سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

دوشنبه ۱۸ فروردين

صفحه رسمی شاعر بهمن بیدقی


بهمن بیدقی

بهمن بیدقی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
شنبه ۸ بهمن ۱۳۴۵

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸

شغل

:
مهندس عمران

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
طراحی - نقاشیخط - صنایع دستی چوبی شامل نقش برجسته و مجسمه - نقاشی رنگ روغن -عکاسی- سرودن شعر - نوشتن داستان کوتاه

امتیاز

:
۱۰۵۲۲
تا کنون 342 کاربر 1502 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
برای مشاهده ی آثار هنری دیگر (ازجمله طراحی ، نقاشی ،خط ، صنایع دستی )درصورت تمایل میتوانید به گوگل و وبلاگ اینجانب در سایت صدهنر مراجعه فرمائید . یا اینکه درگوگل به فارسی بهمن بیدقی را تایپ فرمائید

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

تاریکخونه ی عکس شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

تووی تاریکخونه ی عکس دنبال عکسایی ام که ایامِ قدیمو یادم میاره ...
ثبت شده با شماره ۱۳۵۶۹۹ در تاریخ چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۳ ۰۷:۰۸    نظرات: ۹

خوبه بعد ازاینهمه سرسام ،  ...
ثبت شده با شماره ۱۳۵۶۸۱ در تاریخ سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۳ ۰۶:۰۲    نظرات: ۱۴
ساقی ساقی یادم کن شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

ساقی ساقی یادم کن ! حتی دربین صعود  ...
ثبت شده با شماره ۱۳۵۶۵۶ در تاریخ دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ ۰۵:۵۸    نظرات: ۱۰
بدون هیچ مارش شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

به همین خیال باش !  ...
ثبت شده با شماره ۱۳۵۶۲۹ در تاریخ يکشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ ۰۵:۵۰    نظرات: ۶

گُل نشانِ عشق من بود ...
ثبت شده با شماره ۱۳۵۶۰۵ در تاریخ شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳ ۰۵:۴۸    نظرات: ۶

مجموع ۱۶۷۳ پست فعال در ۳۳۵ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر بهمن بیدقی


انجمن دختران خَیّر
 
موبایلمو که روشن کردم یه پیغام ، لحظه ای اومد و غیب شد . درطول این یه لحظه ، اسم دوستمو دیدمو آخرِ پیغام ، کلمه ی " پیوست " رُو . توویه لحظه فکرم هزارجا رفت ، گفتم
يکشنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۳ ۰۵:۱۷    نظرات: ۲

مسبب
 
" او" داشت با یه نفر صحبت میکرد ، شِکوه داشت ازاینکه یه مدتیه خوابِ درست درمونی نداره . طرف به شوخی گفت : لابد عذاب وجدان داری ؟ او با تغیر گفت : چیکارکردم مگه ؟
این موضوع گ
يکشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۳ ۰۳:۴۸    نظرات: ۶

عشقِ مادر
 
از راهروی بیرون از درب آپارتمانش ، صدایی شنید .
ازچشمیِ درب خواست نگاهی به بیرون بیندازد ، که احساس کرد ، کسی چشمش را نزدیک کرده به چشمیِ در.
او که بود ؟ نمیدانست
سه شنبه ۲۰ شهريور ۱۴۰۳ ۰۳:۰۵    نظرات: ۲۰

آئینِ جان
 
علیرغم مشکلات ، همه چیز دراین عالم بدانگونه که باید ، بوقوع می پیوندد .
تسلیم رفتاری ست که ازتواضع نشأت میگیرد. پذیرش اینکه زندگی رازیست که اعماق آنرا ذهن انسان ، قادر
پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳ ۰۳:۱۸    نظرات: ۰

همینطور هِرتی ؟
 
مارمولک به مورچه گفت : بیا بریم یه گشتی باهم بزنیم .
مورچه نگفت ما که باهم سنخیتی نداریم ، فقط گفت : می بینی که من دائم مشغول به کارم
مارمولک گفت : از اداره
شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ ۰۳:۱۰    نظرات: ۰
مجموع ۱۵۰ پست فعال در ۳۰ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
2