سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        افسانه گالوس
        ارسال شده توسط

        اصغر محمودی( مور )

        در تاریخ : ۲ هفته پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۶ | نظرات : ۵

        هزاران سال پیش از این سرزمین پارسیان ، سرزمینی که همواره سرسبز و خرم بود و مردمانش در صلح و صفا زندگی می کردند مورد هجوم ارتشی خونخوار و تا دندان مسلحقرار گرفت . هر ارتشی یا پهلوانی پیش رویشان قرار می گرفت نابود می شد و از بین می رفت .‌شهرها به ویرانه تبدیل می شد و مردان و زنان به بردگی گرفته می شدند .‌فرمانده این ارتش ، فوگان نام داشت .‌فرمانروایی بی رحم و خون ریز .‌فرمانروایی فناناپذیر . شرور و ظالم .‌طی چند سال تمام سرزمین پارسیان به دست فوگان افتاد .‌
        روزگار در ایران باستان می گذشت و هیچ کس و هیچ قومی نمی توانست سرزمین نیکی را که حال به سرزمین شر و پلیدی تبدیل شده را از دست فوگان نجات دهد . 
        روزی فراتاگون جادوگر دربار فوگان هراسان وارد دربار شد تا خبری را به فوگان دهد .‌
        فوگان : چه شده فراتاگون‌.چرا مضطربی ؟! 
        فراتاگون‌: فرمانروا چیزی دیدم که شما را هم نگران می کند . 
        دستان فراتاگون‌می لرزید و ترس در چشمانش نمایان بود .‌رو به تریتی همسر و مشاور فوگان کرد و خطاب به فوگان گفت : دیدم که جنگجویی جوان با چشمانی آبی شما را به قتل می رساند .‌
        با شنیدن این جمله لیوان تریتی از دستش افتاد .‌
        تریتی : چگونه ممکن است .‌فرنانروا فناناپذیر است و هیچ سلاحی به او کارگر نیست .‌هذیون می گویی .‌
        فوگان‌که از فناناپذیری خود مطمئن بود به فراتاگون نزدیک شد و بعد از خنده های بلند خود به جادوگر گفت : دیوانه شده ایی . دیگر قدرتت را از دست داده ای . 
        فوگان‌رو به فرماندهان لشگرش کرد و گفت : این زن عقلش را از دست داده . دیوانه شده است . 
        ارتان‌یکی از فرماندهان لشگر رو به فراتاگون گفت : فرمانروا فوگان جاودانه است و هزاران سال حکومت می کند . جاودانه فوگان . جاودانه فوگان . 
        دیگر فرماندهان همصدا با ارتان فریاد می زدند . جاودانه فوگان . جاودانه فوگان‌. .....ادامه دارد ...
        مور 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۱۰۸۷ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        ۲ هفته پیش
        درود برشما جناب محمودی عزیز
        بسیار عالی وزیبا بود
        وجالب خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        اصغر محمودی( مور )
        عرض ادب و احترام .
        سپاس .‌
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۲ هفته پیش
        درود فراوان بر جناب محمودی بزرگوار
        بسیار
        زیبا
        بود
        سال نو‌مبارک خندانک
        اصغر محمودی( مور )
        درود و ادب .
        سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک .‌
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0