سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 19 آذر 1401
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
18 جمادى الأولى 1444
    Saturday 10 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۹ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      هم نشینی الهام بخش
      ارسال شده توسط

      علی احمدی (حادثه)

      در تاریخ : يکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۵:۱۷
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۶ | نظرات : ۹

      گوناگون ( عمومی ، عشق ، دروغ و صداقت ، عقیدتی ، الهی  و ...)
      صداقت راستی گفتار شما نیست 
      درستی کردار شما می باشد
      *     *     *
      دروغ به معنی گفتن حرف ناراست نیست
      به معنی نگفتن حرف راست می باشد
      *     *     *
      تعصّب در هر حالتی نشانه عدم 
      آگاهی شخص نسبت به موضوع می باشد
      *     *     *
      نادان حرف های قشنگ می زند و 
      دانا قشنگ حرف می زند 
      *     *     *
      ناراحتی کسی از عمل شما معمولا 
      بیان گر انجام مکرّر آن عمل توسط 
      خودش می باشد
      *     *     *
      نه چوب استاد گل است
      نه آسمان همه جا یک رنگ
      و نه پول کثیف است
      هدف این است عدّه ای معدود از 
      زندگی لذّت ببرند نه همه آدم ها 
      *     *     *
      فرق است میان آدمیّت و انسانیّت 
      آدم چیزی است که می آییم و 
      انسان چیزی است که باید بشویم 
      *     *     *
      نیاز نیست بر سر اثبات وجود خدا بجنگید
      کافی است ریشه وجود خود را ثابت کنید 
      *     *     *
      حق نه دادنی است نه گرفتنی 
      آنچه می دهند و می گیرند کالا می باشد
      هیچ حقّی از اصل خویش جدا نمی گردد
      *     *     *
      وقتی کسی بر درستی کلامش اصرار کرد 
      احتیاطا به نادرستی آن یقین کن
      *     *     *
      آنقدر برای زندگی دویدیم که
      یادمان رفت زندگی کنیم 
      *     *     *
      ما با ضریب شانس یک در یکصد میلیارد 
      ( انعقاد نطفه ) تنها معجزهٔ جهان هستیم
      و افسوس همواره دنبال معجزه می گردیم
      *     *     *
      کودکی را با نفرت طی می کنیم تا به نوجوانی برسیم
      نوجوانی را در عطش تکامل جوانی هدر می دهیم
      جوانی را در حسرت میانسالی سپری می کنیم
      و میانسالی را در انتظار پیری می گذرانیم 
      و در پیری به جستجوی کودکی هستیم
      افسوس
      *     *     *
      عقیده ات را در خودت رُشد بده 
      عقلت را در دیگران
      *     *     *
      کسی که در راه عشق به شما می گوید
      بیشتر فکر کن ، یا دل ندارد یا عاشق نشده
      *     *     *
      صبر به معنای تحمّل شرایط نیست
      به معنای پذیرش آن است
      *     *     *
      عاشق کسی است که همه عمر آماده باشد
      زیرا می داند هیچ معشوقی راز دیدار را فاش نمی کند
      *     *    *
      افرادی که عاشق گل و گیاه هستند 
      هم عمر بیشتری می کنند و هم 
      قابل اعتماد تر هستند 
      *     *     *
      صد برابر بیشتر از دروغ 
      کاربرد موزیانه صداقت نابودمان کرد
      *     *     *
      بر خلاف عقیده عموم عشق جادّه ای
      یک طرفه است . دو عاشق جذب
      یکدیگر نمی شوند 
      *     *     *
      هر چه بیشتر نسبت به عزیزانتان حسّ تملک کنید
      به همان اندازه تعلق شما از بین می رود 
      *     *     *
      برای عاشقی دنبال دلیل نباش 
      و برای دوستی بی دلیل نباش
      *     *     *
      به میزان تنفّرمان از دروغ 
      با صداقت فاصله داریم
      *     *     *
      اگر تردید داری عقیده ات درست است یا غلط
      ببین باید از آن دفاع کنی یا نه ؟
      آنچه درست باشد هیچ نیازی به دفاع ندارد
      *     *     *
      در اوج نیاز ناز کن نه خواهش 
      خواهی دید گره کار تو گشوده می شود
      *     *     *
      عبارت معمول درست می شه
      ریشه در توّهم ما دارد 
      هیچ چیزی در هیچ کجا درست نمی شود
      مگر اینکه درستش بکنی
      *     *     *
      (همچنین عبارت نابخردانه یک روز خوب می آید
      هرگز یک روز خوب نخواهد آمد بلکه
      یک روز خوب را باید بسازی )
      *     *     *
      مُردن تقدیر است نیاز به آموختن ندارد
      زندگی آموز که بی اندازه غنیمت است
      *     *     *
      آشفته ام در میان مردمی زندگی می کنم که
      پول را کثیف می خوانند و تمام لحظه لحظه 
      زندگی فقط و فقط و فقط به دنبال پول هستند
      *     *     *
      به گمانم ما در برزخ بودیم و دنیا  
      جهنمی است که به آن وارد شدیم 
      می ترسم بهشت فریبی باشد تا
      سوزش جهنّم دنیا بر ما سهل گردد
      *     *     *
      دوزخی آکنده از شراب خواران 
      و بهشتی مملو از شراب ناب
      در عجبم که آیا گناه 
      جغرافیا دارد؟
      *     *     *
      در خون و فریاد و وحشت به دنیا آییم
      و قلبی به ما حیات می دهد که در خون می تَپَد
      شک دارم به پایان این آغاز خونین
      *     *     *
      عشق را تجربه کن نه تعریف
      عقل را فوران کن نه پنهان
      و عقیده را انبار کن نه بیان
      *     *     *
      مزد عمری وفاداری عاشق 
      هوسرانی با حوریان و 
      پاداش عمری پاک دامنی معشوق
      هوس رانی با غلمان ؟ همین ؟
      یک جای کار می لنگد
      *     *     *
      آنکه تهدیدت می کند می داند
      از شما ضعیف تر است
      آنکه تحقیرت می کند می داند
      دانش شما بیشتر است
      و آنکه غیبت شما را می کند
      می داند که در بزرگی شما 
      حقارت خودش به چشم نمی آید
      *     *     *
      به چیزی که باید بر سر آن بجنگید
      عقیده نگویید ، آن احتمالا یک توهّم است
      *     *     *
      آنچه ما را سرزنش می کند وجدان نیست
      وجدان تنها به ما آگاهی می دهد
      آنچه شما را سرزنش می کند همان حسی است
      که شما را تشویق به ارتکاب آن عمل نموده است 
      که تعریف اعتقادی آن نفس است  که از 
      منظر علمی به آن لذّت طلبی می گویند 
      *     *     *
      مرسوم شده عدّه ای برای دفاع از عقیده
      می گویند علم چیزی برای گفتن ندارد
      و یا محدود است . باید عرض کنم
      علم ناقص نیست مغز خاک گرفته 
      بعضی آدم ها جایی برای یادگیری ندارد
      علم بالاترین معیار سنجش جهان هستی است
      چرا که تمام جهان اعتقادی این افراد را 
      اصول علمی شکل می دهد . این ما هستیم
      که به آگاهی خود در باره ناشناخته ها 
      نمی افزاییم . به همان دلیلی که میلیون ها چیز
      مجهول امروز به مدد علم برایمان عادی است
      باقی موارد نیز روشن می گردد . وقتی پدیده ای
      ناشناخته را می بینید بدانید ناشناخته بودن خودش
      تعریف علمی است و وقتی معمایی وجود داشته باشد
      قطعا و بی هیچ تردیدی پاسخ نیز وجود دارد . جهل 
      و نادانی خود نسبت به پاسخ ها را در نقصان علم
      پنهان نکنیم 
      *     *     *
      عشق را کشک می خوانیم 
      حسّ عاشقانه را ننگ می دانیم
      و با اصرار عجیبی انکارش می کنیم
      و به این حماقت خود افتخار هم می کنیم
      و بدتر اینکه دشمنی را جار می زنیم 
      و به این جهل اخلاقی نیز افتخار می نماییم
      و مدّعی هستیم کسی نمی فهمد عشق چیست
      *     *     *
      اگر با خودت صادق باشی اعتراف می کنی
      که قالبا اسیر صفاتی هستی که همواره 
      نزد دیگران از آن صفات ابراز 
      تنفّر می نمایی
      *     *     *
      درد ما نتوانستن نیست 
      در واقع نخواستن است
      *     *     *
      هرگز آرزوی موفّقیّت مکن 
      با این کار پذیرفتی که موفّق نیستی
      *     *     *
      از کسی که مهر و محبتش در حق شما را
      مرتب به زبان می آورد دوری کنید 
      او عاشق نیست کاسب است و چون
      سود محبتش را از شما نگرفته 
      اعتراض می کند 
      *     *     *
      به تنبلی : حکمت 
      به تلاش : رحمت
      به درامد : قسمت
      و به ناکامی : ذلّت
      می گوییم و کلّا
      چیزی به ما مربوط نیست
      *     *     *
      ما به دنیا نیامده ایم که 
      بجنگیم و بمیریم
      آمده ایم که :
      حقیقت ها را به واقعیت ها
      بدل سازیم 
      *     *     *
      عجیب است 
      همواره دنبال نقاط ضعف هستیم
      و همواره از نقاط قوّت ضربه می خوریم
      *     *     *
      بزرگ ترین ظلم در حق آدم
      پیدایش واژهٔ گناه بود 
       لکن پاسخ این پرسش
      هیچ گاه یافت نشد که 
      این گناه از چه منبعی صادر شده
      که ما مرتکب آن می شویم ؟
      *     *     *
      بهترین پیروزی برای من
      باختن در برابر سپاه لبخندت می باشد
      ای همه وجودم بی رحمانه بتاز
      تار و مارم کن ای عشق
      *     *     *
      هر چه یقین شما در امری بیشتر شد
      به درستی آن بیشتر شک کنید
      *     *    *
      سر در گم شدم از خدایی که 
      ما را برای سیبی از بهشت راند
      و سالهاست تلاش می کند ما را 
      به باغ سیب بهشت باز گرداند 
      *     *     *
      ما زنده از آنیم که با عشق بمیریم
      فرزند جنونیم و تعقل عدم ماست
      *     *     *
      هرگز :
      سر سپردهٔ دل سپردگان
      و وابستهٔ دل بستگان 
      مشو
      *     *     *
      با اینکه شبیه رویاهایمان می شویم
      همواره منطقی زندگی می کنیم
      *     *     *
      اسیدی که یک عمر خوراک تو را هضم می کند
      پس از مرگ خودت را نیز هضم خواهد کرد
      درس بزرگی دارد این موضوع 
      *     *     *
      اگر کسی از معشوقه سابقش بدگویی کرد
      به معشوقه وی خبر دهید که او هنوز هم
      دوستشششششششششش دارد
      *     *     *
      استاد چوب دارد
      خدا ترس دارد
      زندگی غم دارد
      قبر فشار دارد
      آخرت وحشت دارد
      لعنت به توهّم آدم که
      تمامی ندارد
      *     *     *
      من فکر می کنم که ما خودمان را 
      به خواب هم نزده باشیم 
      چون چه خواب باشیم و چه
      خود را به خواب زده باشیم 
      با درک یک خطر یا فاجعهٔ بزرگ
      سریعا به خود می آییم 
      متاسفانه در برابر بعضی فجایع خفّت باری
      که بر سرمان می آید کاملا بیداریم و درک می کنیم
      و هیچ واکنشی نشان نمی دهیم مانند یک مرگ مغزی
      *     *     *
      خطر همواره سر راه کسانی است
      که احتیاط می کنند 
      *     *     *
      هوش انسان با یک کپک مُخاطی تفاوت چندانی ندارد
      ولی ما هنوز میان زن و مرد هم فرق می گذاریم
      درود می فرستم به کپک
      *     *     *
      خطرناک آموزهٔ من در زندگی 
      مبحثی به نام قداست بود 
      هیچ چیز مقدسی وجود ندارد
      چیزی که هست هست دیگر
      احتیاجی به تقدس ندارد 
      قداست فقط برای تحمیق و 
      سر کیسه کردن توده ها 
      اختراع گردیده است
      *     *     *
      هنگام شادی اگر اشک ریختی
      تفاوت میان 
      غم و دلتنگی را 
      خواهی فهمید 
      *     *     *
      گاها در زندگی همه ما پیش آمده که
      تلاش هایمان برای هدفی به نتیجه نرسیده است
      با مثالی توضیح می دهم :
      تلاش شما برای مداوای یک بیمار وقتی 
      ممکن است که او زنده باشد
      وقتی مُرد نیاز به دعا  و تلاش شما ندارد
      باید دفنش کنید 
      *     *     *
      یک راز پنهان در روابط دختر و پسر :
      در دوران آشنایی 
      دختر خانم ها دوری کنید از پسری که
      در بارهٔ روزمرّهٔ زندگی سخن نمی گوید
      و همواره به بهانه های مختلف 
      عجله دارد 
      و آقا پسر ها
      دوری کنید از دختری که
      مرتب از روزمرّهٔ زندگی حرف می زند
      و شتابی در اعمالش نیست 
      *     *     *
      دوستی از من پرسید :
      آیا دین با علم در تضاد است ؟
      گفتم صد در صد 
      گفت : این چه حرفیه مرد حسابی 
      اگر دین نباشد پس بگو ببی.....
      حرفش را قطع کردم و گفتم :
      می بینی ؟؟؟ 
      تا حذف شد باران سوالات تو باریدن گرفت
      *     *     *
      آدمی جای آنکه با لذّت زندگی کند
      و این نقد موجود را پاس بدارد
      در طول زندگی تمرین مرگ می کند
      و با شوق نسیهٔ فردا نقد امروزش را 
      تباه می سازد . بگذارید خیالتان را راحت کنم
      شما اگر جهان را بی ارزش و پوچ می دانی 
      و نمی توانی در فرصتی که داری مفهوم والای
      زندگی را در یابی بی تردید فهم مرگ برایت
      توهمی بیش نخواهد بود 
      *     *     *
      آنچه نمی دانید فقط عدم آگاهی شماست 
      نه جهل شما
      آن ضرورتی که نمی خواهید بدانید سبب
      جهل شما می گردد
      *     *     *
      موجودات مظلومی هستیم
      زادهٔ تخیّل
      در بند تذکّر
      با حسّ تنفّر
      محکوم به تفکّر
      مجبور به تعهّد
      مدفون به توهّم 
      می باشیم
      *     *     *
      تفاوت های ما با یکدیگر 
      مهمترین عامل تداوم حیات است
      و ما ابلهانه همه عمر می جنگیم
      که با هم به توافق برسیم
      حرکت مخالف جهت دو بال پرنده
      تنها عامل تداوم پرواز است
      تضاد و حتی درگیری میان دو چرخ دنده
      است که همواره درستی زمان را نشان می دهد
      خیلی مایلم بدانم کی با اندیشه آشتی می کنیم ؟
      *     *     *
      ترسناک ترین احساسی که در همه 
      عمر تجربه کردم این بود :
      عاشق زندگی کردن 
      متنفر از زنده بودن
      *     *     *
      بشر تنها موجودی است که دانسته خطا می کند
      و از خطای خود با علم به خسارتش لذت می برد
      و تنها موجودی است که پس از آن بلافاصله 
      پشیمان می گردد و عهد می کند که تکرارش ننماید
      و سپس باز عهد می شکند و باز لذت می برد وباز
      و باز و باز ...........شگفتا
      گمان کنم اشرف اعجوباتیم نه مخلوقات 
      *     *     *
      چه فاجعهٔ دل خراشی است اینکه آدم وقتی
      بنای دشمنی با کسی می گذارد از هر ابزار و امکاناتی
      و از هر راه و بیراهی با تمام قوا دشمنی اش را 
      فریاد می زند لکن حاضر است بمیرد ولی عشقش را
      به طرف مقابل ابراز نکند و با تمام قوا این خواستهٔ
      پاک قلبی خود را انکار می کند و خود را مبرّی از 
      عاشق شدن و محبّت کردن می داند و شوربختانه
      به چنین ننگی هم می بالد
      *     *     *
      در طول تاریخ عمده اسکلت ها ،
      ابزار و دارایی ها و حتی نقاشی های
      کشف شده از آدم ها توسط باستان شناسان
      حاکی از قتل و جنگ و ترس و جنایت 
      گزارش شده است ، دریغ از دو اسکلتی که
      در آغوش هم لب بر لب و روی در روی 
      مرده باشند ، البته این مصیبت بشر است 
      امّا فاجعه اینجاست که هنوز هم ارزش های 
      ما آدم های مثلا مترقّی مانند همان دوران 
      سیاه ماقبل تاریخ است . خطا خواندن کاری که
      آلت جُرم آن به صورت طبیعی در ما نصب شده است
      یعنی یک توهّم زننده حالا با هر تعریف و توضیحی 
      که می خواهد باشد باشد 
      *     *      *
      همه گفتند که دل نیست پیراهن تن
      لیک اندازهٔ یک پیراهن ، دل اگر ارزش داشت
      وقت دادن شرط می شد که نمی گیریم پس 
      *     *     *
      آزار کسی تو را آرام
      پُر کردن کسی تو را خالی
      و تخریب کسی تو را آباد نمی کند
      *    *     *
      نقض قانون اداره = توبیخ
      نقض قانون مدرسه = تنبیه
      نقض قانون کشور = زندان
      نقض قانون همسر داری = جدایی
      حتّی نقض قانون الهی = سوختن است 
      ولی نقض قانون علمی = اخذ جایزه نوبل 
      زیباترین داشتهٔ ما سلامتی و عشق و این
      چیزها نیست . علم است علم است و علم 
      عاری از هر تنش و حرف مفتی 
      *     *     *
       تلخ ترین صفاتی که در زندگی دیدم :
      دیده هایمان را غلط می دانیم 
      نادیده هایمان را می پرستیم
      برای غرایزی که ارادی نیستند
      قانون معین می کنیم 
      و برای افکار و اعمال تحت کنترل
      خود هیچ قانونی نداریم
      علم خود را می فروشیم و 
      جهل خود را تحمیل می کنیم
      به شنیده های سطحی خود بدون اطلاع
      ایمان داریم و بارها به ایمان خود شک می کنیم
      و باری دیگر به شک هایمان ایمان پیدا می کنیم
      از آنچه می دانیم سخن نمی گوییم و در خصوص 
      آنچه هیچ چیزی در موردش نمی دانیم اظهار نظر
      می نماییم . خود را اشرف مخلوقات می دانیم و
      از طرفی موجودی سراپا خوف و خطا و خطر و آفت
      گوش های ما تنها برای شنیدن چیزهایی خیلی ضروری
      کاربرد دارد و در عوض زبانی که وظایف اصلی اش 
      چیز دیگری است را اختصاصی به فک زدن مشغول
      می کنیم . حتی در توالت ، وقت غذا خوردن ، وسط
      عبادت ، در بستر خواب و گاها در بستر ..... و راه 
      داشته باشد در خواب هم یک ریز حرف حرف حرف
      دنیا را پوچ و بی رحم خوانده و دگر بار با عظمت 
      و بی انتها می دانیم و جالب تر از همه اینکه 
      معتقدیم یک خدای بی انتها و نامحدود ما را شدیدا
      محدود خلق کرده است با عقلی کوتاه و علمی 
      ناقص و نفس لذت جو . یعنی معتقدیم خدا قادر
      مطلق است ولی توان این را نداشته که ما را قادر 
      به درک خودش نماید . در آخر در اوج یاس و 
      ناامیدی به طور مسخره ای به هم امید می دهیم 
      و می میریم و طرف بدبخت می شود و باز او هم 
      احمقانه به دیگری امید واهی می دهد و می میرد و باز 
      و باز و باز ..........جوری از بهشت سخن می گوییم
      که گویی ساکن آنجا بودیم . ولی نود درصد همین جهان
      خودمان را نمی شناسیم و ده درصد دیگر را هم نمی فهمیم 
      از این گونه آدم ها اگر روزی بتوانم انتقاد کنم خواهم
      گفت : التماس می کنم لااقل به این توهمات پوچ و 
      ضدّ شعور عقیده گویید ممنون می شوم 
      *     *     *
      پایان 
      تالیف : بابک حادثه
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۵۳۷ در تاریخ يکشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۱ ۰۵:۱۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0