شنبه ۹ فروردين
اشعار دفتر شعرِ 1 شاعر (بهارنارنج)
|
|
عمری ست
من آدم دنیای توام
تو خالق دنیای دلم
من دربند ویرانگی م
تو آزادی به ویرانی م
|
|
|
|
|
خسته ای ولی جای خواب نداری
ای انسان آواره مگر خانه نداری؟
میدانم که سخت میان چهار راه زندگ
|
|
|
|
|
پای قرارت بودم
سر به فرار گذاشتی
در من و بر حضورم
حکم جفا گذاشتی
دردی جز این ندارم
حسرت دیدنت
|
|
|
|
|
من تو را از دست رفته می دانم
یا تو به دست آمدی
و من گم شدم؟
|
|
|
|
|
به روی خاک تنم زخم زدم با دل تو
شک ندارم که همین زخم شود چاره ی تو
تو که با زخم دلت غرق به خونم کر
|
|
|
|
|
عشق
قدرت کاذبی ست
که هر کس را وسوسه
به نابودی و فتح یک قلب می کند.
|
|
|
|
|
بهار فصل اندوه باری ست
چرا که شکوفه های گیلاس روی زمین می افتند.
|
|
|
|
|
بعد از تو
به دنبال فراموشی یک سایه م
بی انکه بدانم کجای این تاریکی سهم دارم.
|
|
|
|
|
ما
از آن دسته انسان هایی هستیم که
حاضریم هزار بار
زندگی را با درد بنویسیم
حتی
یک بار ه
|
|
|
|
|
به یادت
چشمانم دنیا را آب می دهند
چتری که بهانه ای ست خیس شدنی
برای هوای بارانی.
|
|
|
|
|
یک آرامش همیشگی برای تو
قصه ای ست ابدی
به امید روزی که
پای هر عکست از دوربین
بنویسم:
|
|
|
|
|
تنها گره ای ست در زندگی
بافتن موهایم
به دستان تو
که نمی خواهم باز شود
مادر.
|
|
|
|
|
به یاد دبیر اول ابتدایی م
دست هایم تهی ست
ولی تهی از عاطفه نیست
اگر این دست تهی ست
|
|
|
|
|
حال این روزهایم
شبیه شمعی ست درون یک گلدان
به سردی خاطراتت
تا به انتها نرسد
خاموش نمی
|
|
|
|
|
انتهایِ کاش گفتن هایت
سه نقطه ای هستم
بی تکرار
تا امتدادِ آرزوهایت هم به من برسند.
|
|
|
|
|
باران
عشق بازی زمین ست و آسمان...
|
|
|
|
|
کوه
پشتت فقط
به غروب خورشیدی گرم ست
که هر شب
در تاریکی ش غرق می شوی.
|
|
|
|
|
زمستانی شدم
از دوست داشتنت
میانِ شاخ و برگ پاییزیِ تنم
هر بار با آمدنت
یک شاخه بی برگ و
|
|
|
|
|
خدایا
عشق را به بازی گرفتیم
رویِ زمین خاکی ت
بی خبریم
قلبی از خاک دادی
عشقی مملو از ن
|
|
|
|
|
نقطه ی مقابلِ شب است
لبخندِ ماه
وقتی به تماشای من و ت
|
|
|
|
|
با هر بار قدم زدن در رویا
یک روز از دنیا را خط زدیم
فردا صبح
خورشید به همه می گوید
من و
|
|
|
|
|
نمی دانی
به هر قطره از باران
چه می گذرد
وقتی
پای حقیقت دریایی ش هستی
و
سنگ پرت می
|
|
|
|
|
هر شب
سازِ تکرار می نوازد
زمان
روی دیوار فرسوده ی خانه ما
به وقت ندیدنت.
|
|
|
|
|
شاید
قد دوست داشتنم به دستهایِ تو نرسد
خودت سکه ی عشق را رو کن
میان فاصله هایی که
ق
|
|
|
|
|
می ترسم
دور اسمت خط بکشم
مدار چرخش دنیا شود.
|
|
|
|
|
راه رفتنمان که نیاید
اشتباهی به صف می شویم
|
|
|