سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 9 خرداد 1403
    22 ذو القعدة 1445
      Wednesday 29 May 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        چهارشنبه ۹ خرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        هیولا رو بغل کن
        ارسال شده توسط

        سحر غزانی

        در تاریخ : جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۲۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۰۲ | نظرات : ۱۸

        همه ی ما آدم‌ها حداقل محکوم به تحمل یک رنج بزرگ در زندگی هایمان هستیم
        برای این درد مثالی نمی‌زنم چون ممکن است یک نفر از دست دادن فرزندش برایش یک درد بزرگ باشد
        فرد دیگری از دست دادن پرنده اش...
        هرکسی عمیقا از یک موضوع خاصی ممکن است رنج ببرد و شاید آن موضوع از نظر ما بی اهمیت هم باشد
        اما برای آن فرد بزرگ هست و عذاب آور...
        پس باید در ابتدا بیاموزیم که رنج دیگران محترم است هرچند اگر برای ما کوچک و بی اهمیت و خنده دار باشد!
        من همیشه این جنس رنج ها را به یک هیولای بزرگ تشبیه میکنم
        در مواجهه با این هیولا دو دسته آدم داریم :
        دسته ی اول سعی میکنند هرطور که شده هیولا را از بین ببرند و با او بجنگند
        خب نمیشود...
        هیولا بسیار و بسیار از شما قدرتمند تر است و کسی که شکست خواهد خورد شما هستید
        بعد از مدتی در اثر دشمنی با آن هیولا ،آنقدر به شما آسیب میزند تا از پا در می‌آیید(افسردگی،اضطراب،خودکشی و..)
        دسته ی دوم سعی میکنند هیولا را دوست داشته باشند و با او دوست شوند و در اینجا هیولا (رنج)را ،رام خودشان میکنند
        و آن را به عنوان بخشی از زندگی‌شان میپذیرند
        هیولا با این دسته از آدم ها کاری ندارد و در کنارشان آرام زندگی میکند و اذیتشان هم نمیکند
        رنج هایتان را به جای سرکوب بپذیرید
        فکر نمیکنم هیچ آدمی وجود داشته باشید در زندگی اش بدون مشکل باشد
        به قول شاعر :
        مطلبی گر بود ز هستی همین آزار بود
        ور نه در کنج عدم ،اسودگی بسیار بود
        #سحر_غزانی

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۹۷۷ در تاریخ جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۲۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0