و عزیزان از اولین اصل اتصال به پرودگار آغاز نمودیم از تنفس باشد تا آگاه شویم که دنیای پیرامون خود را هیچ کس جز من و ما خلق نکرده است ، آنچه اکنون دچارش هستیم حاصل گمگشتگی ها از اصلمان،سپاسگزارتان هستم و متشکرم که صبرو صبوری به خرج می دهید و همراهی البته برای دوستانی که مایل به آگاهی هستند،باز هم متشکرم از مدیریت محترم سایت استاد احمدی زاده گرامی ، قدر دان تان هستم ،سپاسگزارم برای تمام زحمات مادی و معنوی که در راه ادب و ادبیات متحمل می شوید ، برقرار باشید در پناه نور و عشق و مهربانی حضرت عشق ،
        (عزیزانی که مایل هستند البته آنچه عرض نمودم را در قالب اکانت در همین صفحه ارسال می نمایم )حلال بفرمایید وقت و نگاه تان را و سپاس از همراهیتان خندانک خندانک خندانک
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۴۶
        آفرین باااانوی عمیق‌نگر خندانک خندانک
        تا نباشیم آشنا زین پرده بویی نشنویم
        گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

        قطعا اگر پاکسازی‌های درست و به جای درونی صورت بگیره.. خروجی‌ها زیبا و اثر گذار میشه و کلمات قدرتمندی به زبان خواهیم آورد...
        باید آشنای جهان درون و بیرون‌مان باشیم تا بویی از معرفت ببریم.. خندانک
        چه خوب که دنباله‌رو قلب‌تان هستید و رسالت‌تان را به نحوی زیبا به مرحله اجرا در می‌آورید.. خندانک
        به شخصه استفاده می‌برم خندانک
        شاد باشید بااانوی من خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۵۵
        بی نهایت ممنون و سپاسگزار هستم عزیزدلم ،بی شک از مهربانان عالمی ،آنان که نگهبان مهر و خورشیدو عشق بر زمین هستند ، خداوند به هرنفست برکت ببخشدو نور و مهر الهی همراهت باشد، به عشق قسم همه ی ما ذراتی از وجود او هستیم فقط با عشق و مهربانی ست که می توانیم از سد آنچه عده ای محدود که کل ثروت دنیا را در دست دارند و انسان را به بردگی و گمگشتگی کشانده اند ....نجات یابیم و سیر روحی و ملکوتی خود را آغاز نماییم ، من همه ی عزیزان را دوست دارم و برای همه ی عزیزان ،اساتید دوستان احترام و ارزش بسیار و بی نهایت قلبی قائل بوده و هستم ، وقتی درک کرده ام ما از هم جدا نیستیم و همه به هم اتصال داریم ، برد تو برد من است و باخت تو باخت من ،الهی همگی پیروز و سلامت و به کام باشید همیشه ، خندانک خندانک خندانک
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۵۱
        بااانوی خوش قلب من.. خندانک
        شما لطف دارید ممنونم.. خندانک
        برد تو برد من است باخت تو باخت من.. خندانک آفرین‌هااااا خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۴:۵۸

        به نام خداوند بخشنده مهربان
        قانون پیوستگی در زمان

        وضعیت هر ذره و هر چیزی در لحظه حال,
        وابسته به گذشته آن و وضعیت آن در آینده,
        محصول وضعیت کنونی اش می باشد.
        و شکل ظاهریش متغیر است و در صورتی که محدودیت ما در زمان و مکان برداشته شود ,
        شکل آن برای ما به کلی متفاوت با آنچه که هم اکنون میبینیم , مشاهده خواهد شد.
        زیرا بی نهایت شکل آن که مربوط به زمان و مکان های مختلف است,
        بر هم انطباق می یابد و مجموع آن ها با هم دیده می شود.
        به عبارت دیگر, هر شیء به خودی خود دارای هزاران شکل و فرم است که بر اساس زمان و مکان از یکدیگر متمایز هستند؛
        اما به دلیل محدودیت ما در مکان تنها یک شکل و فرم از آن شیء را میبینیم

        چشم انسان تنها یک فریم از شیء را رویت می کند.
        همانطور که روولی گفته زمان به دلیل جهل و محدودیت ما شکل میگیرد
        محدودیت ما در مکان است که زمان را شکل میدهد
        بنابراین, در صورت حذف زمان, و یا به نوعی از بین رفتن محدودیت ما در مکان بشر تصویری از کل جهان هستی را پیش رو خواهد داشت که در آن هر چیز همراه با منشاء آن دیده می شود و به این ترتیب, ما به شجره یا درخت هستی دست می یابیم که در آن,
        همه مخلوقات با یکدیگر در یک ریشه مشترک هستند.
        تصویری از پیکر واحد هستی

        هر ذره‌ای هم محصول وجود لحظه ما قبل خود و هم منشأ وجود خود در لحظه بعد است و در عین حال، در پیوستگی با سایر ذرّات قرار دارد.
        انسان نیز جزیی از مجموعه هستی‌ است و
        وجود او محصول روندی است که در طول تاریخ طی شده است.
        یعنی‌ انسان امروز ، از انسان‌های نخستین جدا نیست و طی‌ روندی طولانی‌ از آن وضعیت در موقعیت فعلی‌ قرار گرفته است.

        بشر (مجموعه انسان‌ها در طول تاریخ) در سیر حرکت خود که منجر به رسیدن به بلوغ فکری و درونی‌ او گردیده است، از مراحل متعددی گذشته است و درست مانند مراحل زندگی یک انسان از انعقاد نطفه تا تولد و مرگ،
        دارای دورهٔ نطفگی،
        جنینی،
        نوزادی،
        کودکی،
        نوجوانی،
        جوانی‌،
        میانسالی‌ و کهنسالی‌ مراحلی را طی‌ می‌کند و در هر مرحله همان خصوصیت مخصوص آن دوران در زندگی انسان را نشان می دهد. 
        برای مثال ، همان گونه که فرد در دوران نوزادی دارای عقل و قدرت تشخیص نیست و فقط بر اساس غریزه عمل می‌کند، بشر نیز در دوره نوزادی خود فاقد عقل به مفهوم امروزی بوده ، نوعی زندگی در حد حیات حیوانی‌ داشته است و زمان طولانی ای برای گذر از این دوره سپری کرده است.

        دوران کودکی مصادف با فعال شدن عقل است.
        در این دوره، کودک به تدریج پیرامون خود را می شناسد و خود را کشف می‌کند.
        بشر نیز در دوران کودکی خود، به مراحل ابتدائی تعقل دست یافته، موفق به ساخت، کشف و به کاربردن ابزار و تامین بهتر غذا، مسکن،…برای استمرار حیات خود شده است
        در چنین عصری به طور قطع هنوز آشنائی با عشق و تبعات آن وجود ندارد.

        برای مثال ، در«عصر عقل» یا دوران کودکی بشر، ذوق شاعری ظهور نداشته است و او درست مانند یک کودک فقط برای کشف پیرامون خود، بیان منظور‌ها و رفع نیازهای اولیه زندگی تلاش می‌‌کرده است.

        همچنین، همان طور که در مورد یک انسان آثار ذوق و بروز آن در دوره نوجوانی آشکار می‌‌شود و در این دوره است که او با عشق آشنا می گردد و آثار ذوق را بروز می دهد ، بشریت نیز در دوره نوجوانی خود به مجموعه ای از تجارب مربوط به حوزه عشق اما به صورت خام و ناقص دست یافته و تجربه کرده است بدون داشتن درکی کامل از آن .
        بشر در دوره جوانی‌ خود توانسته است عشق و تبعات آن را به طور کامل درک کند و در این دوران رمانتیک، بیشترین آثار ادبی‌ و رمانتیک و ذوقی انسان بروز یافته است.

        و اما دورانی که هم اکنون بشر سپری می‌کند ، دوره میانسالی است.
        در این دوران توانائی نتیجه گیری از عشق و نگاه پخته تر به آن حاصل می‌‌شود. 
        پس از آن دوران کهنسالی فرا می‌رسد.
        در آن دوران بشر پایان نامه‌ای می نویسد که تلاش تاریخی و تجارب عقل و عشق او را به ثمر می‌رساند و احتمالا به طرح و نقشه کلی‌ خلقت پی‌ برده می‌‌شود.

        بر اساس گزارشات علمی‌، اکثریت سلول‌های بدن انسان در هر ۸ سال عوض می شوند، یعنی‌ در هر ۸ سال بدن انسان تبدیل به بدنی جدید می‌‌شود
        اما با تعویض و تغییر بسیاری از سلولهای بدن انسان و تغییرات بسیار در جسم فیزیکی ، باز هم هویت انسان در پیوستگی میان حال و گذشته او حفظ می شود و به این معنا دوران کودکی او نمرده است.
        به این ترتیب، نسل گذشته بشر(حتی انسان‌های نئاندرتال) نیز جزئی از وجود او به حساب می‌‌آیند.
        همه ما با یکدیگر در پیوستگی قرار داریم و
        از هم جدا نیستیم.
        وقتی‌ از زوایای مختلف این موضوع را پیگیری می‌‌کنیم، به وحدت پیکر آدم پی‌ می بریم.
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۰۳
        به نام خداوند بخشنده مهربان
        مراکز بدن و ارتباط آنها با میزان انرژی

        • مركز ذهني ( كه كارش مرتبط با تفكر، استدلال و استنتاج و امور مربوط به ذهن است.)
        • مركز عاطفي (كه مربوط به احساسات و عواطف است.)
        • مركز حركتي (كه در ارتباط با حركات بدن، سخن گفتن و تحرك مي باشد.)
        • مركز جنسي (كارش در ارتباط با انرژي حياتي است كه تبديل انرژي حياتي و تمرين همسا و پراناياما، بهترين كار براي اين مركز مي باشد.)
        • مركز غريزي (كه كارش مرتبط با غدد داخلي بدن، سلامتي، گوارش، تنفس، بيماري ها و ...است.)


        راز پنج مرکز در تعادل است یعنی باید بتوانیم همه مراکز را در طول روز به طور متعادل استفاده کنیم تا تعادل در وجود ما برقرار باشد. تعادل یکی از سه قانون برتر کائنات است.

        نباید از یک مرکز بیش از حد کار بکشیم. معمولا گفته شده که بیش از 90 دقیقه یا نهایتا 120 دقیقه نباید از یک مرکز استفاده کرد و باید کارهای دیگری متناسب با سایر مراکز انجام داد تا تعادل در بدن ما برقرار باشد.

        استفاده بیش از حد از یک مرکز، باعث می شود آن مرکز بیش از حد توان خود کار کند و زودتر مستهلک شود. به همین خاطر مرگ ما از همان مرکزی که بیشتر استفاده کرده ایم رخ می دهد، مثل برخی ریاضی دان ها یا نابغه ها که بیشتر از مرکز ذهنی شان استفاده می کنند و سکته مغزی در اینگونه افراد نسبت به بقیه زیادتر است.

        در برخی افراد البته نه در همه انسانها، به خاطر برخی دلایل، یک مرکز قوی تر از سایر مراکز است. یعنی در آن فرد یکی از مراکز به صورت ذاتی توسعه یافته تر است.

        استاد سامائل آئون ویور معتقد است، چیزی به نام فرد نابغه وجود ندارد. بلکه نبوغ یعنی تسلط یک ایگوی خاص بر یکی از مراکز پنجگانه و استفاده بیش از حد از آن مرکز

        هر مرکزی، به طور مثال یک گالن انرژی روزانه دارد و یک گالن انرژی برای کل بازه زندگی اش. هر زمان که گالن انرژی یک مرکز را بیش از حد استفاده کنیم، آن مرکز مجبور است انرژی مورد نیاز خود را از سایر مراکز بدزدد یا قرض بگیرد. در بیشتر مواقع این انرژی از مرکز جنسی تامین می شود و چون مرکز جنسی دارای ولتاژ انرژی بالایی است، این ولتاژ بالا باعث آلوده شدن سایر مراکز و کارکرد بیش از حد آن مرکز می شود.

        وقتی یک مرکز از نظر ایزوتریکی می میرد، با اینکه هنوز فرد مورد نظر عمر بیولوژیکی اش به پایان نرسیده، نمی تواند تعادل را در بدن اش برقرار کند و خودسازی تقریبا برایش غیر ممکن می شود.

        هر کدام از مراکز پنجگانه جایگاه خاص خود را در بدن ما دارند و با کالبدها و چاکراها نیز در ارتباط اند. (مثلا مرکز ذهنی با کالبد ذهنی مرتبط است و مرکز احساسی با کالبد آسترال و ...)

        وقتی در طول روز در یک مرکز بیشتر می مانیم یا به عبارتی دیگر از یک مرکز بیشتر استفاده می کنیم، در طول شب، خوابهایی مرتبط با آن مرکز خاص خواهیم دید. مثلا اگر تمرکز ما بیشتر در مرکز جنسی باشد ممکن است خواب هایی مرتبط با شهوت و اعمال شهوانی ببینیم و ...

        دو مرکز برتر وجود دارد؛ مرکز ذهنی برتر و مرکز احساسی برتر. این دو مرکز می تواند ما را به خداوندو الوهیت درونی مان متصل کنند، هر زمان که بتوانیم آنها را در وجودمان فعال کنیم یا هر زمان که خداوند می خواهد تماسی با ما داشته باشد به وسیله این دو مرکز محقق می شود.
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۰۸
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        ذهن، دائما در نسبیت و دوگانگی گرفتار است. ذهن، دائما دلیل و توجیه می آورد برای اعمال مان (دیو ذهن مدام دستان خود را در آب می شوید) هر کاری انجام می دهیم (علی الخصوص کارهایی مثل عبادت، سکوت و دعا و ...) ذهن به نوعی با آن مخالفت می کند، چون ذهن همیشه به دنبال کارهای پیچیده است. ذهن منفی گراست و خیالبافی می کند، گرایش به منفی بافی دارد. چرا؟ چون ذهن توسط ایگوها تصرف شده است و قدرت وحشی گری ایگوها، در ذهن قرار دارد. ایگوها در 49 لایه ذهن ما حضور دارند. لازم است که ذهن مان را مثبت گرا کنیم. لازم است که افکار و فکرکردن مان را به طرف چیزهای مثبت سوق دهیم. لازم است به چیزهایی که ذهن مان مدام به ما می گوید، توجه نکنیم. هر موقع پچپچه ذهنی داشتیم، به یاد خدا بیفتیم. دعا بخوانیم، پیاده روی کنیم یا قدم بزنیم، تنفس عمیق انجام دهیم، ورزش ...سعی کنیم مرکز ذهنی را با یکی از مراکز دیگر عوض کنیم با انجام فعالیتی غیر ذهنی.
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۷:۰۶
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        انسان آموخته است که بر پایه تفکرات و ذهنش زندگی کند و همین موجب گمگشتگی انسان شده است زیرا نیروی بینهایت درونش را نمی تواند باور کند زیرا ذهن حاکم است بر او .....
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۲۰:۰۳
        وضع نامساعد آدم این است که او مایه های نهانی خود را حدس می‌زند، ولی شهامت استفاده از آن را ندارد. به همین دلیل گفته میشود، گرفتاری انسانها نقطۀ تقابل میان حماقت و جهالت است.
        انسان امروز بیش از هر زمانی نیازمند آموختن اندیشه‌های جدیدی است که منحصرا با دنیای درونی او سر و کار داشته باشد، نه اندیشه‌های اجتماعی و اندیشه‌هایی که مایملک انسان در مواجهه با مرگ شخصی او نیستند.

        ذهن تو دمادم پيش‌بينی ميكند، ‌
        خودنمايی ميكند .
        ذهن تو دايم در واقعيت دخالت میكند،‌ به آن رنگ میدهد، ‌شكل و شمايلی به آن میدهد كه از آن او نيست.
        ذهن هرگز نمیگذارد آنچه را كه هست ببينی
        فقط اجازه میدهد چيزي را ببينی
        كه ذهن میخواهد تو ببينی
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۱۹
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        ساعت ۳/۳۰الی ۴/۳۰ صبح بهترین زمان دریافت نور الهی ست
        به همین دلیل عبادت و بیداری در سحر گاه همیشه توصیه شده است توسط امامان و بزرگان معنوی 🙏

        روح از طریق هورمون با دی ان ا فرابعدی و دی ان ا کالبد در تماس است ، DMT,هورمون رو ح است ،و ارتباط بین روح و کالبد پس از هورمون از طریق چشم سوم صورت می پذیرد ،و سپس نور الهی دریافت می شود ، بالا نگاه داشتن فرکانس ،نیک اندیشیدن ،عدم غیبت و بدگویی ...باعث گشوده شدن چشم سوم می شود.یکی از گیاهانی که در خود این هورمون را دارد اسپند می باشد ، اسپند زیاد دود کنید اگر تمایل داشتید ،البته نه به حدی که بسوزد ،و قبل از غروب آفتاب , نیاکان ما به اثرات اسپند پی برده بودند.

        سپاسگزار هستم از تمام اساتیدی که در طول سالیان اخیر حدود هفده سال اخیر از آنان آموخته ام ، استاد شکیبی ، استاد ندا، استاد دلآرام،استاداحسان،استادصادقی نور,استادقیمتی ،استاد حامد وتمام عزیزان و اساتید سایت شعر ناب و شعر نو ، سپاسگزارتان هستم و دست بوس همگیتان ،🙏❤️☀️

        سپاسگزارم پرودگار مهربانم ، عاشقت هستم رب زیبایم
        (انی کنت من الظلمین )می دانم تو سرچشمه ی تمام عشق و زیبایی ها و خوبی هایی ، ما به خود ظلم کرده ایم ، ما را ببخش آنچه از اندیشه و گفتار و اعمال در بی خبری و نا آگاهی انجام داده ایم ،مرا و تمام کالبدهایم را از ابتدای خلقت در این جهان و جهان‌های موازی ، و مارا پاک و مطهر گردان و راه های گشایش و بودن همیشگی در مسیر خودت ،مسیر الهی را بر ما عنایت و عطا فرما ،و دریچه های بی انتهای آگاهی و عشق و نور را بر ما گشوده دار تا رجعت تا پرواز به سوی تو ،

        ای مهربانترین مهربانان 🙏☀️❤️
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۷
        🌹🌹
        ارسال پاسخ
        سیاوش آزاد
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۳۵
        سلام چگونه ثابت می کنید هفتاد و دو هزار کانال نوری در بدن انسان وجود دارد؟ چه کسی شمرده است؟
        مطلبی را سابق اگر اشتباه نکنم در مورد واکسن کرونا نگاشته بودید خوب میلیون ها نفر واکسن زدند چرا اتفاقی پیش نیامد؟ بلکه در ایران آمار فوتی نزدیک صفر شد؟
        مطالبی که مطرح می کنید نیاز به مستند دارد حال یا عقلی یا نقلی
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۴۲
        سلام جناب آزاد ارجمند خوش آمدید ،اکر خاطرتان باشد د ر همان مطلب مربوط به کرونا در مورد مدارک نیز گفتم و حتی لینک مربوط به این مدارک و دکترهای ی که حقیقت را بر ملا نمودند و بعد از آن جانشان را ازدست دادند ارائه نمودم ، در مورد هفتاد و دوهزار کانال نوری نیز اگر این علم در اختیار همه بود و این اطلاعات که اکنون بشر اینگونه محتاج عده ای خاص ، روش پزشکی خاص ،داروهایی خاص نبود
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۴۸
        یا من تسمه شفا و ذکره شفا دلیل از این محمکتر ،تمام این مراکز ارتباط دهنده ی ما با خداوند است با جان است فرمودند من از رگ گردن به تو نزدیکتر هستم ، بگذریم که ما فراموش کرده ایم کوردل شده ایم و ایمان کافی را نداریم که با یک ذکر بهره مند شویم از عشق و نور حضرت دوست
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۴۲
        درود مجدد در طب سوزنی چینی نیز از درمان توسط همین مراکز البته تعدادی از مراکز جهت بهبود استفاده می شود، نگاه می کنم اگر مدارکی که مربوط به واکسن بود را هنوز داشته باشم حتما ارسال می کنم ، جناب آزاد حضرت عیسی آمدند برای هدایت انسان به خویش و همیشه فرمودند آنچه من انجام می دهم شما نیز قادر به انجام آن هستید ، اگر به ملکوت باز گردید ، دنیایی که برای. ما ساخته اند همه فریب وتوهم ذهن است ،انسان همین حالا خوشبخت است اگر به ایمان و باور قلبی به پرودگار داشته باشد ،اگر شکر گذار باشد در هر نفس و با هر نفس الله هست نه در آسمان نه سیاره ای دور در کهکشانی دیگر ،درست در تپش‌های قلب آدمیست در معبدی درون دل ،پشت پلکهایت که باید بست به سکوت پیوست تا بعد از آن تاریکی روشنایی اورادید،درابتدا تاریک است نه ابتدا دارد نه انتها ، آن وقت که درک نمودیم کل بدن می شود آیه ی ناب الهی ، تجلی حضرت عشق ، می شود مسیح که نفسش مرده را زنده می کرد ، اما همین مردم با او چه کردند ، شب آخر حاکم آن شهر گفت دو نفر اینک در زندان هستند یکی مسیح دیگری یک انسانی که جرم‌های بسیاری انجام داده بود ، از آنان پرسید کدام یک را آزاد نمایم ،چه پاسخ دادند؟
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۶
        🌹🌹🌹🌹👍
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۴۹
        تصحیح می کنم به علت مشکلات کیبورد اینگونه تایپ شد
        یا من اسمه دوا و ذکره شفا 🙏☀️❤️
        رحیم فخوری
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۰۸
        مطالب ارزنده ای ارائه فرمودید
        قابل تقدیر است زحمات بیدریغتان
        استادبانو سرکار خانم قشقایی
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۴۶
        سلام و سپاس بی نهایت استاد فخوری مهربان ,والا من استاد نیستم ،شرمنده می فرمایید،و در پناه نور الهی باشیدو عشق بی انتهای حضرت دوست خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رحیم فخوری
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۰۹
        باتقدیم احترام
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۶:۴۶
        زنده باشید و برقرار ،ایام عزت مستدام خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۲:۰۵
        👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۳۵
        سپاس و تشکر جناب سلیمی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۳۰
        متون_هرمسي

        مجموعه‌ای از نوشته‌های کهن منسوب به هرمس است، فرزانه‌ اسطوره‌ای مصر قدیم که گفته‌اند حکمتش وی را به یک خدا مبدل ساخت. وی قدمتی حدود 5000 ساله دارد و سه هزاره قبل از میلاد مقدس شمرده می‌شد. هرمس را جزو پیامبران و همان ادریس نبی می‌دانند که با اختراع خط هیروگلیفی مقدس به ثبت این قوانین و معارف اقدام کرده است.


        .:
        \"اصل اول هرمس، اصل منتاليسم (ذهن گرایي)\"

        برای تغییر و دگرگوني خویش نیز باید از ذهن خویش آغاز کنیم
        •باید داده‌ها را تغییر دهیم،
        تا پردازشي متفاوت و نتیجه‌اي متفاوت بگیریم.
        •باید کاملا آگاه و هشیار بر تمامي افکار و اندیشه‌هایمان در طي روز باشیم.
        •باید کاملا هشیار بر گفته‌ها و کلاممان باشیم.
        •باید آگاهانه رفتار و عمل کنیم.
        آنگاه با داده‌هاي آگاهانه و مثبت و عاشقانه؛ حاصلي عالي و زیبا و کامل خواهیم داشت!
        دنیایي زیبا...
        و در نهایت اینکه، هرآنچه را که بتوانید در ذهنتان ببینید، آنرا خلق خواهید کرد و خواهید توانست در جهان واقعي نیز ببینید. در واقع آفرینش از ذهن عالمگیر آغاز شده...!
        و از آنجایي که انسان تنها موجودي‌ست که همچون خداوند آفریده شده است و داراي ذهن مي باشد، مي تواند بیافریند و خلق کند و همکاران خداوند در هستي باشد.
        حال انتخاب با خودش هست که همچون خالق هستي ، زیبایي‌ها و نیکویي‌ها را بیافریند یا زشتي ها و پلیدي‌ها را خلق کند...!

        ذهن یک برج مخابراتی

        انديشه ها علامتهای مغناطيسی را می فرستند كه آنچه به شما بر می گردد را طراحی می كنند. شما يك برج مخابراتی انسانی هستيد و از هر برج مخابراتی كه در كره زمين وجود دارد، قدرتمندتريد. شما قدرتمندترين برج مخابراتی جهان هستيد.
        اگر می خواهيد چيزی را در زندگی تان تغيير دهيد، موج را عوض كنيد
        فركانس را عوض كنيد
        ارتعاشات نيروی روانی، ظريف ترين و در نتيجه قدرتمندترين ارتعاشات در هستی می باشند.
        فراموش نکنید که همه چیز ذهن است!

        ابن عربی در کتاب خود؛ تخیل خلاق می‌گوید: جهان مادی و هر آنچه در آن است و حتی انسان‌ها، همه در تخیل خداوند هستیم.

        اصل دوم هرمس بیانگر یک الگوی واحد در همه هستیست
        هر آنچه در بالاست، در پايين است!
        و
        هر آنچه در پايين است، در بالاست!

        بر طبق این اصل، آنچه در عالم مادی وجود دارد، پس در عالم ذهنی نیز وجود دارد و آنچه در عالم ذهنی وجود دارد، پس در عالم روحانی هم موجود است.
        بنابراین، از آنجا که امواج مغزی فردی، در سطح بتای بالا با فرکانس 14 سيكل بر ثانیه است، پس احساس ذهنی او در سطح بالایی از تنش و بیقراری خواهد بود.
        با درک و شناخت بیشتر این اصل، شما می توانید بسیاری از احساسات منفی یا مثبت خود را آزاد کنید. همچنین این اصل به شما کمک می کند که مشکلاتی را که دارای درجات متفاوتی از شکل بروز هستند را از راه مواجهه با درجات خفیف تر آنها، حل و فصل کنید. زیرا بر اساس اصل تطابق، یک مشكل در شکل خفیف آن در واقع همان مشكل در شکل شديد آن هست.

        اصل_تطابق
        (correspondence)
        یا responding

        بیانگر اینکه «هرچه در بالاست پس در پایین هم هست، و آنچه در پایین است در بالا نیز وجود دارد»!
        یعنی هرچه در عالم مادی هست، در عالم ذهنی هم هست. هر چه در عالم ذهنی است، پس در عالم روحانی نیز هست.

        تمامی اینها نشان میدهد، هستی با یک الگوی واحد بوجود آمده، و این الگوی واحد در تمامی مراتب هستی به یکسان عملی شده...
        یعنی جهان ماکرو از همان الگویی پیروی میکند که جهان میکرو و حتی جهان نانو..‌.
        از زاویه دیگر که به این فرمول مینگریم، متوجه میشویم که هستی با یک الگوی واحد مدیریت میشود، پس اگر یکی از الگوها را بتوان در یکی از جهان ها بدرستی پیاده کرد، بقیه ابعاد نیز از آن پیروی خواهد کرد.
        همینطور اگر بتوانیم الگویی در ابعاد کوچکتر حل و فصل کنیم، گویی در ابعاد بزرگتر آن نیز رفع و رجوع شده است...
        اگر بتوانیم در میان مشغله روزانه خود جایی برای اندیشیدن و تامل باز کنیم، میتوانیم با تفکر و تعمق به خیلی از حقایق هستی برسیم.
        جهان در جهشی بسوی مراتب بالاست و انسانهایی خواهند توانست در سرنوشت آینده زمین شریک باشند که توانسته باشند، آگاهیشان ارتقا دهند. لازمه ارتقا آگاهي؛ مطالعه، تفکر، تامل، تحقیق و... است!
        پس برای مطالعه و تفکر در زندگی خود زمانی باز کنید و با همین چالشهای کوچک ذهنی، آگاهی خود را ارتقا بخشید

        کافیست فقط جهان ذهنی خود را سر و سامان دهیم تا همه جهانها اصلاح شود!

        اصل سوم هرمس،اصل ارتعاش : (vibration) براساس این قانون همه چیز در حال یک حرکت دائمی و بی پایان است و هرتغییری در ارتعاش عناصر باعث ایجاد تغییراتی در شکل بروز آن می گردد .مثلا سلامتی دارای ارتعاش خود است موفقیت اعتماد به نفس و هر چیز ديگري.
        مثلا آب در ارتعاش و جنبش پايين تر بصورت یخ درمی آید، سخت و منجمد میشود.
        در ارتعاش و جنبشی بالاتر تبدیل به مایع میشود تا راحت حرکت کند و از شکل سفت و منجمد به شکل منعطف درمی آید و اشکال ظروف را بخود میگیرد.
        و در ارتعاش و جنبش بسیار بالاتر، از هم گسیختگی رخ میدهد و ذرات و مولوکولهای آن پخش میشوند در کل فضا...

        سطح ارتعاش خود را بالا نگه دار
        هر چقدر ارتعاش آدمی بالاتر برود
        فروزنده تر و نورانی تر میگردد

        طبق اصل ارتعاش، همه چیز در حال یک حرکت دائمی و بی پایان است و هرتغییری در ارتعاش عناصر، باعث ایجاد تغییراتی در شکل بروز آن می گردد.
        مثلا سلامتی دارای ارتعاش خود است و بیماری دارای ارتعاش خویش.
        وقتی بیمار میشویم، یعنی بخشی از بدنمان، از هارمونی و هماهنگی بیوریتم بدن خارج شده است و ارتعاشش کندتر گشته است.
        از اینرو برای یافتن سلامتی، بایستی همه اعضا و اجزاء بدن با فرکانسی واحد مرتعش باشند. برای ایجاد یک واحد یکپارچه مرتعش با یک فرکانس واحد، بایستی بیوریتم خود را با ریتم طبیعت یکی کنیم.
        با طبیعت بیدار شده، برخیزیم و پویا باشیم و گشوده در برابر تغییرات...، و با طبیعت بیارامیم.
        زندگی مدرن، تکنولوژی، تلویزیون و ماهواره و...، باعث شده که خواب و بیداری آدمی از ریتم طبیعی خارج شود.‌ از اینرو ارتعاش کند شده و همین باعث بیماری های مختلف گشته است!
        زندگی طبیعی را برگزینید و با طبیعت بخوابید و برخیزید و غذاهای طبیعی بخورید تا بدنتان بیوریتم طبیعی خود را بیابد و به ارتعاش سلامت خود برسد...

        ارتعاش و بیوریتمِ طبیعی خود را بازیابید
        با طبیعت برخیزید، بیارامید و زندگی کنید...

        طبق قوانین فیزیک
        هر اتمی انرژی دریافت کند، برانگیخته شده به سطوح و مدارات بالاتر، ارتقا می‌یابد..
        این یک تغییر حالت موقت است که با انتشار نور و فوتون از خود، دوباره به حالت اولیه خود بازمی‌گردد..
        ولی اگر گرفتن انرژی تداوم یابد و در درون اتم ذخیره‌گردد، می‌تواند ایزومر جدیدی از آن بسازد که حالت پایدار داشته باشد..
        این مساله در زندگی روزمره ما نیز صادق است. با عشق‌ورزی و نوازش یکدیگر، سطح ارتعاش هم را بالاتر می‌بریم و بدینگونه می‌توانیم زندگی سالم‌تر و شکوفاتری داشته باشیم..
        همین قوانین در مورد سلوک نیز صادق است.
        وقتی سالکی در مسیر سلوکِ خود انرژی دریافت می‌کند، به سطوح و ابعاد بالاتر ارتقا یافته، حالی متفاوت از زندگی روزمره را تجربه می‌کند.
        و اگر این دریافت انرژی تداوم یابد و حال‌ها و برانگیختگی‌ها تکرار شود، به تدریج استحاله رخ می‌دهد و تبدیل به مقام می‌گردد و شخص به جایگاه انسان نورانی و فروزنده نائل می‌گردد..

        برای بدست آوردن یک وضعیت بهتر و مطلوبتر، بایستی ارتعاش همان موقعیت را بدست آورید!

        هر ذره ای در عالم هستی، تحت تأثیر میدانهای مختلفی از جمله: میدان جاذبه، میدان گرانشی، میدانهای آگاهی(شعوری)، میدان الکترومغناطیسی و ... قرار دارد و بدلیل اینکه کارکرد همه این میدانها از طریق موج و ارتعاش هست، تحت تاثیر قرار میگیرد. ازاینرو در هر میدان، رفتار خاصی را از خود نشان می دهد.
        هر ذره ای که در میدانی قرار میگیرد مخصوصا در میدانهای شعوری، ناخودآگاه تابع شعور مافوق خود می شود. انسان نیز مجموعه ای از ذرات است و شامل این قانون میشود. رفتار فرد در این میدان آگاهی، متفاوت از رفتارش در سایر میدان ها می باشد.
        رفتارهایی که هر ذره می تواند در میدان آگاهی داشته باشد، سه گونه است:
        انواع شکل پذیری
        تجزیه پذیری
        ترکیب پذیری(ترمیم)
        از اینرو انسان بالغ بایستی کاملا به این میدانها هشیار باشد و اجازه ندهد که ارتعاشات دیگران حوزه وی را از نظم دربیاورد و آینده وی را رقم بزند.
        همینطور وقتی انسان نسبت به ارتعاش هشیار شد، میتواند میدان ابر آگاهی را شناسایی کند و خودش را متصل به آگاهی کائنات نماید تا همواره شارژ باشد و به کمک میدان بزرگتر آگاهی کیهانی بتواند در برابر میدانها دیگر نظم و تمامیت خود را حفظ نماید.
        به زبان دیگر، یعنی خود را با ریتم و ضرباهنگ هستی کوک میکنیم تا ریتمها و ارتعاشات میدانهای آگاهی بر ما اثرگذار نباشند.
        در حقیقت انسان، از قابلیت انطباق پذیری ارتعاشی خود بایست بهره بگیرد و خود را در زیر لوای بزرگترین میدان ابرآگاهی که متعلق به ذهن عالمگیر است، قرار دهد تا مصون از ارتعاشات دیگر و تلاطمهای روحی بماند.
        و از این تطابق با مبدا میدان ابرآگاهی برای رشد، ترمیم، ساختارسازی خود بهره ببرد.
        و سلامت جسمی و روحی خود را تضمین و گارانتی نمايد.

        هفت_اصل_هرمسي
        اصل_چهارم_هرمس
        اصل_تضاد (polarity)

        در این رابطه همه چیز دوگانه است، یعنی هر چیزی در جهان دارای ضد خودش می باشد و این دو چیز از نظر درجه و کمیت متفاوتند، اما تفاوت ماهوی ندارند.
        مثلا؛ ترس و شجاعت ماهیت یکسان، اما با درجه متفاوت می باشند. عشق و نفرت و ...

        تضاد امری نسبی است و در همه گستره هستی به چشم می خورد و توسط همین تضاد و نسبی بودن جهان، میتوانیم جهان و تمامی پدیده های آن را معنا و ترجمه کنیم.
        مثلا؛ بلندی یا کوتاهی به تنهایی معنایی ندارند، بلکه در تضاد کنار هم معنا می یابند. این امر به نظر ما بستگی دارد و این تشخیص و نظر را اصل تضاد در ذهن ما ایجاد میکند. درباره گرما و سرما نیز چنین است. حرارت و برودت در کنار هم معنا می یابند.
        به طوری که در دینامیک متد سیلوا، اصل تضاد را برای چرخش نگرشمان از دوست نداشتن به دوست داشتن، از بدبینی به خوش بینی، از تنفر به عشق، از احساس گناه به بخشش خود و از خشم به خونسردی بکار میگیرد.
        همچنین از اصل تضاد برای شفاف کردن معانی کلماتی مانند: عشق، ترس و خشم، از راه تعریف و توصیف کلمات متضاد آنها، استفاده های فراوانی خواهیم برد. مثلاً کلمه ترس را در نظر بگیرید ترس چیست؟ مسلماً ترس یک احساس منفی است اما چه جور احساس منفی؟ اگر مقیاس تضاد را رسم کنیم ترس در قطب منفی مقیاس قرار خواهد گرفت.
        با تفکر بیشتر درباره کلمه ترس، پی می بریم که ترس احساسی از انتظار است. بنابراین در هر دو قطب مثبت و منفی مقیاس تضاد، کلمه انتظار را قرار داده ایم و ترس را اینگونه تعریف خواهیم کرد:
        ترس احساس از یک انتظار منفی است. یعنی فردی که دچار ترس می شود، در انتظار وقوع وقایع ناخوشایند بسر می برد. اما در برابر احساس ترس، احساس خوش بینی قرار دارد که احساس انتظاری مثبت است. یعنی فرد دارای احساس خوش بینی در انتظار وقوع وقایع خوشایند خواهد بود.
        به این ترتیب چنین نتیجه گیری خواهیم کرد که ترس و خوش بینی هر دو یکی هستند و تنها از نظر درجه مثبت یا منفی بودن با یکدیگر متفاوت هستند.
        پس بر طبق این اصل تضاد، ما می توانیم با تغییر دادن درجه احساساتی همچون ترس، به قطب مقابل و مثبت این احساسات تغییر جهت دهیم. یعنی یک چرخش است!

        هفت_اصل_هرمسي
        اصل_پنجم_هرمس
        اصل_ریتم
        rhythm

        بر طبق این اصل، همه چیز دارای نقطه اوج و نقطه نزول هستند. مثلاً دور منظمی از تولد، رشد، پیری و سرانجام مرگ، به چشم می خورد. همچنین در هر لحظه از اوقات شبانه روز، ما یک دور منظم روبرو هستیم
        هنگامی که از خواب بیدار می شویم، دور روزانه خود را با خوردن صبحانه شروع می کنیم دوری آغاز می شود که با پایان یافتن صبحانه خاتمه می یابد.
        پس ازسپری شدن روز هنگام شب، دور شبانگاهی زندگی و دور رویاهایمان آغاز می شود.
        در واقع بر طبق اصل ریتم هر کاری که ما در طول یک شبانه روز انجام می دهیم، دارای یک دور و ریتم است. ولی ما هرگز از پیش نمی دانیم که در کجای آن دور قرار داریم. مگر آنکه از آینده به گذشته خود بنگریم.
        اگر ما در وضعیت صعودی دور خود قرار داشته باشیم، شانس موفقیت ما در هر کاری افزایش خواهد یافت. اما اگر در وضعیت نزولی دور خود باشیم احتمالاً در کارهایمان دچار شکست خواهیم شد.
        به عبارت دیگر می توان چنین گفت که دور زندگی ما دارای نقطه فراز و نقطه فرود بوده و این شامل دور خواب، دور سلامتی، دور انرژی، دور موفقیت، دور بخت و شانس و غیره است.

        اصل_ريتم
        وقتی ذهن خود را در فرکانس آلفا (کند بودن ارتعاشات مغز، حالت قبل از خواب رفتن) قرار می دهید، قصد درونی شما توسط قوای عالی مغز به مقصد دلخواهتان منتقل می شود.
        در این فرکانس شما با انرژی شگفت انگیزِ کیهانیِ اطراف خود هماهنگ می شوید و در این سطح، اتصال با همه زندگی فراتر از زمان و مکان وجود دارد.

        هفت_اصل_هرمسي
        ششمین اصل قدرتِ هرمس
        اصل_علت_و_معلول
        ( cause and effect) (اثر و تاثیر)

        بر طبق این اصل هر علتی، معلولی خاص و هر معلولی، علت خاص خود را دارد. به عبارت دیگر بر طبق این اصل تمام رویدادهای زندگی بر اساس قوانینی شکل می گیرند و حتی حوادث و تصادفات نیز قوانینی دارند که از نظر ما ناشناخته اند.
        به بیان دیگر میتوان اینگونه توضیح داد که گاه عاملی بسیار کوچک و بی اهمیت، میتواند مسبب مسائل بزرگ و مهم شود...

        اصل_علت_و_معلول
        قانون_کارما

        قانون کارما نیز تابع همان اصل علت و معلول می باشد.
        \"کارما\" هم به معنی کردار یا عمل است و هم نتیجه آن عمل؛ هم علت است و هم معلول.
        همواره این اصطلاح را شنیده ایم که، \"هر چه بکاری همان را درو می کنی.\"
        اگر بخواهیم در زندگیمان شادمانی ایجاد کنیم، باید بیاموزیم که بذر شادمانی را بکاریم. بنابراین، مفهوم ضمنی \"کارما\"، انتخاب آگاهانه است. می توانید هرگاه که بخواهید از قانون کارما برای ایجاد ثروت، فراوانی و به جریان افکندن همه موهبت های نیک به سمت خود استفاده کنید.
        اما نخست باید هشیارانه آگاه شوید که انتخاب هایتان و گفتار، کردار و پندارتان در هر لحظه از زندگی، آینده تان را می سازد.

        هفت_اصل_هرمسي
        هفتمین اصل قدرتِ هرمس
        اصل_جنسیت ( gender)

        مطابق با این اصل هر چیزی دارای نیروهای مذکر و مونث است. جنس در عالم مادی، در عالم ذهنی و هم در عالم روحانی آشکار می شود.
        نیروی مذکر، برونگرا، مثبت، فاعل، عامل است. اما نیروی مونث درونگرا، منفی، منفعل، خلاق، قابل است.
        نیروهای مونث و مذکر در هر دو جنس مرد و زن وجود دارند. مثلاً یک سخنران ماهر و پر تحرک، صرفنظر از زن یا مرد بودن، نیروهای مذکر تولید خواهد کرد. یا یک نویسنده در حال نوشتن، فاعل و مذکر است. در صورتیکه یک شنونده یا خواننده در حالت مونث وپذیرا است.
        منیژه قشقایی
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۴۱
        سازمان عصبى ما به گونه اى است كه نميتواند بيش از 2/5 ثانيه چيزى را در زمان حال نگهدارد و اين 2/5 ثانيه هم مربوط به خلاء بين دو سيگنال است.پس ما هرگز نميتوانيم زمان حال را حس كنيم زيرا هميشه 2/5 ثانيه از زمان حال عقب هستيم.كسى كه زمان حال را حس ميكند،يا در عبادت است است يا در ذهن بى ذهنى.چون مقاومت ذهن را برميدارد و از لايه اى كه ذهن در آن نوسان دارد بيرون مى آيد و زمان حال
        را حس ميكند و در آن موقع آنچه را كه دريافت ميكندبطورمستقيم دريافت ميكند نه ازطريق تفاسير ذهنى.
        منیژه قشقایی
        دوشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۱ ۰۳:۴۴
        ⛔️ مهار کردن الوهیت

        انتقال از آگاهی متمرکز درونی و الهی حالت دوران کودکی، به آگاهی متمرکز بر دنيای خارج افراد بالغ، نيازمند تغييرات قابل توجه در فعل و انفعالات شیمیایی مغز است.
        بافت ها و مولکول هایی که به طور معمول هوشیاری ووچی را نشان می دهند باید "خاموش" یا مهار شوند.
        از لحاظ شیمیایی، مهارکننده ها، آنزیم هایی مانند (ام.ای.او) MAO (مونوآمینه اکسیدازmonoamine oxidase) هستند که به سرعت و تناوب سروتونین را به محصولات جانبی غیرفعال تبدیل می کند، بنابراین سنتز مولکول های روح را غیرفعال می کند.

        آنزیم ام.ای.او سروتونین را قبل از تبدیل شدن به ملاتونین، دی.ام.تی و 5-MeO-DMT از بین می برد.
        مانتاک چیا روشن بینی اتاق تاریک
        ترجمه جناب کوهیار وبانو جمشید زاده
        شادی بلکامه
        سه شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۱ ۲۲:۲۲
        پاینده باشید بانو جان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۲۶
        ممنونم شادی جان ، زنده باشید و شادو برقرار استاد جان خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۲۶
        گسترش چرخه ی عشق ،  جهان از مهر و نور خلق شده است از عشق ، زمانی که از صمیم قلب مهر بورزیم ا ین انرژی و نور به مبدا، به  میدان انرژی ارسال شده  و تمام کسانی که با این میدان در ارتباط هستند این انرژی و عشق را دریافت می کنند به همین ترتیب چرخه ی مخالف نیز...ا



        عاشقانه بیندیشیم تا انرژی که اتصال به سرچشمه ی حیات دارد در ما فعال شود. دارای ادراک شویم ...‌‌ما با نثار عشق به هم اتصال پیدا می کنیم با این اتصال پیوستگی به وجود می آید ،که ربطی به مکان ندارد به هم سو بودن مربوط است ، سپس انرژی ها به هم وصل می شود واز  این پیوستگی، در هم آمیختگی آگاهی  به وجود می آید 



        آگاهی که نیاز داریم برای بیداری معنوی و شناخت هرچه بیشتر خود و خدا و روح و هستی 
        تکتم حسین زاده
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۰:۵۰
        درودها بانو قشقایی نازنین خندانک
        مطالب جالب و ارزشمندی بیان فرمودید خندانک
        خداقوت
        سپاس از پست مفید و جذابتان خندانک
        در پناه حق
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۱:۵۲
        درود و سپاس تکتم جان ، ممنون از حضورت در پناه عشق باشید همیشه خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۴۵

        به نام خداوند بخشنده مهربان

        هدف هستی رشد و تکامل "روح" از طریق تجربه، آگاهی و عشق‌ورزیست.
        منظور از تجربه همان تجربه‌ی روح در شرایط و حالات مختلف است که باعث رشد و تکامل روح میشود.
        مثلا وقتی انسان چیزی را در دیگری منع میکند این بدین معناست که نسبت به آن موضوع آگاهی و تجربه ندارد.
        پس هستی و کائنات فرد را در آن شرایط قرار میدهد تا از این طریق نسبت به آن حالت و شرایط تجربه کسب کند تا دیگر آن موضوع را برای خود یا دیگری منع نکند.
        روح انسان در زندگی های مختلف تجربه‌های مختلف کسب میکند تا به هدف نهایی خود یعنی یکی شدن با اقیانوس الهی برسد.
        همچنین ارتعاش روح از طریق حفظ ارتباط معنوی با آگاهیِ کیهانی و جمع آوری کارمای مثبت بالا میرود.
        منظور از کارمای مثبت .. محبت، عشق‌ورزی، بخشش، بی آزاری، تمرکز بر روی افکار مثبت، زندگی در لحظه حال و ... میباشد.
        آزادی انسان در پی نوع نگرش اوست.
        اگر انسان درگیر بردگی ذهنی و سیستم‌های باوری دیگران باشد نمیتواند به آزادی و آگاهی ناب برسد.
        اول از همه باید یاد بگیری که مسئولیت کل زندگیت رو خودت بر عهده بگیری.
        یعنی فارغ از هر گونه توجیح و بهانه‌ای مسئولیت تمام ناهماهنگی‌های زندگیت را بر عهده بگیری.
        و این را با تمام وجود بپذیری که هر چه که امروز هستی حاصل انتخاب‌های خود توست و خود توئی که تصویر فردای خودت رو رقم میزنی.
        ما آنیم که در پی آنیم...
        هر چیز که در جستن آنی آنی

        ارتعاشات وجودی تو تمام ابعاد کیهان را در بر می گیرد و اتفاقات و آدم هایی که تشابه ارتعاشی با تو دارند را جذب زندگی تو می کند...
        این راز خلقت هست و قانون ارتعاش.

        هرگونه بیماری در جسم، نشانه نوعی ناپاکی در ذهن است هرگز به علت پاکی و خوبی هایتان بیمارنمی شوید. بیماری نمایانگر بی قراری و ناآرامی ذهن است.
        ارتعاش وجودتونو رو عشق تنظیم کنید رو صلح

        انرژی درونی چگونه به هدر می رود؟

        ✨انرژی درونی از راه های مختلفی همانند عبادت، راز و نياز با خداوند، مراقبه، گفتن مانتراها و ذكرها و تكرار نام های مقدس خداوند، كمك معنوی به ديگران، از بين بردن ايگوها، كار ايزوتريكی و خواب های عميق و ... به دست می آيد.
        اين انرژی می تواند براي كار درونی و صيقل درون و پاك كردن ناخوداگاه انسان از انواع پليدی ها و حالت های نفسانی بكار گرفته شود. اما اين انرژی به راحتي و از روی غفلت و عدم آگاهی از دست می رود.

        ✨ نشت انرژی به صورت های مختلفی در انسان اتفاق می افتد. مثلا حادثه ای براي انسان اتفاق می افتد. نگراني و اضطراب و استرس همانند خوره انرژی را در درون انسان مي مكند و مصرف مي كنند.
        نگرانی يكي از ايگوهاي شايع و رايج بشري در جوامع امروزی است. گاه در برخي جوامع آنقدر شايع و عادي شده كه مردمان بسياري فكر مي كنند نگراني جزئي از زندگي روزمره است و با آن كنار آمده اند، در حاليكه اين چنين نيست و نبايد اين گونه باشد.

        ✨خشم يكی از بزرگترين انرژي ها را در درون استفاده می كند. وقتی پيشامد يا تصادفی اتفاق می افتد، شما به راحتی تحت تاثير غريزه و حالت های نفساني قرار می گيريد. ماشين گونه عمل می كنيد و خشم خود را با حركات و گفتن كلمات بيرون می ريزيد. انرژي زيادی با اين كار به بيرون ريخته می شود.

        ✨ شهوت و تخيلات شهوت آميز، يكی از راه هاي ديگری است كه انرژی زيادی به وسيله آن از دست مي رود. تخيلات و افكار شهوت آميز، باعث تغذيه ايگوی شهوت در درون می شود و انرژی به جای اينكه صرف خودسازی دروني گردد، مستقيما توسط ايگوی شهوت تغذيه و مصرف می شود.

        ✨حرفهای بيهوده و جر و بحث، يكی ديگر از كارهای رايج جوامع است و انرژی بسياری در آن به هدر می رود. تا جاييكه ممكن است بايد از بحث كردن پرهيز كرد چرا كه هيچكس تا به حال با بحث كردن چيزی را قبول نكرده است، پس بهتر است انرژی مان را بيهوده صرف انجام كاری كه بی فايده است نكنيم.

        ✨ اگر به كارهای روزمره خود در طی 24 ساعت نگاه كنيد به راحتی می توانيد بفهميد انرژی درونی شما در چه كاری مصرف می گردد. ببينيد اين انرژی مصرف شده باعث خودسازی می شود؟ يا اينكه شما فقط آن را هدر می دهيد.

        ✨ با انجام ندادن هر كار كوچكی كه انرژي شما را بيهوده مصرف می كند، مي توانيد از هدر رفت انرژي دروني جلوگيري كنيد و انرژي را در درون ذخيره كنيد. از انرژي ذخيره شده مي توانيد در جهت از بين بردن ايگوها و در مسير خودشناسي استفاده نمائيد، پس انرژي را با انجام كارهاي بيهوده هدر ندهيد.

        هر کجا که هستی،
        با ابرها یکی هستی
        و با خورشید و ستارگانی که می‌بینی یکی هستی.
        تو با همه چیز یکی هستی...

        راهکارهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻻﺑﺮﺩﻥ ارتعاش:

        ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﯿﺪ
        ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻭ ﻣﺪﯾﺘﯿﺸﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ .
        ﺍﺯ ﮔﻮﺷﺖ ﻗﺮﻣﺰ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ .
        ﻣﺼﺮﻑ ﻏﺬﺍﻫﺎﯼ ﻗﻠﯿﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺩﻫﯿﺪ .
        ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮﺵ ﺩﻫﯿﺪ .
        ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺻﺪﺍ ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
        ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﻓﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮔﯿﺎﻫﺎﻥ ﻭﮔﻠﻬﺎ ﺗﺰﺋﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ.
        ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ .
        ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﺍﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﺪ .
        ﺑﺎ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﺪ .
        ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﺣﺬﻑ ﮐﻨﯿﺪ .

        وقتی حالتان بد است بسیار لازم است که از احساس بد بیرون بیایید در این لحظه می توانید به یک چیز مثبت توجه کنید شاید با خودتان بگویید این که حال مرا خوب نمیکند درست است حال شما در آن لحظه شاید خوب نشود ولی بدتر هم نمیشویدواز ارتعاش منفی نیز جلوگیری میکند مثلا در ترافیک ماندید و از ساعت کاریتان گذشته همین جور که ایستادید به اطرافتان نگاه کنید کوچکترین چیز مثلا گلهای کنار جدول یا به آسمان ‌نگاه کنید ویا هر چیزی که در اطرافتان هست که میتواند حواس شما را از استرسی که دارید پرت کند.این کار اثر خودش را می گذارد ذهن ناخودآگاه شما تربیت میشود ووقتی بار دیگر در موارد منفی قرار گرفتید به شما یاد آوری خواهد کرد که "حالت رو خوب کن"
        اگر امروز بتوانید رو این مسئله ریز وبسیار مهم کار کنید در آینده به موفقیت هایی شگفت‌انگیز خواهید رسید.

        ‍ در طول روز ذهنتان را با افکار زیبا پر کنید.
        اگر به ذهن استدلالی اجازه ی استدلال بدهید
        همه ذهن شما می شود گفتگوی درونی مخرب ،
        توجه به موارد منفی،توجه به بدهی وبی پولی،وهمه چیزهایی که شما نمی خواهید وبا اندیشیدن بیهوده به آنها ارتعاش منفی میدهید وموارد نا خواسته را بیشتر جذب میکنید...
        هر کجا دیدید که مشغول به منفی پردازی میشوید بگویید "توقف " وشروع به گفتن عبارت تاکیدی مثبت با احساس خوب کنید..

        زندگی تمام چیزهایی را که برایت مهم جلوه میدهد را یکی یکی از تو میگیرد.
        و تو با چنگ و دندان و زحمت یکی یکی آنها را بدست آوردی و به آنها میبالی.
        اما زندگی برای وابستگی های تو اصلا ارزشی قائل نیست.
        زندگی برای باورها و اعتقادات و تمناهای تو نقشه ای دارد.
        یا رها میکنی تمامی چیزهای این جهانی را
        یا زندگی کاری میکند تا خودت تقدیمش کنی.
        هستند کسانی که تمام تلاششان را میکنند تا نگه دارند محصولاتشان را.
        همون چیزهایی که به آن مفتخرند و از آنها به خود میبالند.
        زندگی می‌ستاند ازت تک تک شان را.
        هر چه بیشتر وابسته باشی بیشتر درد میکشی.
        هر چه بیشتر بخواهی بیشتر باید ستیزه کنی.
        هیچ کس خام نرفته است ،زندگی نمیگذارد خام بیایی و خام بروی
        تو را میپزد و نرم میکند.
        با زندگی نمیتوانی دست و پنجه نرم کنی
        تو جزئی و برای کل نمیتوانی تصمیم بگیری.
        این کل است که برایت تصمیم میگیرد.
        تو فقط یک کار میتوانی انجام دهی.
        تسلیم بودن. رها کردن و لذت بردن.
        پذیرش رویدادها. بی واکنش بودن.
        انعطاف پذیری و نرم بودن.
        تمام هستی به این شکل هست.
        فقط تو متفاوت هستی!
        میپرسی چرا؟
        چون صدای سرت را بت کردی.
        چون صدای سرت اربابت شده.
        چون افکارت را جدی گرفتی.
        چون میخواهی بگی هستی.
        چون خودت را فکر میپنداری.
        چون از ارتعاش عشق زندگی محروم شده ای.
        چون خود را با نقشها یکی میپنداری.
        چون سخت و سفت و شکننده شده ای.
        چون چسبیده ای به صدای سرت و ولش نمیکنی.
        ول کن و به شیوه آبها زندگی کن.
        مانند آبها انعطاف پذیر باش
        آب را زندگی کن.
        آب که شدی زندگی میکنی.
        آب که شدی جاری میشوی.
        آب شو تا او بیاید.

        ارتعاش راز بزرگ عالم هستی است.
        درک قانون ارتعاش زندگی هر شخصی را تغییر می دهد و قدرتی جادویی به او می دهد.
        هرچیزی به زندگی تو وارد می شود ،دقیقا هماهنگ با حوزه ی ارتعاشی توست.


        وقتیکه واقعا توجه می کنید، همه چیز معلم و آموزگارت است.

        جاری باش لبخند بزن😊

        ‍ فكر ما در حال فرستادن امواج است...
        مانند امواج راديويي
        ، در حقيقت من چيزهايي را به خودم جذب ميكنم كه با ارتعاش ارسالي آنها يكي هستم...

        پس اگر در ترس يا جهل يا سرافكندگي باشي
        نميتواني چيزهايي با سطح فركانس بالاتر را جذب كني...
        با تغيير در حوزه فكري و ايجاد آرامش و همسويي با هستي همه چيز تغيير خواهد كرد...
        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۵۴
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        .:
        ‌چه اندازه
        زمان نیاز دارید
        تا بتوانید بگویید:
        دیگر_درد_نمی‌آفرینم؛
        دیگر رنج ایجاد نمی‌کنم؟"

        چه اندازه
        باید درد بکشید
        تا این امکان را برگزینید؟

        اگر_تصور_می‌کنید
        به زمان بیشتری نیاز دارید،
        زمانِ بیشتر و همچنین درد بیشتری در اختیار خواهید داشت،

        زیرا
        (زمان و درد)
        از یکدیگر جدایی ناپذیرند...

        اکهارت تله

        شمس گفت:
        نمیتوانم_بگویم_تقدیر_چیست اما میتوانم بگویم چه نیست.

        تقدیر به آن معنا نیست که مسیر زندگیمان از پیش تعیین شده است.

        به همین سبب این که انسان گردن خم کند و بگوید:

        چه_کنم_تقدیرم_این_بوده "

        نشانه جهالت است.

        اما انتخاب گردش ها و راه های فرعی در دست مسافر است.

        پس نه بر زندگی ات حاکمی و نه محکوم آنی.



        درد،
        محرک بزرگی
        برای فروریختن دیوارهایی‌ست که
        از رفتارهای قدیمی محافظت می‌کنند.

        درد،
        ما را به سفری
        برای اکتشاف درون می‌فرستد
        و به ما می‌آموزد
        که چگونه به تمامی وجودمان
        عشق بورزیم و پذیرای آن باشیم.

        درد،
        می‌تواند
        بزرگ‌ترین آموزگار شما باشد.

        درد،
        دوستی‌ست که
        به شـما می‌گویـد
        کدام بخش زندگی‌تان
        به توجه بیشتری نیاز دارد؛

        و تنها راه درمان، عشق ورزي به خود و پاكسازي درون است.


        ای تمامی دروازه‌های جهان
        مرا به بازیافتنِ فریادِ گم شده‌ی خویش مددی کنید....
        احمد شاملو

        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۷:۵۹
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        .:
        از ذهن به دل سفر کن
        و از هیاهو به سکوت
        تا زندگی را به گونه ای دیگر تجربه کنی
        سرشار از معنا و مفهوم
        عطر و زیبایی
        عشق و نور


        بہ خاطر داشتہ باش
        عشق ورزیدن بہ انسانے دیگر
        مانند ملاقات با خداوند است...
        ویکتور_هوگو

        عشق آن چیزی است که با آن به‌دنیا آمدیم، و ترس آن چیزی است که در این دنیا آموختیم. سفر معنوی عبارت است از دور افکندنِ ترس و بازگشت به عشق ..

        تک تک ما چون اثر هنری تمام نشده ای هستیم که خداوند در هر لحظه مشغول به کمال رساندن ماست.
        هر حادثه ای که برایمان رخ میدهد و هر جریانی که در زندگی با آن مواجه می شویم در جهت برطرف کردن نقص های ما طراحی شده. چون هدف از خلق اثری به نام بشریت بی نقصی و کمال است‌.

        ملت عشق
        الیف شافاک

        منیژه قشقایی
        چهارشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۱ ۱۸:۱۷
        به نام خداوند بخشنده مهربان

        .:
        زشت ترین نوع جامعه ان است که به تو نیاموزد خودت باشی این جامعه همه را رنجور میکند

        ‍ کیمیاگری
        تبدیل مس به طلا نیست، بلکه
        تبدیل جهل به آگاهی
        تبدیل نفرت به عشق
        و تبدیل غم به شادی است.
        پس...
        همه ما می توانیم با کلام زیبا
        کیمیاگر باشیم
        هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید.

        همه ما بارها این جمله را شنیده ایم که :

        «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟

        اما مرگ بدترین اتفاقی نیست که ممکن است برایتان رخ دهد…

        بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن،

        از درون بمیرید...


        خوشبختی چیزی نیست …
        که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ،
        خوشبختی کیفیتِ تفکر است ٬
        حالت روحی ست ؛
        خوشبختی ..٬
        وابسته به جهان درون توست …!
        دوموریه



        ارتعاش افکارت را بر مهربانی
        و لطافت کوک کن،چون تلالو آن همچون گردی براق و درخشان بر هرآنچه پیرامونت هست جلوه گری می کند و این زمزمه کائنات است...

        و او می تابدو ما می درخشیم

        آمین یا رب العالمین خندانک
        جواد کاظمی نیک
        جمعه ۵ اسفند ۱۴۰۱ ۱۶:۳۹
        دوردبرشما بانو قشقایی 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌻🌻🌻🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️🌻🌻🌻🌻🌻🌼🌼🌼🌼🌼🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🌻🌻🌻🏵🏵🏵🏵❤️❤️🍀🍀🍀🍀🍀🌷🌷🌷☘️☘️☘️☘️☘️☘️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️🍀🍀🍀🌷🌷🌷☘️🏵🏵🏵🌿🌿🌿💮💮💮🌺🌺⚘️⚘️⚘️⚘️🌻🍂🍂🍂🌼🌼🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🪴🌹🌹🌹🌹🌹🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🪴🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌵🌵🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻💮💮💮💮💮💮💮🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌻
        محمدرضا صدقی
        محمدرضا صدقی
        شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۲ ۲۳:۴۱
        درود استاد خسته نباشید

        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        🌹╬♥¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸🌹╬♥╬ ¸¸.•*´•.🌹.•`*•.¸
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0